غرب با همه اتهامی که به ایران می زند و حکومت جمهوری اسلامی ایران یک حکومت غیر دموکراسی می داند .اما در بطن خودش می داند رای گیری و به حکومت رسیدن اصلاح طلبان یک خواست عمومی بوده اگر چه در داخل با شانتاژ رسانه های زنجیره ای همراه بوده ولی حمایت مالی و رسانه ای استکبار جهانی راه هم در پشتوانه خود داشته است .
به حکومت رسیدن اصلاح طلبان غرب را به بازگشت امیدوار می کند و حتی اقدامات تحریمی و خشونت طلبانه آنان را افزایش می دهد علت در اینجا است که غرب می داند
این دولت های اصلاح طلب برای این به حکومت رسیده اند تا وضعیت اقتصادی را بهبود ببخشند لذا فشار اقتصادی را افزایش می دهند تا دولت را وادار به دادن امتیاز های متعدد کنند.
اصلا اگر قرار است دولتهای اصلاح طلب مانند دولت خاتمی اول توسعه فرهنگ لیبرالی را در دستور کار قرار دهند (توسعه وسیع و زنجیره ای رسانه های اصلاح طلب و چاپ گسترده آثار ضد اسلامی بخصوص در بحث فرهنگ اقتصاد وسیاست تا افزایش 200 درصدی نشر کتاب و...) و سپس خود دولت و اقتصاد را لیبرالی کنند
پس ما چرا انقلاب کردیم دولت شاهنشاهی هم همین کارها را می کرد البته یک مقدار افسار گریخته تراصولا گوش به صنوق بین المللی پول و بانک جهانی بود که کشور دچار فروپاشی کرد.همانطور که سیاستهای اقتصادی دولت هاشمی به شورشهای مشهد و اسلام شهر منتهی شد.
از آن سمت دولت های اصلاح طلب در انتخابات تبلیغ می کنند که من می روم با کدخدا به توافق می رسم و وضعیت اقتصادی شما را بهبود می بخشم لذا این پاشنه اشیل انتخابات مکرر ریاست جمهوری اسلامی ایران بوده
در سالهای گذشته از سمت دیگر اصول گرایان فاقد رسانه های تاثیر گذار بوده و قادر به ایجاد همراهی مردمی نبوده ونیستند حتی قادر نیستند یک ارتباط گفتمانی با مردم ایجاد کنند
حتی قادر نیستند یک کاندیدای مشترک به مردم معرفی کنند متاسفانه تندرو ترین اصول گرایان با تندروی و حرکات غیر منطقی موجبات محکومیت و انزوای بیشتر اصول گرایان را فراهم می کنند .
متاسفانه عدم وجود برنامه کاری و عدم وجود رسانه های تاثیر گذار اصول گرایی این جناح در اجتماع و رای گیری ها به کنج رینگ برد و شکست های متعددی را برای این گروه رقم زد که اینک هم ادامه همان مسیر مشاهده می شود .
اصولا کسانی خود را اصول گرا معرفی می کردند که از محتوا خالی بودند و دستشان از سواد رسانه و سواد اقتصادی خالی بود.وحوزه های علمیه که باید در این زمینه وارد می شدند گوشه گیری کردند گوشه گیری که هنوز هم ادامه دارد در واقع بی خبری فعالان و سکوت علما زمینه به مسلخ بردن فرهنگ اسلامی فراهم کرد .
همین جا باید از حوزه علمیه یکبار دیگر درخوست باید کرد که زمینه بسیار خالی است در محیط فرهنگی و سیاسی سخن از سیاست اسلامی اقتصاد اسلامی فرهنگ اسلامی نیست هر چه هست عرضه غرب طلبان است
یادم می آید یک روزی مرحوم ایت الله بروجردی بسیار تلاش کرد تا یک رادیو اسلامی برای حوزه و قم راه اندازی کند که با مخالفت ساواک و شاه روبرو شد .اینک که زمینه لازم وجود دارد حوزه چرا نباید یک کانال تلویزیونی و حتی اینترنتی مستقل داشته باشد تا در روزها درس های خارج مراجع برای طلاب سایر شهر ها و در شبها مطلب اقتصادی سیاسی اسلامی اساتید برای عامه مردم بار گذاری کند گوشه گیری مشکلات حل نخواهد کرد
اکنون جنگ فرهنگی عظیمی در جریان است این جنگ حتی به جنگ خیابانی رسیده است حالا شمشیر علمی حدیثی قرآنی حوزه در این بین کجا است صدا سیما که در جهل اصولگرایان سفارش شده و بیسواد خویش غرق شده حضور شما می تواند سد شکنی ایجاد کند.
حکومت های اصلاح طلب ایرانی اگرچه در دوران سیدمحمد خاتمی یک گفتمان مسالمت آمیز " گفتگوی تمدنها " با خود دنبال می کرد اما بتدریج تغییر ماهیت داده و به یک حکومت سکولار وغربگرای کامل تغییر ماهیت داد.
ریشه این اصلاح طلبان تغییر ماهیت یافته را باید در حلقه کیهان فرهنگی و یا مجله کیان جستجو کرد تقریبا هیچ اصلاح طلب نشان داری نمی توانی پیدا کنید که در حلقه کیان نبوده باشد اصلا هزار قلم هزار پای اصلاحات از حلقه کیان تسری یافت و به مانند یک بیماری مسری بشدت تکثیر شد .
اگرچه نمی توان شرایط خاص آن دوره را هم نادیده گرفت تنگ نظری حکومت هاشمی و فشار اصول گرایان منتظر خدمت به شدت عکس العمل اصلاح طلبی دامن زد عکس العملی که همه را شگفت زده نمود.
این تغییر ماهیت یک دگردیسی چند ساله و استدراج گونه بود و یکباره رخ نداد در واقع دولت هاشمی رفسنجانی عامل بروز یک دولت اصلاح طلب بود .
دولت هاشمی رفسنجانی یک دولت غربگرای تابع صندوق بین المللی پول و بانک جهانی تشکیل داد و صاحبان اقتصاد عدالت طلبانه تیم عالی نسب (دولت های اول انقلاب ) را از حلقه مشاوران ریاست جمهوری اخراج کرد
این اقدامات موجب افزایش نرخهای جهنمی ارز شد در واقع بازگشت مردم از اصول گرایان و رای سنگین به دولت خاتمی حرکات غربگرایانه دولت هاشمی رفسنجانی بود نه فشارهای دولت های عدالت خواهانه ریاست جمهوری آقای خامنه ای اگر چه به علت ارتباط بهتر دولت خاتمی با غرب وضعیت اقتصادی کشور در 8 سال ریاست جمهوری ایشان به رشد قابل توجهی دست یافت .
اما غرب هیچگاه حاضر نشد از فشارهای فرهنگی سیاسی اقتصادی خود دست بردارد بلکه با دیدن شکاف بین اصول گرایان و اصلاح طلبان این فشارها را بیش از بیش افزایش داد .
درست بعد از ناآرامی های 1388 شاهد موج دوم و سوم تحریم ها بودیم تشخیص غرب این بود که فشارها کشور دچار فرو ریزی خواهد کرد .
وضعیتی که اینک در صدر خود قرار دارد
از سمت دیگر فشار غرب بر دولتهای اصلاح طلب به مراتب بیشتر می شود چون می داند اینان آمده اند آشتی با غرب و درست شدن اقتصاد در دستور کار قرار دهند.لذا همواره در مقابل اصلاح طلبان گستاخانه تر عمل کرده اند؟
این نتیجه صلح خواهی بدون پشتوانه عملی اصلاح طلبان بوده است.نتیجه چنین مصالحه ای پنهان کاری اصلاح طلبان بوده که مکرر اتفاق افتاده و حتی وسعت و دامنه امتیازات داده شده لاپوشانی می شود تا ملت اطلاعی از آن پیدا نکند آخرین این دست به آب دادنها اسنک بک یا سیستم ماشه بود که اینک نتایج آن روشن می شود.
در مجموع می توان قضاوت کرد که اصلاح طلبان لیاقت مذاکره وحتی سازش با غرب نداشته و منافع ملی را به صورت گسترده نقض کرده اند از سمت دیگر فقدان قدرت لازم برای نه گویی در مقابل غرب از ایشان عنصری ضعیف در مذاکرات ساخته است.
در واقع می شود گفت غرب دندانهای اصلاح طلبان را بخوبی شمرده اند لذا اصلا نمی توان به مذاکرات و برخورد اصلاح طلبان با غرب اطمینانی داشت.
حال آنچه انجام شده متعلق به گذشته بوده است اینک چه می توان کرد؟
این یک سوال اساسی است کشور در وضعیت تهدید و تحریمهای بسیار گسترده قرار دارد از یک سمت اسنک بک از سمت دیگر امکان شروع جنگ با اسرائیل و آمریکا و مشکلات بیشمار اقتصادی مدیریتی داخلی که بصورت مزمن درآمده است .
این دور باطل اینک با شروع اسنک بک دارد تکرار می شود متاسفانه هنوز دولت در اندیشه ادامه سیاستهای الیگارشی ثروت و سمت است و حاضر نیست درب های اقتصاد را به روی مردم باز کند در واقع سیستم اداری بانکی مالی کشور فقط در اختیار اصحاب 1000 فامیل است ادامه این وضعیت می تواند در دوران بازگشت اسنک بک برای مردم بسیار خطرناک باشد.
اگرچه رسانه های اصلاح طلبان تبلیغات می کنند که اصول گرایان حامی تحریم ها هستند و منافع حاصل به نفعشان است .
اما در عمل بدنه کارشناسی دولت ( کارشناسان ارشد و میانی ) همواره در دست اصلاح طلبان بوده
از یک سمت در عین قدرت در داخل مشغول رایزنی برای سود بیشتر هستند از سمت دیگر دستشان در رسانه ها ودر زبان متخصص همه کاره هستند و "کلید" هر قفل بسته ای را در اختیار دارند اما در عمل از عهده کوچکترین مشکلات کشور برنمی آیند؟
در حکومت اصلاح طلبان مقصر تمام مشکلات اصول گرایان هستند متاسفانه حرکات غرب خواهی اینان موجب شده تا دو کشور چین و روسیه بسیار مشکوک و دو دل با ایران همکاری کنند و بعضا از سرمایه گذاری و مشارکت بیشتر در ایران خودداری می کنند .
حتی در دادن سلاحهای اثر گذار بعلت ترس از لو رفتن اسرار نظامی خودداری می کنند.
متاسفانه هم اینان دست مردم در پوست گردو می گذارند هم در زمینه مذاکره هم در ضمینه اقتصاد هم در زمینه سیاست شکست های سنگینی را برای کشور رقم زدند؟
آخر سر هم مدعی می شوند "نگذاشتند" کار شکنی کردند رئیس جمهور قدرتی ندارد " تدارکات چی " است
یکی از انحرافات عجیب جمهوری اسلامی ایران در این چهل پنج سال گذاشته مغایرت نرم افزاری از محتوای قانون اساسی کشور بوده است که بتدریج رخ داده شاید عده ای در این تغییر مغرضانه دست داشته اند اما متاسفانه مسئولان درجه یک کشور از قبیل ریاست شورای نگهبان و ریاست قوه قضائیه و حتی ریاست مجلس شورای اسلامی ایران غفلت عظیمی را مرتکب شده اند.
این غفلت تدریجی بوده ولی اثرات آن در کشور به یک پارادوکس عظیم در سیاستها و مجریان امور کشور بخصوص ریاست جمهورهای ایران تبدیل شده است .
این تضاد چیست ؟ انقلاب اسلامی ایران پس از سالها تلاش توانست حکومت در سال 1357 بدست بگیرد و حاصل این تلاش تحت عنوان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به تصویب آحاد مردم و رای اکثریت مزین کند.
اما در عمل بت پرستان در صدد برآمدند طی یک کودتای نرم و دراز مدت قانون اساسی را به یک قرآن مهجور ثانی تبدیل کنند.
اصول قانون اساسی یک چیزهای را می خواهد و بیان می کند که در جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد و یا بسیار ضعیف تر از خواست قانون اساسی است حتی ضعیف تر از حکومت شاهنشاهی محمد رضا پهلوی ؟
این اتهام نیست این عین واقعیت است که رخ داده است.
چرا اینچنین شد؟
ما یک اصول متعالی در قانون اساسی تدوین کردیم که باید اجرایی می شد حتی راه تدوین و رسیدن به این اصول متعالی را در اصلهای متعدد قانون اساسی یادآوری کردیم اما نتیجه مطلوب حاصل نشد .
نگاهی به اصل اول تا چهارم قانون اساسی نشان از هدف گیری کلی جمهوری اسلامی ایران در سند اصلی دارد.
اما تقریبا هیچکدام بغیر از خودکفایی نظامی آن هم در محدوده کاستی ها به واقعیت تبدیل نشده است.
بی مناسبت نیست عین متن قانون اساسی اصل اول تا چهارم اینجا عینا" داشته باشیم:
اصل اول حکومت ایران جمهوری اسالمی است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینهاش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقالب اسالمی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، در همه پرسی دهم و یازدهم فروردینماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادی الاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت 98%کلیه کسانی که حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت داد.
اصل دوم جمهوری اسالمی، نظامی است بر پایه ایمان به: 7 -خدای یکتا (لا اله الا لله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او؛ 4 -وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین؛ 3 -معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا؛ 2 -عدل خدا در خلقت و تشریع؛ 6 -امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقالب اسالم؛ 5 -کرامت و ارزش واالی انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا، که از راه: الف- اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سالماهلل علیهم اجمعین؛ ب- استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تالش در پیشبرد آنها؛ ج- نفی هرگونه ستمگری و ستمکشی و سلطه گری و سلطه پذیری، قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین میکند.
اصل سوم دولت جمهوری اسالمی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد: کلی قانون اساسی؛ فصل اول ـ اصول 7 -ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخالقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه 70 با کلیه مظاهر فساد و تباهی 4 -بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همه زمینهها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی و وسایل دیگر 3 -آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی 2 -تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینههای علمی، فنی، فرهنگی و اسالمی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان 6 -طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب 5 -محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی 1 -تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون 9 -مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش 8 -رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادالنه برای همه، در تمام زمینههای مادی و معنوی 71 -ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیالت غیرضرور 77 -تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقالل و تمامیت ارضی و نظام اسالمی کشور 74 -پیریزی اقتصاد صحیح و عادالنه بر طبق ضوابط اسالمی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه 73 -تأمین خودکفایی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها 72 -تأمین حقوق همهجانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادالنه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون 76 -توسعه و تحکیم برادری اسالمی و تعاون عمومی بین همه مردم 75 -تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسالم، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان و حمایت بیدریغ از مستضعفان جهان.
اصل چهارم کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسالمی باشد. این اصل بر اطالق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است.
این چهار اصل قانون اساسی نشان می دهد اهداف قانون اساسی چقدر بزرگ و اساسی بوده اما در عمل می شود گفت هیچکدام محقق نشده.( غیر از یک مورد خود کفایی نظامی )
یاد آوری مطالب بالا نشان می دهد جمهوری اسلامی ایران نتوانسته محیط مناسب رشد محیط مناسب توسعه رشد و آگاهی علم آموزی و اقتصادی سیاسی عدالت فراهم کند.
مشکل اساسی اینجاست که ما برای ایجاد چنین محیط مناسب قانون اساسی نیاز داشتیم کس یا کسانی را برای اجراء و حکومت انتخاب کنیم که به این متن اساسی اعتقاد داشته و در راه رسیدن به اهداف آن کوشش کند .
اما در عمل ما این قانون منزوی در طاقچه گذاشتیم برای نمایش سپس طبق عادت بت پرستی خودمان کسانی را انتخاب کردیم به عنوان رئیس جمهور و وزیران که هیچ اعتقادی به قرآن و قانون اساسی نداشتند ؟
قسم می خوردند اما قبله آمال آنان اردوگاه لیبرالی غرب بود.
کجای دنیا یک سخت افزار دست نرم افزاری می سپارند که بدان اعتقادی ندارد و خلاف آن عمل می کند.
مصداق کامل قسم حضرت عباس و دم خروس در این قضیه مشاهده می شود.
این مانند این می ماند شما یک هواپیمای مسافر بری بزرگ غربی بدهی دست یک خلبان هواپیمای جنگی روسی خوب نتیجه چه میشود یا با هواپیما نمی توانی پرواز کنی یا پرواز می کنی اما همه را به زمین خواهی زد و حتی خود هواپیما را هم نابود خواهی کرد.
و اصلی ترین نتیجه این است که هیچوقت به مقصد نخواهی رسید.
هواپیمای مسافری سنگین است بزرگ است نمی تواند بسرعت تغییر مسیر دهد نمی تواند بسرعت بلند شود یا بنشینید خلبان بی تجربه فقط خسارت وارد خواهد کرد یا انهدام.
در متن قانون اساسی ایران حتی در اصل اول و اصول دیگر بارها از قرآن به عنوان سند اجراء و تدوین قوانین و سیاست ها ی جمهوری اسلامی ایران نامبرده شده است قرآن حاوی ذخایر عظیم عدالت اقتصاد سیاست قدرت و معیشت است این ذخایر در هیچ کجای دولت مستقر و دول قبلی دیده نمی شود. هرچه است سیاستهای معاویه است و غرب.
رئیس جمهور عاشق غرب فقط ایران به زمین خواهد زد آمریکایی که به قطر ( شریک ثروتمند بخشنده بی ادعا ) رحم نمی کند به ایران رحم خواهد کرد او خیانت در وجودش شعله ور است کدام هدف کدام فرودگاه کدام مذاکره کذام وفای به عهد کدام قانون بین المللی کدام سازمان بین المللی کدام اروپای مزور کدام تکیه گاه ؟
کسی که می خواهد برنامه های 2030 غرب در آموزش پرورش اجرایی کند نمی تواند فرهنگ اسلامی ایرانی پوشش دهد.
و بدترین شق این حکومت داری در اقتصاد رقم خورده است.
وقتی توصیه های بانک جهانی و صندوق بین المللی می خواهی پیاده کنی یعنی اقتصاد را به غرب هدیه خواهی کرد
اقتصاد غربی یعنی وابستگی مالی اعتباری وابستگی تولیدی وابستگی همه چیز به غرب.
اقتصاد ستون فقرات جامعه را تشکیل می دهد.
وقتی اقتصاد را غربی کردی بایدسود بانکی آنچنانی داشته باشی باید آموزش دانشگاه صنعت را تولید را کشاورزی را جامعه را رسانه را پولی کنی باید تورم نهادینه کنی باید فرهنگ در ذیل سرمایه داری بین المللی و آمریکا پایه بندی کنی.
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَم
جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها
به مِی سجّاده رنگین کن گَرت پیرِ مُغان گوید
که سالِک بیخبر نَبوَد ز راه و رسمِ منزلها
شبِ تاریک و بیمِ موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها
همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کِی مانَد آن رازی کزو سازند محفلها
اگر این متن اصلی را که از قانون اساسی نوشتم نبود به احتمال بالای 99 درصد من به عنوان کسی که گزافه گویی کرده و ضد انقلاب مطلب نوشته ام به زندان محکوم می شدم .
این خواسته های قانون اساسی است نه آمال و آروزی شخصی من ؟ ( در جوانی آروزی من بود اما اینک از رسیدن به آن نامیدم)
حالا جا دارد از ریاست شورای نگهبان سوال شود آقای جنتی چرا کسانی را انتخاب کردی که به این رهنمودهای قانون اساسی پشت کردند و مرتکب خیانت های اساسی در حق انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران و مردم شدند.
همین طور از ریاست قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی سوال شود شما کجا بودید که یک سیستم طبقاتی و اکثریت فقیر به این جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد.
ایران با این ریاست جمهورهای اصلاح طلب به مقصد نخواهد رسید و روز به روز از اهداف عدالت و توسعه خودش دورتر خواهد شد جامعه طبقاتی ایران اینک به انفجار شورش طبقاتی تزدیک تر از هر موقع تاریخ خودش است شورش عدالت خواهی نه شورش عدم خواست انقلاب در واقع اگر شورشی هم به وقوع بپیوندد ناشی از خواسته عدالت طلبانه است بر علیه مجریان حکومت ( نه بر علیه نوع حکومت) اثرات قانون اساسی زدایی بالاخره یک روزی مشخص خواهد شد.
اکنون بیش از 70در صد قوانین بر علیه مردم تدوین یا اجرایی می شود در حالیکه ده درصد کشور تقریبا تمام امکانات کشور بنام خودش سند ملکیت زده است حتی ریاست جمهوری و مقامات اصلی کشور را؟
عیبی ندارد اگر نیست همه فقیر باشند بلکه هست اما مشکل در تقسیم ها است در مجوز ها است؟
هنوز هم با تمام قوا دنبال می شود. دلیل دارم دلیل تجربه؟
این دولت اصلاح طلب فعلی آقای پزشکیان هزینه هنگفتی از صندوق ذخیره ملی بابت ساخت محیط های گردشگری اختصاص داد. بعد هم مقداری زمین از زمینهای اراضی ملی هم به این کار اختصاص یافت خوب این هم اشکالی ندارد.
اما اشکال اینجاست که تمام کسانی که این امکانات دریافت کردند اهل اصلاحات بودند؟
برادر آقای جهانگیری ( معاون اول دولت روحانی ) یکی از دریافت کنندگان اصلی این وام با بهره صفر صندوق ذخیره ملی و زمین رایگان بودند؟
این بودن عدالت مستتر در قانون اساسی کشوراست .من اسم این حرکات می گذارم "تاراج سرمایه ها و اراضی ملی"؟
با این تضادها کشور به جایی نخواهد رسید غیر از صادره کننده سرمایه به غرب سرمایه های مالی توسط اصلاح طلبان و سرمایه های انسانی توسط فارغ التحصیلان بی شغل.
نافرمان در لغت معنی عجیبی دارد ( تشریح کلمه ) ظاهرا کسی که فرمان نمی برد را نافرمان می گویند اما در بطن قضیه یک معانی عمیقی وجود دارد در فرهنگ معین و دهخدا این مفاهیم ذکر شده تخس، چموش، خلیع، سرکش، طاغی، عاصی، عاق، عصیانگر، گردنکش، متجاسر، یاغی.
اما در فرهنگ قرآنی موضوع وسعیتر از این معانی است استاد علوی تهرانی می گوید یکی از خصوصیات شیطان نافرمانی بود به شکل ذیل:
گستاخ شده اند علم کشی می کنند هل من مبارز می جویند حتی به نیروی انتظامی گستاخی و پرخاش می کنند بین این دو فرق زیادی است اصلا اکنون بیاید کمیته انقلاب اسلامی تشکیل بدهید برای همین کار عیبی ندارد بیست هزار نفر استخدام کنید برای مبارزه با بی حجابی ببینید که چطور دو میلیون نفر از تبعات این پدیده شوم نجات خواهید داد.
دو میلیون مستقیم بیست میلیون خانوار غیر مستقیم.
دومین نافرمانی دولت راجع به عدم همکاری با آژانس شورای حکام هسته ای مصوب مجلس است.
ببینید ظاهر می گویند ما می خواهیم سایه جنگ از کشور دور کنیم می خواهیم مذاکره کنیم می خواهیم صلح کنیم می خواهیم در آرامش باشیم این استدلال ظاهر قضیه است اما نتیجه عکس این خواهد شد دقیقا تا کنون هم عکس درخواست های بالا شده است.
توافق با رئیس شورای حکام پرده پوشی ندارد که قایم کردن هم ندارد هر چه شما بگویی خلاف مصوبه مجلس نیست ؟
در عمل آژانس جای این چهارصد کیلو اورانیوم غلیظ شده را می خواهد اول برای نابود کردن آن به هر قیمتی حتی به بهای بمباران اتمی مکان آن چشمه ای که دشمن نشان داده است حتی در اخبار داشتیم دولت ترامپ هواپیمای خاص تنفس اورانیوم ( غلظت سنجی هوای محل نگه داری اورانیوم ) به منطقه فرستاده بود تا جای این اورانیم پیدا کند منتها موفق نشد.
این چهارصد کیلو امروز تبدیل شده به شیشه عمر استقلال ایران می تواند استقلال حفظ کند تبدیل شده به تنها سلاح بازدارنده از تجاوز به ایران شوخی بردار نیست آن موقع که ترامپ فکر می کرد با بمباران فردو آن را نابود کرده مسقیما می گفت دیگر مذاکره با ایران تمام شد برای چه مذاکره کنیم ( یعنی ایران چیزی ندارد که بدهد تا ما بخاطر آن تحریم ها را برداریم )
اصلا هر فکر کوتاه در این برهه تاریخی می تواند به تجزیه و فروپاشی کشور منتهی شود این احمقانه است که به طرف خارجی امتیاز بدهیم تا این موقعیت سخت پشت سر بگذرانیم ؟
نه خبری نیست کمر قطعی به قتل ایران گرفته اند شک نکنید سازش نکنید هرگز در این مورد کوتاه نیاید در پشت سازش با گروسی تخریب گسترده ایران وجود دارد قطعی است در حد غزه در حد سوریه در حد لیبی سازی
گول قرار ها و قیافه های کت و شلوار پوشیده خارجی را نخورید اینان از هر حیوان بی لباسی دریده تر و خوانخوار تر هستند دلیل تجربه دلیل غزه دلیل سوریه دلیل لبنان دلیل تجهیز مرتب نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل در منطقه؟
سوال اساسی من اینجاست کره شمالی 13 میلیونی غوطه ور در فقر فلاکت چطور اینک امن تر از ایران است چطور توانست در جنگ اوکراین روسیه موقعیت خودش را تثبیت کند ذخایر مالی و ارزی بشدت افزایش دهد و موشک های مختلف قاره پیما بیشتری تولید کند.
اول جنگ اوکراین در راهبرد 515 و 520 و 545 تشریح کردم این فرصت مناسبی است تا 300 میلیارد دلار اسلحه به روسیه بدهیم وضعیت تحریمها را تغییر دهیم از برجام خارج شویم آقایان مزخرفات تحویل جامه دادند .
در دنیا منزوی می شویم روسیه متجاوز است ؟ شرعی نیست؟
حالا جوابتان را می دهم پول و قدرت داشته باشی منزوی نخواهی شد روسیه در ابتدای بسیج غرب در اوکراین مقابل او حاضر بود هر قیمتی برای سلاح پرداخت کند حتی پانصد میلیارد دلار حتی پانصد عدد سوخو ( با تمام امکانات آن ) حتی ایران می توانست تسلیحات قدیمی خود را بدهد و تکنولوژی جدید جایگزین کند روسیه متجاوز بود یا ناتو تجاوز کرد به حریم روسیه؟
حالا کره شمالی اینکارها را کرد هم به تکنولوژی ماهواره ای دسترسی پیدا کرد هم به هم پیمانی با روسیه و چین و موقعیت خود را ارتقا داد.
حالا ایران باید کاسه گدایی دست بگیرد برای خرید اسلحه دست دوم و تکنولوژی قدیمی و خارج از رده روسی و چینی که تازه معلوم نیست کلید دور زدن آن به دشمن داده نشده باشد ؟
کجای شرع فروش اسلحه به باطل حرام شده است بخصوص که تو پول برای پوشش فقر نداشته باشی؟
آقایان آنجا که حماقتشان گل می کند هر دلیلی را روی میز می گذارند.
اما حالا اگر شورای امنیت ملی شورای عالی دفاع جمع شوند بروند پیش آقای خامنه ای و استدلال کنند آقا امروز بمب اتم برای دفاع لازم و ضروری است امروز داشتن اسلحه دفاعی و تاکتیکی اتمی از اهم نیاز کشور است برای جلوگیری از بمباران و کشتار و تخریب زیر ساخت های کشور؟
رهبری با ساخت بمب اتم موافقت نخواهد کرد رهبری اجازه تولید نخواهد داد.
شما نمی خواهید چرا؟
اکنون جواب می دهم برای آنکه خواص شما در آمریکا و اروپا ساکن هستند پولهای تان آنجا ذخیره شده از تحریم شخصی می ترسید از دل عاشق شیطان خودتان بگویید که هم خدا را می خواهید هم شیطان را هم خوشگذارانی در غرب و بازنشستگی هم آقایی برای مومن ها را هم خدا را هم خرما را؟
من پیش بینی می کنم مردم ایران در دنیا خوار خواهید کرد و نه به این خواهید رسید نه به آن؟
بدبختی بزرگ ایران اینست که منافع ملی جناحی شده است اکنون اصلاح طلب ها سر کار هستند به اسم مردم منافح جناح خودشان را در نظر می گیرند مردم زهی خیال باطل؟
هر کسی حرف می زند انگ جناحی بودن به او می زنند احمقانه با برچسب و اتهام از رده خارجش می کنند.
آقا درخواست من جناحی نیست من از اصول گرایان یا اصلاح طلبان نیستم ؟
اصلا خدا لعنت کند هم قم هم کاشان و کسانیکه که این مملکت را جناحی کردند.
جناحی کردند برای خوردن اختلاس کردن بی اثر کردن توصیه ها بی اثر کردن تدابیر غیر دولتی ها .
این درخواست جناحی نیست درخواست تولید قدرت ملی است درخواست ایجاد ایمنی نظامی سیاسی است.
اصلا درخواست تولید سلاح ملی اتمی چرا باید درخواست جناحی تلقی شود این خیانت ملی است که بمب اتم جناحی شود به هر دلیلی ؟
اصلا چه کسی اسلحه را گذاشت روی میز مذاکره این اسرائیل و آمریکا بودند شروع کردند؟
کجای دنیا وقتی طرف اسلحه می گذارد روی میز تو باید درخواست مذاکره و تفتیش مکان و اشخاص بدهی زهی؟
آنچه در این گفتار به عنوان دولت نام برده می شود مقصود از دکتر پزشکیان و کابینه اصلاحاتی او است منظور کل حاکمیت نیست.
بخشی از کابینه که در دست اصول گرایان قرار دارد اصولا تعیین کننده نیست و قابلیت اثر گذاری در ساحت قدرت و سیاست را ندارد.بیشتر جنبه خدماتی دارد و حالت تدارکاتی هم می شود به آن اطلاق کرد.
اما چرا دولت چهاردهم فاقد مشخصات یک دولت توانا و پویا است علت در بحران شناختی و عقب ماندگی تاریخی این جریان باید جستجو کرد.
این دولت در تفکر " مذاکره و دیپلماسی " سالهای 2012 تا 2016 سیر می کند و هنوز درک نکرده که ماهیت طرف مقابل تغییر کرده است اینک میز مذاکره ای وجود ندارد رابطه ما با آمریکا به " استفاده از زور " تغییر ماهیت یافته است .
اینک بین ما و آمریکا " میدان زورآزمایی نظامی " است که حکم فرمایی می کند.
زمانی غرب و اروپا تلاش داشت با احکام و سازمانهای بین المللی ایران تحت کنترل در بیاورد اما کارگر نشد بعدها به میز مذاکره روی آورد بازهم نتیجه دلخواه نصیب آنان نشد اینک لباس تزویر از تن بدر آورده و چهره زشت خود را در " کاربرد زور " برای صلح میدان جدید را تعریف کرده است.
این چهره غرب را روسیه و چین خیلی زودتر از ما درک کردند لذا روسیه در قالب اوکراین و چین در غالب "صلح مسلحانه " بازی را به پیش بردند اگرچه هنوز تا پایان بازی راه درازی باقی نمانده .
اما تا اینجای کار چین برنده بزرگ این شطرنج بوده روسیه هم خوشحال از عدم شکست دارد برای پاداش دوسال نیم جنگ چانه زنی می کند؟
اما ایران بزرگترین بازنده بازی تا اینجای کار بوده هم اقتصاد را کامل باخته ( بشدت ضعیف شده اقتصادی که مغلوب نادانهای داخلی بود تا تحریم و جنگ اقتصادی ) وهم دارد جنگ سیاسی و نظامی را می بازد.
به قول دکتر ابراهیم متقی عدم شناخت "ماهیت و شدت تهدیدات" بازی به شکل عجیبی به ضرر ایران دارد پیش می رود.
اصولا این خوش خیالی دولت ایران منوط به چند عامل است.
اول عدم شناخت ماهیت تجاوز گری غرب دوم دلخوش کردن به سازمانهای بین المللی و شورای حکام انرژی هسته ای و حتی به دیپلماسی شرقی غربی ؟
سوم به علت کارشناسان بی پشتوانه داخلی ( هم دولتی هم رسانه های داخلی ) من اسم این کارشناسان را می گذارم " تفاله چای " نه رنگ دارند نه خاصیت فقط می توان بعنوان کود گیاهی از آنها استفاده کرد.
بقول آقای گنجی : دوستان اصلاحات ما " درک درستی از سیاست خارجی ندارند "
اکنون اگر پای بزرگترین رسانه کشور ( صدا و سیما ) بنشینید هیچ نتیجه ای نصیب شما نمی شود فقط "دلخوشی کاذب "
روز چهاردهم شهریور در نشست خبری بعد از خبر 9 شب شبکه خبر نشستی برقرار با با شرکت سه تن از کارشناسان رسانه ملی داشتند ( کوتاه بینانه و کاذب ) این جو به بیننده القاء می کردند که اروپا و غرب نمی تواند اسنک بک اجرایی کند و ما دستمان پر است اصلا شرکت یک زن با تخصص غیر مرتبط با امنیت ملی و یک استاد فسیل شده چه مشکلی از کشور حل می کند اصلا سطح اطلاعات بروز هر دو در حد صفر است در دوره دانشجویی یک محفوظاتی داشته اند که اکنون بعد از سالها دارند دوباره بروز می دهند.
اطلاعات روز و تغییرات 20 روزه گذشته غرب ندارند بی اطلاع هستند زبان خارجی آنان در حد صحبت کردن هم نیست.
این نمایش کلی کارشناسان صدا و سیما است ( آئینه تمام قد )
تنها دکتر فواد ایزدی بخشی از پشت دیپلماسی غرب بروز داد و از بقیه بیشتر در تحلیل موضوع اثر بخشی و درک درستی را ارائه داد بقیه مفت هم گران بود؟
اینک بین ما و غرب تنها " کاربرد زور " حکم می کند استفاده آمریکا از قدرت برای اعمال خواسته ها فقط یک " اشتباه نبود "
این یک رویه جاری شده است.
کسی که یک بار کاربرد زور آزمایش کرده مکرر از آن استفاده خواهد کرد ان هم بدون " هزینه " ( تقریبا هزینه صفر )
درخواست بازگشت به اسنک بک یک درخواستی است برای "کاربرد بیشتر زور" اگر امروز غرب حمله نمی کند برای این است که جای اورانیوم غنی شده را نمی داند ؟
و سایت های تخریب نشده را نمی شناسد و گرنه تا حالا کار را تمام کرده بود اسنک بک می خواهد جای این دو را بیابد؟
شورای حکام هم در پی همین ماموریت است. ( سه خواسته اساسی اروپا برای امتیاز گیری )
اصولا اروپا از میز مذاکره به تشویق تجاوز ( تائید حمله ) و کنترل به " مشارکت در حمله " تغییر فاز داده است شرکت 5 تا 6 هزار نیروی نظامی ناتو در حمله به ایران مفهوم " کنترل با زور " را در راس اعمال سیاسی قرار داده است.
در برابر کسی که شمشیر کشیده برای قصد جان اگر بگویید بیا مذاکره کنیم چقدر احمقانه است.
اکنون نتیجه بازی زا نه دیپلماسی نه مذاکره نه دوستان شرقی بلکه " قدرت مسلحانه " رقم خواهد زد.
هیچ سدی در مقابل غرب وجود ندارد غیر از داشتن " اسلحه موثر "
اسلحه موثر عبارت از داشت بمب اتم داشتن ابزار کاربرد آن در دور دست ( دست یابی به سرزمین دشمن ) ان هم در تعداد بالا و غیر متمرکز باقی افسانه است.
اگر به موقع نجنبید دفاع از کشور بسیار سخت و حتی غیر قابل دست یابی خواهد شد.
جانفشانی سپاه و ارتش و بسیج هم موثر نخواهد بود.
دشمن دیگر در روی زمین و محدوده تصرف زمینی کار نخواهد کرد . دکترین تجزیه از طریق بمباران و مزدوران محلی را دنبال خواهد کرد همان دکترین سوریه مشتی اراذل اوباش محلی به اضافه فقر و حقوق ناچیز