راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران (342 ) روحانی با طرح رفراندوم دنبال چه "هدفی " است؟

هر چه به روزهای آخر دوره ریاست جمهوری روحانی نزدیک تر می شویم او را طلب کار تر و مدعی تر می یابیم؟

رمز این طلب کار بودن و مدعی بودن کجاست و چیست ؟

روحانی بعد از کسب صندلی ریاست جمهوری تلاش کرد تا با همکاری اصلاح طلبان ( درجه دو ) مخالفان خود را سخت محکوم و از دایره قدرت اجرایی خارج کند.

لذا دست به هر مستمسکی برای ارتقاء قدرت خود متوسل شد.

حتی گزینه سازش و همکاری گسترده با غرب ولو در پنهانی همکاری را دنبال کردن .

حتی موافقت نامه های را به اجرا گذاشت که از دید مجلس و اصولگرایان مخفی بود.

همانند سند 2030 و همکاری گسترده با صندوق بین المللی پول و بانک جهانی.

و اقتصاد کشور در معرض تاخت و تاز اصلاحات مورد نظر این دو پیش برد بدون اعلام علنی یا گزارشی به مجلس در واقع ایران بدون اینکه وام سنگینی از این دو گرفته باشد 

دواطلبانه منویات ساختار ی اقتصاد ایران به سمت مطالبات صندوق بین المللی پول هدایت کرد.

از جمله ایجاد فروشگاه های زنجیره ای و آزاد سازی قیمت ها و چراغ سبز دادن به سرمایه های خارجی داشت محیط برای کار با ساختار بین المللی هماهنگ می کرد؟

اما خروج ترامپ از برجام تمام برنامه های او را برهم زد هم موجب قدرت گیری رقبای داخلی و تحقیر دولت او شد .

روحانی هیچ گاه قصد انجام اصلاحات اقتصادی و سیاسی نداشت و ندارد.

هیچ گاه قصد ساخت مسکن برای عامه را نداشت و ندارد.

هیچ گاه تصمیم به کمک به اقشار آسیب پذیر را نداشت و ندارد.

در حالت فعلی هم دولت عمدا دارد اقتصاد کشور را می خواباند تا به نتایج مورد نظر خودش نزدیک شود

عمدی در کار است تا صادرات سنگ آهن و مواد معدنی را که با تلاش به چند برابر افزایش کرده بود به بهانه خام فروشی متوقف کند و با بستن عوارض 25 درصدی جلو این صادرات گرفته شود .

در حالیکه تحریم بخش های زیادی را دچار رکود سنگین کرده است این حرکت به شدت مشکوک است 

در حالیکه مجلس هم با آن مخالفت کرد اما دولت بدون دادن لایحه با تصویب وزیران آن را اجرایی کرد.

در واقع اتخاذ سیاست انقباضی برای زمین گیر کردن بیشتر اقتصاد در حال انجام است؟

برای نیل به مقصد درمانده کردن مردم و حتی تحریک به شورش برای دستیابی به مقاصد سیاسی مورد نظر روحانی.

حتی در شورش سال 1396 دیده شده بود که روحانی سعی بر استفاده از خیزش مردمی را داشت 

اگرچه این شورش به تحریک بخشی دیگر از عوامل داخلی انجام شد.

گماردن افراد ضعیف در مسند وزارت اقتصاد و صنعت هم ادامه همین داستان است.

مطرح کردن کمبود اختیارات ریاست جمهوری بوسیله روحانی بخشی از این برنامه بود.

اکنون مطرح کردن حاضرم قربانی شوم نیز بخش دیگری از این پازل است.

و شاه بیت این پازل همان مطرح کردن "رفراندوم " است

تمام این برنامه ها برای رسیدن به یک مقصد طراحی شده است؟

روحانی روز به روز شاهد پایان دوره ریاست جمهوری خود است و این برای او به منزله ترک صندلی قدرت است.

این خاست روحانی نیست دولت درمانده او با عدم کارآیی و شکست اقتصادی باعث از بین بردن تمام آبروی 30 ساله او شده است .

این برکناری یا پایان دوره ریاست جمهوری از او یک مهره سوخته خواهد ساخت که بدرد هیچ کاری نخواهد خورد.

لذا در صد است تا با مطرح کردن مسائلی همچون "کمبود اختیارات " " قربانی شدن" " رفراندوم"

برای آینده سیاسی خود یک تضمینی بدست آورد؟

او در صدد است با سوار شدن بر موج نارضایتی ها به مقصود خود دست یابد.

او در صدد است با "موج سواری " بر مطالبات مردم از یک "متهم" به بی لیاقتی"عدم مدیریت"

"بی کفایتی" "عدم کارآیی" "عدم درایت لازم"و.....

به یک "شاکی" و "مدعی" "وکیل مردم" تغییر وضعیت دهد.

او مدعی می شود "نگذاشتند" "اختیارات کافی" نبود

و در نهایت از زیر بار تمام شماتت ها و سرزنش ها خود را خلاص کند هیچ مدعی "تاج و تخت " هم "باشد و هم بشود" 

این مقصود مقامی بالاتر یا معادل رئیس جمهوری در آینده سیاسی خود است؟

یا حتی جایگزین آیت الله هاشمی رفسنجانی شدن ؟

این تمام مقصود روحانی است از این همه ساز ناکوک در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران .

این هدف می تواند برای جمهوری اسلامی ایران بسیار گران تمام شود؟

می تواند خونهای بسیاری را روی سنگفرش خیابانها بریزد؟

می تواند حتی عامل شورش و کشتار گردد.

این قدرت طلبی ریاست طلبی می تواند بسیار بسیار سنگین تمام شود.

اخیرا گروه های مطالعاتی غربی آمریکایی ( اندیشکده های سیاسی نظامی صهیونیستی ) روی این برنامه بسیار دقیق شده اند زوم کرده اند؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 341 ) آقای روحانی روغن ریخته را نذر امامزاده نکنید ؟

آقای روحانی برای بار دوم در یک ماه گذشته عنوان کردند حاضرند برای مصالح کشور قربانی شوند برای منافع ایران با هر کسی ملاقات کنند.

باز در دانشگاه تهران در تکمیل سخنان خود گفتند تا کی می خواهیم با دنیا مقابله کنیم 41 سال است به نتیجه نرسیدیم "تقابل" کنیم یا "تعامل"

بعد هم با کمال ناباوری اعلام فرمودند برای مسائل مهم "رفراندوم" بر گذار کنیم.

ترجمان این تک مضراب زدن های آقای روحانی اینست.

من حاضرم با ترامپ و آمریکا دیدار کنم من راه تعامل را برگزیده ام من می خواهم با هر شرایطی با دشمن دیدار و پرچم تسلیم را بالا ببرم.

تمام این راز و رمز پوشیده صحبت کردن ایشان همین سه جمله بالا است و بس 

بقیه حاشیه رفتن و کج دار مریض صحبت کردن است چرا؟

چون در واقع ایشان دارند مخالفت علنی خود را با رهبری آقای خامنه ای بیان می کنند اما در واقع شجاعت مخالفت صریح و علنی ندارند.

حال بگذریم عده ای دارند سخنان ایشان جور دیگری معنی می کنند.

اما خلاصه مخالفت با شورای نگهبان و تقاضای رفراندم ایشان همین است.

چرا روحانی به اینجا رسید؟

آقای روحانی یک شکست خورده در کار است او نتوانست در کار مدیریت کشور یک کارنامه قابل قبول ارائه دهد در هیچ زمینه ای پیروزی نسبی هم نداشته است.

روحانی برای فرافکنی برای گم کردن رشته افکار عمومی دارد این مطالب مطرح می کند تا از عواقب سنگین شکست کاری خود فرار کند.

روحانی دارد شکست کاری شکست دوران سیاه ریاست جمهوری خود را به گردن رهبری می اندازد.

روحانی یک خود خواه مغرور و لجباز تمام بود که نصایح هیچ کس را در هفت سال گذشته قبول نکرد .

هیچ گاه در مقابل نظرات کارشناسی سر تعظیم فرود نیاورد.

بسیار با نخوت و غرور حکم فرمایی کرد.

اما حالا شکست با تمام سنگینی دارد مزه مزه می کند 

حالا فهمیده پرونده کار ریاست جمهوری او از پرونده کار احمدی نژاد بسیار سنگین تر است.

حالا فهمیده دارد پایان کار فرا می رسد لذا با تمام قوا سعی می کند فرا فکنی کند .

و مشکلات را به گردن دیگری بیندازد.

لذا کم کم دارد اون حالت سرپیچی و عناد و گستاخی را نمایان می کند.

شک نکنید او هیچ چیزی در چنته ندارد او همان است که هفت سال اورا آزمایش کردیم و دیدیم .

آقای روحانی اول اینکه تو آبروی نداری تا آن را قربانی کنی همه آبروی تو به لباس روحانیت و کار آیی تو برای مردم بود که دیدیم پشت آن عمامه بزرگ جز خدمت و کرنش برای غربی ها چیز دیگری نهفته نیست؟

آبروی رفته را برای چه کسی می خواهی قربانی کنی؟

بیخود روغن ریخته را نذر امام زاده نکن اینجا پایان بازی است.

ملاقات تو با ترامپ هم هیچ نتیجه ای ندارد جز خفت و خواری پیش دوستان و شادی دشمنان مزید بر اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران تسلیم شد.

امثال ترامپ با اصل وجود جمهوری اسلامی ایران مخالف است هیچ امتیازی او را راضی نمی کند مگر مرگ جمهوری اسلامی ایران.

تو هم بهتر است استعفا بدهی بقیه یک سال خورده ای مانده از ریاست جمهوریت را فاکتور بگیری؟

بهتر است سکوت کنی.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 340 ) نقش "سرطانی" دلار بر اقتصاد جهانی و مانع رشد توسعه

روزگاری دلار نقش بسیار سازنده و مثبتی بر اقتصاد جهانی داشت هم نقش یک پول "مقتدر" هم به عنوان پشتوانه عالی برای اقتصاد اروپا و آسیا داشت و "موتور " توسعه اقتصادی محسوب می شد.

در سالهای پس از جنگ جهانی دوم کمک های آمریکایی تحت نام مارشال و ترومن توانست قسمت اعظم اروپای غربی را احیا و سریعتر از بخش شرقی به تولید و توسعه نزدیک کند.

14 میلیارد دلار وام اروپایی توانست تعداد زیادی از دولت های جبهه غربی را تحت نام بازسازی اقتصادی به کشور های تحت سلطه آمریکا تحت نام پیمان آتلانتیک شمالی و ناتو تبدیل کند

در واقع این وامها طمعه ای برای شکار های بزرگ تر بود.

اما در نفس خود قدرت خرید و بازسازی را به هم پیمانان آمریکایی تزریق کرد.

سالهای زیادی نقش دلار در اقتصاد جهانی مثبت بود و باعث پیشرفت در آسیا (خاور دور) ژاپن و کره جنوبی شد.

اما در سالهای اخیر پس از افول آمریکا این نقش به تدریج حالت منفی به خود گرفت تا آنجا که بیماریهای دلار اقتصاد جهانی را بیمار می کرد.

گاهی بیماریهای بسیار سخت تر از خود آمریکا در هم پیمانان اقتصادی بروز می کرد.

در واقع اقتصاد در حال ورشکستگی آمریکا انواع بیماریهای سخت اقتصادی نظیر بحران مالی 2008 را به جهان تحمیل کرد.

اولین نشانه های این بیماری در بانک آمریکایی ( لهمان برادرز ) بروز کرد و بسیار سریع به بانک های دیگر آمریکایی گلدمن ساش و جی بی مورگان و مریل لینچ سرایت کرد .

آثار این بحران در اروپا و خاورمیانه بسیار سریعتر از حد تصور کشتار کرد.

درست است کشورهای غربی دچار ورشکستگی های عظیم اقتصادی شدند 

اما آثار این بحران در خاورمیانه افریقا آسیا بسیار سهمناک بود حتی موجب کشته شدن بسیاری گردید.

در واقع اقتصاد بسیاری از خانواده ها در هند در آسیا در افریقا قربانی اقتصاد ورشکسته آمریکا شد.

در غرب بحران مالی انسانها را فقیر تر و بدهکار تر کرد.

اما در کشورهای فقیر انسانها را ورشکست بنگاه های اقتصادی نابود و بحران های سیاسی را دامن زد و حکومت ها را سرنگون کرد عامل جنگهای بسیاری شد.

تعدا زیادی از مزد بگیران داعش یا جنگ یمن قربانیان بحران مالی بوده و هستند؟

انسانهای که فاقد شغل بودند یا شدند حالا دارند پول "خون "خود را میگیرند.

بسیاری این مصیبت ها صادرات مشکلات آمریکا به تمام دنیا است از طریق سیاست های مالی یا منطقه ای یا جهانی دولت آمریکا؟

کشور آمریکا 22000 هزار میلیارد دلار بدهی دارد که به جای این پول اوراق قرضه مالی به دنیا فروخته است

برای بهره این مقدار پول در سال دارد حدود 2% دو درصد سود پرداخت می کند سالی 600 میلیارد دلار اگر بهره پول به چهار درصد افزایش پیدا کند این بهره دو برابر خواهد شد سالی 1200 میلیارد

حالا اگر این بهره افزایش یابد اقتصاد آمریکا دچار بحران خواهد شد؟

این رمز بهره پایین و حتی بهره منفی فدرال رزرو آمریکا است 

اما شرایط پرداخت وام چه برای اشخاص وچه برای شرکت ها بعد از سال 2008 بسیار سخت شده و این بهره پایین موجب رشد و بهبود اقتصادی مورد نظر نخواهد شد حتی وام به دولتها هم بسیار سخت تر از گذشته همراه با شرایط استعماری ( شوک درمانی ) و اصلاحات آزاد سازی قیمت ها و صرفه جویی عظیم در بودجه دولت ها پرداخت می شود که خود یک پایه سرکوب ( سیاسی اقتصادی)

است که اغلب باعث افت گردش اقتصادی و ورشکستگی و حتی شورش فقرا شده است.

در واقع دلار "سرطان" گرفته در حال افول دارد اقتصاد جهانی را به شدت تحت فشار قرار می دهد برای نجات خودش؟

از آن سمت باید مقدار دلار در گردش کاهش یابد تا هژمونی آمریکا بر بازار پولی و مقدار بهره حفظ گردد (اگرچه مقدار ارواق قرضه مرتب افزایش می یابد)

اکنون باید دنیا اوراق قرضه آمریکا را بگیرد و دلار تحویل آمریکا دهد تا اقتصاد آمریکا فقط سر پا بماند 

چون آمریکا هم اکنون سالی 1000 میلیارد و حتی بیشتر کسر بودجه دارد.

برای تامین کسر بودجه خود باید هر سال مقداری ارواق قرضه ملی چاپ کند و به کشورهای دیگر بفروشد اما تامین اینقدر کسری بودجه و پرداخت سود پولهای قرض گرفته برای این کشور بسیار سخت شده است؟

چون اکنون دیگر مثل سابق ارواق قرضه آمریکا خریداری ندارد. آن هم برای 2 درصد ؟

اکنون از دلار یک پوسته سخت باقی مانده است اما در درون خالی و پوک.

دلار قدرتمند با ارزش بالا عامل سکون اقتصاد در اروپا و دنیا است؟

دلار اکنون ارزش بالایی نسبت به ارزهای رایج دنیا دارد.

اگرچه ترامپ خواستار دلاری با ارزش کمتر است اما مدیریت فدرال رزرو ( بانک مرکزی آمریکا ) مخالف ان است .

در واقع مدیریت این مقدار بدهی کار بسیار سختی است که حماقت بردار حرکات ترامپ نیست.

اما بحران بر سر دلار دارد می چرخد و این دلار بی پشتوانه تازه ابزار سرکوبی مالی دخالت سیاسی و تحریم هم هست .

کمی هوشیاری استفاده کنندگان از دلار می تواند آمریکا را به یک قدرت درجه دو اقتصادی معلول بر صندلی چرخدار بنشاند؟

تازه اختلافات اقتصادی آمریکا با رقبایش و چین هم می تواند این بحران را زودتر از موقع به جریان بیندازد.

متاسفانه دولت روحانی اعتماد به نفس کافی در اقتصاد نداشت و گرنه می توانست این بهمن بزرگ بر سر آمریکا فرو بریزد ولو با یک مشت برف کوچک.

به قول گریستا لینا جورجیوا ( مدیر عامل صندوق بین المللی پول) اقتصاد دنیا دارد سالی 700 میلیارد دلار پول از دست می دهد به خاطر اختلافات اقتصادی آمریکا - چین

و پیش بینی می کند سال 2020 بدهی به صندوق به 19000 میلیارد دلار افزایش یابد

در حالیکه می توانست این بدهی روند ریزش داشته باشد؟

گزارش ساکسو بانک نشان می دهد که دلار اصلی ترین جنایتکار سیستم مالی و اقتصاد جهانی است

این گزارش تحت عنوان " دلار قاتل " منتشر شده 

به قول یاکوبسن کارشناس ارشد این بانک هژمونی دلار بر سیستم جهانی کشورهای در حال توسعه و حتی کشورهای اروپایی را به شدت رنج می دهد.

حتی کشورهای که از دلار هم استفاده نمی کنند مجبورند این کسری نقدینگی دلاری را که بر اثر اقدامات فدرال رزرو اتخاذ شده تحمل کنند 

در واقع باید خسارات آمریکا و جور بهره اضافی را پرداخت و ترمز پیشرفت اقتصادی را دیگران تحمل کنند.

یک دلار به ظاهر قوی تر با نقدینگی کمتر ( تامین مالی سخت تر ) کمبود دلار در سیستم جهانی اقتصاد که بر اثر اقدامات مفامات آمریکایی اتخاذ شده عرصه را به اقتصاد جهانی سخت تنگ تر کرده است .

و این شروع یک بحران مالی و رکود اقتصادی دیگر است که از سال 2019 رقم خواهد خورد 

همان مطلبی که صندوق بین المللی پول به شروع آن اذعان داشت.

اما راه حل این کارشناس ساکسو بانک اینست که ارزش دلار کاهش یابد.

این کاهش ارزش دلار باعث خواهد شد بحران رکود اقتصادی به تاخیر بیفتد

ممکن است به نظر بیایدیک دلار قوی بسیار به نفع آمریکا خواهد بود اما اینگونه نیست 

هفته گذشته اتحادیه تولید کنندگان آمریکا از بزرگترین کاهش تولید در سالهای اخیر خبر داد 

امروز اقتصاد جهانی بسیار در هم تنیده است یک سرماخوردگی در آمریکا موجب بستری شدن در بیمارستان برای بسیاری از اقتصاد ها خواهد بود؟

امروز این طرف اقیانوس اطلس یا آن طرف اقیانوس آرام با فاکس نیوز یا سی آن ان همزمان دچار بیماری عطسه آنفلونزا اقتصادی می شوند.

حتی ممکن است همزمان رو به قبله دراز بکشند.

همانطور که در اقتصاد ایران بهره بانکی ( غیر متعارف نزول )موجب افزایش پایه پولی می شوذ و همه مردم ایران باید ضرر این سود پرداخت کردن بانکها و وام گیرندگان را تحمل کنند و پرداخت کنند.

حتی آنان که از بانک نه وام گرفته اند و نه پولی در بانک گذاشته اند. باید خسارت تحمل و پرداخت کنند در واقع به آنان هم تحمیل می شود.

در اقتصاد جهانی هم قروض آمریکا تمام دنیا را به رکود اقتصادی و بحران برده  و می برد .

اگر بدانید که تمام اختلافات اقتصادی و افزایش تعرفه ای به خاطر دلار مریض و مقروض است.

آنوقت درک خواهید کرد که این غده چقدر سرطانی است.

اگرچه من اعتقاد دارم بحران ترامپ هم زاییده دلار "سرطانی" است.

ترامپ عامل نیست او معلول آن سرطان عظیم است؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 339 ) ترکیه اردوغان پیش به سوی بحران بیشتر ؟

زمانی که حزب عدالت و توسعه ترکیه با یک رویکرد اسلامی توانست رقبا را به کناری بزند و حکومت ترکیه را تصاحب کند کسی فکر نمی کرد این حزب بتواند بیش از 17 سال بر ترکیه حکومت کند.

اما اینک اقتصاد ترکیه دچار مشکلات زیادی شده است

بدهی سنگین خارجی بیش از چهارصد میلیارد دلاری و افول اقتصاد با افزایش کسری بودجه برای سومین سال متوالی و سقوط ارزش لیر نشان از بحران اقتصادی که به سیاست هم سرایت کرده است دارد.

در واقع بعد از کودتای دوسال پیش اقتصاد ترکیه دچار مشکل های افزاینده ای شد.

سال اول کسری 2 میلیارد دلاری سال 2018 کسری 7/3 میلیارد دلاری و سال 2019 حداقل افزایش 2/5 میلیارد دلاری در نه ماه سال جاری به 9/8 میلیارد رسیده است؟

این آمار در کنار بیکاری 14/4 درصدی و رکود اقتصادی نشان از بحران های افزاینده ای دارد.

ترکیه بعد از کودتا به سمت روسیه و ایران گرایش پیدا کرد .

بعد از آنکه مشخص شد آمریکا عربستان و امارات در پشت پرده کودتا بر علیه اردوغان شرکت داشتند .

اردوغان سعی کرد جبهه یار گیری خود را به سمت روسیه و ایران تغییر دهد.

اما اقتصاد ترکیه گروگان کشورهای تامین مالی و اقتصادی آمریکا و عربستان و امارات است؟

بیخود نیست ترامپ ادعا می کند قادر است اقتصاد ترکیه را نابود کند؟

اکنون مشخص شد که این اقتصاد وابسته به وام های خارجی و در حال بحران نقطه فشار غرب بر ترکیه است  .

در واقع مشخص شد چرا ترکیه گرایش پیدا کرده به جبهه مقاومت و روسیه دارد در زمین آمریکا  دارد بازی می کند؟

اردوغان در حال از دست دادن محبوبیت خود در داخل ترکیه است 

این شکست انتخاباتی اردوغان در اردیبهشت سال 1398 شهرداری های بیشتری از دست حزب او خارج کرد.

اکنون او تبدیل به یک بازیچه غرب شده است در حمله به کردستان سوریه؟

البته دلایل داخلی هم در این دخالت و حمله نقش دارند.

مهمترین عامل خود ارتش ترکیه است ارتش ترکیه بارها با کودتا بخصوص در موقع بحران حکومت را بدست گرفته است.

اردوغان برای از بین بردن امکان کودتا و سرکوب ارتش هم تحت فشار است؟

جو عمومی هم بر علیه اردوغان در حال شکل گیری است 

روزنامه های ترکیه حکومت اردوغان در بوجود آمدن بحران اقتصادی مقصر می دانند؟

و مانور رقبا در اقتصاد و سیاست عرصه را بر حکومت اردوغان تنگ و تنگ تر کرده بودند.

لذا اردوغان با تحریک و شراکت و همکاری پشت پرده آمریکا  دست به دخالت نظامی در سوریه زد

تا هم یک پیروزی ولو محدود کسب کرده باشد 

هم قدرت پشت پرده آمریکا در این تجاوز به صحنه ظهور برساند؟

بقیه عوامل نقش کمتری در این زمینه دارند.

اگرچه این دخالت نظامی پیروزی قطعی برای ترکیه و آمریکا ندارد؟

اهداف اعلام شده غیر قابل حصول هستند.

اگرچه این حمله و خونریزی و کشتار اکراد امنیت برای ترکیه به ارمغان نخواهد آورد.

اما خروج آمریکا را تسهیل و توجیح خواهد کرد؟

در واقع ترکیه هیچ گاه با کشتار و حمله نظامی و قدرت نمایی نخواهد توانست به اهداف اعلام شده نزدیک شود.

چه بسا امنیت شکننده شهرهای کرد نشین ترکیه هم دوبار دستخوش نا امنی گردد؟

اصلا حملات سالهای گذشته ترکیه به عراق و سوریه و بمباران مکرر مقرهای پ ک ک به صلح و امنیت نرسید؟

تنها راه رسیدن به صلح و هم نشینی مسالمت آمیز به رسمیت شناختن این گروه و مذاکرات سیاسی است.

همانطوری که عبدالله اوجلان رهبر زندانی کردهای ترکیه بارها تقاضای شروع مذاکرات صلح را با دولت ترکیه کرده است؟

اما ظاهرا اردوغان برای فرار از مشکلات خود را از چاله به چاه می اندازد .

تا متحد پیشین را از انتقام اقتصادی منصرف کند؟ 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 338 ) فرصت تاریخی تحریم برای جهش اقتصادی ایران در کما ؟

بلاشک تحریم برای اقتصاد ایران زیانبار و شکننده بود اما یک فرصت بزرگ تاریخی را برای اقتصاد ایران فراهم کرد تا اقتصاد ایران با یک جهش به اهداف استقلال اقتصادی برسد.

این فرصت عظیم با ندانم کاری و خباثت دولت از بین رفت؟

دولت چون مورد تحریم واقع شد نتوانست کاری انجام دهد .

اما حاضر نشد قید و بند را از دست بخش خصوصی باز کند تا حداقل بخش خصوصی در ماجراجوی آمریکا حسابی تاخت کند و سر شکستگی تاریخی را برای آمریکا به ارمغان بیاورد.

دولت در بدترین موقعیت تحریم بجای باز کردن قید و بند از دست بخش خصوصی و برداشتن موانع کسب کار با چماق "کنترل قیمت ارز و جلو گیری از فرار مالیاتی" اقتصاد کشور را در یک قیف ( فشار بزرگ) قرار داد تراکنش های بانکی و انتقال پول به شدت محدود شده به تبع رکود هم به شکل باور نکردنی افزایش پیدا کرده است.

از آن سمت هم دست به "زور گیری مالیاتی" زده است.

رونق که نیست افزایش پایه های مالیاتی با همه تکذیب ها به شدت در حال "اجراء " است.

این نتیجه حماقت های مکرر و سریالی دولت روحانی است.

تازه خزعبلات هم تحویل مردم می دهد " افزایش قدرت پول ملی" " کنترل قیمت ارز" "رشد اقتصادی"

"کم شدن بیکاری" " افزایش اشتغال"

این شعار ها آدم را یاد احمدی نژاد می ااندازد در اوج سقوط پول ملی دم از قدرت پول ملی میزد؟

بیچاره نه آن موقع فهمید چه خرابی کرده است نه حالا هنوز هم خود را نابغه دهر و عددی می داند؟

یکی نیست این "اشغال" را از سیاست جمع کند.

تازه روحانی روی احمدی نژاد را هم در آمار هم در عملکرد روسفید کرده است.

حالا احمدی نژاد یک پوپولیست کامل بود روحانی یک محافظه کار امنیتی که بی سوادی اقتصادی هم مزید بر ادعای ایشان شده

بیچاره نمی داند چه افتضاح اقتصادی بار آورده و گرنه ........

می گویند وقتی آب سر بالا می رود قورباغه ابو عطا می خواند؟

حالا خرابکاری ندانم کاری خود خواهی و به کار نگرفتن کارشناسان مستقل اقتصادی کم بود ؟

ادعای پیروزی هم به آن افزوده شده است.

در همین روز گذشته ایشان ضرورت نظارت استصوابی شورای نگهبان رد کرده است؟

آقای روحانی به یک نفر گفتند این شعر کج و مواج چیست که می خوانی گفت اشکال از حافظ است.

این شورای نگهبان برای هر کسی بد بود برای تو که خوب بود یک چنین موجود به هم ریخته و نا گوار برای رئیس جمهوری ایران تایید کرد.

از نظر من این فرصت ناریخی به ما اجازه می داد تا اقتصاد را بر اساس تولید داخلی استوار کنیم.

فرصت قطع پول های باد آورده نفت که عامل اساسی اختلاس و ندانم کاری و به کار کماردن بیسوادان بر گرده مردم بوده است برای ایران فراهم کرد.

به قول شاعر بزرگ ایران شهریار:

برو ای تُرک که تَرک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم


عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران

ساده‌دل من که قسم های تو باور کردم


به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود

زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم


آقای روحانی یک توصیه ای دارم برای عاقبت به خیری تو  و آن "سکوت"

و اگر شجاعت داری " استعفا "

آوار حرکات غیر منطقی رئیس جمهوری احمدی نژاد بعد از پایان دوران ایشان بر سر ملت خراب شد.

اما آثار حرکات غیر منطقی روحانی هم اکنون در حال ریزش است.

اگر مردم هنوز درک نکرده اند باید گفت شعار های دولت مردم را به سرگیجه انداخته است؟

و گرنه آوار ورشکستگی دولت روحانی در حال ریزش است 

هم در بعد اخلاقی هم در بعد سیاسی هم در بعد اقتصادی

حلقه مفقودی صندلی رئیس جمهوری ایران "مسئولیت پذیری" است.

که نه احمدی نژاد داشت و نه روحانی دارد.