ادامه کار روحانی تا سال 1400 به مفهوم تحویل یک دولت ورشکسته فاقد سرمایه مالی سیاسی اجتماعی و اعتماد ملی به رئیس جمهور بعدی خواهد بود نه سرمایه مالی که یک خزانه خالی با هزاران میلیارد تومان بدهی مالی و همینطور ورشکستگی سرمایه های اجتماعی ملت ایران نتیجه ادامه کار روحانی خواهد بود.
این نتیجه یک بررسی مالی سیاسی تحلیلی و کارشناسی است نه یک خصومت جناحی سیاسی یا حتی حدس و گمان خالی.
این پاراگراف عینا مانند این است بگوییم دو ضرب در دو می شود چهار تا لاجرم هیچگاه کمتر یا بیشتر نخواهد بود.
اگر چه من با دولت روحانی مخالفم اما این موضوع بررسی وضعیت کشور است و ربطی به موافق یا مخالف ندارد.
در این وبلاگ با عمر نزدیک به 3 سال خودش بیش از بیست مطلب مهم را پیش بینی کردم حتی یک مورد نمی توانید پیدا کنید که به وقوع نه پیوسته باشد.
حتی بعضی بسیار زودتر از تاریخ تخمینی رنگ واقعیت گرفت .
برای نمونه در مهرماه سال 1396 پیش بینی کرده بودم در پایان هشت سال رئیس جمهوری روحانی بدهی دولت از 2000 میلیارد تومان فراتر خواهد رفت در راهبرد 73 اینک نزدیک 18 ماه به پایان دولت روحانی باقی است اما هم اکنون دولت این سقف را پر کرده است.
حالا پیش بینی اینکه دولت سر به سلامت ببرد برای کشور بهتر است یک خیالی پیش نیست .
اولین شگرد استکبار در کشورهای که منجر به برکناری دولت شده است اینست که از تشکیل دولت جدید جلوگیری کند؟
اما ما می توانیم قبل از برکناری دولت روحانی دولت جایگزین کاندید و بلافاصله دولت جدید تشکیل دهیم.
روحانی همانند ماشینی که ترمز بریده است دارد به سمت نابودی حرکت می کند ؟
هر روز هم به سرعت آن افزوده می شود.
هم روحانی هم اعضاء کابینه او تسلیم شرایط شده و همانند تکه چوبی روی سیل دارند به سمت دریا می روند.
هر چه دولت روحانی اعلام می کند سراب است دروغ از روی ناچاری است برای خرید زمان است؟
دولتی که در عمر شش سال هشت ماه خود یک آجر روی آجر نگذاشته است چگونه می خواهد در 18 ماه آینده 130000 یکصد سی هزار کارمند صاحب خانه کند؟
در حالیکه دولت حداقل چهار سال تحریم شدید اقتصادی نداشت و فروش نفت بالا بود.
اینک با عدم فروش نفت با تحریم شدید با کسر بودجه بالای 30 درصد چگونه می خواهد خانه بسازد آن هم بالای یکصد هزار عدد.
پس ثبت نام برای مسکن فقط بلوفی است نشدنی شاید هم دولت به کلاه برداری بساز بفروش ها رسیده که پول جمع می کردند برای تحویل واحدهای در حال ساخت بعد هم متواری می شدند؟
این بلوف ها سرمایه حکومت را بر باد خواهد داد همه اعتماد ملی را از بین خواهد برد.
روحانی مانند ترامپ صبح تا شب مشغول دروغ گویی در مقابل ملت است این واقعا" جای باز خواست دارد.
آقا چرا داری سرمایه های ملی را آتش می زنی چرا اعتماد مردم به جمهوری اسلامی ایران داری نابود می کنی؟
خسارت این نابودی آبرو بسیار بیشتر از تحریم و ضرر اقتصادی فروش نرفتن نفت است.
ما در اقتصاد داریم سالی بیش از 100 میلیارد دلار از دست می دهیم؟
اما در قضیه آبروی دولت این خسارت به سالی هزار میلیارد دلار هم می رسد.
روحانی وقتی دولت را تحویل خواهد داد که هیچ چیز باقی نمانده هیچ دولت و هیچ شخصی دیگر نمی تواند دولت را اداره کند ؟
نه اصلاح طلبان نه اصول گرایان آبروی اجتماعی و سیاسی لازم را نخواهند داشت .
شاید هم هیچ آبروی سیاسی برای برگذاری انتخابات باقی نمانده باشد؟
اصلا فرصت سوزی سرمایه سوزی آبرو سوزی روحانی به قدری شدید و روز به روز بیشتر دارد می شود که شاید قبل از اتمام زمان پایان کار روحانی همه چیز خاتمه پیدا کند.
یک ماه قبل از شروع شورش آبانماه 98در یک مقاله نسبت به شروع نا امنی در ایران هشدار شدید دادم کسی آن را جدی نگرفت؟
امروز هم یک هشدار بسیار شدید در حد مرگ و پایان جمهوری اسلامی ایران اعلام می کنم ؟
سرنوشت ما در بازی شطرنج خاورمیانه اینک با سبک سری دولت روحانی به سرنوشت دولت عراق و لبنان گره خورده است.
اگر استکبار با جابجای چند مهره در عراق یا لبنان برنده این بازی کیش و مات شود کار در تهران بسیار سخت و تنش زا خواهد شد.
شاید کار به جای برسد که برای جایگزینی یک جاسوس دو تابعیت آمریکایی ایرانی برای رئیس جمهوری رضایت دهیم؟
هر اشتباه اکنون در آینده دست ما را برای انتخاب بسیار تنگ تر خواهد کرد.
این یک هشدار بسیار جدی است.
زمینه اعتماد ملی اکنون بسیار در معرض خطر است ؟
شاید در آینده بسیار نزدیک صفر و زیر صفر باشد برای حاکمیت ؟
یعنی هیچ شخصی در ایران برای حاکمیت وجود نداشته باشد که بتواند اعتماد مردم برای تشکیل یا ادامه دولت جمهوری اسلامی ایران کسب کند یا مردم وادار به اطاعت کند؟
مفهوم این گزاره این است که شدت تخریب دولت روحانی بیش از حدس و تصور حاکمیت است.
روحانی و دولت روحانی اکنون قادر نیست یک آراء زیر ده درصد در هر انتخاب یا همایشی کسب کند؟
این دولت تخریب کننده جمهوری اسلامی ایران دولت ایران تخریب کننده سرمایه ملی تخریب کننده اعتماد ملی در حد غیر قابل تصور است؟
هیچ چیز برای آینده باقی نخواهد گذاشت.
سخنان صریح روحانی در جلو دروبین های تلویزیونی محتوی بی خبری ایشان از گران شدن و سهمیه بندی بنزین فقط ناشی از یک بیماری هولناک می تواند باشد؟
این بیماری هولناک دروغ مسئولیت گریزی تمسخرگری فتنه انگیزی بهتان خوش خیالی حماقت لغزیدن بزه کفر کشتن سوختن گمراه شدن برگردانیدن دیوانه شدن عبرت عذر خواسته ( همه معانی قرآنی )می باشد؟
نه همه این ها هست اما اصل موضوع بیماری دیگری است که یقه رئیس جمهور گرفته و سخت ایشان را مریض کرده است .
در این هفته گذشته بسیاری این سخنان را نقد کردند هر کدام گوشه ای و زاویه ای از این حرکت بر ملا کردند اما کسی نتوانست به عمق این بیماری و سخنان پی ببرد .
اما این بیماری سخت مسری و سرایت کننده چیست که رئیس جمهور بدان دچار شده که این همه آثار سوء دارد.
این بیماری بسیار هولناک است می تواند باعث کشتن شخص بیمار شود حتی می تواند باعٍث کشته شدن عده زیادی هم بشود بارها در تاریخ شاهد کشتار مردم بی گناه توسط این بیماری بوده ایم اینبار هم این بیماری در ایران کشتار کرد حداقل آمار کشته شدگان 161 نفر توسط سازمان صلیب سرخ بین المللی اعلام شد.
از خسارات و زخمی ها بگذریم که سر به 3000 میلیارد تومان و حداقل 700 زخمی می رسد؟
اما بیماری مسری که آقای روحانی به آن دچار شده اند چیست چرا ایشان دچار شده.
این بیماری مختص ایشان نیست این بیماری در ایران هم سابقه تاریخی دارد.
بارها مسئولین کشور بدان دچار شده اند در دو نوع "جاد " و " خفیف" ابتلا سابقه دارد.
متاسفانه نوع بیماری ایشان از نوع "حاد " با تبعات ویرانگر است.
ایشان مریض شده اند مرض "طغیان" این من نمی گوییم این قرآن می گویید .
از این بیماری به بسیار کشنده و بسیار ویران کننده و کشتار کننده یاد شده است صیغه مبالغه است.
فرعون نمونه بارز آن بود نسل کشی بسیار کرد برای بقاء نتیجه چه شد.
این بیماری درمان هم ندارد خیلی بعید است فرعون کوچک یا بزرگ از این بیماری نجات پیدا کند؟
راه حل همان است که قرآن می گویید .
فرعون وقتی از خواب بیماری بیدار شد که آب های متلاطم دریا او را در بر گرفته بود و داشت غرق می شد.
آیا آقای روحانی می تواند از این بیماری جان سالم به در ببرد ( زیاد مهم نیست ؟)
اما آیا می توان ملت ایران را از ضرر و زیان ایشان مصون داشت خیر .
در ذات این بیماری فتنه قتل و کشتار نهفته است چه کسی ملت را در دستان یک مریض روانی قرار داد؟
خوب آن روز سالم به نظر می آمد مردم به او رای دادند .
اما امروز که بیماری ایشان مسلم شده ادامه کار غیر ممکن است .
این قانون و فقه شرعی است اگر مسئولیت یک نفر را هم به عهده ایشان بود اکنون صلاحیت نداشت دیگر حتی زن و شوهر هر کدام دچار بیماری و انحراف شوند از حقوق خود محروم می شوند
عقد آنان باطل است .
حالا یک ملت باید ایشان با این همه بیماری تحمل کنند کدام قانون و ملاک قابل توجیح برای این همه بلاهت وجود دارد؟
کمترین بیماری ایشان سفاهت است کسی که عمل او باعث کشته شدن عده زیادی بشود بعد در مقابل دوربین بایستد و بخندد فقط می تواند سفیه باشد.
فقط از دیوانه چنین غکس العملی رخ خواهد داد.
نترسید کشور چند روز هم بدون رئیس جمهور باشد هم هیچ اتفاقی نمی افتد.
از مرجع بزرگوار آیت الله سیستانی یاد بگیرید.
اصلا نقش او در قانون اساسی عراق نقش نصیحتی است نه ولی فقیه اما با همه این مسائل از عادل عبدالمهدی خواست استعفا دهد.
و ایشان هم اجابت کرد ؟
در حالیکه مشکلات عراق بسیار بیشتر از ایران است و کشور عراق سخت متلاطم است.
اما همه این احوال باعث نشد تا دولت او باقی بماند.
ادامه کار روحانی ایران را هم به وضع عراق دچار خواهد کرد؟
روحانی با خوشبینی مفرط به غرب و تعدادی تکنوکرات تحصیل کرده غربی دولت خود را چینش کرد بر مبنای صلح و دوستی زیر میزی با کدخدا
و پیغام های بیش از سفر به نیویورک هم این بینش را تایید می کند (مقاله منتشر شده در اروپا :تا من بر سر کار هستم با ایران صلح کنید)؟
اما دولت مستعجل او با خباثت و نکبت ترامپ راهی به پیروزی و موفقیت پیدا نکرد.
امروز دولت روحانی با شکست های سنگین در اقتصاد در مدیریت در سیاست روبرو شده ؟
در واقع روحانی آینده سیاسی خود و تمام تخم مرغ ها را در سبد غرب قرار داد و منتظر ظفر و برد بزرگ ماند ؟
اما اینک احساس می کند که فقط شکست بزرگ را از این اعتماد به غرب دریافت کرده لذا بسیار خشمگین و مضطرب دست به هر کاری برای رهایی از این شکست سنگین در برنامه خود قرار می دهد.
گران کردن بنزین هم یکی از همین تلاش ها برای فرار از شکست بود.
امروز دولت درمانده و محبوبیت را از دست رفته می یابد لذا دست به هر مستمسکی خواهد زد.
افت شدید طرفداران روحانی به ده درصد نشان از بحران مشروعیت و مقبولیت دارد.
این دولت درمانده قادر به بازسازی خود در 18 ماه آینده مانده به پایان کار خود نخواهد بود لذا دست به بحران آفرینی خواهد زد؟
ثبت نام برای مسکن و ایجاد انتظار برای ساخت مسکن و پرداخت یارانه برای 60 میلیون نفر
موضوع فقط به دولت روحانی ختم نخواهد شد روزهای پایانی مجلس شورای اسلامی و پایان دوره نمایندگی بسیاری از نمایندگان هم خود چالش آفرین است نمایندگانی که ظرف 3 سال و نیم هیچ کاری نکرده اند اینک در روزهای باقی مانده می خواهند آبروی کسب کنند برای انتخابات پیش رو .
همین طور جناح اصول گرا که از ناکامی های دولت بسیار خوشحال و مترصد کسب پیروزی در انتخابات پیش رو است و در شش سال گذاشته مرتب در انتخابات شکست خورده هم مزید بر علت شده.
اینک جامعه ملتهب و سخت تحت فشار اقتصادی منتظر گشایش دولت بی تحرک بی کارشناس در کنار مجلس شورای اسلامی بی خاصیت یا به قول آقای مطهری مجلس از حیز انتفاع ساقط چه خواهد کرد ؟
اصلا دخالت آمریکا و عربستان هم نباشد دولت ایران منفعل و بی تحرک خواهد ماند که این خود منشاء اعتراضات خواهد بود؟
سال 1396 یک اندیشکده آمریکایی تحلیل کرده بود اگر دوباره روحانی انتخابات رئیس جمهوری را برنده شود "اقتصاد ایران همچنان در رکود و عدم تحرک باقی خواهد ماند"
اینک تمام شواهد بر صحت این ادعا دلالت دارد.
این عدم تحرک با توجه به تحریم سنگین ترامپ و تقاضای عمومی در ایران برای تغییر وضعیت و بهبود اقتصاد فضای آینده را غبار آلود و نامشخص خواهد کرد.
باید دانست برای همیشه شورش های اجتماعی و اعتراضی سرکوب نخواهند شد؟
مگر دولت برای رفع مشکلات تدابیری اتخاذ کند.
این حرکت از دولت روحانی بعید است .
اگرچه جو عمومی و اقتصاد ایران نسبت به تحریم یک ثبات نسبی و مقاومت نسبی پیدا کرده است.
اما این کافی نیست تحرک داخلی و اتخاذ تدابیر باز دارنده و تسریع کننده اقتصادی مورد نیاز است؟
خود گرانی بنزین شرایط اقتصادی را در روزهای آینده سخت تر خواهد کرد.
بر خلاف خواسته دولت موج دوم گرانی ها با گرانتر شدن بنزین رقم خورد.
بطور عادی چهار ماه آخر سال در ایران منشاء تورم و افزایش نرخها است اما امسال موتور بنزین هم به قدرت آن خواهد افزود و حاصل کار تورم دو رقمی در چهار ماه آینده خواهد بود.
تورمی که غیر قابل کنترل و تصاعدی خواهد بود.
این تورم خود یک عامل التهاب سیاسی و اجتماعی خواهد بود
در واقع تورم بنزینی غول چراغ جادویی بود که از حبس آزاد شده و فضای مساعد پیش رو جولان خواهد داد.
دولت ضعیف شده روحانی هم ابزار چندانی برای مقابله ندارد؟
برای رهایی از تورم در پیش نمی توان روی قدرت مجلس یا قدرت جناح اصول گرا هم حسابی باز کرد؟
چه هر دو قبلا در نزاع حرفی برای گفتن نداشتند.
فقط می ماند "قدرت قانونی رهبری" در واقع تنها مانع پیش روی تخریب اقتصاد همین قدرت رهبری است بس؟
روحانی با تصمیم غیر کارشناسی گران کردن بنزین در یک موقعیت نامناسب دچار سکته مغزی خواهد شد و در عمل مانند یک مریض فاقد تحرک بر صندلی چرخ دار روزهای پایانی را با تحمیل شکست بیشتر بر کشور طی خواهد کرد؟
اقتصاد با بنزین گران شده حداقل تحرک خود را نیز از دست خواهد داد از هم اکنون شاهد افت تحرک اقتصادی در شهرهای کوچک و متوسط خواهیم بود .
در واقع اقتصاد ضعیف شده کشور توان پذیرش یک باره 300 درصدی سوخت را ندارد.
بدهی است خانوارهای حومه شهرهای بزرگ اولین قربانیان سوخت گران هستند .
دولت روحانی در یک فلج فکری و دستور احمقانه می گویید سوخت گران شده اما کسی حق ندارد کرایه یا کالای خود را گران کند؟
آقای روحانی از اول هم دچار یک سندرم مغزی بود فکر می کرد چون رئیس جمهور شده اشخاص باید و اکنون فکر می کند اشیاء و اقتصاد هم باید اوامر او را اجراء کنند؟
با گفتن دولت یا رئیس جمهور اقتصاد راه خود را کج نخواهد کرد بلاشک اقتصاد راه گرانی را در پیش خواهد گرفت چه آنکه در همان روز اول گرانی بنزین پیک های موتوری و تاکسی ها کرایه را افزایش دادند .
این درخواست احمقانه هم راه به جایی نخواهد برد در واقع توان مالی افراد جامعه پایین است و توان کنار آمدن با این مقدار افزایش قیمت بنزین وجود ندارد سازگاری در کار نخواهد بود.
این دستور نشان از این واقعیت دارد که روحانی و دولت او در فضای مصنوعی و غیر واقعی تنفس و تصمیم می گیرد در باغ نیست.
اصلا هیچ نشانی از فضای جاری در بازار و اقتصاد را درک نمی کنند و نمی شناسند و هیچ ارتباط عملی و انسانی با واقعیات موجود ندارند.
واقعا روحانی و دولت او مسخ فکری و عملیاتی شده اند.
بیخود نیست دولت هیچ آبروی اجتماعی و سرمایه اجتماعی ندارد متاسفانه پشتوانه مردمی و اعتبار سیاسی خود را به شدت از دست داده است.
دولت خود نیز نمی داند که فاقد پایگاه اجتماعی و مردمی است .
به همین خاطر تصمیماتی می گیرد که بسیار با واقعیات فاصله دارد حرفهای می زند که خنده دار است .
اگرچه بر این وضعیت باید گریست ؟ مغز هدایت کشور مختل شده .
قادر نیست تصمیمات جدی و سرنوشت ساز بگیرد یا تصمیمات با تاخیر زیاد و غیر واقعی می گیرد.
در واقع با این شورش دولت روحانی بیشتر به عدم تصمیم گیری و گذران بی تلاش ترغیب و گرایش پیدا خواهد کرد
بدهی است اقتصاد کشور بیش از بیش به رکود فرو خواهد رفت.
کشوری که سال گذشته 18 میلیارد دلار را بر باد داد اکنون برای دو میلیارد دلار وام به روسیه متوسل شده است؟
تا پایان انتخابات ریاست جمهوری بیش 18 ماه باقی مانده است واقعا کشور در این 18 ماه می توان با این دولت اداره کرد؟
پاسخ به این سوال بسیار سخت است.
پاسخ هم آری است هم خیر؟
مفهوم آری اینست که یک دولت ضعیف غیر کارشناسی و شکست خورده کشور را دچار مشکلات متعدد خواهد کرد؟
هر روز یک بحران یک کاستی و به تبع آن یک جامعه معترض و بحرانی خواهیم داشت.
اگر بتوان یک جایگزین ولو موقت جانشین دولت روحانی کرد می شود امید رهایی از مشکلات را داشت.
شورش های اخیر حداقل 2000 میلیارد تومان خسارات مالی بر زمین گذاشت
حداقل 900 شعبه بانکی 200 فروشگاه زنجیره ای و 100 پمپ بنزین تخریب کامل شد.
متاسفانه رسانه های کشور که می توانستند با انعکاس درست وقایع مردم آگاه کنند دست به سانسور وسیع شورش زدند و زمینه گسترش و وسعت شورش فراهم شد.
این سانسور دولتی بود یا سانسور خود ساخته در حالیکه شبکه های اجتماعی لحظه به لحظه وقایع منعکس می کردند.
رسانه ملی و رسانه های اجتماعی و روزنامه های کشور گویی کور و لال شده اند.
در واقع یکی از علل از دست دادن مخاطب همین سانسور وقایع بوده و هست؟
فراهم نبودن زمینه رسمی اعتراض به دولت و کتمان حق طبیعی مردم و حق نوشته شده در قانون اساسی خواه ناخواه مردم و جوانان را به شورش کور و خشونت سوق خواهد داد.
باید این مهم هرچه زودتر تسهیل و ترغیب شود.
هر چند دولت دوست ندارد صدای مخالفین را بشنود اما برای داشتن جامعه آرامتر لازم است ترتیبات یک اعتراض رسمی در شبکه های دولتی و رسمی کشور حتی در رسانه ملی فراهم شود .
شاید بعضی دوست داشته باشند سرشان را زیر برف کنند همانند روحانی اما دیگران چه در این مورد خواهند گفت یا نوشت؟
اسلام و سیره پیامبر و ائمه نشان می دهد باید بسیار در زمینه شنیدن اعتراضات و مخالفان مردم داری و صبوری کرد.
دو خاصیت شیعه در مدارا با مخالفان بسیار راه گشا است یک همزیستی مسالمت آمیز و مدارا
دو صبوری حتی بر ناملایمات در تاریخ معاصر حرکت بسیار صبورانه آیت الله سیستانی در عراق در برابر بمب گذاران انتحاری و مدارا با اهل سنت نشان از ظرفیتی عظیم دارد.
امید است دلسوزان کشور هر چه زودتر دست به یک تغییرات سریع در سیاست های یک جانبه دولت به وجود بیاورند.
وگرنه با روند فعلی همچنان کشوری متلاطم و متشنج خواهیم داشت و هم چنان اقتصادی مغلوب .
"خشم فرو خفته " عریان شد منشاء این خشم هم در شهرگ های حومه شهرهای بزرگ بود.
این بهترین توصیف برای شورش آبانماه سال 1398 است.
رسانه های وابسته به دولت هرچه دلشان بخواهد بگویند منشاء خشم دخالت خارجی بوده اغتشاش گران از خارج خط می گرفتند و غیره همه دادن آدرس عوضی است "شانه خالی کردن از مسئولیت است.
فرافکنی است .
همانند دروغ های که یک معتاد به خودش می گوید .معتاد شدم چون درد زیادی داشتم معتاد شدم چون شکست خوردم معتاد شدم چون فقیر بودم چون پشتوانه نداشتم ...............
بدون شک سهم اصلی شورش در خشم فرو خفته اقشار آسیب پذیر در حومه شهرک های اقماری بود که به صحنه آمد .
سهم اصلی شورش را مردم به عهده داشتند نه وابستگان اگرچه سهم کوچکی را هم باید به وابستگان داد.
اما در بهترین حالت سهم وابستگان بیش از سی در صد نبود هفتاد درصد مشکل در حومه بود.
در حومه چه خبر است که چنین سهمگین شورش می کند می خروشد.
آن احمقی که از پشت شیشه ماشین ضد گلوله در مسیر شمال شهر به رئیس جمهوری می خواهد نظر سنجی کند نمی فهمد در حومه چه می گذرد؟ اصلا درک نمی کند؟ بله قربان گویی ها دستمال زدن ها چنان مسحورش کرده است که ابد دهر نمی فهمد در زیر پوست شهر فراموش شده حومه چه خون جگری در جریان است؟
بیخود نیست خود را بهتر از و بالاتر از همه می بیند احساسی که در برخورد با فرهیختگان فرهنگی کشور ( آقای دکتر ازغدی) بروز داد نشان داد این بیچاره از شاه هم بیشتر مسخ شده است.
فکر می کند همه مزد بگیر و گماشته او هستند حتی شاه در برخورد با فرهنگیان کشور چنین گستاخی نمی کرد.
من توهین به دکتر ازغدی و شورای انقلاب فرهنگی کشور توهین به آحاد مردم ایران بخصوص توهین به قشر فرهیخته کشور می دانم و خواستار اجرای 30 ضربه شلاق در همان محل برای روحانی در همان مکان توهین هستم این قانون اسلام است و اجراء آن مقام و ریاست نمی شناسد.
بگذریم برویم حومه ببینیم آنجا چه خبر است.
حومه معمولا در جنوب شهرهای بزرگ یا حاشیه غیر مرغوب شهر واقع شده یا روستای بوده که خود به خود مردم از گرانی مسکن و هزینه ها به آن پناه بردند مانند نسیم شهر تهران که روستای اکبر آباد بود و در دولت روحانی از 25 هزار جمعیت ( در همین شش سال گذاشته ) به جمعیت بیش از 750 هزار نفر افزایش جمعیت داشته است.
یا مانند پرند یا پردیس شهرک کوچکی بوده که با انتخاب دولت برای عده های از اقشار کم درآمد انتخاب شده بود که با اضافه شدن مسکن مهر به سرطان دچار شد و رشد بی سابقه ای یافت
اینک بیش از نیمی از جمعیت کشور در حومه زندگی می کنند حتی سکونتگاه های غیر مجاز و آلونک نشین های کهریزک و غیره جزئی از همین حومه هستند خانه های ساخته شده از حلبی پلاستیک از گل خام یا ضایعات.
حومه را با القاب داده شده به آن بیشتر می شود شناخت اینجا زیر پونز است اینجا قبرستان زنده ها است اینجا لیانگ شامپو است اینجا آخر خط است اینجا خارج محدوده زنده ها است اینجا گل آباد است اینجا شهرک اشباح است ( شبها هستند روزها نیستند) اینجا جهنم حصارک است اینجا چراگاه نادری است اینجا محل دفن زباله تهران است اینجا تبعید گاه قزل حصار است اینجا زورگاه زور گیران است.
اینجا خوابگاه اراذل اوباش است اینجا برزخ طرد شدگان است.
در حومه خدمات دولتی نیست یا بسیار کم رنگ است بیمارستان نیست مدرسه نیست بسیار کم است کلانتری نیست یا در چهارده فرسخی یک اطاقک نگهبانی به نام کیوسک نیروی انتظامی قرار دارد. دادگاه هم نیست پزشک هم نیست یا بسیار کم است و بیشتر مطب خصوصی است با یک دکتر کم تجربه با حق ویزیت یک متخصص ؟
اصلا نرخها در حومه از هیچ قانونی تبعیت نمی کنند خود مختار تعیین می شوند مرکز رسیدگی وجود ندارد.
سیستم حمل و نقل هم وجود ندارد از تاکسی منظم و نرخ عادلانه هم خبری نیست.
یک پراید قراضه که گلگیر جلو و سپر عقب آن در هوا بازی می کند و چند دهه عمر دارد با صدای نیمه هلی کوپتر برای یک مسیر دو کیلومتری همان کرایه ای را طلب می کند که یک تاکسی 50 میلیونی در تهران از میدان فردوسی برای مسافر عادی تا سر تقاطع مطهری طلب می کند حداقل دو هزار تومان کرایه می خواهد آن هم از هر پنج مسافر در هم تنیده جداگانه .
اصولا نرخها در حومه یا مساوی نرخهای مرکز تهران هستند یا بالاتر شیرینی فروشی قراضه با دکور داغان و شیرینی چرخ کرده از شیرینهای فروش نرفته همان کیلوی 25 هزار توان برای شیرینی خشک طلب می کند که شیرینی فروشی چند میلیاردی سرقفلی مرکز تهران با مواد تازه و بوی خوش عالی صبح همان روز پخت کرده است می خواهد.
مدرسه هم که خود یک مصیبت است شاید برای دوره ابتدایی در یک کلاس چهل تا پنجاه نفره با پرداخت زیر میزی بتوان یک جا پیدا کرد اما دوره های بالاتر خیلی ها باید مسیر بسیار طولانی طی کنند حتی مسافرت روزانه یک بچه دوازده سال به بالا به تهران آن هم از صبح ساعت پنج آفتاب نزده تا برگشت که معمولا به شب می کشد حداقل زمان رسیدن یک مسافر از پرندک یا حتی نسیم شهر به تهران دو تا سه ساعت با اتوبوس و غیره است تازه می رسد به میدان آزادی از آنجا تا مدرسه هم گاهی یک تا یک ساعت نیم راه دارد تازه ثبت نام در مدرسه ای در تهران یا دبیرستانی در تهران خود یک مشکل عظیم است معمولا مدارس عنوان می کنند فقط مجاز به ثبت نام محلات همسایه مدرسه هستند.
مواد غذایی و خدمات خانگی مانند لوله کشی مانند تعمیر و قطعات یدکی هم گرانتر از تهران یا مرکز شهر اصلی هستند وقتی اعتراض هم می کنید می گویند این کرایه خورده سود بانک می دهم اجاره مغازه ام بالا است.
متاسفانه اجاره محل کار با وجود نبود تقاضا و نبود بازار در حومه مانند شهرهای بزرگ تعیین می شود
حتی یک مغازه در خیابان اصلی نسیم شهر پرند یا رباط کریم مانند یک مغازه در مرکز تهران تا ماهی ده میلیون تومان اجاره دارد.
یک آرایشگاه مانند تهران یا مرکز شهر طلب دستمزد می کند .
متاسفانه وقتی پای سلامتی و بیمارستان به میان می آید این وجوه به شدت هم افزایش پیدا می کند یک پانسمان عادی در یک زیر پله معادل هفتاد تا 130 هزار تومان آب می خورد وقتی هم اعتراض می کنید برایتان تعداد بخیه ها را می شمارد.
متاسفانه دستمزدها هیچ قاعده و قانونی ندارند.
خدا نکند یک نصف شب دچار سکته یا یک بیماری جان افزا شود آمبولانس و خدمات اورژانس موجود نیست هر چه هست کرایه است تاکسی تلفنی همان نرخی را برای یک ساعت کار می خواهد که در مرکز تهران یک آژانس مشهور با بیست سال خدمت و سرقفلی یک یا جند میلیاردی و ماشینهای بالای پنجاه میلیون می گیرد برای یک آردی بیست سال پیش باید ساعتی پنجاه هزار تومان پرداخت کنی و مریض به شهر اصلی بیاوری تازه آغاز مشکل است این بیمارستان آن بیمارستان با دیدن ماشین و وضع مسافر معمولا از پذیرش خودداری می گردد.
پزشک متخصص نداریم حتی بیمارستان دولتی یک خانواده با یک مریض بدحال سکته کرده گاهی تا صبح در تهران سرگردان می شود آخر هم هیچ مریض در ماشین فوت می کند بسیاری مواقع یک آمپول حتی می تواند جان بیمار نجات دهد اما دیوارهای بلند هزینه و ساخته ما مانع درمان است.
(اصلا پیشنهاد می کنم مانند این دکه های فست فود یک درمان سرپایی در همان ماشین مراجعه کننده کنار بیمارستان بدون بستری کردن انجام شود یک معاینه کوتاه یک درمان سبک یا زدن حتی یک آمپول کوچک جان بسیاری نجات خواهد داد)
فوت بیمار تازه شروع داستان دیگر و مصیبت دیگر ی است فوت بیچاره یک طرف دفن او طرف دیگر هیچ قبرستانی حتی در گردنه تنباکویی جاده خاوران کمتر از چند میلیون برای خدمات دفن وجه نمی گیرد؟
اصلا دفن مجانی بدون غسل و کفن هم امکان ندارد؟
زمین قبرستان ها معمولا وقفی است زمین مجانی به شهرداری یا ده داری واگذار شده اما پل صراطی شده است برای درآمد زایی؟
گاهی دیده شده کسان بیمار عزیز خود را کنار قبرستان یا حتی کنار جاده رها کرده اند و گریخته اند برای نداشتن وجه ؟
این داستان حومه است اگر کسی به خاطر نداشتن درآمد یا کمی حقوق به آنجا پناه ببرد تازه اول مشکلات است.
حالا شاید کمی برای شما آشکار شده باشد حومه یعنی چه تازه بسیاری از مطالب من خودم سانسور کردم ؟
شاید این "خشم فرو خفته " کمی موشکافی شده باشد؟