راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 558 ) دولت رئیسی گرفتار در باطلاق تورم و توهم؟

نزدیک به دوسال از حکومت دولت سیزدهم سپری شده اما همچنان تورم کمر شکن گلوی ملت را رها نمی کند؟

فرقی ندارد اصول گرا در مسند قدرت باشد یا اصلاح طلب هر دو طالب قدرتند نه طالب حقیقت و واقعیت هر دو در توهم عقل کل و وحی منزل بسر می برند در بت پرستی خویش هر چه بر سر ملت می آید از بی تقوایی و بی عملی دو جناح متخاصم است؟

اصلاح طلبان در حکومت داری از روی دست اروپا و آمریکا مشق می نوشتند لذا همیشه کلاه ملت را بر باد می دادند اطمینان آنان به شیاطین غربی داستان مفصلی غمگین دنباله داری است که همچنان ادامه دارد؟

اما اصول گرایان و حکومت رئیسی خام عده ای به ظاهر مومن و اصول گرا با مدارک دانشگاهی نه چندان عمیق شدند ؟

که نه از دقت و ژرفای عمیق در اقتصاد نظری و نه در اقتصاد تجربی بهره داشتند لذا دوباره همان خسارت سنگین و زیان عمیق شکست اقتصادی دولت سیزدهم را باعث شدند؟

اینک فضای کشور بسیار زخم خورده از تورم روز افزون و کمرشکن شده ادامه این تورم نه تنها دولت سیزدهم بلکه کل کشور در مخاطره قرار خواهد داد؟

متاسفانه کسی نیست عمق خسارت را دریابد؟

اگر هم هست از دستش کاری برنمی آید؟

دولت وقت در محاصره تفکرات مختلف گرفتار و در گوشه رینگ به مخمصه افتاده است؟

هر چه هست بی عقلی بی تدبیری خام اندیشی و سیکل اعمال تکراری و دفاع ناقص سخن درمانی و گنده گویی بی فایده است.

وقت آن رسیده تا دولت یک خانه تکانی اساسی در مدیران اقتصادی و مشاوران خام اندیش خود انجام دهد.

مناظره تلویزیونی شبکه افق در 19 اردیبهشت برنامه جهان آرا نشان داد که حتی در میان خود طرفداران دولت چقدر دو دستگی و آشفتگی فکری وجود دارد کار به جای رسیده که آشپز و کمک آشپز همدیگر را سرزنش می کنند؟ 

در غیر اینصورت به صورت خودکار و اتوماتیک خود در خانه تکانی به بیرون قدرت پرتاب خواهید شد.

این گزافه گویی نیست امروز دولت رئیسی از هر زمان دیگری به استیضاح و بر کناری نزدیک تر است؟

عده زیادی منتظر سقوط ایشان هستند .

متاسفانه تردید و عدم آشنایی شخص رئیس جمهور با اقتصاد هم موجب سوء استفاده اطرافیان شده علف های هرزی که خود را زعفران نمایش می دهند عقل از سر هوش برده اند.

نتیجه شکست کامل دولت در اقتصاد امروز باید نظاره گر باشیم.

آفای رئیسی تنها یک نصیحت با شما می توان کرد دست از تمام تیم فعلی خود بشوید و در صدد جایگزینی احسن باشید؟

تا دیر نشده نصحیت این پیر مغان را آویزه گوش کنید ؟

من خود بدرد هیچ سمتی نمی خورم اما می توانم مشاوری قدر باشم دست مرا بگیرید نجات پیدا خواهید کرد؟

هم نجات دنیا هم نجات آخرت.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 557 ) شعار های سال مغفول مانده؟

سال 1401 با تمام پیروزیها و شکست ها سپری شد همانطور که منتظر بودیم طبق نیاز سالهای جاری رهبر انقلاب در سخنرانی تبریک سال 1402 بار دیگر یک شعار سال اقتصادی " کاهش تورم " و " افزایش تولید " انتخاب کردند که نشان از حسن توجه و نیاز کشور دارد اگرچه من به اجرایی شدن این شعار همچنان سالهای گذشته نگران و بدگمان هستم نه اینکه دولت نمی خواهد اجرایی کند یا اینکه عناد دارد و حسن نیت ندارد بلکه مشکل اینجاست که دولت همچنان مانند سالهای گذشته عمق و اساس کار را نمی شناسد دوم اینکه دغذغه گذران امور دولت ها را به یک کارگذار و تدارکات چی تقلیل داده قادر به تغییر ریل گذاری نیستند نه توانایی تشخیص نه توانایی اجرای سیا ستهای خواسته شده را دارند  ونه نیروی مدیریتی لازم شناسایی و جایگزین کرده و می کنند به عبارت صحیح تر اینکه شدت بحرانهای جاری و مشکلات آنان را به دنباله روهای سنت های قبلی ( دولت های قبل و سیاستهای اقتصادی غربی لیبرالی ) محکوم کرده است.

با وجود اعلام موافقت و شعار های انقلابی همان کنند که سالهای گذشته می کردند و جز یک مشت سخنرانی و شعار بی حاصل اثری از عملکرد واقعی را شاهد نیستیم مگر شعارهای اقتصادی 8 سال گذشته اجرایی شد که اینبار بشود حالا ممکن است مطرح شود که دولت روحانی چنین بود دولت سیزدهم اینگونه نیست دولت روحانی شناخت داشت اما از اساس اعتقاد به به تغییرات اقتصادی نداشت و حتی اصرار به دنبال کردن سیاستهای لیبرالی وجود داشت اما دولت رئیسی فاقد سیاست روشن اقتصادی است لذا مانند گذشته باری به هر جهت توسط جریان قوی اقتصاد سرمایه داری به این طرف و آنطرف منحرف می شود اینکه رئیس دولت در سخنرانی می گویید می خواهدتولیدروان و افزایش یابد می خواهد تورم کاهش یابد اما سیاستهای گذشته و قانون گذاری های چهل ساله قبلی هم تورم افزایش خواهد داد هم تولید در منگنه مجوزها مالیاتها سهم خواهی ها اسیر تر ضعیف تر و لاغر تر می کند؟

بگذارید موضوع را کمی بشکافیم بزرگترین سهم در اقتصاد ایران متعلق به دولت شرکت های دولتی ( اعم از سازمانهای تامین اجتماعی بازنشستگی شهرداریها خصولتی ها شرکت نفت ) است این بزرگترین کیک اقتصادی کشور در دست ضعیف ترین بی تحرک ترین سهم خواه ترین مدیران سیاسی جناحی قرار دارد و هزینه کرد بهینه نداشته و ندارد؟ بیشتر سیاسی جناحی و غیر اقتصادی عمل می کند لذا اصل آنها نه بر اساس سود و ضرر بلکه بیشتر بر اساس منافع جناحی صنفی خودی غیر خودی مصلحت جویی و سهم خواهی تصمیم گیری و عملکرد دارد در نتیجه اینکه تقریبا صد در صد زیان ده هستند نه تنها زیان ده هستند بلکه با زیان های نجومی انباشته شده دست به گریبان بوده و وضع موجود فرصت مقتنمی می شمارد برای جبران خسارت و پوشش گند کاری ها لذا با کمک همکاران سیاسی برای جبران هزینه های خود دست در جیب ملت و دولت می کنند حتی با سوء نفوذ از بانک های کشور وام های کلان سهمیه ای و شخصی ابتیاع می کنند .

در نتیجه تمام زیانهای بزرگترین کیک اقتصاد کشور باید مردم پرداخت کنند چه به شکل بودجه وامهای غیر قابل عودت و اوراق قرضه و تسویه حسابهای رد سهام و اموال تملیکی و عمومی بزرگترین ناترازی کشور به همراه بانک های مشکوک سرمایه و ناتراز بزرگترین موتور پمپاژ تورم تشکیل می دهند.

این یک سیل ویرانگر است که نه تنها دولت رئیسی بلکه کل حاکمیت در معرض تخریب و تهدید قرار داده است و مقابله با آن هم نیروی عظیمی را می طلبد؟

متاسفانه بهره بانکی 30 درصدی جاری و اوراق قرضه و مسابقه برای تملیک سرمایه و سود بیشتر یک تورم 40 درصدی سالیانه به کشور تحمیل کرده است.

دومین قسمت اقتصاد کشور دست بانک های خصوصی و صاحبان سرمایهای میلیازدی هست که طی یک همکاری و قرار داد نا نوشته همکاری وسیعی با هم دارند .

اینان هم در غارت سودها و سرمایه ها مسابقه نفس گیری را راه انداخته اند بسیار سیال هستند هر وقت بخواهند در ارز یا مسکن یا طلا سرمایه گذاری می کنند به هم نان قرض می دهند گاهی از بانکهای خصولتی مبالغ نجومی وام می گیرند گاهی فقط پول در بانک فریز می کنند و سود ماهانه می گیرند اینان به تاثیر گذار ترین واحد اقتصادی کشور تبدیل شده اند تصمیمات آنها قسمت اول اقتصاد کشور و بانک های دولتی را بدنبال خود می کشاند مانند مد سال یک روز هوس خرید مسکن دارند یک روز هوس خرید زمین ملک یک روز خروج سرمایه ؟

گرایش اینان به هر قسمت اقتصاد می تواند ویرانگر باشد که هست در فقدان مدیریت صحیح دولتی در محجوریت تولید اینان مانند بادی ویرانگر می توانند با هجوم خود هر ناحیه کشور دچار خسران و زیان کنند اما برای خود سرمایه و سودهای عظیم فراهم می کنند.

مشکل اینجاست که دولتهای قبلی تحت عنوان واگذاری مجوز بانکهای خصوصی این امتیاز عظیم به اینان واگذار کرده اند.

این مجوز بسیار ویرانگر و تخریب گر ظاهر شده در اقتصاد ایران این مجوز به اینان اجازه داده هم سپرده های مردم در بانکهای خود جمع کنند و هم اجازه برداشت نامحدود از بانک مرکزی داشته باشند؟

و اینان این هر دو سرمایه را به نفع شخصی و خصوصی خود مصادره کرده اند به خود و شرکتهای خود وامهای بسیار کلان می دهند و حتی تحت نام بانک دست به بنگاه داری می زنند بیش از 40 درصد املاک ارزشمند کشور تصاحب کرده و حتی فریز کرده اند بدون استفاده ؟

در حالیکه این مجوزها داده شده بود که اینان با تجمیع سپرده های مردمی و برداشت از بانک مرکزی به تولید و اقتصاد کشور خدمت کنند؟

اما نتیجه برعکس شد چنان قدرتمند هر دو را به نفع خود مصادره و تصاحب کردند که به جرات می توان گفت هیچ وام مردمی و تولیدی در بانکهای خصوصی کشور وجود ندارد تقریبا از مجموع سرمایهای جذب شده و برداشت شده فقط 13 درصد وام ثبت شده آن هم بسیار مشکوک است بیشتر به کارکنان خود نزدیکان خود سفارش شده های خاص داده شده است.

متاسفانه بانکهای دولتی هم دنباله رو این بخش خصوصی نامشروع شده است؟

در واقع بخش بانکهای خصوصی در ایران چنان با بخش سرمایه داری و سوداگرانه کشور مخلوط شده که قابلیت تفکیک و جدا سازی نداردحالا کشور جمهوری اسلامی ایران در مقابل یک قدرت عظیم ویرانگر قرار گرفته است که قدرت نابود کردن کل کشور دارد اصلا نیازی به آمریکا ندارد.

متاسفانه این مجوز باعث فقر عمومی شده و خواهد شد این مشکل نه تنها در ایران که در کل دنیا وجود دارد شما ببینید در آمریکا هم جریان سرمایه داری در تعیین رئیس جمهور و سیاستهای کشور نقش اساسی دارد اگرچه در آنجا حداقل در قانون رسانه ها ی قوی تر و آزاد تری پیش بینی شده که در ایران وجود ندارد تازه آنها هم اکنون در این زمینه مشکل دارند؟حداقل در آمریکا نرخ بهره بسیار پایین است.

سوال اینجاست آیا اسلام به سیاسیون کشور چنین مجوزی داده است که اجازه تجاوز به بیت المال و سپرده های مردمی به بخش خصوصی خاص واگذار کند ؟

چواب اینجاست که اسلام هرگز با چنین گزینه ای موافقت نکرده نمی کند.

کجا اسلام با واگذاری مرجعیت و امامت سرمایه های کشور به شیاطین موافقت کرده است؟

سوال اینجاست که اساس هر بند در قانون اساسی کشور یک منشاء شرعی قرآنی اسلامی دارد منشاء این واگذاری اجازه غارت سرمایه ها در کجای قانون اساسی یا اسلام است؟

کدام فقیهی با این واگذاری موافقت کرده ؟

آنجا که من به حوزه علمیه قم و اساتید حوزه هشدار دادم نسبت به این واگذاری عکس العمل نشان دهند ناشی از همین خسارات بود ؟

چرا حوزه نسبت به این واگذاری تاریخی که ضرر و زیان آن بیشتر از هر معاهده استعماری و ننگین است عکس العمل نشان نمی دهد؟

نکند دیگر مردانی از جنس آمام خمینی مدرس و میرزای شیرازی ( همگی رحمته الله ) نداریم .

اگرچه برداشت من اینست که هنوز بعد از سی سال ماهیت این قانون و مجوز بانک خصوصی برای حوزه تشریح و تبین نشده و گرنه بعید است کوچکترین و کمترین مدرسان و فقیهان موجود با چنین قانونی موافق و همفکر باشند؟

خلاصه مطلب اینکه اقتصاد کشور در بست در اختیار سودجویان و سودا گران قرار گرفته است در این فضای مدیریت شده سرمایه داری سودجویانه غیر اسلامی جای برای کاهش تورم و افزایش تولید وجود ندارد مگر اینکه قانونگذار و دولت دست به یک خانه تکانی عظیم بزند.

در غیر اینصورت منتظر شکستهاب بیشتر اقتصادی و تورمهای بیشتر باشید

برای اجرایی کردن این شعار سال نیاز است بخش سوداگری کنترل محدود و منزوی شود.

وگرنه هر گونه سخنرانی بخشنامه و شعار بی فایده است نمایش خالی پیش نخواهد بود همانطور که در گذشته بوده است؟      

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 556 ) بودجه استیصالی 1402 و آرزوهای خالی؟

سال 1401 در حالی دارد روزهای آخرین خود را سپری می کند که دولت سیزدهم همچنان با روزهای سخت اقتصادی دست به گریبان است.

چشم انداز سال 1402 هم نشان از ادامه تصمیمات خام و ناپخته دارد لذا احتمال گشایش در سال بعد هم دور از انتظار است مگر شاهد دگرگونی شدیدی در احوالات دولت باشیم با این تفکرات با این اشخاص امیدی به حل مشکلات اقتصادی نیست؟

یک روایت بسیار عمیق از امام علی بن ابیطالب (ع) دیدم در سخنرانی امام موسی صدر در پنجاه سال پیش که مصداق دولت مستقر است بیش از هر چیزی اما روایت " آرزوها نشان فریب خوردن انسان کم عقل است "

در واقع این روایت بیش از هر چیزی نشان می دهد آرزو بدون دیدن واقعیت ها و کار کوشش زحمت یک سراب بیش نمی تواند باشد برای انسان؟

تمام وعده های دولت مستقر برای اقتصاد نشان از داشتن تمام عوامل این فریب خوردن به همراه دارد.

آیا دولت آقای رئیسی می داند وضعیت فعلی کشور چیست؟ اقتصاد کشور در بن بست تحریم فشار مقرارت فشار سنگین دولت شهرداریها عوامل روانی و مالیاتی و شبه دولتی ها و رسانه های داخلی معاند و سادگی دوستان دولت گرفتار شده است.

واقعا دولت از فهم عمیق مشکلات اقتصادی فعلی کشور عاجز است بیش از هر چیزی گوش خود را به دوستان نادان خویش داده تا شاید راه گریزی بیابد.

این دوستان اگر هم صداقت داشته باشند نشان دادند که به اندازه کافی دانا بصیر و توانا نیستند؟

قادر به تحلیل حقه ها نقشه ها و مسیرها از پیش تعیین شده استکبار جهانی نیستند دقیقا در همان کوچه ای حرکت می کنند که بعضی از رسانه های داخلی ( جاسوس نیمه جاسوس حتی ساده و گول خورده ) برایشان باز کرده اند.

دقت کنید به جمله تاریخی سردار سلیمانی ( کوچه باز کردن برای دشمن توسط خودی ها)؟

بارز ترین نمونه این گول خوردن در برنامه بودجه سال 1402 که به مجلس ارائه شده می توان دید.

این بودجه دولت در حالتی ناشی از استیصال نوشته شده افزایش نزدیک به دو برابری مالیات نشان از نا امید شدن دولت از سایر منابع درآمدی دارد

اما اقتصاد کشور خود در حالت قفل رکود و فشار بسر می برد افزایش فشار بیشتر به آن می تواند موجبات سقوط درآمدهای مالیاتی فعلی را هم رقم بزند می تواند خشک زاری عمیق و بن بست عملیاتی رقم بزند فرار سرمایه را تشدید کند.

در بهترین حالت صاحبان کسب کار به این نتیجه برساند که سرمایه خود را از بازار تولید جمع کرده در بانک و ارز و حتی خارج کشور دپو کند و منتظر شرایط بهتر بماند.

آنوقت نه فقط دست دولت به مالیات بیشتر نخواهد رسید بلکه روز به روز با کمبود درآمد و افزایش هزینه ها مواجه خواهد شد؟

کسری بودجه  و تورم افزایش جهنمی خواهد یافت باز تولیدی که هم اکنون کشور دچار آن است. 

 متاسفانه فشار تحریم و اصلاح طلبان معاندان قدرت  طلب و موج افرینان تنش ساز فرصت هر گونه آرامش و درک صحیح را از دولت سلب کرده.

از سمت دیگر دوستان ضعیف کم بینش خود بزرگ بین مداحان بادمجان دور قاب هم مزید بر علت شده اند.

اینان با تعاریف نابجا و نا حق زمینه سقوط بیشتر از دشمن فراهم می کنند.

واقعیات ملموس اینک این است.

1-دولت فاقد درک صحیح از وضع اقتصاد بازار تولید و واردات است 

2-ابزارهای در دسترس خویش را نمی شناسد

3-فشار شبه دولتی ها و شرکت های وابسته به دولت و نهادها که بیشتر خود ورشکسته هستند برای درآمد زایی از تورمها بیشتر از دولت است

لازم است این بخش بیشتر توضیح دهم شهر داریها و شرکت های شهرک های صنعتی و شرکت های تولیدی و خدماتی که از بیت المال تشکیل شده اند به علت افزایش شدید پرسنل ( در رکود بعضی از اینها به شدت بزرگ تر شده حتی شهر داری های را می شناسیم که در دوسال از چهل نفر به 240 پرسنل رسیده اند اینان هزینه های خود را نه از صندوق دولت که بر دوش مردم خواهند گذاشت )

در افزایش هزینه ها خود پیش قراول تورم و افزایش نرخ هستند سهم خواهی بیشتر اولین تقاضای آنها شده است لذا به بن بست رسیدن افزایش ساخت مسکن و مراکز تولید بیشتر ناشی از فشار این دست های پنهان اقتصاد و دولت ایران هستند

نا گفته نماند که هر گونه افزایش هزینه در ساخت ساز و تولید اکنون به شدت مخرب اقتصاد خواهد بود.

4-افزایش مالیات در حالت رکود دامی است که با هدایت خارجی ها در زیر پای دولت گسترده شده با این استدلال که کشورهای پیشرفته بیش از 95 درصد هزینه ها و بودجه خود را از مالیات تهیه می کنند؟

جمله درستی که مراد باطلی دارد اکنون توطئه ای عظیم برای دولت است چون آنان یک نظام پیشرفته مالیاتی و اجتماعی کامل دارند که از کسانیکه درآمد بیشتر دارند مالیات بیشتری می گیرند اما به کسانیکه درآمد کمتر از هزینه ها هم دارند کمک بزرگی می کنند.

در فقدان داشتن چنین سیستم مالیاتی پیشرفته هر گونه تاخت تاز در زمین مالیات بدون شناخت امکانات و پرسنل وزرات دارایی و مالیات زمینه سقوط را فراهم خواهد کرد.

اصلا مالیات در ایران کیلویی تعیین می شود با رشوه دستکاری می شود با ممیز و شخص سر و کار دارد غیر دقیق سیال و جهت دار است لذا با این جمله که در ایران مالیات را فقرا و قشر متوسط پرداخت می کند نه ثروتمندان موافقم.

هنوز بعد از یکصد پنجاه سال از مالیات گیری در ایران این جمله مورگان شوستر آمریکایی صادق است " ملتی که مالیاتش نظم انظباط نداشته باشد منظم نخواهد شد پیشرفت نخواهد کرد. جملات زیر دقیقا نقل از ایشان است:

فرار ایرانیان از پرداخت مالیات، برای آنان به صورت یک عادت درآمده‌است و مجبور ساختنشان به ترک این عادت آسان نخواهد بود و تا مسئله مالیات‌گیری دقیق در ایران حل نشود و در این مورد دقت لازم به عمل نیاید هیچ‌یک از مشکلات این کشور برطرف نخواهد شد. قدرت دولت‌ها از مالیات رونق می‌گیرد همان‌طور که در بررسی تاریخ ملل، اضمحلال زمامداری‌ها نیز با مالیات مرتبط بوده

اصلا علت العلل تورم و مشکلات فعلی اقتصاد ایران همین ( مالیات ) است.

  حالا حساب کنید کشور ایران در تحریم در تورم در نابخردی محلی استانی کشوری می خواهد رونق هم داشته باشد؟

اصلا دولتی که خرج و دخلش نمی خواند چگونه می خواهد مادر خرج هزاران واحد اقتصادی تولیدی و صنعتی باشد.

به طبع دولت هم خود را ضایع خواهد کرد هم اطباعش را؟

یک بار دیگر به دولت مستقر پیشنهاد می کنم روی یک شخص یا یک جمع کوچک مباشر و مشاور اقتصادی اقدام کند  در فقدان یک پیر دنیا دیده یا پیران دنیا دیده مشاور هم چنان دولت دست به کارها ناپخته خطر آفرین و شبه برانگیز خواهد زد ( اصلا این جمع مشاور نه فقط در اقتصاد که در تمام زمینه ها مورد نیاز است)

اما چه شد که در دو ماه گذاشته سکوت اختیار کردم.

متاسفانه در حالیکه بیش از هر چیزی نگران وضعیت کشور هستم بخصوص در این پیچ تاریخی فعلی شده ایم چوب دو سر طلا ( به قول قزوینی ها دو سر نجاست ) از یک سمت مخالفان دولت امثال من را وسط باز خائن و خاطی می دانند از سمت دیگر برخورد رسانه های دولتی امثال مرا ضد انقلاب و همراه معاندان می شمارد در واقع در هر دو گروه هم جایی نداریم هر دو ما را تهدید و مخالف می دانند این دیگر شاید فاجعه باشد.

بگذارید هر چه دل تنگشان می خواهدبگویند من نصایح تلخ خود را داروی تلخی می دانم که ملت باید سر بکشد خواه کسی خوشش بیاید یا از آن نفرت داشته باشد. این صلاح کشور است این نظر یک مصلح است ؟

یک پیشنهاد مصلحانه دیگر هفته آینده هفته آخر سال است شب چهاشنبه سوزی در راه و ضد انقلاب منتظر سو استفاده از این مراسم تاریخی ایران 

لذا پیشنهاد می کنم دولت با یک بیانه پیشگیرانه ضمن تاکید بر قبول داشتن این رسم گرانبهای تاریخی خواستار یک چهار شنبه سوری آرام و بدون ترقه بازی باشد.

واز سمت دیگر بابسیج کلیه عوامل قضایی انتظامی بسیجی اطلاعاتی اقدام به جارو کردن مواد محترقه در بازار شود و از عرضه و فروش مواد به شدت جلو گیری کند امید است این حرکت جمعی و عاقلانه سهم عمده ای در پایین آوردن تلفات و ضایعات داشته باشد؟

امید است گوش شنوایی باشد و به موقع عمل کنند.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 555 ) شورش و کودتای ارزی اقتصادی ؟

بعد از سه ماه شورش خیابانی اینک نوبت به شورش و کودتای ارزی و اقتصادی رسیده است بلاشک دست های مرموز خارجی هم در این شورش دخیل هستند اما همانند شورش و تظاهرات خیابانی دولت سیزدهم هیچ بر آوردی از وسعت حمله و قدرت تخریب آن ندارد؟

درست مانند دفعات قبل غافلگیر و شبیخون زده مستاصل و منفعل عمل می کند؟

طبق معمول و عادت عرف گذشته ابتدا شدت موضوع را ناچیز و کوچک می شمارد حتی قادر به برآورد دامنه تاثیر گذاری و تخریب نیست.

حملات ارزی اقتصادی برای مشروعیت و حاکمیت زدایی طرحی می شوند در واقع بیشتر در کشورهای موثر تر واقع می شوند که حکومت مرکزی قدرتمند وجود نداشته باشند.

در واقع فقدان حکومت ( یا حکومت بسیار ضعیف ) زمینه ساز این حملات برنامه ریزی شده پی در پی هستند.

اهداف این عملیات فرو ریزی اعتماد عمومی به اقتصاد کشور و تبلیغ خروج سرمایه ها برای کوتاه مدت و در دراز مدت فراهم کردن زمینه سقوط دولت مستقر و حتی حاکمیت حزبی جناحی سیاسی و حکومتی هستند.

واقعیات میدانی حاکی از نقص های اساسی در اقتصاد کشور است که زمینه این عملیات با همکاری عوامل نفوذی داخلی اقتصادی وابسته فراهم می کنند؟

همانطور که مشاهدات میدانی در فرو ریزی ارزش مالی کشور مالزی نشان داد سرمایه گذاری های گسترده جورج سورسهای خارجی و وطنی در آن نقش عظیمی دارند؟

از آن سمت مدافعان ناشی افسران و مدیران اقتصادی کشور بسیار سست کم سابقه بی اثر و حتی تسریع گر عمل می کنند؟

 دولت مستقر هم موضوع را کم اثر و کم اهمیت می داند؟

قادر به پیش بینی اثرات دراز مدت و حاکمیت زادیی این عملیات نیست؟

نه تنها این عملیات باعث سقوط وزراء اقتصادی و رئیس بانک مرکزی خواهد شد بلکه زمینه سقوط و استیضاح شخص رئیس جمهور را هم فراهم خواهد کرد  این احتمال هم می رود که شخص خود آقای رئیسی دست به استعفا بزند .

شدت درماندگی دولت و انتظار عمومی این موضوع را ممکن است حتی قریب وقوع کند.

اصلا شرایط به گونه ای دارد پیش می رود که امکان افزایش برق آسا حتی 20 درصدی 50 درصدی ارز فراهم شده است؟

حتی امکان دارد در آینده نزدیک قبل از سال  1402 قیمت ارز مبلغ 50 هزار تومان یا حتی 70 هزار تومان را هم شاهد باشیم؟

در واقع شاهد فرو ریزی ناگهانی ارزش ریال باشیم.

آیا به تبعات فرو ریزی چنین موضوع مهمی واقف هستیم؟

اگر یک دفعه ارزش ریال به سرعت دچار فرو ریزی شود بازار از پذیرفتن ریال برای خرید کالا  خودداری خواهد کرد نتیجه یک شبه شاهد  حکم فرمایی دلار در بازار خواهیم بود نه تنها کسبه بلکه اجاره ها دستمزدها کرایه حمل ها همگی حالت ارزی به خود خواهند گرفت.

نتیجه شاهد کودتا و مشروعیت زدایی کامل اقتصادی خواهیم بود که طبق عرف بین اللملی قبل از مشروعیت زدایی سیاسی انجام می شود.

اصلا حاکمیت درک درستی از شرایط پیش رو و اقدامات نابخردانه اقتصادی خود ندارد؟

در حالی که ملت در بدترین شرایط تورم وگرانی در حالت بیم و امید دارد دست پا می زند ؟

حرکات دولت می تواند به بی اعتمادی کامل منجر شود.

اتخاذ تصمیماتی شبیه به افزایش نرخ سود سپرده بانکی یا محدودیت های مالی مالیاتی و یا حتی محدودیت برداشت از حسابهای بانکی می توانند خلاف نسخه شفا بخش در حالت عادی عود کننده تخریب ارزش ریال شوند.

بار دیگر به دولت مستقر گوشزد می کنم فقدان یک مشاور اقتصادی تجربی ریش سفید می تواند به قیمت شکست کامل دولت منجر شود.

پیش بینی می شود ادامه تفکر حاکم بر مدیریت اقتصاد و بانک مرکزی دولت سیزدهم رئیس دولت را به چوبه اعدام و استعفا اجباری نزدیک کند و خواهد کرد.

تبعات شکست دولت اصول گرایی رئیسی بسیار گسترده و وخیم خواهد بود نه تنها دولت که مشروعیت زدایی گسترده از اصول گرایان و روحانیت را رقم خواهد زد.

حتی شرایطی پیش خواهد آورد که تا سالیان دراز هیچ اصول گرای از صندوق رای گیری نتواند نتیجه بگیرد ؟

حتی ممکن است کل جمهوری اسلامی ایران در شرایط بسیار مخاطره انگیزی قرار دهد.

دولت قادر به پیش بینی مخاطرات پیش رو نیست به پنچر گیری موقت رو آورده و این بسیار خطرناک است؟

خلاصه کلام چه می کنید آقای رئیسی؟

می خواهید از این مخمصه نجات پیدا کنید فقط یک راه باقی مانده نگاه کنید به راهبرد قبلی شماره 554 ؟  

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 554 ) نامه سرگشاده به آقای رئیسی رئیس جمهور اسلامی ایران؟

سلام علیکم قبل از هر چیزی خسته نباشید می دانم شرایط کار بسیار فشرده و فشار روانی سختی را دارید تحمل می کنید مشکلات پیچیده و بحرانهای پی در پی و تلاش بی وقفه شما برای سر و سامان دادن به امور و خرابی های گسترده جان و روح شما را در فشار قرار داده است و بیشتر از همه زبان سنگین سرزنش کنندگان و بعضا مقصرین وضع موجود  اما غرض از نوشتن این نامه سرگشاده نشان دادن راهی برای پیروزی و کم کردن رنج و فشار سنگین بر دولت و همینطور بر ملت بوده و هست و مقصود دیگری در کار نیست؟

آقای رئیس جمهور آیا واقف هستید دولت مستقر شکست های متعدد اقتصادی داشته است آیا مسئولیت این شکست ها را می پذیرید یا مانند دیگران دولت های قبل و زمین آسمان مقصر میدانید آیا به گردن می گیرد تمام شکستها و تورم های اخیر ؟

امیدوارم اینگونه باشد در اینصورت لزوم تغییرات وسیع در آرایش و روشها ی دولت را اجتناب ناپذیر می دانید یا خیر؟

آیا واقف هستید ثمره 150 سال عدالت خواهی اسلام خواهی و انقلاب اسلامی خواهی به دولت شما منجر شده است ؟  

در واقع می توان گفت شما آخرین شانس ملت برای رهایی از چنگ استعمار استکبار و عوامل داخلی آن هستید؟

آقای رئیسی شما اگر نتوانید مشکلات اقتصادی کشور حل کنید مطمئن باشید آخرین رئیس جمهوری اسلامی ایران خواهید بود بدون حل مشکلات عظیم و بحرانهای موجود کشور امکان ادامه وضع موجود بغایت دشوار یا شاید غیر ممکن باشد اکنون بیش از 450 روز از تصدی شما در این پست می گذرد به اندازه کافی باید از خواب توهمات ارز 5000 تومانی و حل مشکلات اقتصادی بیدار شده باشید حالا توهمات "رویای چینی " هم فرو ریخته است 

آن روزی که مرتب شعار می دادید اقتصاد کشور به تحریمها گره نخواهید زد دقیقا میشد حدس زد چقدر فاصله دارید با واقعیات جامعه امروز فکر می کنم به اندازه کافی هوشیار شده باشید من این نامه را نه از طرف جناح اصلاح طلب می نویسم ( که ایشان را اغلب صالح نمی دانم ) نه از طرف دشمنان قسم خورده سلطنتی غربی عبری عربی و نه از طرف معاندان ضد اسلامی این نامه را از طرف یک مجروح جان باز جنگ تحمیلی معتقد دو اتشه به جمهوری اسلامی ایران می نویسم اول اینکه باید اقرار کنم هیچ راه دیگری برای ارتباط با شما پیدا نکردم حتی آن موقع هم که کاندیدای رئیس جمهوری بودید هم نتوانستم با شما ملاقات کنم چه برسد به امروز که هزار مشغله دارید که هیچکدام راه نجات کشور نیست مگر تمکین به آنچه پیشنهاد می کنم ؟

باید اقرار کرد بحرانهای بزرگ کشور اینک به مرحله انفجار رسیده است  اگر حل نشوند خیل عظیم دیگری را همراه با غرب طلبان به خیابان خواهند کشاند و دور بعدی اغتشاشات در یک دوره کوتاه مدت دوبار زبانه خواهند کشید اینبار با تجمیع گرسنگان و غرب خواهان کودتا گران یک جا مواجه خواهیم شد ؟

حل بحرانهای تورمی و مالی بحران بی آبی بحران وعده های بلا محل و عدم مقبولیت اجتماعی بحران فقر روز افزون بحران پیری جمعیت و ........

غیره همگی دوباره عود خواهند کرد عودی عظیم و کمرشکن؟

اولین سوال از شما اینست که امانت جمهوری اسلامی ایران که به شما تعویض شد به چه کسانی سپردید؟

به مردانی ضعیف تر از خودتان اینان اگر می توانستند کاری کنند تا کنون کرده بودند؟

حل مشکلات اقتصادی کشور نیاز به خون تازه در رگهای دولت سیزدهم دارد جمع قبلی نمره قابل قبولی را کسب نکرده است؟

در بین مردم شایع شده اینکه پشت  سرهم رئیس جمهور دستور می دهد اینکار بکنید آن کار درست کنید ناشی از اینست که ایشان خود معترف است من که نمی توانم انجام دهم شما انجام دهید؟

در واقع دستور دادنهای متوالی به عدم توانایی های متوالی برمی گردد ؟

باید قبول کنید دیگر آبروی نمانده که برای بقای ناتوانی ها به آن متمسک شوید نه آبروی برای امام خمینی نه آبروی برای بقیه  بزرگان و ........؟

پس اگر فرصتی فراهم شود در فراسوی اغتشاشات آخرین فرصت برای پیروزی است.

و گرنه فرصت شما و همه دلسوزان انقلاب و کشور پایان یافته است باید منتظر پامال شدن خون یک میلیون شهید مجروح انقلاب اسلامی باشید؟

ادامه وضعیت فعلی و استمرار تورم افسار گریخته نه تنها دولت در معرض سقوط قرار خواهد داد بلکه کل جمهوریت را منهدم خواهد کرد؟

اما چاره کار در تعویض و ترمیم کابینه دولت و ریل اقتصادی کشور است؟

چگونه ؟ باید از اساس سیستم مالیات گیری مجوز دهی و حکمرانی کشور تغییر کند؟

باید یک نگاه برابر در دادن امتیازات و مالیات و حکمرانی برقرار کرد؟

نکته اساسی اینجاست که تنها با اندیشه های دانشگاه امام صادق نمی توان به جنگ نابرابر اقتصادی رفت؟

باید بیشتر از دانشگاه های مختلف از تجربه مدیران اقتصادی تجربی بهره گرفت همانطور که مرحوم عالی نسب توانست کشور در جنگ ایران و عراق حفظ کند کار بسیار عظیمی که هنوز ابعاد بزرگی آن برای بسیاری از دانشکاه های ما مبهم و رو نمایی شده نیست ؟

هنوز بسیاری از ابعاد آن پوشیده و در پرده اسرار است ناگفته نماند که عده ای نمی خواهند این حقایق باز گشایی و اعلام شود به دوعلت یک منافع عده زیادی به خطر می افتد دوم اینکه عده ای دیگر نمی توانند دانش اندک و مدارک تقلبی خود را به قیمت عظیمی به دولت و مردم بفروشند ؟

اما پیشنهاد من برای خروج از بن بست فعلی تعویض زمین بازی و اضافه کردن یک تیم تجربی دانشگاهی اقتصادی است به عنوان فرماندهی تغییر اقتصاد این تیم که با فرماندهی یک پیر باران دیده تجربی اقتصادی و هفت دانشمند ( استاد دانشگاه ) از هفت دانشگاه مشهور کشور که با انتخابات داخلی دانشجویان این هفت دانشگاه منتخب می شوند مسئول تغییرات وسیع در کشور شوند و دولت مجلس هم به تصمیمات این گروه اخترام گذاشته و برای اجرای آن تمام تلاش خود را بکار گیرند؟

بدهی است تمامی پیشنهادات بعد از رای گیری و بدست آوردن اکثریت آرا با تبادل نظر این هفت دانشمند به عنوان خروجی کار و تصمیم نهایی اچرا گردد 

اگر قبول کنید دیگر فرصت ندارید برای آزمون و خطا و استفاده از اندک دوستان مستقر در دولت دربهای پیروزی را گشوده اید و گرنه این راه به استیضاح و برکناری های وزرا و شخص خودتان منجر خواهد شد؟

اگر سال جدید با تغییرات در روشها تفکرات آزمایش شده دوستان خود آغاز کنید مطمئن باشید قبل از پایان سال باید  کرسی ریاست جمهوری را با شکست ترک کنید مطمئنا مجلس بعدی تایید گر دولت شما نخواهد بود؟

می توان اکنون کشور ازچنگ تهاجم اقتصادی تحریمی تکفیری نجات داد به شرطی که کمی عقل معیشت در شما و مشاوران شما باقی مانده باشد؟

قبول کنید همه کاستی ها و شکستها از خارج یا بوسیله دشمن تحمیل نشده قسمت عظیمی از این شکستها ناشی از ندانم کاری سستی و نداشتن برنامه عملی است نه برنامه های افسانه ای بلکه برنامه حداقلی و صد در صد امکان پذیر؟

شما دارید از جایی شکست می خورید که حوزه عمل بی خردی است؟

واقعا در این مملکت به این بزرگی هفت نفر عاقل اقتصاد دان پیدا نمی شود که راه تاریک به دولت نشان دهد؟

واقعا در دولت شما اینقدر خودخواهی و لجاجت وجود دارد ( خود عالم پنداشتند خود بزرگ بینی مفرط ) که نتوانید به علم جمعی تمکین کنید؟

دیگر چه موقعی می خواهید به علم عالمان و تجربه دیدگان تمکین کنید شاید این خصال در شما نباشد اما اطرافیان شما با اینکار مخالفت کنند؟

بدهی است شکست تمام مسئولیت ها نصیب شخص شما خواهد کرد و تنها شما و شما باید در پیشگاه مردم و خدا پاسخگو باشید .

اما پیروزی هزار شریک پیدا می کند ؟

حتی دربان و نگهبان ریاست جمهوری هم مدعی دست داشتن در پیروزی خواهد بود.

اما شکست نه فقط برای شخص شما است بلکه برای جناح اصول گرا حتی بالاتر برای انقلاب اسلامی و حتی اسلام نوشته خواهد شد؟

این مطالب خود می دانید جهت توصیه به حق و توصیه به صبر می نویسم تا دیر نشده ( از نظر نگارنده بسیار دیر شده است همان روزی که دولت تحویل گرفتید باید اینکار می کردید)

شما اکنون در معرض بزرگ ترین آزمایش تاریخ شیعه و انقلاب اسلامی هستید 

شما اکنون در نوک جبهه جنگ اقتصادی روانی شیطانی جبهه کفر و اسلام هستید ؟

آیا به سرداران خود اطمینان دارید ؟

اینان برگزیدگان ملت هستند یا سهم گیرندگان جناحی صنفی توصیه ای؟

بیاید یک بار دیگر به جوانان دانشجو و انتخاب آگاهانه آنان احترام بگذارید.

چه کسی از مشورت بزرگان ضرر کرد ؟

تمکین به چهل سال تجربه اینجانب و خیر خواهی جمعی دانشمند جز پیروزی و سرفرازی برای شما نخواهد داشت؟