راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 695 ) طرح ایران برای صلح پایدار.

سیزدهمین روز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران داریم سپری می کنیم .

بطور واضح دست برتر ایران در جنگ نمایان شده است اگرچه دو کشور اسرائیل و آمریکا با استفاده از تئوری ضاحیه سازی میدان جنگ دارند مناطق بیشتر مسکونی و صنعتی را بمباران می کنند.

از سمت دیگر با شورای امنیتی روبرو هستیم که بجای محکومیت متجاوز به ایران ایران را محکوم می کند 

و در داخل عده ای از سیاست مداران ایرانی دارند مرتب درخواست های مختلف و غیر منطقی مطرح می کنند در بسیاری از این درخواست ها نشانی از درایت و عقلانیت در آن دیده نمی شود.

حتی مبنای حقوقی بین المللی ندارند از یک سمت با بعضی از اصول گرایانی مواجه هستیم که طالب ادامه جنگ و تنبیه متجاوز هستند به شکلی کور نه محدودیت زمانی و نه مکانی و نه اهداف قابل دستیابی مطرح می کنند فقط بر احساسات جمعی و گروهی سوار می شوند و شعارهای دست نایافتنی سر می دهند بدون داشتن برنامه یا ابزار یا حتی امکانات موجود.

طرف دوم با بعضی از اصلاح طلبانی هستیم که بدون دیدن درست صحنه و امکانات موجود و روحیه مقاومت ملی تقاضای تسلیم و کوتاه آمدن را تبلیغ و مطرح می کنند.

حاصل جمع این تقاضا ها فقط صحنه را پیچیده و تصمیم گیری ها را سخت خواهد کرد.

حتی که مسئولان را هم به توهم و اشتباه دچار می کند.و از دیدن درست صحنه ها عاجز خواهد کرد.

باید توجه کرد که گسترده جنگ های امروزی مانند جنگ های قدیمی نیست عوامل بسیار زیادی امروز در قضایا دخیل هستند که در گذشته نبودند امروز جنگها غیر همجوار و هوا پایه هستند عوامل ترکبیی رسانه عملیات روانی روحی نقش عمده ای دارند مانند گذشته نیستند که دو همسایه جنگ کنند و با شکست قطعی و غلبه یکی بر دیگری خاتمه پیدا کنند ما با ترکیبی از عوامل و اقتصاد سیاست رسانه روش های اجتماعی و حتی شبکه های اجتماعی و هوش مصنوعی روبرو هستیم پیروزی و شکست ها هم پیچیده شده اند گاهی پیروز نظامی شکست خورده کامل در زمینه های دیگر و حتی از دست دادن حاکمیت در ظرف زمان دنباله روبرو هستیم.

واقعیت عریان جنگ این است که حمله ناجوانمردانه به کشور شده است و رهبری و فرماندهان رده بالایی دوباره ترور شده اند.

اما در عمل دفاع سنگین و حتی تهاجمی ایران دشمن در گوشه رینگ به تنگنا انداخته است .

بخصوص بسته شدن تنگه هرمز اقتصاد جهانی را به دشواری سختی انداخته است.

دشمن فکر می کرد با یک تهاجم چهار روزه کار را تمام خواهد کرد.

اما اینک در روز سیزده هم دشمن هنوز با انبوه آتش موشک و پهپاد مواجه است.

لذا زمزمه صلح خواهی از اردوگاه دشمن بلند شده

اگر چه ما تاکنون توانستیم حمله دشمن خنثی و حتی برعلیه خودش بکار بگیریم اما خود هم متحمل خسارت و شهدای زیادی شده ایم.

از یک سمت ما فاقد بازدارندگی کامل هستیم اول سلاح قاطع بازدارنده نداریم دوم فاقد ضد هوایی موثر هستیم

بنوعی می توان اذعان کرد لخت هستیم آسمان کشور جولانگاه هواپیماها و پهپادهای دشمن است.

موضوع بعدی که نقطه قوت ما است همان بسته شدن تنگه هرمز می تواند در دراز مدت چند هفته به نقطه ضعف ما تبدیل گردد.

درست است با بسته شدن تنگه هرمز آمریکا و متحدانش در تنگنا قرار گرفته اند اما این آبراه گلوی اقتصاد دنیا هم هست و فشار بیشتر بر آن می تواند به اجماع کشورها بر علیه ایران منتهی شود.

این فشرده شدن گلوی دشمن می تواند مفید باشد برای کوتاه مدت در دراز مدت اقتصاد کلیه جهان را متاثر خواهد ساخت.

و حتی کشورها ضعیف بیشتر از کشورهای ثروتمند صدمه بخورند.

فرق بین نشان دادن قدرت و ابتکار عمل و اعمال قدرت همین جا است .

ما باید برای خاتمه دادن به جنگ ابتکار عمل بدست بگیریم و از ایجاد جو جنگ خواهی خودداری کنیم .

یک پیشنهاد صلحی را مکتوب به سازمان ملل متحد بدهیم اگر چه این سازمان خود دچار محدودیت ها و محرومیت های زیادی است اما با تمام این مشکلات هنوز می شود بعنوان یک تریبون دیپلماسی عمومی مورد توجه قرار گیرد.

ایران باید با یک درخواست منطقی و عاقلانه با توجه به شرایط درخواست صلح خود را مطرح کند.

درخواست صلحی که برای دشمن تلخ و برای ایران یک برگ برنده است حتی اگر مورد توجه قرار نگیرد.

ما نباید اجازه دهیم آمریکا و اسرائیل یک چهره زشت جنگ خواهی و متجاوز از ایران بسازند.

در واقع قطعنامه بحرین که با پول و لابی گری گسترده به تصویب رسید مبین همین نکته است

باید ایران روی سه موضوع خاص از شورای امنیت و سازمان ملل متحد تکیه کند و از مطرح کردن حواشی و بندهای اضافه خودداری کند بندهای که امکان اجرایی ندارند و بیشتر نشان دهند ضعف و ترس ما خواهند بود مانند گرفتن تضمین عدم تجاوز و غیره ( دنیا پر است از این تضمین های بی فایده که بازدارنده نبودند همین اوکراین بیشترین تضمین ها داشت )

اگر ایران بخود و قدرت نظامی خود اعتماد بنفس کامل داشته باشد می تواند سه موضوع زیر زوی میز بگذارد.

1-شورای امنیت تجاوز به ایران و ترور رهبر کشور و فرماندهان نظامی سیاسی را محکوم کند.

2-ایران خواهان دریافت کلیه خسارات خود ناشی از این تجاوز غیر قانونی است

3-تمام تحریم های غرب و آمریکا علیه ایران لغو شده و غیر قانونی اعلام گردد.

این سه درخواست در واقع در درون خود تمام درخواست های ذکر نشده را مستتر دارد

این ابتکار عمل اولا صلح خواهی ایران در دنیا مطرح خواهد کرد.

طرح کردن مطالبی مانند تضمین یا تنبیه متجاوز و غیره موضوع را به حاشیه خواهد برد و بدیهی است که این درخواست خلاصه و مفید به دشمن القاء خواهد کرد که اگر دوباره تجاوز کند پاسخی فراتر خواهد گرفت.

اصولا دشمن هیچگاه عذر خواهی نخواهد کرد شکست را بگردن نخواهد گرفت اما همین سه درخواست بتدریج آنان در موضع دفاعی قرار خواهد داد و شکست دیگری را بر آنان تحمیل خواهد کرد.

اصولا دستیابی به پیروزی مسلم و فتح خاک آنطور که عده ای ترسیم می کنند تقریبا سالها است که مطرود شده است امکان اجرایی ندارد ما حتی اگر به دو درخواست از این سه درخواست برسیم پیروزی بسیار بزرگی است

پیروزی ما در طی زمان با افزایش بازدارندگی هوایی و تولید سلاحهای مهلک تر و ابزار دستیابی بیشتر به خاک دشمن امکان پذیر است 

اینکه فکر کنیم حالا به این ها برسیم نوعی خود فریبی است شاید بشود گفت طمع زیادی است

پس از فتح فاو در جنگ عراق علیه ایران از این سخنان بیشتر مطرح شد.

سخنانی که هیچگاه رنگ واقعی بخود نگرفت حتی باعث انحراف جریان سیاسی کشور شد.

ما باید در ساخت سلاح و ایجاد قدرت به نقطه ای برسیم که دشمن حتی فکر تجاوز را از مخیله خود خارج کند .

باید اذعان کرد که تضمین های مختلف نمی تواند برای ایران تضمین و امنیت ایجاد کند بلکه قدرت است که همه چیز را شکل خواهد داد.

این ابتکار عمل ایران شورای امنیت را در یک مخاصمه جدید قرار خواهد داد دنیای غرب را دچار دو دستگی و تفرقه خواهد کرد.

غرب با واقعیتی تلخ روبرو خواهد شد از یک سمت نمی تواند درخواست های ایران نادیده بگیرد و رد کند 

و از سمت دیگر عمل به درخواست ایران موجب اقرار به تجاوز شرمساری و شکست سیاسی بزرگی خواهد شد.

چه شورای امنیت بپذیرد چه آمریکا آنرا وتو کند یا رد کند پیروزی بزرگی برای ایران رقم خواهد خورد.

این تقاضای صلح ایرانی شیعی یک سند معتبر بین المللی خواهد شد بر علیه جنگ طلبان و حتی علیه اعراب متحد غرب. 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 694) عقلانیت در صلح است یا ادامه جنگ رمضان؟

روز شنبه نهم اسفند 1404 با حمله مشترک هواپیما های آمریکایی اسرائیلی رهبر انقلاب ترور و جنگ خونینی آغاز شد.

جنگی که از همان آغاز بسیار خونین و سهمگین بود دوبار سد دفاع هوایی کشور مورد هجوم واقع شد و دفاع ضد هوایی از هم گسیخته شد بعد 20 ساعت تلویزیون و رسانه ملی ترور رهبر را رسما اعلام کردند.

بعد هم مرتب اعلام می کردند حالا که رهبر انقلاب نیست خدای رهبر زنده است؟

خوب این هم یک پوشش بود بر اصل ماجرا؟ 

جه شد که به اینجا رسیدیم بگذارید یک بررسی سریع و گذرا داشته باشیم به اتفاقات چند سال اخیر ؟

مردم ما در انتخابات اخیر ریاست جمهوری اسلامی ایران با وجودیکه می دانستند تمایل محرز آقای خامنه ای به ریاست جمهوری آقای جلیلی است در یک حرکت رای به حریف یا آقای پزشکیان دادند ( برآیند آرا برای آقای پزشکیان بود با اختلاف 2 میلیون ) خوب سوال اینجا است مردم شما که خدای خامنه ای را نمی پرستیدید ( بله حالا خدای خامنه ای زنده است)

اما خدای شما در جمع خدای دیگری بود پس خدا حق داشت حجت خود را که قدرش را ندانستید از شما بگیرد.

آیا آیت الله خامنه ای قدرت بود برای ایران یا نه ؟

او با همه این پیری می توانست صد لشگر کامل 16 هزار نفری مردم آماده و مسلح کند. کدام رهبری در دنیا چنین قدرتی داشت یا دارد پاسخ هیچ کس.

پس شما فرماندهی را از دست دادید ( قدرش را ندانستید) که برای ایران و اسلام یک عظمت بود.

لذا اینک سر به ناله برداشتن بی فایده است جمع برآیند قدرت آرا شما این نه گفتن به رهبری بود شما هرجه می خواهید اسمش را بگذارید .

من اسم این حرکت را ناشکری ناسپاسی از داشتن ولی و رهبری پارسا می گذارم که در تاریخ یا بی نظیر است یا خیلی کم چرا خیلی کم فقط ائمه و امامان شیعه را می توان در این سطح قرار داد بقیه یا بسیار کمتر و کوچکترند یا قدرت علمی تحلیلی و رهبری ایشان نداشتند یا ندارند.

فقط مردم نبودند که خدای خود را می پرستیدند مسئولان حکومتی هم بت ها و خدایان خود را می پرستیدند؟

هر که را می خواستند و تمایل جناحی اشان بود بر مصادر امور حاکم کردند آیا شما در بیست سال گذشته با عقلانیت بر کشور حکمرانی کردید یا با عصبیت جاهلیت ( جاهلیت جناحی ) شما هر نادان کم خردی را بعنوان مسئول بر کشور حاکم کردید 

چقدر بی خردی بخرج دادید چقدر عصبیت قبیلگی و پیروزی جناحی بر شما حاکم بود و هست ؟

والله خیلی به اعظم درجه هنوز هم سیطره این فرهنگ برای شما از هر چیز دیگری بیشتر اهمیت دارد.

نگاه کنید به تمام مسئولان درجه یک کشور چقدر لیاقت و درایت سمت خود را دارند؟

والله بسیاری کمتر از یک مدیر شرکت خصوصی کوچک تجربه و درایت دارند.

این شد که موج جاهلیت و عصبیت کشور را غصب کرد و زبانه شورش ها فراهم ساخت.

فقط حرکات جناحی نبود حتی بالاتر مقامات دوم سوم چهارم هم همین تفکر داشتند و دارند نگاه کنید به عملکرد شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی اخیر چنان از خود نابخردی بروز دادند که حتی صدای رهبر درآمد ( او بندرت گله می کرد خون فرو می داد اما نمی گذاشت کسی باخبر شود) جمله ایشان هر گز فراموشم نمی شود که در سخنرانی رسمی و عمومی گفت در حق بعضی از کاندیداهای انتخابات اجحاف صورت گرفته.

حالا یک جمعی ادم معقول هم در شورای نگهبان هستند اما جمع برآیند آرا شد یک شکست عظیم هم برای جمهوریت هم برای اسلامیت؟

در مسائل اقتصادی ادامه این جاهلیت های جناحی کار را به اینجا رساند که کشور در معرض سقوط اقتصادی قرار گرفت.

هنوز هم تکیه بر فرنگ؟ رفته ها باقی فرو ریزی را تکمیل خواهد کرد. نگران نباشید عصبیت های جاهلی ادامه دارد شماکه دارید بت های خود را می پرستید شما دارید مدارک دکترا واشنیگتن و شیگاگو را می پرستید منتظر رهای از تحریم و نجات اقتصادی نباشید؟

همه این انتخاب های اشتباه دست به دست هم داد و هر کدام پازل ضعیف کردن کشور تکمیل کردند.

سخنرانی های غراء نداریم نیست نمی شود ( هر که را هم بلد باشد می کشیم انکار می کنیم بیچاره می کنیم تکفیر می کنیم تو اصلا چه کسی هستی که ادعا می کنی؟)

چنان تصویر ضعفی از کشور ترسیم کرد که تمام لاشخورها گرکس ها کفتار ها که بوی خون شنیده بودند جمع شدند.

اینچنین بود که خدای جاهلیت کشور در معرض دشمن های داخلی و خارجی قرار داد.

مردم مسئولان بروید توبه کنید خدای شما خدای خمینی و خامنه ای نبود.

بیاد دارم همان اوایل انقلاب که دشمن ایران مرتب تهدید میکرد آقای خمینی چنان در دهان کارتر امثال او زد که هرگز گمان حمله را نداشتند بطور محسوسی حتی از یک شخص می ترسیدند اعبا داشتند .

اما حالا یک کفتار (ترامپ) دیگری همراه با شغال اسرائیلی به ایران حمله کرده کشور در معرض شدید ترین حملات هوایی قرار گرفته است از یک سمت دفاع هوایی فرو ریخته و از سمت دیگر دشمن از کشتن مردم بیگناه و غیر نظامی پرهیزی ندارد.

اصلا کشتن بچه ها مدرسه دخترانه میناب عمدی بود تا مانند زدن هواپیمای مسافربر ی ایران در بندرعباس کشور را تسلیم به صلح کند

هنوز هم داستان برهمان استدلال می چرخد دشمن امد ضربه زد و رهبری ترور کرد که ستون خیمه انقلاب فر بریزد و حکومت از هم گسیختگی پیدا کند اما چنین نشد مردم ایستادند مردم تحمل کردند یک پارچگی از خود نشان دادند.

این همان بنیان مرصوص مردمی بود.

حالا جنگ به روز هفتم رسیده و دشمن در رسیدن به اهداف استراتژیک خود دچار شکست شده است.

اما سبوعیت و درندگی را از دست نداده بخصوص اینکه منتظر بود اوضاع به نفع او پیش رود و نشد.

حالا خسارت جنگ و خسارت اقتصادی و رسوایی عدم پیروزی مطلق او را سخت جریحه دار کرده است.

امید می رفت که عقلانیت در گنگره آمریکا به نفع پایان جنگ رقم بخورد اما متاسفانه این حرکت هم با آراء 48 به 52 رای به نفع ترامپ تمام شد.

پس اینک ما هستیم این حیوان زنجیر پاره کرده.

از یک سمت وضعیت تسلیحاتی کشور نسبت به دشمن در قلت عظیم قرار دارد.( نسبت دقیقا صد به یک است)

حتی در بعضی بخش ها یک به هزار هم نیست ما هیچ هواپیمای نظامی نسل پنجم به بعد نداریم او حداقل هزار فروند دارد.

اگر چه درست است هواپیما حکومت ایجاد یا ساقط نمی کند اما کشتار که می کند.

در حالیکه ما یک اسلحه دفاعی ضد هوایی بروز نداریم آسمان دربست در اختیار حریف است.

از سمت دیگر ترامپ برای ادامه ریاست جمهوری نیاز به پیروزی دارد.

ما فاقد سلاح بازدارنده به معنای اخص کلمه هستیم تهاجم بدون پشتوانه هوایی و دفاع ضد هوایی به کشتار بردن جوانان و سرمایه های کشور است اگرچه خونشان بجوش آمده و دست به هر کاری خواهند زد 

و دستان ما کوتاه از نخیل ؟ عقلانیت حکم می کند چشم بسته تصمیم نگیریم و در این مرحله دوباره صلح یا حداقل آتش پس را بپذیریم ( می دانم با این قبول پذیرش پیشنهاد مورد لعن نفرین و سرزنش واقع می شوم من تشخیص خود را می گویم حتی اگر به من اتهام خیانت یا هر چیز دیگری زده شود)

باید نگاهی به آینده کرد اگر ما این بحران بتوانیم با کمترین تلفات و خسارات پشت سر بگذاریم انشاءالله در زودترین تاریخ ممکن حتی ظرف دوسال قدرت بسیار بزرگی خواهیم شد.

اما ادامه جنگ می تواند به فجایع بسیاری ختم شود کشتار وسیع غیر نظامیان و دست ضعیف تر در صلح و ذلیل شدن با دادن تمام امکانات دفاعی و هسته ای .

همانطور که درقضییه گروگانگیری آمریکایی ها در سفارت تهران تعلل موجب خسارات بسیاری شد و درآخر بسیار ضعیف تر معامله کردیم تقریبا با هیچ گروگانها را آزاد کریم.

عقلانیت حکم می کند حتی اگر مخالفت عده ای وجود دارد باز هم درست تصمیم بگریم.

فردا آیندگان در مورد ما مانند قاجار و عهد نامه های ترکمنچای قضاوت نکنند.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 693 ) حاکمیت مالی و پولی واگذار شده ؟

دولت های ایرانی درمانده هستند و قادر به اعمال حاکمیت بر تمام مولفه های قدرت کشور نیستند؟

چرا چون دولت حق حاکمیت خود را قبلا واگذار کرده است تسلیم کرده حتی رایگان به دیگران داده .

حق حاکمیت چیست ؟ حاکمیت (به انگلیسی: Sovereignty) حق انحصاری حکومت برای نظارت بر یک قلمروی (خاص ) ارضی معین است. حاکم، بالاترین مرجع قانون‌گذار است. در نظریه‌ی سیاسی، حاکمیت اصطلاحی ماهوی است که به بالاترین مرجعیت/اقتدارِ مشروع در یک ساختار یا نظام سیاسی اشاره دارد.

وقتی شما به بانک خصوصی را که با خدعه و نیرنگ ایجاد شده امتیاز خلق پول می دهی یعنی اینکه حق حاکمیت و نظارت و اعمال قانون بر سرمایه را داری واگذار می کنی .

اینچنین می شود که دولت نه تنها بر بانک ها که بلکه بر سرمایه ها هم حق اعمال قانونی و حاکمیتی را ندارد.

لذا پول هر کجا که بخواهد ( بنویسید هر کجا که بخواهن یا دشمن بخواهد ) خواهد رفت هر ارزشی که بخواهند خواهند گذاشت هر گونه که صلاح و سود شخصی ( استکباری ) ایجاب می کند تصمیم خواهند گرفت .

در واقع ما با دست خود بزرگترین قدرت حاکمیت را قبلا واگذار کرده ایم ارزش ریال آنان تعیین خواهند کرد .

بر پول ملی ارزشی معادل خاک خواهند گذاشت و ارز را به ارزش طلا حساب خواهند کرد.

بدین ترتیب حاکمیت بر سیاست های مالی پولی و درآمدی از دست دولت جمهوری اسلامی ایران خارج شده است.

حالا چرا این حاکمیت خارج شده در اختیار دشمن قرار گرفته است ؟

چون این حاکمیت به سرمایه داران داخلی واگذار شده بود و طی تحولاتی در سالهای 1376 تا 1390 که فشار امنیتی بر سرمایه داران داخلی افزایش پیدا کرد ( در جریان افزایش قیمت ارز و طلا ) و اینان ابتدا به دوبی هجرت کردند بعد هم به ترتیب به لندن و آمریکا گریختند. (بیشترین فشار از طرف دولت احمدی نژاد وارد شد)

اقامت در خارج از اینان یک هدیه ناخواسته بزرگ بود که در دستان استکبار قرار گرفت بدین ترتیب بود که دشمن فشار روی اینان آغاز کرد و بتدریج اینان تحت سیطره و اعمال نفوذ خود قرار داد. 

لذا در طی بیش از ده سال بود که ارزش دلار نسبت به ریال در دوبی تعیین می شد و بعد بتدریج این اعلام قیمت ارز از دوبی به لندن تغییر مکان داد. ( اگرچه قیمت های محلی هرات افغانستان و سلیمانیه عراق ناشی از سهولت رخنه به بازار بخصوص در مسکوک ها تغییرات اندکی دارد)

اینگونه بود   که قدرت اعمال حاکمیت سرمایه در داخل و حتی خارج بدست استکبار افتاد آنان هستند که جریان پول را در داخل رگلاتوری می کنند و از سیستم رباخواری و تزریق منابع برای افزیش فشار ارز طلا ملک حمایت می کنند.

در واقع دشمن ابزار اعمال فشار بر گلوی اقتصاد ایران با غفلت دولت ها بدست آورده این اعمال حاکمیت قابل بازگشت نیست مگر با یک برنامه انقلابی و اسلامی.

حتی سازمان ملل متحد و دادگاه های بین المللی هم بر این حق اعمال حاکمیت پول بارها اذعان کرده اند .

اولین بار در سال 1927 در جریان بازگشت وام برزیل و لهستان موضوع به دادگاه رفت و حقوق دولت در این زمینه آشکار و عیان اعلام و حتی اعمال شد.برای مطالعه بیشتر می توان ارجاع داد به متن زیر :

دادگستری بین المللی در آرای خود در پروندههای مربوط به بازپرداخت وامهای اعطایی به 1 برزیل و نیز صربستان 2 که هر دو را در سال 1929 صادر نمود ، مقرر داشت: «در واقع این اصل را همگان پذیرفتهاند که دولت حق دارد در مورد وجه رایج خود، مقررات وضع کند.» حقوقدانان مختلف، این آرا را مورد تأیید قرار دادند تا حدی که آقای من (Mann) ابراز میدارد هر کشوری صلاحیت و اختیار انحصاری دارد تا وجه رایج خود را با پول جدید جایگزین و نرخ تبدیل پول قدیمی به پول جدید را نیز تعیین نماید (Proctor, 500). 1 . Case Concerning the Payment of Various Serbian Loans Issued in France, P.C.I.J. (1927). . 2

متاسفانه از دست دادن حق حاکمیت پول دولت ایران به یک درمانده کامل تبدیل کرده تا جایی که حتی از داشتن مغز متفکر برای بازگرداندن این حقوق حاکمیتی عاجز باشد.

استخدام مشتی بیسواد یا کم سواد که در دولت کار می کنند باعث شده که دولت طی سالهای مختلف بسیاری از حقوق حاکمیتی خود را به مفت واگذار کند 

در واگذاری ها بیش از بیسوادی منفعت شخصی ( رشوه ) نقش بارز داشته است.

متاسفانه حق حاکمیت بر نفت به یک شرکت ( با چند شرکت تابعه واگذار شده.

حق حاکمیت بر خودرو و تولید خودرو به چند شرکت و شورای های وابسته ( جیره خوار خودرو سازان ) واگذار شده است.

حق حاکمیت بر معادن  و تخصیص ارز کشور به وزرات صنعت ومعدن ( وزیر و جند معاون خاص ) واگذار شده در بعضی سالها حتی خود وزیر هم در این اعمال حاکمیت نقشی نداشته و اورا به راحتی دور می زدند ( در حالیکه ارزش معادن کشور معادل ده برابر نفت است)

حق حاکمیت بر شهرداریها و سازمانهای اجتماعی مشابه واگذار شده تحت عنوان شوراها ( اعضاء شورا با اعمال نظر گروه های خاص و ذینفعان خاص انتخاب و هدایت می شود)

حق جاکمیت دولت بر ارضی ملی و مسکن به وزیر شهر سازی و مسکن واگذار شده ( وزیری که تمام برنامه های ملی تولید مسکن به گوشه بایگانی پرتاب می کند و عملا با همکاری سرمایه . محوران کشور به تولید صفر مسکن می رساند)

حق حاکمیت برنامه های کشور به چند برنامه نویس وابسته و غرب گدا واگذار شده است.

حق حاکمیت بر مدارس و آموزش  پرورش و حتی آموزش عالی به مدارس پولی و مافیای کنکور واگذار شده است ( دولت حتی قادر نیست قوانین خود را در این زمینه به تصویب یا اجراء برساند.

حق حاکمیت بر رسانه ها به شورای های مختلف و حتی روزنامه نگاران اصلاح طلب یا غرب گدا واگذار شده است تا جایی که جناح اصول گرا هم در رسانه ها به گوشه رینگ تبعید شده است فقط بخش های از رسانه ملی تحت اقتدار جناح اصول گرای ( با گرایش خاص ) قرار دارد.

حق حاکمیت آب به پیمانکاران سد ساز واگذار شده است ( گاه دولت های خاص برای استان مورد نظرشان اعمال نظر کرده اند)

حق حاکمیت در تولیدات کشاورزی و صنعتی به وارد کنندگان ( مافیای وارد کنده و ماقیای قیمت گذاری ) .

در واقع دولت قادر نیست یک برنامه برای تولید در داخل اعلام و پیگیری کند ( بطور مثال پارچه چادری ) حتی برای تولیدات کشاورزی هم مافیای واردات نهاده های دامی و گندم جو هست که تصمیم گیری و اعمال قدرت و برنامه می کند .

همینطور در هدایت تولیدات صنعتی هم وارد کنندگان هستند که اعمال برنامه اعمال محودیت بر تولید خودرو های ملی میکنند.

دولت قادر نیست با تخصیص منابع و برنامه حتی یک تولید خاص و نیاز اساسی را ایجاد یا راه اندازی کند.

بدین سان است که دیگران بسته منافع خود برای کشور تصمیم سازی می کنند.

تنها صنایع دفاعی و اقلام مورد نیاز نیروهای مسلح است که تا حدودی از این امراض مصونیت دارد.

حتی کشور در معرض وقایع اتفاق افتاده قرار می دهند.برنامه سازی می کنند خطوط انحرافی ایجاد می کنند .

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 692 ) حفره های عمیق در سپر دفاعی ایران

مشکل اصلی اینجاست که  راهبرد های دفاعی ایران بر اساس این تحلیل بنا نشده که باید بازدارندگی کامل ایجاد شود .

بازدارندگی که حتی دشمن فکر حمله به ایران در سر نداشته باشد تا چه رسد به اینکه تهدید کند یا نمایش نظامی در خاورمیانه بپا کند؟

بعضی از گزاره ها حاکی از این است که اگر دشمن حمله کند ما جاره سازی خواهیم کرد.

این مفهوم می رساند که عمق " بازدارندگی " برای سیاست گذار دفاعی کشور تبین نشده است درک نشده است.

در عرف سیاسی تعریف می شود 

بازدارندگی را به‌طور کلی می‌توان «استفاده یک طرف از مجموعه‌ای از تهدیدها برای قانع کردن طرف دیگر به عدم انجام یک عمل نامطلوب» 

حتی کلمه نامطلوب مسائل اقتصادی و رسانه ای را هم شامل می شود که هر روز برای ایران خط و نشان می کشند.

بدون شک کشور نیاز به زرداخانه عظیم اتمی موشک های قاره پیما زیر دریایی اتمی و انواع سلاحهای مناسب تهدیدات دارد.

حالا بمب اتمی حرام است خوب مشکلی ندارد بمب های هیدروژنی (هیدروژنی غیر هسته ای ) یا نوترونی یا پلاسمایی که وجود دارند و حتی سلاحهای کوانتمی می توانند این خلاء را پر کنند.

باید کشور هر چه زودتر به بازدارندگی کامل نائل شود. وگرنه تهدیدات روند افزایشی و حتی خطرناکی را بخود خواهد گرفت.

اصولا جمع فرماندهان سیاست گذار دفاعی ایران بازماندگان جنگ ایران و عراق هستند و قدیمی بیشتر هم بازنشسته هستند آن ذهنیت جنگ 37 سال پیش با جنگ های کنونی بسیار متفاوت است.

اصلا ما همانموقع هم مشکل داشتیم سیاست گذار دفاعی لشگرهای بسیج با کلاشینکوف در مقابل هواپیما تانک موشک اسکاد بمب شیمیایی  و دوشکا های عراقی قرار داده بود

خیلی تمسخر آمیز است که درمقابل تهدید فرا زمینی همچون B2 و سلاحهای متعارف و غیر متعارف آمریکایی ما موشک اسکاد در راهپیمایی 22 بهمن به نمایش بگذاریم 

این کار درست مانند این است که شما در مقابل تانک T72 روسی یک تفنگ برنو پنج تیر به نمایش بگذاری تمسخر آمیز نیست حق دارد ترامپ دهانش را تا بنا گوش باز کند و بخندد و تهدید کند.

اگر در میدان آزادی بمب اتمی یا هیدروژنی به نمایش گذاشته بودید باز هم این عکس العمل وجود داشت؟

حالا بمب اتمی حرام است عیبی ندارد بمب های غیر هسته ای فوق انفجاری یا بمب های خلاء فضا انفجاری ( هوا سوز) که مشکل شرعی ندارند .

بگذارید باز کنیم مشکل عدم فهم عده ای را که درک نکردند چه شده است.

دشمن با بمب های سنگر شکن بونکری به تاسیسات اتمی ایران حمله کرده در جنگ 12 روزه و اگر سیستم بتونی و محافظ تاسیسات اتمی ایران در آن مرحله مقاومت نکرده بود اینک تششعات اتمی سرتاسر ایران نه حتی تمام کشورهای همسایه را مورد هجوم قرار می داد.

تا شعاع 300 کیلیومتری هیچ زنده ای باقی نمانده بود یا اگر زنده بود بتدریچ از بین می رفت .

تا کنون در تاریخ 300 ساله جنگ های مدرن حمله به تاسیسات اتمی انجام نشده بود حتی خونین ترین دشمن ها اینکار نکرده بودند پس در درنده خویی دشمن شکی نیست در نزدیک بودن خطرهای مشابه هم شکی نیست .

پس چگونه است که برای ساخت سلاح های فوق سنگین و بازدارنده اقدامی نشده است؟

تغییر سیاستهای دفاعی یک لازمه غیر قابل شک است و کسانیکه در این امر تعلل کنند مرتکب خطایی هزار ساله خواهند شد 

خطایی بسیار راهبردی و غیر قابل بخشش ما قریب 450 سال است از دشمنان ایران در زمینه تکنولوژی و ساخت سلاح عقب تر بودیم به همین خاطر مرتب شکست و زیان تحمل کردیم اینک که امکان مقابله و ساخت داریم تعلل خیانت به هستی و کیان کشور است.

بدون داشتن سیاست های راهبردی جدید در دفاع امنیتی هم در داخل هم در مقابل هجوم خارجی یک بازنده بزرگ تاریخ خواهیم بود که هیچ بلکه امکان دارد جان و نفوس 90 میلیون نفر را با مرگ روبرو کنیم.

جمع کنید بازی ؟ ( اینجا جای ریسک روشن بازی در آوردن و حتی بازی شرع نیست در حالیکه شرع خود چراغ سبز داده است نه آقایان شک دارند یک اجماع 50 تا صد نفری از مجتهدین کامل جمع کنید فتوای اجماع بگیرید)

تنها راهبردهای دفاعی کشور در زمینه هجوم خارجی نیست که باید بطور اساسی دگر گون شود.

دو سال پیش در آغاز جنگ لبنان و غزه در راهبرد 598 بررسی کردم که اسرائیل به ایران حمله خواهد کرد باید دکترین دفاعی تغییر کند چون مداخله آمریکا اجتناب ناپذیر خواهد بود. ( از آنچه پیش بینی کرده بودم بیشتر اتفاق افتاد نه کمتر اما همان موقع هم افاضل  این مقاله را داستان سرایی دانستند )

اما سیاستهای راهبردی دفاعی امنیت داخلی چرا باید تغییر کند ما همانطور که ماهیت کنونی آمریکا و اسرائیل درک نکردیم 

ماهیت شورش داخلی دیماه 1404 را درک و تحلیل درست نکردیم؟

یک عده بچه کارشناس آما پیرمرد در تلویزیون جمع کردند آخر هم یک نفر نتوانست درست تحلیل کند شورش 18 و 19دیماه را؟

این شورش دیماه دقیقا همان کودتای اراذل و اوباش بود در تیرماه سال 1332 در ایران دقیقا همان استراتژی همان سلاحها همان شگردها همان روش ها.

آن موقع آمریکایی ها تحلیل کرده بودند اگر اراذل اوباش همراه ارتش بریزند بیرون و خشونت زیادی از خود بروز دهند مردم به خانه ها فرار خواهند کرد و گوشه نشینی خواهند کرد .

درست در همان کودتا هم فاحشه ها چاقو کش های چاله میدانی با شعارهای بسیار زشت و دشنام بسیار زشت تر به بخیایان ها آمدند حتی شعار می دادند تکه پاره ات می کنم قیمه قیمت می کنم و چنین هم کردند.

خشونت بی پایان جمله سفیر انگلیس بود برای ترمیم زخم ؟

این بار هم همان عناصر با همان شگرد ها به میدان آمدند .

در سال 1332 مردم و دولت وقت به خانه ها گریختند و شد آنچه نباید بشود اما در دیماه 1404 مردم بخصوص بسیج و سپاه پاسدران ایستاد با دست خالی هم ایستاد اگر چه عملکرد بعضی از  یکان های انتظامی و فراجا هم قابل تقدیر است اما با مشکل شناختی که در شورای امنیت ملی ایران و شورای تامین شهرستانها و استانها بود .

تلفات بشدت بالا رفت این چگونه راهبرد دفاعی داخلی در مقابل شورش های مسلحانه است که نیم ساعت قبل کشتار 18 دی ماه در ساعت هفت بعد ازظهر تشکیل و توصیه به مدارا کند؟

خیلی سطحی نگری و بی اطلاعی بود باید همه اعضاء چنین تصمیمی مورد سوال واقع شوند تنبیه بر کناری پیش کش سوال که جای تاکید دارد.

اگر این شورا ها به موقع عمل وتصمیم گرفته بودند این شورش با پانصد تلفات جمع می شد آن بیشتر از طرف شورشیان کودتا گر نه از طرف بسیج و سپاه پاسداران 3 هزار نفر شهید و جانباز کامل روی دست کشور گذاشته شود.

در بعضی مناطق در همان ابتدای کار بسیاری از نیروهای بدون اسلحه یا مصدوم یا مجروح کامل یا صحنه را کامل ترک کردند و 30000 هزار همت زیان انباشته با تلفات شدید به کشور تحمیل شد.

کدام آدم ساده لوحی بر این تصمیم صحه می گذارد؟

اگر نبود عملکرد بسیج در بحرانی ترین شرایط این شورش بسیاری از شهرها سقوط راتجربه می کردند؟

بعضی مواقع بسیج مجبور شد حتی از مقام دستور دهنده سرپیجی کند تا تسلط را حفظ نماید.

کدام دستور العمل امنیتی اجازه چنین اشتباهات بزرگ را می پذیرد؟

همان موقع که فززند خلف محمد رضا فرمان فراخوان و تمرد و شورش صادر کرد باید یکانهای کاملا مسلح راهی شهر ها می شدند تا فاجعه مشهد پیروزی تهران پاسداران شریعتی و ... روی نمی داد .

نیروی مسلح با اختیار کامل فرمانده حاضر در میدان .

این قانون شورش ها است حتی در دنیای بسیار متمدن غرب ؟

اما اینجا داستان بسیار غم انگیز است از خون چه کسی مایه گذاشتید؟

اگر نبود بسیج سپاه پاسداران امروز دشمن جشن پیروزی در ایران گرفته بود.

این داستان خدشه و کاستی شورای امنیت ملی و شورای تامین ها برای بار چندم برای کشور هزینه ساز شد 

بارها در جنگ غزه گفتم ( مکرر ) باید برای دفاع از لبنان و غزه ایران همان ابتدا باید خیلی سنگین موشک بزند و گرنه دچار آسیب و حمله واقع خواهیم شد قبل از ترور سی حسن نصرالله بارها هشدار دادم آقایان یا سکوت کردند یا پیغام دادند ساکت باش ؟ چه شد ؟

فردا چه خواهد شد فردا هم با این تعلل ها باید شکست های بیشتری شاهد باشیم؟

تا کی کشور باید ضرر و زیان حضور افراد اصلاح طلب شکاک در شوراهای امنیتی باید بدهد.

حالا بالا ترین مقام اجرایی کشور دادید به ایشان بس است جمع کنید این بازی احمقانه را بیم بر باد رفتن ایران 7000 ساله میرود جمع کنید روشنفکر بازی جمع کنید .

اگر ایران شکست بخورد در هم پیچیده شود تا هزار سال به احدی اجازه داده نمی شود حتی بگویید بسم الله رحمان رحیم ؟

اگر خدای ناکرده تصمیمات نابخردانه و غیر منطقی شما موجبات ضرر و زیانهای بسیار عظیم شود شما پاسخگو هستید.

تاکنون که چنین شده است.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 691 ) حفره های بزرگ در اقتصاد ایران

در سپر دفاع اقتصادی ایران حفره های بزرگی دیده می شود که بیشتر حاصل عدم آگاهی و اقدام داخلی است تا تحریم ها شاید حتی بشود گفت حفره های است که بوسیله مسئولان ایرانی ایجاد شده به بهانه مبارزه با تحریم اما در واقع خیانتی است در پوشش دفاع ؟

اولین حفره در اقتصاد کشور سیاستهای انحصار گرایانه است که در راس وزراتخانه های اقتصادی واگذار می شوند امتیازاتی که برای خواص در نظر گرفته می شود برای توزیع رانت ها برای سرقت و حتی چپاول سرمایه ها ملی و مردمی این روش اصلی ترین سیاست اصلاح طلبان بوده طی سالیان دراز حکومت شان تیول داری کردند یا خویش سپاری؟

حالا ممکن عده ای اعتراض کنند این حرفها را می زنند اما درست نیست دلیل تجربه حاضر شاهد مستقر و جاری 

دولت آقای پزشکیان 5 میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی را تخصیص داد به ایجاد نیروگاههای خورشیدی و متاسفانه تمام  این پول در اختیار جناح اقایان قرار گرفت در عمل بجای 50000 هزار عدد نیروگاه خورشید مردمی این پول در موارد دیگر هزینه شد.

تا کشور همچنان در معرض کمبود برق بسر برد نه نیروگاه های مژده داده شده ساخته خواهد شد نه کمبود انرژی برطرف می شود در آینده نزدیک؟

شاید بشود گفت این مسئله بزرگترین اختلاس طول تاریخ جهان بخود اختصاص داده است چون در دنیا هم سابقه ندارد چنین ارز هنگفتی به عده تعلق گیرد حتی در آمریکا با بودجه 3 تریلیون دلاری سالانه شما نمی توانید 200 میلیون دلار اختصاص بودجه پیدا کنید که بدون حساب کتاب و بدون اصابت نسبی به هدف هزینه شده باشد.

حالا این مبلغ اضافه کنید به تنگدستی و قلت منابع ارزی و ریالی کشور حتی برای دارو بعد ببینید عمق فاجعه چقدر است.

این مدیون ساده لوحی آقای پزشکیان و زیاده طلبی اطرافیان ناصالح و وزیران جناحی است.

این وسط قوه قضائیه هم رفته گل بچیند .

مشکل تنها ایجاد نیروگاه خورشیدی نیست که کانالیزه و اختصاصی می شود از دیر باز در ایران همه اقلام بدست خواص منوپل 

شده است انحصار دردی جانکاه بر سینه زخمی اقتصاد ایران است که در همه اقلام رخنه کرده است حتی لوبیا یا حبوبات یا بدترین و کوچکترین اقلام هم در انحصارهای خاص وارداتی تولیدی و ایجادی قرار گرفته اند.

دومین حفره اقتصادی در مسئله ارز است کشوری که با کمبود ارز روبرو هست باید هزینه های ارزی خود را مدیریت و محدود کند اما آقایان از ثروتمندان و نفوذ داران خجل هستند نمی توانند به اینان نه بگویند.

کشوری که از قلت منابع برای دارو برای اقلام اساسی غذایی در رنج است سالی بیش از 20 میلیارد دلار از منابع ارزی رسمی خودش را برای ورود کالاهای مصرفی و تجملی و حتی غیر لازم هزینه نمی کند .

از سال 1397 تاکنون بیش از 200 میلیارد دلار خودرو های لوکس مبلمان خارجی لوازم آرایشی و حتی غذای سگ وگربه وارد نمی کند آن هم با ثبت سفارش و از مجاری رسمی کشور در بعضی سالها مقدار این واردات بیش از 34 میلیارد دلار بوده و بخصوص تا سال 1400 حداقل یکصد میلیارد دلار هزینه شده است این آمار رسمی گمرگ ایران است که حتی در سایت رسمی ثبت شده است؟

باید برای مدیریت هزینه کرد. دولت یک لیست اقلام ضروروی برای واردات روی میز بگذارد   

در صدر لیست مواد غذایی و قطعات یدکی و ماشین الات کشاورزی و صنعتی قرار گیرد بخصوص برای صنایع دارویی و غذایی کشور.

اما پرده دوم کمبود ارز ایجاد محدودیت های مالیاتی عوارضی سیاستی برای صادر کنندگان کالا و خدمات بوده است به شکلی که این گروه تحت بیشترین فشار قرار گرفته اند چون نرخ ارز در حال افزایش بوده و این گروه بازرگانان بیش از بیش مورد بی مهری قانونی بودند.

اولا دولت فشار مالیاتی تحت عنوان صادر کننده و یا انتظارات شهرداریها شرکت های صنعتی و عوارض خروجی مصیبت های قابل جلوگیری هستند که اینک وجود دارد.

در حالی بازرگانان کوچک و خرد تحت بیشترین فشار قرار گرفتند برای بازگشت ارز هولدینگ های بزرگ و شرکت های بزرگ از بازگشت ارز خودداری کرده و می کنند و مرتب تعهدات خود را به تاخیر می اندازند.

دو سال بیش در راهبرد شماره617 تشریح کردم که ادامه سیاستهای نابخردانه در ارز موجب کمتر شدن صادرات و کمبود شدید تراز تجاری کشور خواهد شد.

گوش شنوایی نبود فقط اتهام نادانی بیسوادی کم اطلاعی و عدم انعکاس  و حتی دشنام دولتی ها نصیب من شد 

اینک دولت هر دو را تجربه کرده اما از بازی باخت دست بردار نیست بازی نرخ گذاری کمتر ارز صادر کننده و فشارها ادامه دارد.

آیا روزی می رسد که مسئولان بخاطر اشتباهات محاکمه شوند حتی مجازات نه مقصر شناخته شدن هم خود تنبیه بزرگی است.

اما پیشنهاد های برای افزایش مکرر صادرات و ارز ناشی از آن .

پیشنهاد اول دادن تخفیف 25 درصدی برای تجاری است که ارز خود را کمتر از 60 روز به کشور باز گرداند.

دوم پیشنهاد تخفیف 15 درصدی برای بازرگانانی که زیر سه ماه ارز ناشی از صادرات باز می گردانند.

سوم توصیه می شود به بازرگانان بخش خصوصی که کالاهای غیر خوراکی و تولیدی بخش خصوصی به استثناء محصولات نفت و گاز و مشتقات آن اجازه داده شود ارز خود را بدون محدودیت سقف ریالی به فروش برسانند.

و محدودیت فروش و نرخ گذاری مخصوص شرکت های پتروشیمی و هولدینک ها و مس باشد.

چهارم پیشنهاد معافیت های 30 درصدی برای کل مالیات وعوارض بازرگانان صادر کننده و شرکت های مربوطه ایجاد شود.

پنجم پرداخت تسهیلات بانکی بهتر به صادر کنندگان می باشد.

ششم کوتاه و کم کردن موانع گمرگی برای صادرات می باشد همینطور امتیازات داخلی از جمله معافیت های 30 درصدی در عوارض ساخت بنا چه برای محل کار چه برای مسکن و معافیت های گوناگون صنفی جوازی تمدید کارت بازرگانی .

این تسهیلات کوچک می تواند دوباره سیل عظیمی از صادرات مجدد در کشور و ایجاد کند تا درست در اولین سالگرد ایجاد این تخفیفات و تسهیلات شاهد افزایش 20 میلیارد دلاری صادرات ایران باشیم.

سومین حفره بزرگ در اقتصاد ایران اشتباه مکرر در افزایش بی ضابطه نرخ مالیات بوده احمقانه است اما اتفاق می افتد آن هم هرسال در حالیکه دستمزدها کمتر از تورم سالیانه افزایش می یابند اما نرخ مالیات ها بیشتر از تورم سالیانه بوده است؟

سال گذشته 60 درصد افزایش مالیات داشتیم در حالیکه حقوق ها 34 تا 38 درصد افزایش یافتند.

گویی سیاست گذار کور مال کور مال حرکت می کند این قیچی افزایش بیشتر از تورم در حال رکود می تواند بسیاری از واحدهای کسب کار های کوچک درو کند.

و کشور هم در زمینه اشتغال هم در زمینه کوچک تر شدن کیک اقتصاد به فشار بیشتر تحریم  وادار کند که کرده است.

افزایش بیشتر مالیات در حالیکه مودی های مالیاتی محدود هستند می تواند به انفجارهای شورش مانند منجر شود که شده است .

افزایش مالیات می تواند بیشتراز گذشته اقتصاد کشور در رکود و بیکاری غرق کند لذا راه حل مناسبی برای اکنون نیست.

فرض بر این بگذارید شما رئیس یک اداره کل مالیاتی استان الف هستید وقتی برای شما بخشنامه می شود مالیات دریافتی استان شما باید از 200 همت به 300 همت برای سال جدید تغییر یابد. آیا غیر از اضافه کردن پایه مالیاتی 36000 پرونده موجود چاره دیگری هم دارید .

پاسخ مشخص است خیر یا استعفاء و عقب نشینی که در ادارات ایران تقریبا غیر ممکن است چرا عقب نشینی غیر ممکن است چون به بی عرضه بی لیاقتی متهم می شوید یا اینکه این اتهام بپذیرید و عقب نشینی کنید لذا بعنوان کارمند در همان اداره بخواهید باقی بمانید با تبعات بسیار گسترده و نا مطبوع روبرو خواهید شد اول احترام شما از بین خواهد رفت دوم مرتب مورد هجمه شغلی و ترفیعی قرار خواهید گرفت گاهی به پست ترین شغل ها رهنمون می شوید چون رئیس جدید همواره از شما بیم و ترس دارد نکند دوباره تهدیدی برای سمت من باشد .

داستان پیچیده تر از کلمات است .

لذا عقب نشینی وجود ندارد یا انتحار یا ادامه که ادامه همواره تنها راه موجود است.

حفره بزرگ آخر شوک های سهمگین به اقتصاد ومعیشت مردم و کشور است اگر چه حفره های دیگری هم وجود دارن اما امروز قصد نداریم آنها را بررسی کنیم .

این حرکت شوک درمانی میراث شومی است که از دوره ارز 4200 تومانی باب شد در واقع دولت روحانی ابداع کرد چنین حرکت خطرناکی را هم در بالابردن قیمت بنزین هم در مورد قیمت ارز گویی مسئولان فعلی از روی دست روحانی دارند مشق نویسی می کنند. درس پس می دهند.

متاسفانه در سیستم اقتصادی ایران شاهد یک فلج فکری عملیاتی در تمام مسئولان رده بالا کشور هستیم که بیشتر از هم اقتباس می کنند و با ابتکار و راه حل جدید روبرو نیستیم ترس از شکست ترس از عقب نشینی ترس از دست دان سمت ها یک انجماد سخت عدم تصمیم گیری و راه حل جدید درست کرده است که غیر قابل باور اما اتفاق افتاده ساخته است.

رئیس های جدید همان روش های قبلی ادامه می دهند همان حرفها را تکرار می کنند .

عافیت طلبی ریاستها نزدیک به بازنشسته بودن ریاست های اصلی عامل دیگر بوده و هستند.

فقط در شوک درمانی اخیر دولت ظرف دو ماه پول ملی کشور تا اینجا صد در صد ارزش خود را از دست داده است.

اولین اقدام دولت باید متمرکز باشد بر ای شکستن تحریم داخلی شکستن دیوار سودجویی داخلی این کار نه با فشار تعزیرات که باید با فشار قانونی و ایجاد تسهیلات ابتکار انجام گیرد .

تحریم داخلی چیست؟

این مجموعه از عواملی است که باعث شده قیمت مواد غذایی بخصوص حبوبات 5 برابر قیمت حبوبات در بازار جهانی باشد.

حتی به نرخ بازار آزاد کنونی.

شکستن این نرخ ممکن و شدنی است بشرطی که دولت شروع کند نحوه کار این است که دست از انحصار بردارد 

و اعلام کند ورود حبوبات بدون ثبت سفارش با تخفیف گمرگی و موانع مختلف آزاد می شود.

حتی به گمرگ بخشنامه شود حبوبات را بدون کوچکترین اتلاف وقت ترخیص و راهی بازار کند سقف واردات ازاد اعلام شود حتی ورود یک کیسه تا چند صد تن هم آزاد اعلام شود.

به صفر رساندن عوارض ورود و حتی حذف ارزش افزوده می تواند سقف قیمت این کالا را در بازار به نصف کاهش دهد این روش پیروزی بزرگی برای دولت خواهد بود اگر نظیر این روش برای سایر مواد غذایی هم اعمال شود بزودی شاهد ریزش قیمت های مواد غذایی زیادی خواهیم بود امید است که مورد توجه قرار گیرد. 

اما ایران قادر است تولید گندم و نهاده های دامی و حبوبات در داخل با یک انقلاب کشاورزی رقم بزند بشرطی که مسئولان  

کشور یک نگاه بسیجی به روستائیان داشته باشند 

حتی در عین خشکسالی ما با آموزش همگانی با بسیج امکانات کشور در روستا ها و حتی حومه شهرهای کوچک قادریم بیست میلیون تن تولید گندم جو ذرت و حبوبات در کشور به 50 میلیون تن ظرف دوسال افزایش دهیم.

قبلا پیشنهاد داده بودم یک شبکه تلویزیونی آموزش کشاورزی یک آموزش کامل گلخانه ای می تواند تولیدات کشور در این زمینه به دونیم برابر برساند 

امروزه در اروپای شرقی کشت گلخانه ای ذرت انجام می شود همینطور حبوبات و سویا  بطور کلی افزایش محصول در یک گلخانه تا بیست برابر کشت در سطح زمین میسر شده است.

گلخانه های کوچکی امروز در هلند وجود دارند که با مصرف آب به میزان یک بیستم روش های سنتی تا 750 تن محصول برداشت می کنند .

حتی امروز گلخانه های در شرق اروپا وجود دارد که بدون سیستم گرمایشی 9 ماه از سال در سرمای تا صفر درجه محصول عالی تولید می کنند فقط سه ماه یخبندان تولید متوقف می شود و فقط خزانه داری در محیط های دو و سه پوششه انجام می شوند.

این سیستم برای ایران که در فشار سیاسی و اقتصادی قرار دارد بسیار راه گشا خواهد بود