راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 689 ) شورش ها باز می گردند؟

جرا شورش ها باز می گردند چون هنوز هم موتور ایجاد و توسعه حماقت روشن است نگاه کنید به جملات آقای رئیس جمهور پزشکیان در 24 دی ماه 1404 در کار گروه اقتصادی دولت خطاب به آقای مدنی زاده وزیر اقتصاد : مشکلات اقتصادی رفع کنید شما مغز متفکر اقتصاد ایران هستید اکنون؟

این جملات در حالی بیان می شود که تصمیم اخیر آقای مدنی زاده و اجرای ناگهانی آن عامل اصلی اعتراضات و شورش های اخیر بود در واقع باید گفت آقای مدنی زاده مبتکر حذف ناگهانی ارز ترجیهی از سفره مردم بود در واقع ایشان با این تصمیم در یک شب سفره مردم را منفجر کرد و همه اقلام پروئتینی سفره را حذف نمود اگر حتی این تصمیم را درست بدانیم که در آن شک است باز هم اجرای ناقص و بسیار شتاب زاده آن بانی و یکی از عوامل  بیش از سی هزار کشته مجروح شورش های اخیر است.

در واقع دولت می توانست بصورت تدریجی اول اقدام به حذف روغن اقدام می کرد بعد از چند ماه ارز ترجیهی تولید مرغ حذف می کرد و در آخر ظرف یکسال کلیه ارزهای این زنجیره به ارز آزاد تبدیل می شد ما شاهد چنین شوک ناگهانی در اقتصاد و سیاست نبودیم.

اما سوال اساسی اینجاست که دولت با در اختیار داشتن اهرم ارزی و قانونی نتوانست افزایش قیمت مواد غذایی کنترل کند و مواد غذایی بطور متوسط پنج برابر قیمت جهانی حتی به نرخ ارز آزاد فروخته می شود قیمت یک تن لوبیا چیتی در بازار بین المللی بین 550 دلار تا 600 دلار است این به مفهوم اینست که یک کیلو لوبیا در بهترین گرید ممکن نود هزار تومان ارزش دارد در حالیکه در بازار ایران بین 400 تا 500 هزار تومان عرضه می شود یعنی پنج برابر قیمت جهانی این نشان می دهد که یک چرخه فساد یک چرخه مشکلات ارتباطی قانونی گمرگی سیاسی بر مواد غذایی حاکم است این در حالی است که لوبیا چیتی موجود در ایران بیشتر هندی بوده و قیمت جهانی آن زیر تنی 450 دلار است.

مشکل خیلی بالاتر از قیمت ارز است مشکل عدم توانایی در تشخیص عدم توانایی در کنترل عدم تشخیص در عرضه هر نوع خدمت است؟

دولتی که نمی تواند با تسهیل قانونی گمرگی حمل نقلی مواد غذایی در کشور به نرخ تعرفه جهانی عرضه کند چگونه می خواهد باقی مشکلات حل کند اصلا این چرخه حماقت نفهمیده مشکل اساسی از خودش است دیگران متهم می کند درست ترامپ تحریم کرد اما تو چکاره هستی دولت نه تنها به فکر تدوین تسهیل گری در مشکلات اقتصادی نیست بلکه با فشار افزایش مالیاتی قانونی تعرفه ای در صدد آب گرفتن از شرایط موجود است این در حالی است که دستمزدها در ایران تا یک سوم قیمت جهانی پاینتر و نازل تر هستند واین موضوع چنان شکنندگی ایجاد کرده دولت حتی قادر به گرفتن سهم نباشد.

مردم ایران یک سوم دنیا حقوق می گیرند و مواد غذایی را چهار تا پنج برابر دنیا باید بخرند کجای این معادله عدالت است این مایه شرمندگی است دولت نمی تواند مجوز واردات ( به ارز آزاد ) و مجوز تولید در داخل تسهیل کند از هر دو می خواهد سهم غیر متعارف یا حتی اخاذی کند نتیجه این می شود که کالا و خدمات بسیار گران و دور از دسترس باشد همینطور شغل و درآمد؟

اما دولت خلف این موضوع فکر می کند در صدد افزایش درآمد از طریق فشار (افزایش 60% درصدی مالیات )به مردم است تا زمانی که دولت در این افکار سیر می کند زمینه های فقر و تبعیض گسترده وجود خواهد داشت و باعث باز تولید شورش خواهد شد.

شورش های بعدی بسیار فراگیر تر و مخرب تر از اکنون خواهد بود بلاشک عده مخالفان با توان دوبرابر افزایش پیدا خواهد کرد.

شواهد نشان از کوچکتر شدن کیک اقتصادی ایران دارد همانطور که آمار نشان از رشد منفی اقتصاد و تورم بیشتر دارد لذا با گران شدن کالاها فقر افزایش بیشتری خواهد یافت و ناتوانی اقتصادی به پرخاش گری و نزاع های بیشتر اجتماعی سیاسی و شورشی منجرو کشور را دچار اغتشاش خواهد کرد.  

این وسط وزارت اقتصاد سهم بیشتری در بی عدالتی دارد و تازه آقای مدنی زاده بیشتر در صدد رها سازی قیمت ها و آزاد سازی اقتصاد به سبک بانک جهانی است .

اصلا از روز اول هم اصلاح طلبان بدنبال گران سازی سوخت انرژی و رها سازی نرخ ها بودند و خلاف چیزی که اعلام می کنند عمل نخواهند کرد.

لذا باید منتظر نرخ های بیشتر و ناتوانی بیشتر مردم و در نهایت دولت باشیم هم اکنون دولت خود چمبره زده زخمی و ناتوان از هر گونه عملیات و هر گونه تحرک و نو آوری خلاقانه است با کم تر شدن عایدی خودش از مالیات و حتی نفت بیش از بیش ناتوان خواهد شد.

گزینه ای که از آن به بی دولتی یا دولت درمانده نام برده می شود دولت قادر به تامین حقوق مناسب با تورم برای کارکنان خودش نبوده لذا با فشار کارمندان به ارباب رجوع برای تامین هزینه ها روبرو شده و در آینده بیشتر مواحه خواهد شد ارباب رجوعی که هم اکنون خودش گرفتار هزار مشکل است و مرتب سر کیسه می شود.

این چرخه فزاینده باز تولید فقر خشم و شورش خواهد شد .

بدون شک جامعه اینک عقب نشینی خواهد کرد اما در سری بعد شاید اینچنین نباشد و بسیار وسعیتر و حتی خونین تر و گسترده اعتراض کند .

بدون شک در غیاب نمایندگان طبقه فقیر در قدرت مجلس هم برای مردم کاری نخواهد کرد دولتی که اکنون به اعتراض های نرم وحتی خشن پاسخ مناسبی نمی دهد چگونه ممکن است در آینده بتواند پاسخ درخوری بدهد.

انگار عقل دولتیان زایل شده هر کدام به گوشه ای از مشکل اشاره می کنند اما هیچ راه حلی حتی در مورد مطالبی که فهیده اند ندارند تا چه برسد به عمق مسائل و رفع  تبعیض بسیار گسترده در حکمرانی؟

اعلام اینکه همه اعتراضات به خاطر دخالت های خارجی است گول زدن خود و افکار عمومی می باشد

مشکلات بسیار عمیق تر از برخورد دولت مجلس است  حتی متاسفانه رسانه ملی و رسانه های اصلاح طلب و اصول گرا هم در این چرخه غوطه ور هستند.

فقر به منزله یک عنصر اساسی وحدت جامعه را مانند موریانه خورده و پوشالی بیش باقی نمانده است چه وقتی این بنای پوسیده فرو بریزد خدا می داند.

دولت و مجلسی که بیش از تفکر به منافع ملی بفکر منافع جناحی سیاسی و حتی لابی ثروتمندان است ره به جایی نخواهد برد و نخواهد توانست سرمایه اجتماعی مخدوش دولت و حاکمیت باز سازی و حفظ کند حاضر به عقب نشینی و حتی استعفاء نیست لذا من بازگشت عنقریب شورش ها را دور از ذهن نمی دانم

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 688) نشان دادن سراب به جوانان ایرانی

یکی از خلصت های انقلاب های رنگین اتفاق افتاده در غرب سرعت چشم گیر تغییرات بوده است گاهی تغییرات حکومتی فقط در یک شب رقم خورده است مثلا در گرجستان تنها یک تظاهرات سنگین شبانه موجب سرنگون شدن حکومت طرفدار روسیه به حکومت طرفدار غرب شد. این تغییرات سریع حکومت در این کشورها بیشتر بر اثر آتش تهیه رسانه های غربی بمدت زیادی بوده گاه چهارده سال ادامه داشتند و تبلیغ می کردند تا مردم گرجستان آماده چنین تغییرات وسیعی بکنند.

 اما لایه زیرین این تغییرات بیشتر مانند کوه یخ بر مردم پوشیده نگه داشته شده است اما لایه زیرین کوه یخ چه بوده همان خرید افسران بلند پایه و فرماندهان کلیدی و بعضا معاونان سیاسی و مدیران ارشد وزارت خانه های کشور حتی شخص خود نخست وزیر بوده است موضوعی که  در گرجستان در سوریه و حتی ونزوئلا اتفاق افتاد در واقع حمله اصلی به برای شکستن حلقه اول بوده و بقیه حلقه ها قبلا تطمیع شده بودند .

این عملیات در ایران بسیار دور از انتظار است چون لایه های فرماندهی و مدیریت سیاسی پیچیده و چند لایه است حتی اگر مدیری خیانت بکند قادر به تغییر شرایط در کوتاه مدت نیست و خود بشکل عجیبی حذف خواهد شد حتی لایه اول حکومت ایران آقای خامنه ای و ولایت فقیه هم دارای پشتوانه بسیار پیچده وکنترل شده مجلس خبرگان بوده و شاید بشود گفت گاهی حتی تا چند نسل ولی فقیه بعدی انتخاب شده و قابل جایگزینی در اسرع وقت است .

از سمت دیگر لایه های فرماندهی سپاه پاسداران ایران بقول موساد غیر قابل نفوذ بوده و امکان نفوذ در این لایه سخت غیر ممکن است .

اینکه عده ای جوان تهیج کرد و عملا وادار به تخریب و خشونت کرد کار ساده ای است اما امکان اینکه بتوان با این عده جوان با خشونت به حکومت رسید غیر ممکن است .

پس نشان دادن درب سبز به جوانان که اگر امشب با شعار یا حتی کشتن چند نیروی بسیج یا حتی نیروی انتظامی و سپاه به قدرت رسید و قدرت حاکم بزیر کشید یک فریب احمقانه است که بسیاری گول این فریب را خوردند.

آنها خود می دانند با چنین حرکاتی هرگز حکومت ایران فرو نخواهد ریخت و می شود گفت لایه های زیرین حکومت در واقع غیر قابل نفوذ هستند .

پس چرا چنین تبلیغات می کنند الان حکومت سقوط می کند الان شهر مشهد تصرف کردیم الان تهران تسخیر می کنیم  الان مسئولان ایرانی تقاضای پناهندگی سیاسی کرده اند آن هم از فرانسه الی غیر ذالک؟

در واقع این سرابی است که به قیمت خون فروخته می شود جوان ایرانی نمی داند نشان دادن دور به اینکه نزدیک است طمعه ای از او ساخته تا در این شعله جانگاه بسوزد آن هم بی ثمر غرب حتی جوان معترض ایرانی را هم نمی خواهد تمنا دارد اورا در بند یا کشته ببیند؟

در واقع جوانان ایرانی فریب خورده اند و گرفتار سرابی هستند غیر واقعی و بسیار دور از دسترس آنان فقط طعمه سمی برای یک کوسه بزرگ هستند تا کمی از سرعت این نهنگ عظیم بکاهند.

 بدبختانه این فریب در داخل هم خواهان دارد بعضا دیده شده جناحهای سیاسی برای گرفتن بیشتر نفوذ و دخالت سیاسی در تصمیم گیری های سیاسی از پائین تحریک و در بالا چانه زنی می کنند تا از کشته ها مقصود خویش درو کنند.

در واقع حتی خیرخواهی های ملی هم در بازی حقیر قدرت طلبی اینان جای ندارد در حالیکه کشور از خونریزی جوانان خویش دارد رنج می برد اینان از تغییرات بزرگ سخن می گویند و اعتقاد به جراحی های بسیار بزرگ دارند تازه کیفیت آنچه می خواهند مرگ برای رقیب است نه برای  منافع ملی و نجات کشور؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 687 ) شورشی از سرنا امیدی در دی ماه 1404

بیش از بیست میلیون جوان در سنین بین 13 سال تا سی و هفت سال در کشور وجود دارد که بلاتکلیف هستند نه امیدی به تحصیلات خود دارند نه امیدی به اشتغال نه امیدی به ازدواج خلاصه کلام در برزخی از نا امیدی و تزلزل بسر می برند که زائیده وضعیت اقتصادی کشور است این وضع وخیم اقتصادی بیش از آنکه مرهون تحریم ها باشد نتیجه بی لیاقتی و چپاول سرمایه های کشور توسط الیگارشی قدرت و ثروت در کشور است همان مسئولان بی لیاقتی که 3 میلیارد دلار به یک شخص دادند تا چای فاسد و گندیده را از کنیا وارد کند و تحت نام چای درجه یک سیلان درسفره مردم بگذارد .

مسئولانی که با اصحاب ثروت آمیخته شده و برای آنان خوش رقصی می کند حاضر است برای اندک  رشوه منافع عظیم ترین سرمایه ها و امتیازات را واگذار کند فرقی هم نمی کند مسئول یک واحد کوچک باشد یا مدیر بزرگ یک وزراتخانه عظیم این دنائت مسری شده است.

اینچنین است که 20 میلیون جوان کشور تمام راههای ممکن را به روی خود بسته می بیند لذا شورش می کند اگر چه رسانه های خارجی هم به کمال در این درخواست طبیعی می دمند و به آن بال پر می دهند .

نسلی که از پیدا کردن یک شغل معمولی نا امید شده از خریدن یک وسیله نقلیه یک خانه کوچک یک امید کوچک محروم شده است و با این گرانی های عظیم بیش از بیش خود را در گودال نا امیدی و بدبختی می یابد.چه کسی مسئول این وضعیت است بیش از همه دولت و سیستم اجرایی کشور.

اینک تمام مشکلات کشور عود پیدا کرده و در بطن تمام شدن سرمایه های اجتماعی سیاسی اقتصادی جمهوری اسلامی یک تفکر ناصواب در دولت های ایرانی ادامه داشته که مسئولیت مشکلات بوجود آمده را به گردن نگیرند حالا مجازات پیش کش حتی اقرار به کوتاهی و تباهی هم وجود ندارد که هیچ به گردن هم اندازند و حتی به گردن آمریکا و غرب انداختن بخشی از دفاع شده.

 تازه طلب کار هم می شوند.آن قسمت از حاکمیت را متهم به نگذاشتند می کنند که سهمی در اداره کشور ندارد؟

در واقع رهبری غیر خط دهی فرهنگی و توصیه به مدارا و سازش هیچ ابزار دخالتی در اقتصاد و امور مالی برنامه ای کشور نداشته و ندارد حتی ابزاری برای دخالت در توصیه های اقتصادی نامگذاری اول هر سال ندارد 15 سال است می گوید اقتصاد تولید هیچکس از دولت مردان کوچکترین اهتمامی به سخنان ایشان نداشته و ندارند؟

هرچه خرابی است متعلق به بخش دولت و سیستم اجرایی کشور است این سیستم هم دچار یک سرطان شده که من از آن به عنوان سرطان فکری حکومتی ایرانی یاد می کنم سرطان فساد فکری در اندیشه عمل و تقسیم اموال عمومی به بهانه های مختلف بین اجزاء خود.

در یک اداره در اندازه کوچک تفکری که حاکم است اینست چگونه حقوق ها را افزایش دهیم چگونه با بخش خصوصی غیر دولتی برخورد کنیم قرار داد ببندیم مجوز بدهیم که منافع ما را تامین کند ( هر چه بیشتر منافع ریاستها معاونها و در صورت امکان منافع کارکنان ) چگونه بودجه بیشتر بگیریم ؟

این سرطان فکری برای خود ابزار دارد ( ابزار درست کرده است) ببینید برای تصدی یک سمت اداری دولتی ما به چهار مورد بسیار مهم نیاز داریم اول ایمان درست به اسلام و مبانی توحیدی دوم داشتن تقوا واخلاق حسنه سوم داشتن صلاحیت تجربی (سابقه مدیریتی وعملی) چهارم داشتن صلاحیت علمی دانشی حالا این سرطان چکار کرده می کند برای خودش ابزار توجیهی درست می کند برای داشتن ایمان قیافه ظاهری خود را مانند یک مومن متقی نمایشی درست می کند حتی ریش می گذارد پیشانی می سوزاند که جای مهر داشته باشد و تسبیح در دست می گیرد و دهها نمایش دیگر برای اخلاق حسنه هم دست به شبیه سازی می زند اطرافیان اداری راضی می کند تصنعی خوش اخلاقی می کند برای تجربه سازی دست به رزومه سازی می زند تقلبی یک مواردی به خودش نسبت می دهد که واقعیت خارجی ندارد در بحث علمی هم دست به تهیه مدارک تحصیلی و حتی دکترا می زند هر چطوری شده با توسل به موسسه های آموزش عالی پولی پردیس ها دانشگاه آزاد دانشگاه پیام نور رساله می خرد هر چطوری هست یک مدرک غیر واقعی روی میز می گذارد این می شود نتیجه یک منافق واقعی در لباس روحانی و تقوا دانش و عالم همه چیز دان اصلا خیلی راحت است پی برد که دروغ می گویند همه نمایشی است یک مدیری تازه به یک وزراتخانه مهم منتقل شده بود در 3 روز توانسته بود فساد هر کدام از کارکنان حتی مدیر کل ها را باسند بگذارد روی میز اگرچه او برای خودش می خواست نه برای انتشار.

این سرطان فساد تمام سمتها را در دولت ایران اشغال کرده تمام مومنین و دارندگان صلاحیت یا خانه نشین شده یا در گوشه مطبح ادارات بشغل شریف و کوچکی مشغولند این سیستم فساد هیچ غریبه ای را بداخل خود راه نمی دهد اینچنین است که دولت با داشتن هزاران هکتار زمین  از دادن زمین به مردم برای ساخت سرپناه خودداری می کند باداشتن هزاران معدن از دادن امتیاز بهره برداری خودداری می کند با داشتن هزاران کیلیومتر زمین زراعی دامی یا حتی بیابانی برای کار و معیشت به مردم بخل می کند و از واگذاری موقت آن حتی در مرزهای شرقی ( که بعلت نداشتن ساکن مشکل امنیتی پیدا کرده) خودداری می کند از مجوز تولید هم نگو که اصلا ناموس مدیران است که نباید به دیگران واگذار شود.

حالا این سیستم عظیم دو تا سه میلیونی که فساد در آن نهادینه شده تمام سرمایه های کشور بالا کشیده خورده غارت کرده اینک برای تامین خود چشم دوخته به 60% درصد اضافه مالیات از کسبه کشور اصلا این بودجه لعنتی 1405 که مسبب این بدبختی شورش برای کشور شده معنی اش اینست که دولت می خواهد دست اندازی کند به سرمایه بخش کسب و کار خرد کشور قادر به گرفتن پول و حتی مالیات از ثروتمندان کشور نیست .

آقای دولت بخش کسبه کشور در وضعیت بسیار وخیمی بسر می برد بیش از 95 درصد خرده فروشانی هستند که گرفتار رکود ناشی ازعدم قدرت خرید مردم عدم کفایت سرمایه وگردش سرمایه افزایش مرتب مالیات و عوارض همینطورعدم حمایت بانکی ( هیچ بانکی وام عادی به کسبه نمی دهد مگر با رشوه و هزینه گزاف.) عدم برگشت وجه کالای فروخته شده نسیه خود بعلت عدم قدرت مالی مردم یا ورشکستگی همکاران خود هستند فقط 3 در صد عمده فروش و یک درصد وارد کننده هستند که وضعیت بهتری دارند بقیه در سایه دویست هزار فروشگاه زنجیره ای و حتی زنجیره ای لوازم خانگی و قسطی فروشی اینان دارند دست پا می زنند .

حالا اگر این دولت سه میلیون نفری صاحب یک رئیس ساده بی تجربه ( تجربه کاری ریاست یک ده یا یک شهر یا یک استان ) بشود  و بدون داشتن اطلاعات علمی دانشی و سیاسی صاحب یک مدیر ناپخته بشود آنوقت ببینید که چه تخریبهای که صورت نمی گیرد اصلا گوییم نمره ایمانی و تقوای آقای پزشکیان عالی اما تجربه و صلاحیت علمی که محرز وجود ندارد ( پزشکی چه ربطی به سیاست اقتصاد و مدیریت دارد)  

حالا بحث عدم صلاحیت من باز می گردد به شخص آقای پزشکیان آقای رئیس جمهور تو تا آخرین لحظه در انتخابات ریاست جمهوری داشتی رقبا را مسخره می کردی برای گناه دیگران ( چون نوعا رقبا قبلا سمت ریاست آنچنانی نداشتند) مرتب می گفتی این کار کردید مردم فلان کردند پس هم می دانستی چه می گویی هم می دانستی چه می خواهی الان هم مرتب می گویی من ریاست جمهوری نمی خواستم برای این آمدم که بازار گرمی کنم این هم دورغ است اگر نمی خواستی چرا در دور دوم انتخابات کنار نکشیدی حالا آن روزها گذشته امروز مرتب می گویی نداریم نمی شود بودجه نیست فروش نفت نیست مالیات نیست پس چکار کنیم از کجا بیاوریم؟ این ادبیات شما که نداریم نیست نمی شود شده قاتوق هر سخنرانی شما شده بعد هم مرتب می گویی هر کس بلد است بیاید انجام دهد ؟

این دومی دروغی بسیار بزرگ است اصلا این ادبیات تو نتیجه اش ایجاد نا امیدی است ایجاد یاس است ایجاد نفرت است نداریم نیست نمی شود از آن روز اول گفتم نتیجه این ادبیات ایجاد مشکلات امنیتی برای کشور خواهد بود هم کشور از خارج در معرض تهاجم قرار می دهد و هم در داخل مورد سرزنش وهجوم قرار خواهد داد امروز شاهد هر دو هم هستیم هر دو گزاره تو اشکال دارد اولی که نیست نداریم زاییده عملکرد دولت مردان گذشته است درست است اما هر درستی را مگر باید عنوان کرد.

این عین بی فکری است رئیس جمهور اینقدر ساده نگری اینقدر لو دادن اسرار کشور نوبرانه است.الف بای مدیریت ایجاد امید نشاط واعمال قدرت است تو که فقط از انفصال نا امیدی می گویی؟

اما دومین گزاره که می گویی هر کس می تواند درست کند بیاید درست کند این هم دروغ بزرگی است اصلا برای اینکه کسی بیاید مشکلات حل کند هیچ راه ورودی ابزاری سایتی را نگذاشتی مانند یک تعارف شاه عبدالعظیمی است اصلا دولتیان هرکسی را که بگوید می توانم درست کنم با تیر می زنند با تیر بهتان با تیر اتهام با تیر بی سوادی با تیر اخلاقی غیر اخلاقی با هزار بهانه و مسئله روبرو می کنندش نه تو بلکه یک ده دار یا شهردار یا فرماندار و حتی استاندار دولت چنین ظرفیتی ندارد که استفاده کند چنین قانون و ابزاری نیست به قول نرم افزار نویس ها این آپشن وجود ندارد.

پس سخنان تو یا حاکی از سادگی است یا نشان از نداشتن تجربه است یا ناشی از فشار رقبا و هم جناح های اصلاح طلب است در هر سه صورت فاقد اعتبار در مقام ریاست جمهوری است این حرفها را می زنی که قشر جوان نا امید شده تمام امیدش را از حاکمیت قطع کرده است دیگر نه به دولت نه به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران هیچ تعلقی را احساس نمی کند من به عملکرد تو امیدی ندارم تو امتحان خود را پس دادی نزدیک دوسال است حکومت اجرایی کشور بد ست گرفتی جزء خرابی و ویرانی اعتماد و اقتصاد مردم کاردیگری نکردی و سایه جنگ نا امیدی شورش بر کل کشور گستراندی .

احمق کسی است که به سخنان تو و مدیریت تو دلخوش باشد و امید داشته باشد تو کشور درست کنی؟ تو مسئول اصلی این نا امیدی عظیم در قشر جوان کشور هستی جوان خیلی حساس است خیلی زود درک می کند وقتی می گوییم نیست نداریم نمی شود کسی هم بلد نیست درست کند یعنی چه این سیل نا امیدی می تواند هر شهری ویران کند می تواند هر نظامی را ساقط کند گذاشتن یک آدم بی ملاحظه در سخن گفتن بر راس کشور اشتباه عظیمی بود که شورای نگهبان مرتکب آن شد.

مردم پیام بودجه سال 1405 دریافت کردند اما مسئولان و حاکمیت نفهمید پیام این بودجه چیست مفهوم این بودجه سرتا پا اشکال اینست هیچ برنامه ای برای درست کردن کشور نداریم

 برای گذران امورات کشور حاضریم به هر بخشی از کشور دست درازی کنیم مخارج ما را (دولت و ریاست جمهوری و جناح حاکم ) باید کشور تامین کند و حاضریم برای تهیه مخارج هر کاری که لازم باشد انجام دهیم ولو دزدی سرقت اموال مردم اخراج نهادهای فرهنگی از بودجه وحتی حذف افراد غیر گروهی و غیر جناحی  داستان همین است و بس هیچ آپشن و راه خروجی نیست؟

 مگر تسلیم حاکمیت به خواست ما برای مذاکره ( تسلیم مطلق کشور ) با آمریکا و موافقت با پیشنهاد های ترامپ.

سخن من با حاکمیت و مجلس شورای اسلامی ایران و شورای مجلس خبرگان و شورای نگهبان و رهبری است آقایان اگر دیر بجنبید شاهزاده پهلوی با فاحشه هایش در کاخ نیاوران ساکن شده ( خواست آمریکا و اسرائیل ایشان است) این آقا برای شما رئیس جمهور نخواهد شد در بهترین حالتش خواهد شد برژنف ایرانی صبح فردا اورا استیضاح و از کار برکنار کنید یک نفر تا انتخاب بعدی حداقل یک سال بر مسند ریاست جمهوری بگذارید تا کشور جمع کند وگرنه همه تان باید دنبال ..... شغل دیگری باشید.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 686) بودجه انتحاری 1405 عامل اعتراضات ایران.

یک رسم شومی در دولتهای مستقر در بیست سال اخیر مرسوم شده مبنی بر اینک لایحه بودجه مشق نویسی از لایحه بودجه سال قبل یا سالهای قبل باشد دقیقا کپی اسناد قبلی با کمی افزایش یا کاهش در مبالغ روی میز قرار می گیرد.

این متن دوهفته قبل نوشته بودم اما به علت اینکه نخواستم اولین کسی باشم که دولت را بخاطر بودجه 1405 سرزنش می کند از انتشار آن خودداری کردم صبر کردم تا عکس العمل مردم و بزرگان دانشگاه و اقتصاد را رصد کنم بوی خوبی نمی رسید لذا برای بار دوم صبر کردم تا برخورد مردم با بودجه را بررسی کنم فکر می کردم کار به اعتراض و شورش برسد اما گمان داشتم دولت برخورد منطقی با این مسئله داشته باشد متاسفانه تا کنون برخورد منطقی و عکس العمل صحیح از جانب کابینه دولت نداشتیم امید است در روزهای آینده شوک اولیه بر طرف شده و دولت یک تغییر ریل منطقی داشته باشد.

اگر چه من معترضان را سرزنش کردم ( خود کرده را تدبیر نیست ) شما خودتان به دولت اصلاح طلب رای دادید می دانستید که قبله آمال اینان بانک جهانی و اوامر صندوق بین المللی پول است حذف یارانه ها گران کردن سوخت حذف یارانه نان و افزایش قیمت ارز همگی در راستای پیشنهاد آنان انجام شده پس شما که رای دادید اعتراض کردنتان محل تامل است؟ یعنی نمی دانستید اصلاح طلبان برنامه ای برای اقتصاد ندارند فقط به دو گزینه صلح با آمریکا و اجرای اوامر صندوق بین المللی پول روی خواهند آورد.

اگرچه این سرزنش من نه از طرف جناح اصول گرایان است که اصول گرایان هم فاقد برنامه اقتصادی بودند و هستند اگر چه جوانتر ها مطالبی مطرح کردند اما مورد توافق و قبول نفرات اصلی نیست بهر حال اکنون که شورش شده دولت باید برای حل مشکل اقتصاد یا تغییر ریل بدهد یا کنار برود گزینه های دولتی بیشتر دارند فرار به جلو می کنند و عنوان کردند این دولت خالص اصلاح طلبی نیست پس شما چوب لای چرخ دولت گذاشتید لذا چاره کار اخراج معدود اصول گرایان هیئت دولت است اگرچه من اعتقاد دارم این چند وزیر نه چندان کلیدی هم اگر نبودند ما سال قبل شاهد چنین گرانی ها و افزایش نرخها بودیم و شاید اعتراضات بسیار گسترده و عمیق تر بود.

با وجود همه سفارش ها و تاکیدهای رهبری بودجه همچنان در اوج نا کارآمدی و تخیلی عرضه می شود تازه بدان هم عمل نمی شود در بهترین سالها ضریب اجرای بودجه 38 درصد بوده است بخصوص در بحث درآمدها وجود تخیل بسیار نقش آفرینی می کند و همیشه مقدار وصولی و درآمد دولت کمتر از میزان بودجه سال مورد نظر بوده و عکس این حالت هم در مخارج اتفاق افتاده یعنی ضریب پیش بینی مخارج همواره کمتر از واقعیت ها بوده است و این در حالی است که ما همواره در کشور سوانح طبیعی مانند سیل زلزله آتش سوزی جنگل ها و این اواخر سایه جنگ نا امنی در مرزها هزینه های گزافی را بدولت تحمیل کرده اند.

نکته قابل ذکر اینجاست که مدیر اصلی بودجه نویسی که ظاهر رئیس سازمان برنامه بودجه میباشد باید دارای اطلاعات بسیار وسیعی نسبت به اقتصاد ایران بخصوص نسبت به اهمیت بخش های مهم از قبیل کشاورزی صنعت تجارت و موتور پیشران اقتصاد خرد و مردمی داشته باشد باید سوابق کار در این مرکز ومراکز مشابه در کارنامه تجربی اش ذخیره مد نظر داشته باشد.

متاسفانه در این مورد هم با نقص های فراوانی روبرو هستیم شاید از این نظر دکتر منظور رئیس اسبق برنامه بودجه ارجحیت بیشتری داشت فقدان مشاوران کارکشته و مدیران باسواد باعث شده تا لایحه بودجه با یک نگرش اقتباسی و بخل گرایانه عمیق تهیه شود که از آینده نگری حتی افق های فرهنگی و آموزشی بدور باشد حاصل این بخل در انتصابات فرا جناحی بضاعت اندک بودجه نویسان بوده است.که کار دست دولت پزشکیان داده است.

آنچه در بودجه نویسی یا مشق نویسی از روی دست دولت روحانی بیشتر به چشم می خورد کنار گذاشتن تمام ملاحظات گذشته است دولت به راحتی مبلغ مالیات را 60% افزایش داده وکل بودجه را با دو درصد افزایش نسبت به سال قبل روی میز گذاشته است.

اصلا این بودجه مفهومش این است که دولت که اسب کالسکه اقتصاد است باید کالسکه اقتصاد کشور بدنبال خودش بکشد از اسب بودن و کشنده بودن منصرف شده و خود را به پشت کالسکه جای که اسب های مریض مصدوم می بندند انتقال داده و پیامش به مردم در کالسکه نشسته این است شما بروید جلو من هم طفیلی بدنبال حود بکشید در واقع به من هم سواری بدهید من را هل بدهید دنبال خود بکشید این بودجه مایه شرمساری در تاریخ اقتصاد ایران است مفتضح ترین و بدترین بودجه تاریخ ایران است.

ارقامی غیر قابل وصول و حتی ویران کننده برآورد می شود این افزایش 60 درصدی مالیات برای سال 1404 که در آن جنگ 12 روزه اتفاق افتاده و بسیاری از کسب و کارها را دچار نقصان درآمدی و حتی  به ناپایداری مالی کشانده است یک رقم جهنمی است که می تواند ویرانگر باشد منظور از ویرانگری تنها مسئله امتناع مودیان نیست بلکه مشکل اینجاست که ارسال این پالس ضعیف به بازار می تواند به منصرف کردن عده بسیار زیادی ختم شود .

گزارش های میدانی حاکی از جراحت های عمیق در تولید می کند هم بحث بی برقی هم بحث بی گازی خود به منزله یک قیچی و ریزش کارگاه ها عمل کرده است حالا اگر این مورد سوم افزایش مالیات را هم اضافه کنیم شاهد ریزیش بیش از بیش تولید خواهیم بود .

تنها بخش کمتر صدمه خورده اقتصاد ایران همین بحث بازار و خرید فروش کالا و خدمات می باشد که با این بودجه ریزی این بخش هم مورد هجوم بادهای سوزان و خشک پائیزی نابخردی قرار گرفته از دور کار خارج خواهد شد آنوقت دولت دیگر اصلا ابزار دریافت مالیات را هم از دست خواهد داد.

کسب کارهای کوچک دچار افزایش هزینه های جهنمی خواهد شد و ازدور گردانه اقتصاد حذف خواهند شد و کسب کارهای بزرگ هم غیر از رد وبدل ارز و دلار دست به زیرزمینی شدن خواهند کرد آنوقت دولت می ماند حوضش نه امکان پیگیری تراکنش ها را خواهد داشت نه امکان مالیات گیری در واقع دولت فکر می کند زمینه فشار بیشتر بر فعالان اقتصاد موجود است اما وضعیت ناپایدار این امکان را منتفی خواهد کرد در واقع بخش خصوصی ناچار خواهد شد دست به حاشیه رفتن بزند آنوقت تنها مزیت اقتصاد ایران که خرید فروش کالا و خدمات بود خود به خود تعطیل و زمینگیر خواهد شد. در حالیکه دولت می توانست با یک وسعت نظر گسترده عده زیادی را به میدان عمل ظاهری دعوت کند این بودجه بنوعی اقرار به ورشکستگی دولت و شرکت های دولتی است اقرار به نداشتن تامین مالی نداشتن برنامه نداشتن توان عملیاتی وبه نوعی می توان گفت این بودجه اظهار عجز دولت است به زبان ارقام و اعداد مالی یک انعکاس بسیار بدی را در محافل اقتصادی داخل وخارج رقم خواهد زد تبعات این بودجه بیشتر از اثر مالی آن خواهد بود و حتی اعلام آن موجب بالا رفتن شدید قیمت ارز و تورم خواهد شد.

با همه مشکلات می توانست بودجه بسیار بهتری روی میز بگذارد حتی اگر بخشی از اقلام آن قابل وصول نباشد تبعات چنین بودجه انبساطی بسیار بهتر از بودجه انقباضی فعلی خواهد بود.این بودجه آب پاکی روی دست فعالان اقتصادی خواهد ریخت وبسیاری را نا امید خواهد کرد ونشان می دهد که دولت هیچ برنامه ای برای تامین دولت ندارد مگر راهزنی و دزدی از جیب مردم و افزایش پایه های مالیاتی موجود . در عمل سازمان مالیاتی کشور هیچ چاره ای جز اقدام علیه مودیان خرد که پایه اصلی و ستون مالیات گیری ایران تشکیل می دهد ندارد.

وقتی دولت نمی تواند حتی پنجاه درصد تورم موجود برای کارمندان خودش پوشش دهد چگونه باید منتظر بود تا بخش غیر دولتی مورد توجه قرار گیرند ؟

از سمت دیگر حذف ارز ترجیهی نان و نهاده های دامی خود پاشنه آشیل شکست مقابله با تورم خواهد بود حتی این حذف ارز ترجیهی می تواند دلار در بازار ایران در کوتاه مدت به نرخ 250 هزار تومان هم برساند.

این بودجه هم به دشمن چراغ سبز فشار بیشتر نشان خواهد داد و هم به مردم و بخش خصوصی عجز وناتوانی دولت را به رخ خواهد کشاند نتایج بسیار بدی با بودجه نویسی و صراحت به فقدان پشتوانه تعبیر خواهد شد

افزودن دو صد مالیات ارزش افزوده برای تولید فاجعه بار خواهد بود این دو درصدبسیار مبلغ سنگین تری در سفره مصرف کننده قرار خواهد تا آن 60درصد افزایش نرخ مالیات در واقع می شود گفت دولت هر طرف چرخیده چاقوی مالیات را بر بدن اقصاد فرو کرده است این چاقو می تواند مرگ اقتصاد رقم بزند این افزایش ها با توجه به جنگ 12 روزه و رشد اقتصاد منفی کشور در سال 1404 بسیار بزرگ تر از توان کشور بوده و نتایج شومی را در کوتاه مدت رقم خواهد زد اولین اثر آن دلاریزه کردن اقتصاد خواهد بود دومین اثرش ممکن است با اعتصاب گسترده بازار و بخش خصوصی مواجه شود همانطور که طلا فروشان در سال های گذشته بدان دست زدند و دولت وادار به عقب نشینی کردند.

این همان پیام صریح بودجه انتحاری است دولت هم اکنون هم دارد بر لبه تیز چاقوی اقتصاد کشور حرکت می کند وبخش خصوصی بخصوص بازار فاقد گردش مالی مناسب بوده تنها بازی تورم است که بخشی از کالاها را بدون اینکه راهی مصرف شوند دست بدست می کند به امید گرانی و بهره مالی بیشتر وگرنه مصرف در حداقل ممکن سیر می کند تقاضای هم اگر است برای سوداگری است.

این بودجه به تنهایی قادر است دولت بزمین بزند و ادامه کار را غیر ممکن سازد آثار شومی که ممکن است حتی قبل از سال 1406 ظاهر شود.بن بست کامل توان اقتصادی دولت رقم خواهد زد و نا امیدی عمیقی را بوجود خواهد آورد. 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 685 ) سلطنت مطلقه شهرداری ها در ایران ؟

یکی از پر ازدحام ترین ادارات کشور شهرداری ها هستند و بیشترین مراجعه کننده را نسبت به همه ادارات داشته و دارند متاسفانه در راس شکایات مردمی قرار دارند بیشترین مشکلات و تخلفات جاری توسط همین شهرداریها صورت گرفته است با کمال ناباوری شاید بتوان گفت 80 درصد نارضایتی مردم توسط همین نهاد رقم خورده است در حالیکه شهرداری در هرم قدرت ایران نقش کوچکی دارد و جزء ادارات اصلی نیست و به عنوان نهاد اجرایی محلی فعالیت می کند.

شهرداری بر اساس تعریف قانونی نهادی عمومی و غیر دولتی است که زیر نظر دولت اداره می‌شود و شهردار مسئول اداره آن است، 

فقدان قوانین به روز و کارآمد و عدم نظارت قانونی و اجتماعی سبب شده تا شهرداران با حمایت شورای شهر یا حتی اعضاء شهرداری مرتکب تخلفات عظیمی بشوند در بعضی مناطق انتخاب طایف ای یا قومی حتی خویشی شورای شهر سبب شده تا شاهد فجایع عظیمی باشیم که حتی ضد اسلامی و منکرات هم شامل آن شده است تا جای که بعضی از شهرداری ها از نیروهای محافظ و خدمات بعنوان قلدر کتک زن نیروی پلیس و حتی تهدید و ارعاب بهره برداری کنند تا جای که فیلم تنبیه دست فروشان وانتی در قزوین با انعکاس چند میلیون بازدید کننده مورد استقبال و تنفر عمومی در ایران و دنیا روبرو شد؟

متاسفانه قانون راجع به نحوه اداره شهرداریها و وظایف این نهاد عمومی متعلق به 60 سال پیش یعنی سال 1345 است اگر چه بعضی از بندهای آن مورد اصلاح قرار گرفته و تحت عنوان تبصره به آن اضافه شده است اما اصل قانون مصوبه 1345 شاهنشاهی است در این قانون که عمدتا" ترجمه قانون شهرداریها از متن فرانسوی بوده بیشتر حالت عام و اقتباسی است و اصل آن در زمان ترجمه هم منسوخ بوده چون متن موجود در ایران متعلق به 80 سال پیش پاریس بوده .

متاسفانه این قانون بسیار ابتدایی و توصیفی است از وظایف عمومی و نه حدود دارد نه دقت ؟

آنچه هنوز توسط وزارت کشور مورد استناد قرار می گیرد همین قانون قدیمی است و همین قانون نامشخص عمومی و ابتدایی منجر به عملکرد ناقص و کژکاری شده است.

متاسفانه عملکرد شهرداری تهران شده است الگو و مبنای عملکرد تمام 1200 شهر ایران تمام خلاف های شهردار تهران که بیشتر سیاسی انتخاب می شود نه بر اساس لیاقت مبنای خلاف های عظیمی است که بعضی نقض قانون اساسی کشور محسوب می شود.

امروز شهرداری یک نهاد اصلی اداره و سازماندهی مردم و احزاب سیاسی در دنیا تلقی می شود .

در بعضی کشورها شهرداری مبنای پایه گذاری سیاست و دولت محسوب می شود 

حتی تمام کار اجرایی و سیاسی برای رسیدن به قدرت ریاست جمهوری ها از شهرداری استارت می خورد.

کار در شهرداری ها بسیار تخصصی شده و نیاز به تحصیلات خاص دارد حتی بدون کارآموزی دوساله یک مدیر ساده منسوب نمی شود تا چه رسد به شهردار که در ایران دیمی یکنفر یک شبه نسب می کنند حتی پزشک به شهردار چه ارتباطی دارد ؟

خدا می داند و دقیقا همین حدیث تخریب بیشتر از اصلاح در دستور کار قرار می گیرد.

حتی در دنیا برای شهردار کردن یک حزب سالها تمرکز می کند بهترین فرد با بهترین روابط عمومی و تحصیلات مرتبط کاندید می کنند تا بلکه بعد چندین سال بتوانند از منافع حزبی چنین موفقیتی بهر برداری کنند.

مراکز آموزشی کار آموزی حزبی علاوه بر تحصیلات دارند چگونه سخن بگوید چگونه عمل کند کدام قسمت های شهر را بیشتر رسیدگی کند ........

در همین منازعات اخیر ترامپ و ممدانی ( شهردار نیویورک ) دیدیم که ممدانی با وجودیکه مسلمان و از اقلیت مسلمان حزب دموکرات بود چگونه با تبحر و تسلط کامل توانست رقبای جمهوری خواه که مورد حمایت ترامپ هم بودند شکست دهد و به راحتی برنده انتخابات شود 

اصولی که ممدانی بر روی آنها تکیه کرد شهری برای همه حتی برای فقرا و افراد متوسط جامعه باعث شد برنده انتخابات پر از حاشیه شود تا جای که ترامپ از تهدیدات خود مبنی بر قطع بودجه شهر نیویورک عقب نشینی کند حتی وقتی قدرت سیاسی او را دید با از در آشتی درآمد.

حالا مورد بالا مقایسه کنید با حرکات غیر مسئولانه شهردار تهران ؟

شهرداری تهران درست در وسط جنگ اقتصادی و فشار اقتصادی دشمن بودجه شهرداری تهران از 19 همت با افزایش شدید گاه تا صد برابر عوارض و اجارات میادین میوه و تربار بودجه شهرداری را به 300 همت افزایش داد.

در واقع این حرکت غیر منطقی و غیر اصولی که به بهانه تورم انجام شد باعث افزایش 30 درصدی قیمت مسکن در کشور و افزایش 50 درصدی قیمت میوه و تربار در کل کشور شد.

افزایش شدید عوارض مسکن عوارض کسب عوارض تابلو عوارض جمع آوری زباله کار را به تشدید شدید مسکن و اجاره کشاند همین عامل سبب خروج عده کثیری از مردم ساکن در تهران به مناطق اطراف و حومه شهر شد .

متاسفانه عین همین حرکت توسط شهرداران شهرهای بزرگ کشور تکرار شد.

این عملکرد در بازار تره بار و میوه موجبات خسارات عظیمی به سلامتی و تغذیه افراد فقیر متوسط کشور زد.

افزایش نرخ اجاره یک میدان محلی تربار از ماهی 15 میلیون به روزی 20 تا 100 میلیون تومان موجبات افزایش شدید قیمت میوه و تره بار در کشور شد عجیب اینجاست در حالیکه یک کیلو میوه در میادین محلی تره بار کمتر از صد هزار تومان نیست همین کالا در میدان اصلی شهر میدان بزرگ مرکزی میوه و تره بار تهران به قیمت عمده و صندوقی  40 هزار تومان خریدار ندارد.

   متاسفانه مبنای قیمت میوه در کل ایران هم همین نرخ میداین تره بار محلی شهرداری تهران است.

از یک سمت تقاضا و مصرف سرانه بشدت پائین آمده و برای کل میوه تولیدی در کشور خریدار نیست ( به قیمت عمده ) از سمت دیگر شاهد خراب شدن میوه و بیرون ریزی یا خوراک دام در محل تولید هستیم؟

حتی در سال گذشته شاهد دپوی سیب زمینی در اردبیل بودیم اما با نایابی کالا در تهران روبرو شدیم.

قسمت بالایی از سیاست های اشتباهی موجبات عظیم تر کردن تحریم و تشدید فشارهای اقتصادی شد  را شهردار تهران انجام داد  و نادانسته عامل تحریم مصرف و سلامتی مردم شد.

کافی است که بدانیم مبنای نرخ میوه تره بار در ایران همان نرخ تهران است .

ممکن است عنوان شود میوه در سبد غذایی کشور سهم زیادی ندارد اما این ساده انگارانه است تره بار و میوه در سلامتی مردم نقش اساسی دارد و کمبود مصرف به بیماریهای زیادی ختم خواهد شد.

گزارش ها حاکی از سقوط سرانه مصرف میوه وتربار در ایران از 150 کیلو در سال 1390 به نصف در سال 1404 رسیده است.

نقش شهردار تهران در این افزایش نرخ های مسکن میوه و تربار غیر قابل انکار است.

تخلفات تنها افزایش حقوق شورای شهر در زمینه واگذاری مسکن و زمین در زمینه هدیه های چند میلیاردی نیست بلکه آثار عظیم این موارد در کل کشور است که فاجعه آفرین شده است.

متاسفانه این نقش های مخرب فقط به قیمت ها ختم نمی شود بلکه در حوزه سلامت در حوزه اختیارات در حوزه حمل نقل در حوزه کژ کاری و مخدوش کردن حوزه انتظامی با وظایف شهرداری در حوزه سیاسی در حوزه رکود کسب کار ( افزایش فشار تابلویی و فشار هزینه ای ) افزایش مهاجرت به حومه بسیار پر رنگ و اساسی بوده است متاسفانه هیچ تحقیق دانشگاهی یا دیوانی و مجلسی در باره حوزه تخریب و مسئولیت های شهرداریها انجام نگرفته است تا ابعاد این خرابکاری ها و بد اندیشی ها مشخص شود.

امید بود شهرداریها با تغییر رویکرد شاهنشاهی به انقلاب اسلامی در خدمت انقلاب قرار گیرند اما با این شرایط فعلی نه تنها عامل خدمت نیستند بلکه عامل تخریب انقلاب و چهره اسلامی حکومت هستند.

عدم دقت در انتخاب اعضاء و قوانین کار آمد زمینه سوء‌استفاده های عظیم و سیاسی را در دسترس عده ای قرار داده.

امید است یک واحد تحقیقاتی و دانشگاهی در این مورد راهبرد های اساسی را منتشر کند.