راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 362 ) چشم های که به آن سوی مرزها دوخته شده است؟

باید با صراحت اذعان کرد نوع عملکرد ما در 40 سال گذشته باعث شده است تا مردم ما از اعم مردم عادی تا بزرگترین دولت مردان کشور چشم به آن سوی مرزها دوخته باشند روحانی (دولت روحانی ) منتظر است گشایش از آن طرف مرز برسد هفتمین سال انتظار می کشد؟

مردم مرز نشین منتظرند تا کالا و جنسی از آن سوی مرز برسد و بتوانند با دست به دست به مرکز ایران برسانند و سودی نصیبشان شود

دانشجویان ما منتظرند تا پذیرشی از آن سمت برسد تا ادامه درس را در خارج بگذرانند؟

مردم عادی چشم به آن سوی مرز دارند تا شاید شرایط مهاجرت یا حتی مسافرت کوتاه مدت یا کار موقت در آن طرف مرز پیدا کنند؟

سیاست مداران ما منتظرند گشایش از آن سمت برسد ؟

عده زیادی هم از مجادلات داخلی نا امید شده اند منتظرند از آن سمت فرجی حاصل شود؟

هم فقرا هم ثروتمندان همه سودای خارج دارند هم تحصیل کرده ها هم بی سوادها امید به خارج پیدا کرده اند ؟

در حالیکه آن طرف مرز خبری نیست همه منتظرند این کشور شکست بخورد تا سودی نصیبشان شود؟

چه داستانی است اینقدر ظلم و تجاوز و فشار بر مردم آمده است که امیدشان از داخل قطع شده است.

 60 میلیون نیازمند کمک (اقرار دولت روحانی) خود گویایی بسیاری دارد.

خیانت چه کس یا چه گروهی باعث اینقدر فاجعه شده است.

منشاء این نا امنی و ظلم حکومت است بخصوص مسئولان فاسد که ظرف 40 سال گذشته هم مردم سرکوب کردند هم اختلاس کردند هم وضعیتی به وجود آورده اند که کمتر کسی می توان در داخل یافت امید داشته باشد این وضعیت اصلاح شود.

این نا امیدی بسیار عمیق و ریشه دار است باید اذعان کرد این سیستمی که برای جمهوری اسلامی ایران طراحی کرده ایم نا کارآمد و نا مناسب است ؟

سیستم ما مشکل دارد افراد مشکل دار به سمت می رساند اما خوب ها را طرد می کند.

این خاصیت انتخابات ایران شده نوعا اشرار فرصت طلبان سمت پرستان پول دوستان برای بدست آوردن سمت ها چنان تلاش می کنند چنان خرج می کنند گویی چه خبر است؟

بدیهی است خوبها برای بدست آوردن این سمت ها ( اعم از نمایندگی مجلس رئیس جمهوری ) آنچنان تلاش نمی کنند اصلا خودشان را کنار کشیده اند.

محرز و مسلم است خوبان شرکت کمی دارند نوعا طرد شده هستند نوعا به چشم وظیفه نگاه می کنند لذا تلاش و ارتقا ندارند؟

اما مشکل داران سمت پرستان چنان برای بدست آوردن سمت تلاش می کنند گویی تنگه جبل طارق است و کشتی شکسته و غرق شده است شکست همان مرگ است.

دیدیم روحانی برای بدست آوردن صندلی ریاست جمهوری چنان دروغ و بهتان سر هم کرد که صدای کفار هم در آمد.

کجا در انتخابات اروپا چنین اتهامات به هم می زنند که هر یک نیاز به محاکمه و زندان طولانی مدت دارد اگر دروغ باشد؟

اما متاسفانه این سیستم طراحی شده جمهوری اسلامی ایران اجازه داد چنین ناشایستی به بالاترین درجه حکومت برسد .

شورای نگهبان هم تاییدش کند مردم هم گول این شعارهای تو خالی را بخورند و ایشان انتخاب کنند.

حالا مشخص شد تمام آنچه می گفت دروغ بود و هست هیچ تدبیری در کار نیست همه اش خود خواهی و خود بزرگ بینی و تکبر است؟

سخن هیچ تخصص و هیچ خیر خواهی قبول نمی کند.

هرچه اطرافیان او بگویند اجراء می کند.

عجیب تر اینجاست  حالا که مشخص شده همه چیز دروغ و تزویر بوده سر ملت کلاه رفته است سیستم نمی تواند از دست چنین شخصی خلاص شود تردش کند برکنارش  کند این چه سیستمی است که طراحی کرده ایم ؟

اکنون در واقع دو راه پیش پای ملت بیشتر نمانده است.

یا شورش کند و همه چیز را از ریشه و بنیاد به هم بریزد و نفی کند تا درست شود.

یا اینکه عقلای ملت تصمیم بگیرند در یک آرامش به اصلاحات و جراحی های بزرگ این تصمیمات گردن بگذاریم.

راه اول بسیار خسارت بار است دو باره باید از صفر شروع کرد و در این بین بسیار فرصت برای بدخواهان دشمنان فراهم خواهد شد؟

حتی در این شورش آبانماه هم دست آمریکا و ارتجاع عرب تا مفرغ در خون ریخته شدگان دیده شد.

پس به هیچ وجه نباید به شورش و انقلاب تن داد راه دوم اگر بتواند به تمام اهداف اصلاحات عمیق برسد عاقلانه تر و منطقی تر است.

اگرچه باید گفت کسانیکه اکنون از این خوان گسترده پهن شده ریاست و اختلاس بهره می برند  به سادگی عقب نخواهند نشست؟

 راه کار اساسی انتخاب افراد بهتر برای مجلس و ریاست جمهوری است افرادی که ولخرجی نمی کنند دست به اتهام و دروغ گویی نمی زنند.

خواستار راه افتادن پویش ضد خرج و ضد دروغ در انتخابات هستم.

باید دو جناح اصلی کشور یاد بگیرند با مردم رو راست باشند باید به قواعد بازی تن بدهند باید به الزامات اصلاحات عمیق گردن بدهند.

این باید در آراء مردم باید حفظ و مراعات شود.

اینک نزدیک انتخابات هستیم یک پویش همگانی می تواند ورق را برگرداند.

اگر یک پویش عمیق ضد دروغ و ضد خرج کردن در کشور اتفاق بیفتد و مردم به کسانیکه ولخرجی می کنند رای ندهند به کسانیکه از دروغ و اتهام برای خود نردبان ترقی درست می کنند طرد کنند آنوقت راه برای انتخاب های بهتر باز خواهد شد.

اگرچه من هنوز اعتقاد دارم نه تنها باید از داوطلبان مجلس باید امتحان کتبی گرفته شود تا مقیاس سواد آنان مسجل شود گزینش اخلاقی و سوابق هم نیاز است نه از نوع دغدغه و نگرانی شورای نگهبان بلکه از نوع تخصص و صحت کردار وطن پرستی ( نه پول دوستی) که این روزها تجارت بعضی شده است نمایندگی مجلس نه دغدغه ملت و مسائل مردم ؟

لذا پیشنهاد می کنم به هر نماینده در رسانه های گروهی شهر و تلویزیون محلی فرصتی برابر برای تبلیغ داده شود و هر گونه تبلیغ دیگری ممنوع گردد تا امکان خرید رای از بین برود بخصوص در شهرهای کوچک و متوسط.

اگر چه دو جناح اصلی کشور نشان دادند که عملا خواستار تغییرات و بهبود نیستند هر چه قوانین جدید تصویب می کنند در راستای امتداد حاکمیت خود بر مجلس و رئیس جمهوری خود می باشد به امید آن روزی که هر دو جناح در انتخابات شکست فاحشی بخورند و هیچ رای نیاورند.

تمام سرمایه انسانی و مدیریتی کشور در این دو جناح خلاصه نمی شود اما برکناری هر دو زمینه را برای اصلاحات عمیق فراهم خواهد کرد.

در واقع راهی غیر از جراحی و حل مشکلات در داخل نداریم باقی سراب است؟ 

در واقع گام اصلی تغییرات از برکناری دو جناح می گذرد.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 361 ) بن بست اصلی برجام در تهران است نه در آمریکا یا اروپا؟

نزدیک به 20 ماه است از تحریم همه جانبه و فشار حداکثری ترامپ بر ایران می گذرد اکنون این تحریم ها به یک بن بست سیاسی اقتصادی منجر شده است نه طرف آمریکایی حاضر به رها کردن تحریم است نه ایران حاضر به تسلیم لذا شاهد یک ایستایی عمیق در همه چیز و همه جا هستیم ؟

اروپا و آسیا روسیه چین  ژاپن و همه بازیگران دنیا هم با این قضیه و سکوت یا فقط ابراز تاسف کنار آمده اند؟

خوب از طرفهای خارجی بیش از این هم انتظاری نبود و نیست .

موضوعی که از قبل هم پیش بینی می شد.

اکنون این فشار تحریم با توجه به دولت بزرگ و ناکارآمد(با مشکل فساد روز افزون) ایران می رود به یک مرض مزمن و کهنه تبدیل شود ؟

کم کم دارد کل اقتصاد را دچار مشکل و ایستایی می کند .

این از هم گسیختگی مشکلات موجود ده برابر افزایش داده و در آینده نزدیک ضربات جبران ناپذیری به کشور وارد خواهد 

اگر قبل از شورش آبانماه این حرکت شده بود بهتر بود؟

چاره کار نه در واشینگتن نه در اروپا نه در توکیو و نه در هیچ جای دیگری است  چاره کار فقط در تهران است؟

قبل از اینکه این مرض کهنه عود کند و جامعه را دچار چند پارگی و از هم گسیختگی کند باید راه حلی اندیشید.

با دست روی دست گذاشتن این مشکل حل نخواهد شد که هیچ تشدید هم می شود.

اما راه حل یا تسلیم شدن است یا مقاومت کردن؟

ظاهرا" قضیه مذاکره و تسلیم که بطور کلی کنار گذاشته شده و مورد تایید نیست.

پس می ماند مقاومت ؟

مقاومت به مفهوم بی تحرکی و بی  فکری نیست مقاومت تلاش عظیم نیاز دارد .

مقاومت یک وجه اقتصادی دارد یک وجه سیاسی و یک وجه نظامی در واقع مبارزه و مقاومت در همه زمینه های موجود احتیاج به عملیات پدافندی عظیم دارد.

اما از این عملیات دفاعی خبری نیست ؟

هیچ خبری نیست عملیات دفاعی نیاز به جابجایی عظیم نیرو امکانات فرماندهی دارد نیز به تجمیع و تسهیل امکانات سرمایه ای فکری مدیریتی دارد.

از این عملیات هیچ خبری نیست دولت متصدی این علیات است اما با دولت شش سال قبل هیچ فرقی نکرده و ندارد؟

هیچ کاری را شروع نکرده همان اقتصاد نفتی همان گفتار درمانی همان لاپوشانی همان گول زدن مردم دارد ادامه می دهد؟

در شش سال گذشته این دولت فلج چه کاری کرده که اکنون می تواند بکند ؟

دولت هم از لحاظ فکری هم از لحاظ عملیاتی فلج است اصلا قادر به دفاع عملیاتی نیست.

با این دولت مقاومت کردن خود عین تسلیم است.

دولت روحانی نشان داده بر خلاف حرفهای مکرر قادر به سرانجام رساندن هیچ پدافندی نیست .

در واقع بن بست اصلی در تهران است نه در آمریکا؟

ایران چه می خواهد بکند؟

اگر مقصودش مقاومت است چرا نیروها و امکانات در این مسیر تجمیع نمی کند؟

از قدرت نظامی خود برای کنترل تحریم استفاده نمی کند؟

ایران قادر است هر کشوری که در تحریم شرکت کرده است از کشتیرانی در خلیج فارس محروم کند.

این عین مقابله به مثل است عملی شناخته شده در جامعه بین المللی .

تهدید کردن آمریکا مجاز است تهدید کردن ایران خیال این بازی احمقانه را باید ترک کرد یا همان مذاکره بهتر است.

بی تحرکی دولت را به دروغ و بلوف کشانده دولت فلج فقط زمینه انحطاط و شورش را فراهم خواهد کرد.

مقاومت با این دولت امکان ندارد.

ما هم خدا را می خواهیم هم خرما را؟

یا باید بساط این دولت برچید و مقاومت کرد یا باید مذاکره را انتخاب کرد غیر از این دو راهی نیست.

راه کنونی بی تحرکی دولت اقتصاد سیاست فقط منجر به سقوط خواهد شد.

از این مسخره تر که بگویند مردم باید همین دولت تحمل کنند ( مردم را تنبیه کنیم تا به ما اصول گرایان رای دهند)

این مجازات دست جمعی مردم است نه با اصول دموکراسی خوانایی دارد نه با اصول اسلامی؟

در دموکراسی غربی هم وقتی یک دولتی برای مذاکره و صلح می آید اما نمی تواند کار کند استعفا می دهد یا برکنارش می کنند.

در اسلام هم اگر یک رهبری گناه کبیره مرتکب شد ( همانند عملکرد گران کردن بنزین با حداقل چند صد کشته) خودبخود خلع و برکنار می شود ساقط می شود شما نه می خواهید به این عمل کنید نه به آن؟

اکنون زمان دکتر مصدق نیست اما عملکرد دولت دقیقا شبیه همان مصدق است.

آقای روحانی بهتر است بروید در رئیس جمهوری بشنید تا  شورشیان نان ( یا همان عناصر کودتا ) از راه برسند و شما هم مانند یک قهرمان تسلیم شوید.

بعد هم سی سال بگویند مصدق ( روحانی ) می خواست کاری بکند "نگذاشتند"

ببینید در اسلام هم وقتی سطح تهدیدات بالاتر می رود نیاز به والی و حاکم قوی تر نیاز است.

نگاه کنید امام علی(علیه السلام) وقتی احساس کرد مصر به حکمران قوی تری نیاز دارد تردید نکرد عثمان برکنار و مالک اشتر نصب کرد.

اکنون سطح تهدیدات به شدت افزایش یافته است یا تن به راه حل اسلامی باید داد رهبری یک جانشین قوی تر مسلط تر انتخاب کند .

یا به وجه انتخابات دموکراسی جانشینی بهتر انتخاب باید کرد .

در واقع با مرد صلح نمی توان جنگ کرد ولو جنگ اقتصادی و برعکس هم صدق می کند.

پس برای رهایی از این بن بست باید در تهران تغییرات صورت گیرد نه در خارج؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 360 ) بحران هوا معیشت اقتصاد حاصل 50 سال عدم برنامه ریزی

مسئولان کشور یاد گرفته اند (کپی کاری) برای گذران امورات خود مانند زمان دانشجویی یک پایان نامه را از روی دیگران تقلید کرده بنویسند تحویل دهند بدون آنکه عواقب این فاجعه را حتی فکر کرده باشند.

بیش از هفتاد سال است وزرات خانه و دولت مدون در ایران داریم اما دریغ از یک برنامه ولو کوچک که برای چند سال موفق و پیش بینی های آن درست بوده باشد.

حتی دریغ از یک پیش بینی مختصر موفق تاسف اینجاست که بطور معمول انسانهای تحصیل کرده در این دولت ها حضور داشتند .

حتی زمان شاه هم متصدیان از بین دانش آموختگان انتخاب شده بودند؟ اگر چه نوعا باید از وابستگان درباری یا خاندانهای مورد اطمینان ساواک انتخاب می شدند نتیجه این شد 

که تقریبا تمام عناصر انتخاب شده ضعیف بی فکر بی بینش و نالایق بودند.

هیچ کدام نمی توانستند برای آینده سازمان خود یا مردم برنامه بنویسند نیازهای آینده را تخمین بزنند 

کشور و امکانات به سوی نیازهای آتی سوق دهند .

یا حتی برنامه ای از خود باقی بگذارند که قابل استناد باشد.

این آثار شوم این دکترها و کارشناسی ارشد های آبکی است که امروز خروار خروار با هزینه گزاف در دست اشخاص و ملت ایران می گذارید.

حتی زمان شاه هم این پدیده تحویل مدرک به نور چشمی ها را داشتیم امروز بیشتر و وحشتناک تر؟

مدارکی که طبق آمار باعث بدبخت شدن خود فرد و جامعه شده است؟

یک روز با یک کارشناس انگلیسی رانندگی در صف ابتیاع گواهینامه رانندگی در یک کشور خارجی صحبت می کردم به او گفتم من گواهینامه پایه یک ایران دارم قادرم هر کامیونی رانندگی کنم چرا گواهینامه من را از صفر اعلام کردید تا همه مراحل دوباره طی کنم

گفت اگر سیستم صدور گواهینامه در کشور شما اصولی بود اینقدر تلفات نداشتید؟

(متاسفانه پاسخی نداشتم بدهم.)

اکنون از صفر یاد می گیری چگونه باید رانندگی کرد. من جای شما بودم تمام گواهینامه های رانندگی ایران باطل اعلام می کردم و دوباره از نو باید مردم بیایند و گواهینامه بگیرند.

در واقع هم همین شد .

کشور ما بطور نسبی در سال به پنجاه هزار اتوبوس نیاز دارد حدود یکصد هزار کامیون بزرگ و کوچک در سال ؟

چند عدد ماشین سواری در سال نیاز داریم ( ماشین هیبریدی ) یا تمام برقی

چند عدد وانت چند عدد آمبولانس و غیره نیاز داریم در سال؟

کجا کشور برای این نیازها برنامه داشته است حداقل امروز با اطمینان می توان گفت این وسایل نقلیه قابل تولید در ایران هستند .

نه دولت خود صنایع مادر دارد اینها را تولید کند نه مجوز و تسهیلات در اختیار بخش خصوصی قرار داده تا این وسایل تولید شوند؟

نتیجه امروز نزدیک به دو میلیون کامیون و اتوبوس بسیار فرسوده در کشور تردد می کنند که پنج برابر استاندارد جهانی آلودگی دارند.

بسیاری از آن ها متعلق به چهار و سه دهه قبل هستند و موتورهای آنها بارها تعویض و تعمیر شده اند آن هم با لوازم بی کیفیت چینی و هندی یا موتورهای قاچاق که از طریق لنج ها تحت عنوان ته لنج به ایران وارد می شوند

حداقل چهل در صد این وسایل در تهران تردد می کنند.

اکنون در بزرگ راه های جنوب تهران به صورت شبانه روزی در حال کار هستند؟

هر کدام با یک اگزوز ده سانتی متری و بیشتر دارند حجم عظیمی گاز های آلوده را از خود خارج می کنند .

این نتیجه داشتن 70 سال وزرات صنعت در کشور است با چند صد هزار نفر پرسنل ؟

اصلا وزراتخانه را نداشته باشیم ده نفر مغز متفکر می تواند تمام 70 سال در یک هفته پوشش و برنامه بدهد و حتی دستور اجراء صادر کند. یکی مرد جنگی به از صد هزار؟

الان هم می توان درب این غار خانه خراب کن مال حیثیت جان گل گرفت؟

بعد هم چند نفر کارشناس تحصیل کرده و سابقه دار ظرف یک هفته مامور کرد برنامه کلی و ظرف یک ماه برنامه جزئی آماده کنند؟

برای اشتغال برای تخلیه آب سیل در اهواز در آبادان در خرمشهر چند کانال تخلیه تا دریا نیاز هست ؟

همین طور در آق قلا در کمیشان در گرگان؟

چند نفر متخصص مهندسی پزشک پرستار هواشناس و غیره می خواهیم؟

چند عدد معلم استاد و...........

هر کجا نگاه می کنید جای برنامه منظم و منطقی خالی است.

متاسفانه کشور دارد بیشترین حقوق برای این کارشناس ها پرداخت می کند اما هیچ کدام بدرد نمی خورد؟

بدرد لای جرس خوبند آقا این همه حقوق های کهکشانی برای هیچ؟

بریزید اینها را بیرون چند نفر بدون مدرک با اخلاص قانع و مرتبط با خدا را پیدا کنید با دستمزد اندک یا اصلا بدون دستمزد بگذارید نگاه بزرگ و آینده نگری در کف ملت بگذارند.

ببینید چقدر نتیجه کار فرق خواهد کرد.

برای اقتصاد هم همین برنامه قابل اجراء است بعضی فکر می کنند تا ابد وقت دارند.

اینطور نیست شورش های اخیر نشان داد وقتی برای مسئولین نیست.

تمام بحران ها لبریز شده است.

مفهوم لبریز یعنی فرصت تمام است بازی فوتبال که تمام شد نود دقیقه گذشت داور چند دقیقه زمان تلف شده اجازه بازی می دهد.

اکنون وقت حاکمیت تمام شده است اگر کسی حالیش نیست در خواب است.

هیچ وقتی برای اصلاح نمانده است جامعه به شدت ملتهب است حتی بیشتر از لبنان و عراق؟

منتها مردم ما صبور تر هستند .

مطمئن باشید وقت بسیار بسیار تنگ است هر چطور می خواهید حساب کنید من وظیفه خدایی دارم اعلام کنم بعضی دستمال به دست ها نمی گذارند اطلاعات به مسئولان اصلی کشور منتقل شود؟

از نظر من حاکمیت فقط چند ماه وقت دارد کمتر از انگشتان یک دست؟

این زنگ پایان بازی است.

تهدید نیست تحلیل است شرایط در حاشیه و شهرهای کمتر توسعه افتاده هم اکنون بحرانی و کار تمام شده است.

هم اکنون بیش از نصف مردم حاشیه نشین و فقیر کشور بطور کلی از حاکمیت نه فقط دولت بطور کلی نا امید شده اند.

دارند دنبال جایگزین می گردند؟

یکی از مشکلاتی که در عراق بروز کرده بود این بود هر چه مسئولان قول می دادند وضع خوب خواهد شد اصلاح خواهد شد درست می کنیم مردم نمی پذیرفتن اصلا قبول نمی کردند اینجا هم دارد به این شرایط نزدیک می شود.

این آخرین لحظات را دریابید؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران (359 ) سفر روحانی به کشور سامورای های با شمشیر چوبی یا نامرئی

ژاپن کشور بزرگ و قدرتمند خاور دور سالها است سکوت گزیده و در خاموشی و سایه دارد تلاشی غظیم را در اعتلا کشور برای  رشد بیشتر انجام می دهد سیاست مداران ژاپنی  بیش از شصت سال است فقط ماموریت دارند لبخند بزنند  بسیار خویشتن داری می کنند  در واقع ژاپن هنوز دارد مراعات شکست نظامی جنگ جهانی دوم در ظاهر رعایت می کند رعایت برنده جنگ رعایت هم پیمانی با غرب رعایت کسب قدرت اقتصادی صنعتی در سکوت هنوز خط مشی سیاست مداران ژاپنی است

70 سال تلاش در سکوت ارمغان بزرگی به بار آورده شاید مردم ایران ژاپنی ها را نشناخته باشند اما من در رویاروی نزدیک با چند ژاپنی (مدیران ارشد  اقتصادی ) سخت حیرت کرده ام ژاپنی مرد تسلیم نیست مرد ضعیف نیست مرد مبارزه است مرد تلاش است آن هم نه تلاش معمولی تلاش بسیار سخت کشور مجموعه جزیره های لرزان (زلزله خیز )و آتشفشانی کشور بادهای سخت (طوفان های سهمگین ) کشور جنگهای متعدد اینک خاموش و مطیع در مقابل ترامپ احترام می گذارد از نوع دوستی سکوت و لبخند تلخ یک سامورایی بی سلاح اما این سکوت تا ابد ادامه نخواهد داشت ؟

در واقع ژاپن جنگ جوی بزرگی است که سالها با  "شمشیر چوبی " عصا یی راه می رود مشق می کند 

در جنگ تحریم ژاپن مطیع ترامپ بود و از خرید نفت ایران خودداری کرد .

اما پس از هدف قرار گرفتن پهپاد گلوبال و بمباران پلایشگاه عقیق عربستان ژاپن احساس عدم امنیت انرژی را به وضوح لمس کرد.

لذا فعالانه برای امنیت این آبراه (تنگه هرمز) وارد گود شد ابتدا برای ارسال نیروی نظامی اعلام آمادگی کرد 

سپس برای میانجی گری بین ایران آمریکا داوطلب شد.

حتی شیزوآبه نخست وزیر راهی تهران شد و با درب بسته آیت الله خامنه ای روبرو گشت؟

اما دعوت از روحانی در دستور کار قرار داد؟

بی گمان دعوت از روحانی با هماهنگی و برنامه از پیش تعیین شده آمریکا انجام می شود.

زیرا  ژاپن در بیست سال گذشته کمترین تماس سران دو کشور و حتی وزیران با ایران داشته است؟

در واقع سفر روحانی اکنون نه برای روابط دوجانبه نه برای همکاری اقتصادی دراز مدت است.

اینک این سفر فقط در راستای (بازی در زمین آمریکا ) و نفوذ در سیاست تهران برای امنیت خلیج فارس یا برای دعوت به سکوت در برابر آمریکا است؟

ژاپن می داند شانس زیادی در میانجیگری ندارد ؟

اما امیدوار است روحانی را در مقابل حاکمیت و رهبری تحریک کند ؟

حتی یک سخن روحانی در مخالفت با رهبر انقلاب می تواند به زیان ایران تمام شود.

روحانی قبلا هم چراغ سبز برای مخالفت به عدم مذاکره داده است.

اما آمریکا امیدوار است ژاپن بتواند یک "شمشیر چوبی" سامورایی در دستان روحانی قرار دهد.

همانند ژاپنی ها ایران تسلیم شود.

این تمام رمز دعوت از روحانی است برای انداختن اختلاف بین حاکمیت و دولت ایران است؟

اگر چه این اختلاف از قبل هم وجود داشت اما امید غرب رخنه در این شکاف است برای شیطنت

کمترین آثار آن دو دستگی بین مردم و حتی نزاع و شورش در خیابانها است برای تسلیم ایران این نهایت خواسته آمریکا و غرب است.

اکنون دعوت از روحانی نه مبارک است نه کارگشا و نه ژاپن در حد و اندازه ا ی است که بتواند صلح و یا پایان تحریم ها را رقم بزند.

پس در پشت این دعوت فقط خدعه و نیرنگ خوابیده است ؟

در واقع دعوت از روحانی همانند دعوت از ابوموسی اعشری برای حکمیت است؟

همان احمقی که در حکمیت  جنگ برده صفین را به شکست سیاسی و باخت علی (ع) تبدیل کرد.

آمریکا اکنون بازی بزرگ جنگ تحریم (فشار حداکثری را باخته است یک بن بست مفتضح .

اکنون موتور جنگ آل سعود در یمن دارد خاموش می شود فقط فشار ترامپ نگذاشته عربستان صلح کند .

دیوار تحریم ها در حال فرو ریختن است گزارش مرتب فارن پالسی نشنال اینترست کنگره و حتی سازمانهای جاسوسی نشان از باخت آمریکا در همه جبهه ها دارد.

خدعه توکیو در واقع مذاکرات پس از جنگ صفین است.

و روحانی همان ابوموسی اعشری است به همان ساادگی و خوش باوری به همان اندازه بینش؟

فقط خدا آخر و عاقبت این سفر ختم به خیر کند.

قبلا هشدار داده بودم این شتر خیمه عایشه را پی کنید از هیچ چیز نترسید.

همه چیز در دستان شما است اگر به موقع عمل کنید و گرنه باید منتظر پیش آمدهای ناگوار باشید.

ژاپن همانند اروپا یک کشور تحت قیمومیت است نه یک کشور آزاد و مستقل؟  

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 358 ) بازی استعفا و امتناع دو جناح اصلی از قبول مسئولیت ؟

از دیر باز اصول گرایان منتظر شکست و عقب نشینی روحانی و تیم او بودند بارها و بارها آمادگی خود را برای بازی در زمین رئیس جمهوری پس از روحانی اعلام کرده بودند.

اما اینک که اصلاح طلبان برای فرار از شکست بیشتر مسئله استعفا روحانی را به دروغ در بوق و کرنا کردند؟

نا گهان جناح اصول گرایان خود را از مهلکه کنار کشیدند و اعلام کردند مایل نیستند اینک روحانی استعفا بدهد؟

در واقع از قبول مسئولیت این بار گران و اسب سرکش رئیس جمهوری در این زمین سنگلاخ تحریم خودداری کردند.

دقیقا از این پیشنهاد سخت شوکه شدند ؟

این اسب سرکش رئیس جمهوری خاطر خواه زیاد داشت اما اکنون امید پیروزی بسیار دور به نظر می آید الان جانشین روحانی یک اسب شکست خورده بی آب و علوفه در سربالایی تحریم زمین سنگلاخ و انتظارات جمع شده یاران خسته و ملالت گر و ملت منتظر تحویل می گیرد.

با لشگر 60 میلیونی منتظر مواجب و مخارج   و درآمد اندک کاسه های لبریز شده از تنگنای معیشت 

چه باید بکند؟

بیخود نیست همه لشگر مخالفان روحانی از قبول استعفای او سر باز زدند؟

تنها آقای حسین شریعتمداری ( سر دبیر روزنامه کیهان ) نیست که علم مخالفت بر افراشته فدائیان اسلام هم مخالفت کردند؟

اگر چه هر کدام دلایل خاص خود را مطرح می کنند اما تقریبا تمامی گروه های اصول گرا تا دیروز خواهان استیضاح و استعفا روحانی بودند .

امروز از فبول استعفا ایشان شانه خالی کرده و عقب نشستند.

این از عجایب دنیای سیاست در ایران است گاهی که آب سر بالا می رود قورباغه هم ابوعطا می خواند؟

از آن طرف اصلاح طلبان که تا دیروز خواهان حمایت و همکاری با روحانی بودند امروز از استعفا ایشان حمایت می کنند.

بنظر می آید همه چیز وارونه شده اما این حرکت دو گروه چه معنی دارد؟

بگذارید کمی از نیت دو گروه و دو جناح پرده برداری کنیم .

اصول گرایان در واقع غافلگیر شدند آن چیزی که منتظرش بودند یک دفعه حال شد.

خوب که فکر کردند به این نتیجه رسیدند که اکنون برای تحویل گرفتن این سمت موقعیت مناسبی نیست همه چیز در حال شکستن است.

این سمت رئیس جمهوری سنگ بسیار داغ شده ای است در آفتاب سخت تموز بیابان تحریم هر دستی برای گرفتن آن دراز شود جز سوختن دست و رها کردن سنگ ثمری ندارد؟

دست سوخته آش نخورده و دهان سوخته و سرزنش بیشمار بعد از آن سخت اصول گرایان را به عقب راند؟

اما اصلاح طلبان چرا این مقوله را مطرح کردند؟

شکست های پی در پی روحانی جبهه و هوادار او دولت سوخته و منفعل اصلاح طلبش زمینه حرکات غیر عادی روحانی و طرفدارانش را فراهم کرده.

اصلاح طلبان می دانند شکست بزرگ انتخاباتی در پیش دارند.

بلاشک در نتیجه رای گیری بازی را باخته یافتند؟

لذا در صدد عوض کردن زمین بازی برآمدند شانه خالی کردن از مسئولیت شکست و بازی کی بود کی بود من نبودم؟

این داستن بچه ها و کوتوله های سیاسی کشور است.

هیچ بازی کننده ای آنقدر مرد نیست آنقدر با خودش و مردمش رو راست نیست بیاید جلو و مردانه مسئولیت شکست و اعمال خویش را بپذیرد؟

اما من نگارنده این متن از استعفا دولت استقبال می کنم آن را گامی به جلو می دانم.

به شرطی که دولت جانشین از قبل آماده شده باشد>

بی شک روحانی شکست بزرگی را بر ایران تحمیل کرده.

تازه حرکات غیر عادی و نا متعادل او زمینه شکست های سخت تر را برای آینده هموار می کند؟