ایران اینک در تله کامل ورشکستگی کامل سیاسی جناحی اقتصادی آبی معیشتی جمعیتی و ندانم کاری دولتمردان گرفتار آمده است؟
با شروع دولت سیزدهم امیدهای فراوانی برای رهایی از سرنوشت مکتوم سقوط و شکست پدید آمده بود اما استمرار سیاستهای گذشته دو دولت نهم دهم و یازدهم دوازدهم اینک آثار شکست کامل دارند خود نمایی پیش از پیش نشان می دهند؟
دولت رئیسی نتوانست اجماعی از نخبگان متخصصین گرد هم بیاورد لذا اکتفا کرد به دانشگاه امام صادق و فارغ التحصیل های آن
لذا سطح نازلی از حکمرانی به نمایش گذاشت که باعث عود تمام مشکلات و بیماریهای اقتصادی سیاسی مدیریتی اجتماعی آبی کشور شد.
بدترین وضعیت حکمرانی را در درک خود آقای رئیسی می توان یافت ایشان از شدت بحرانها و قلت توانایی وزراء غافل بوده مرتب دارد نمایش رتق فتق امور جاری می دهد دستور می دهد.
بگذارید برای درک تله ورشکستگی سری به لغات نامه دهخدا بزنیم:
- به تله افتادن ؛ گرفتار مشکل غیرمنتظره شدن . درگیر شدن با مشقتی پیش بینی نشده . به فریبی فریفته شدن .
- به تله انداختن ؛ کسی را به فریب و زرق گرفتار ساختن .
سابقه تاریخی برداشت بی ضابطه و اسراف گرانه از تمام سرمایه های کشور ما را به اینجا کشنده است.
1-برداشت بی قاعده از سرمایه اجتماعی سیاسی و هزینه کردن اسلام انقلاب رهبران شهیدان برای توجیح بی تدبیری بی لیاقتی بی اطلاعی
ساده نگری حتی مخفی کردن نفاق نادانی نفرت در پشت پرده انقلابی اسلامی بودن تمام آن پشتوانه های عظیم اینک در معرض اتمام انکار و حتی اضداد قرار داده است
2-برداشت بی قاعده از نیروی انسانی انکار تخصص ها انکار استعداد ها ترور شخصیت ها ( ترور آبروی و بدنام سازی ) به منظور بکار گیری خواص وابستگان جناحی سیاسی فاجعه کناره گیری جوانان و نخبگان از سیاست و دولت موجبات هرز رفتن بزرگترین سرمایه کشور و عدم بهره وری آحاد مردم از این سرمایه ها شدت بخل و عدم بکار گیری به مرز انکار و کفر رسیده است و این بزرگترین فاجعه فکری جناحی موجود است.
حتی اکنون با تمام مشکلات حاکمیت اصلاح طلبان اصول گرایان حاضر نیستند در مقابل یک فکر یا فرد قادر به حل مشکلات باشد تمکین کنند حتی
اقرار و یا بکار گیری کنند در سخن بسیار مشتاق نشان می دهند خود را اما در عمل آن کنند که با هم می کنند؟
3-برداشت بی قاعده از سرمایه های مالی بانکی ملی استانی تامین اجتماعی و حتی شرکت های بزرگ همگی را به ورطه آستانه ورشکستگی مطلق قرار داده است
4-برداشت بی ضابطه از ذخایر گرانبهای آبی جنگلی مراتعی اینک همه را به ورشکستگی آبی حتی تا مرز تشنگی انسانی کشانده است
عملکرد دولتها در ایران سابقه بسیار بدی به جا گذاشته است بگونه ای که اینک کمترین سطح سرمایه اجتماعی برای دولت جاری باقی مانده است؟
اتمام سرمایه های مالی سیاستی مدیریتی اقتصادی آبی وضع را در چند سال آتی به شدت بحرانی تر خواهد کرد.
اولین دست آویز دولتها برای رفع مشکلات دست بردن به خزانه حتی صندوق ذخیره ارزی کشور بوده که اینک هر دو در مرز صفر و حتی کسری 500 همتی قرار گرفته اند.
فقط همین 500 همت به اضافه کسری تراز بانکی و صندوق های بیمه و بازنشستکی یک کسری بودجه سه برابری روی دست ملت باقی خوتهد گذاشت یعنی 1500 همت میلیارد تومان
فقط بهره بانکی سالانه این مبلغ هر دولتی را از قبل شکست خورده و زمینگیر خواهد کرد.
هیچ فروش نفتی و تلاش کوتاه بینانه ای نخواهد توانست مشکلات در پیش حل کند .
تمام تلاش دولت هم اینک در صدد پرداخت حقوق و بدهیهای گذشته است؟
لذا هیچ راه حلی اکنون با این دولت این جناح و حتی جناح اصلاح طلب در افق هم به چشم نمی خورد نه وجود دارد نه مطرح می شود .
ته کشیدن منابع آبی کشور و خشک سالی بیست استان حداقل ده میلیون فقیر جدید را روی دست دولت خواهد گذاشت؟
خشک شدن مستمر زمینها چاههای بیست استان عیان شدن عملکرد زیانبار 40 سال دولتها است.
خسارتی که حتی اکنون برای آن چاره ای کامل اندیشه نمی شود؟
این خسارت می تواند به نابودی همه چیز منجر شود نه فقط 44 سال انقلاب اسلامی بلکه به نابودی هفت هزار سال تمدن ایرانی پارسی و نابودی کامل فلات ایران . به مهاجرت کامل به انهدام جمیعتی نژادی انسانی.
تمام دولتهای 30 سال اخیر می دانستند ذخیره آبی در خطر است اما با سیاسی کاری و نمایش پیشرفت حاضر به اتخاذ چاره و جلوگیری از برداشت بی ضابطه و مدیریت مصرف نشدند؟
دولت مستجعل وقت مشغول وصله پینه کردن مشکلات جلو دست است غافل از اینکه یک سونامی بزرگ از آثار خشک سالی کمبود بودجه و کمبود نیروی انسانی مدیریتی سیاستی مالی درآمدی تورمی نامدیریتی در حال ارتفاع گرفتن است؟
چه کسی می خواهد در مقابل این نا آینده نگری پاسخ گو باشد چه کسی می تواند این سونامی حتمی کنترل و آرام کند؟
چه کسی می تواند کسری های مالی اقتصادی روانی سیاسی آبی جمعیتی تورمی نکولی کشور را به موقع تشخیص دهد به موقع تدبیر کند به موقع مدیریت کند؟
با این دست فرمان فعلی هیچ کس ؟
دولت فعلی هنوز مشغول فرمان صادر کردن است؟
هنوز دولت فعلی در سودای با دستور درست می شود سیر می کند.
آقای رئیسی تا دیر نشده یک اتاق بحران یک اتاق استراتژیک درمانی مدیریتی از نخبگان تمام جناحهای کشور درست کنید برای مدیریت آینده؟
برای مدیریت تمام ورشکستگی های ایران وگرنه سیل طغیان مشکلات مردم را با خود خواهد برد؟
از روز چهارم تیرماه سال 1402 طبق تصویب طرحی در بانک مرکزی بانکهای کشور مجازند درصدی تحت عنوان کارمزد از کارتخوانهای فروشگاهی برداشت کنند؟
این تصمیم به چند دلیل خلاف قانونهای کشور و ازجمله خلاف قانون اساسی کشور است
اولین مشکل اینجاست که صرف بخشنامه و تصمیم بانک مرکزی این دستور عمل قانون به حساب نمی آِید چون طبق بند 51 قانون اساسی کشور هر گونه برداشت از وجوه مردم باید به تصویب نمایندگان مجلس برسد؟
دوم اینکه رئیس بانک مرکزی خود از اصحاب بانکی بوده جناب فرزین و مشکل تعارض منافع در این تصمیم به وضوح دیده می شود؟
سوم اینکه ایشان چنان اختیاری طبق قوانین جاری کشور ندارند که اجازه برداشت مبلغ بسیار کلانی از حساب مردم به بانکهای کشور بدهند بهتر است اسمش را بگذاریم اجازه دزدی
چون اصطلاح کارمزد وقتی قابل طرح است که بانک کاری برای مشتری انجام دهد وقتی فروش انجام می شود بانک کار خاصی انجام نمی دهد یک فرآیند الکترونیکی کار دریافت وجوه را انتقال وجه را میسر می کند کجای دنیا بابت یک فرآیند الکترونیکی درصد کارمزد می گیرند که درایران بگیرند؟
اصلا اصطلاح کارمزد در اینجا اشتباه است کاربرد ندارد هیچ عملی توسط کارکنان بانک انجام نمی شود این از لحاظ قانونی دارای اشکال است هم اشکال قانونی هم اشکال شرعی دارد.
این همه تشکیلات و متخصصین شرعی و بانکی در بانک مرکزی درک نکردند این یک اشتباه کاربردی است؟
بانک فقط می تواند بابت دستگاه کارتخوان نصب کرده در فروشگاه ها اجاره بگیرد می تواند سالی صد هزار تومان یا کمتر و بیشتر اجاره بگیرد.
طبق آخرین تعاریف بین المللی هر گونه برداشت جمعی کارمزدی از حساب عموم TAX به حساب می آید و از شمول مالیات محسوب شده
برداشت هر گونه مالیات از حساب مردم در ایران طبق بند 51 قانون اساسی فقط در اختیار دولت با تصویب مجلس شورای اسلامی ایران است.
برداشت کارمزد از حساب فروشگاهها و مرکز دریافت کارتخوان فاجعه دیگری است که فقط هزینه ها را افزایش داده وتورم را صعودی خواهد کرد.
اگر آن آقای که در راس بانک مرکزی نشسته است چنین دریافت و شناختی ندارد مفهومش اینست که صلاحیت ادامه کار را ندارد ؟
درست مانند امام جماعتی که از عدالت خارج شده باشد.
تسلیم شدن به خاسته بانکهای ناتراز مفهومش اینست که مردم باید هزینه ناترازی و ولخرجی نآکارامدی بانکها را پرداخت کنند.
در واقع این بخشنامه مجوز به نآکارامدی بیشتر ناترازی بیشتر و سرقت اموال خصوصی و عمومی مردم است.
لذا هرچه زودتر از مقامات بالاتر کشور می خواهیم سریعا این مصوبه و بخشنامه را باطل و مورد رسیدگی مجدد قرار دهند.
این بخشنامه به تنهای می تواند موجبات اختلال در گردش مالی کل کشور ایجاد کند اگر کسبه از گرفتن وجه از کارتخوان خودداری کنند و فشار مالی به مردم افزایش دهند بخصوص اگر تقاضای وجوه نقد افزایش پیدا کند می تواند اسباب شورش و اعتراض عمومی بخصوص در شهرهای کوچک تر و توابع فراهم کند چون فشار مالیاتی تورمی در مناطق کمتر توسعه یافته بیشتر است وجوه نقد در توابع کمتر فراهم می شود.پوز و صندوق پرداخت بانکی کمتری وجود دارد.
از طرف دیگر هنگامه ابلاغ این بخش نامه درست در هنگامه دریافت اظهار نامه مالیاتی و افزایش شدید مالیاتها بخصوص ماده 100 یک وقت ناشناسی ناشیانه و بی هنگام بوده و با اعصاب مودیان بازی می کند.
چهارم اینکه در هر همکاری بین بانک و مشتری باید از قبل مشخص باشد سهم بانک و مشتری از این همکاری چقدر است حالا وسط کار دستگاهها نصب شده مردم عادت کردند مشتری عادت کرد هر گونه تغییر در شرایط کار زیر ژا گذاشتن اصول همکاری است؟
تغییر یک طرفه شرایط کار و افزایش سهم بانک هم غیر شرعی هم غیر قانونی محسوب می شود.
اگر قبل نصب این کارتخوانها به مردم و کسبه گفته شده بود که با نصب این کارتخوانها طنابی به دور گردن شما می بندیم بعد به هر سو که خواسته باشیم شما را می کشیم حق با بانک مرکزی بود ؟
از اول چنین قرار نبود قبل از نصب باید این موضوع مطرح می شد نه اکنون که مردم در مقابل کار انجام شده قرار داده اید؟
پنجم بانک به اندازه کافی از تاخیر در واریز کردن وجوه فروش مردم سود می برد اول این واریز ها آنی بود بعد شد چند ساعت بعد شد 24 ساعته اکنون هم بعضی بانکها 48 ساعته وجوه واریز می کنند.
اینجا روی سخنم با مقامات بانک مرکزی است به جای آنکه مرتب به مردم فشار بیاورید و هزینه آنان افزایش دهید بهتر نیست به بانکها فشار بیاورید تا روند مخرب خود را اصلاح و کار بانک انجام دهند نه دلالی کنند نه بنگاه داری کنند نه املاک وحساب بلوکه و احتکار کنند.
اصلا بعضی بانک ها خلاف تبلیغات خود هم اکنون دارند خلف وعده خلف قوانین خودشان عمل می کنند تبلیغات کلان می کردند هر که کارتخوان نصب کند وام دریافت خواهد کرد معادل کارکرد کارتخوان حتی بدون ضامن و غیره اما در عمل زیر تمام تعهدات خود زده و پرداخت جزئی ترین وامها هم به کسبه خود داری می کنند.
بانک مرکزی موظف به نظارت بر بانکهای کشور است نه افزایش فشار بر مردم و اموال مردم؟
در همه دنیا رسم بر اینست که برای مقابله با رکود و یا تورم و مشکلات اقتصادی بسته های درمانی تقویتی را به اجرا می گذارند.
اما در ایران خلاف تمام دنیا مشتی تازه رئیس شده سمت گرفته که از حقوق نجومی برخوردار شده است اصرار دارد آخر هفته طولانی تری داشته باشد تا با غنایم به حق یا ناحق عیش خود را تکمیل کند؟
در غیاب یک کار کامل کارشناسی شده عده ای در مجلس یا دولت دور هم جمع شدند برای کشور یک تصمیم احمقانه گرفته اند؟
افزایش تعطیلی هفتگی کارمندان دولت و شرکت های دولتی می تواند یک تیر خلاص به اقتصاد رنجور و به شدت ضعیف شده ایران باشد.
هم اکنون ادارات با یک کم کاری عجیب در روز پنج شنبه و حتی شنبه مواجه است در واقع کارکنان حضور دارند اما مسئولان نیستند؟
روز شنبه در ادارات کلیدی به سختی آغاز می شود رئیس تاز از مسافرت شمال باز گشته دیشب در راه بوده خیلی دیر و سخت کار آغاز می کند طبق آمار بیشترین تاخیر و مرخصی ساعتی برای شنبه ها از 8 تا 11 صبح ثبت می شود بعد از شنبه پنج شنبه ها رکود دار هستند.
این وضعیت نشان از کم کاری و فقدان نظم اداری در این دو روز دارد.
حالا اگر یکی از این دو روز را تعطیل رسمی کنیم نقص بر طرف نخواهد شد به احتمال قریب به 90 درصد روز دوم هم از طیف کاری و باز دهی خارج خواهد شد.
بگذارید یک نمونه عینی برایتان مطرح کنم امارات متحده عربی در سال 2008 تصمیم گرفت پنج شنبه ها را روز کامل کاری اعلام کند و شنبه ها را تعطیل رسمی .
این تصمیم در ابتدا با تبلیغات بسیار وسیع آغاز شد اما نتیجه عملکرد مایوس کننده بود
در واقع هیچ گاه پنج شنبه روز تعطیل کامل تلقی نشد و روز شنبه هم از دور کاری خارج شد طبق سخن یکی از مسئولان اماراتی که سه سال بعد اعلام کرد در واقع ما صاحب سه روز تعطیلی در هفته شدیم.
تازه کار ادارات در امارات بسیار منظم تر و دقیق تر از ایران است و نظارت مرکزی مدیریتی خیلی دقیق تر و منظم تر دنبال میشود.
اما به طور ضمنی نشان از این دارد که پنج شنبه از دور تصمیمات و جلسات مهم اداری خالی شده یک رکود و نیمه تعطیلی رخوت سازمانی خاص بر ادارات سایه افکنده است بطوری ارباب رجوع به یکشنبه ارجاع می دهند.
بخش خصوصی امارات هم به تبع دولت کارهای شنبه را تعطیل و شرکت های بزرگ هم نیمه تعطیل شدند.
این موضوع در ایران بیشتر از امارات هم نتیجه منفی به جای خواهد گذاشت چون هم اکنون از سه شنبه به بعد که به ادارات بخصوص شهرستانها مراجعه کنید شما را به شنبه ارجاع می دهند .
سمت دیگر تعطیلی شنبه می تواند بازار دادستد را هم به چالش بکشد درست است بازار اسما" پنج شنبه تا دو بعد از ظهر کار می کند اما همین چهار ساعت نقش اساسی در کشور دارد .
چون پنج شنبه روز تسویه حساب بین صنوف هست یعنی رد بدل کالا بین مغازه داران و عمده فروش ها در پنج شنبه تسویه می شود .
همینطور این پنج شنبه نقش اساسی در خرید مایحتاج خانوارها و صنوف و حتی کارمندان دولت دارد .
بگونه ای که پنج شنبه بعد از طرح ترافیک خیابانهای اطراف بازار و خیام شوش گلوبندک و مراکز عمده فروشی از یک ترافیک و تجمیع عجیب برخوردار می شود .
همه این شواهد نشان از نقش عمیق ساختار فعلی در اقتصاد ایران دارد هر تصمیم ناپخته می تواند منجر به نابودی قسمتی بزرگ از بازار کشور و حتی اقتصاد کشور بشود.
من به شدت به این طرح ایراد دارم اجرای آن در هنگامه تحریم می تواند فاجعه بار باشد.
در واقع تمام تحریمها برای آن بود که بازار ایران و گردش مالی اقتصاد ایران نابود شود حالا ما به دست خودمان داریم این بنا را ویران می کنیم.
اصلا این طرح ناپخته و غیر اصولی باید در یک مقیاس کوچک آزمایش شود بعد اجرایی گردد.
حداقل دو سال این طرح باید در یک استان آزمایشی سنجیده بعد در کل کشور آن را جاری کرد.
اما مشکل اساسی اینجاست بر خلاف تمام دلایلی که گفته می شود برای اجرای این طرح وجود دارد نظیر افزایش بهره وری افزایش حضور کارمندان در خانه افزایش تمرکز کاری و غیره؟
در عمق ماجرا حقیقت جاری این است که دولت برای رفع کمبود بودجه و صرفه جویی می خواهد به این قانون تن دهد.
در حالیکه قبلا این کار در آموزش پرورش و تعطیلی مدارس در روز پنج شنبه تجربه کردیم هم مشکلات بودجه ای رفع نشد هم کار بهبود پیدا نکرد.
در واقع تعطیلی پنج شنبه فاجعه ای بود برای دانش آموزان و اینک این فاجعه دارد برای کل کشور تکرار می شود.
استناد به ارتباط بیشتر با خارج هم بهانه ای پیش نیست اگر منظور ارتباط بخش دولتی با خارج است که بخش دولتی با دنیا فقط در چند وزارتخانه خاص وجود دارد آن هم پاره وقت نصفه نیمه نه مستمر و اگر منظور بخش خصوصی است که بخش خصوصی این ارتباط حل کرده حتی شرکتهای کوچک هم اینک در تمام ساعات شبانه روز به صورت در لحظه ( آنلاین ) پاسخگو هستند.
اصلا کدام دولتی 2 بعد از نیمه شب نرخ می گیرد یا سوال می کند. یا هماهنگ می کند؟
استناد به پژوهش های خارجی مبنی بر افزایش کارآیی و افزایش بازدهی برای خودشان شاید درست باشد چون در آنجا نظارت عمیقی وجود دارد بطوریکه یک کارمند از هشت ساعت کاری باید هفت ساعت نیم آنلاین و بازدهی داشته باشد.
اما در ایران از هشت ساعت کاری فقط در بهترین آمار یک ساعت بیست دقیقه کارآیی ثبت شده فاجعه بار خواهد بود.
ادامه تحریم های اقتصاد و مذاکرات توافق کم در مقابل توقف کم می تواند برای اقتصاد ایران فاجعه بار باشد. در واقع قبول شرایط دشمن و فریز مواضع هسته ای را بدنبال خواهد داشت.
آزاد سازی منابع ایران در کره و عراق قادر به گشایش های اقتصادی آنچنانی در وضعیت ایران نخواهند داشت و از سمت دیگر رکود اقتصادی کشور با احتساب دو سال آخر دوره احمدی نژاد اینک وارد چهادهمین سال خود شده است.
لذا شرایط بسیار سخت تر از آنچه که گفته می شود یا تصویر سازی می شود هست.
خرده قوانین مصوب مجلس و دولت قادر به تغییر آنچنانی در وضعیت فعلی کشور نیستند. از یک سمت آمریکا علاقه دارد موضوع ایران در یک حالت فریز غیر فعال نه حرکت انقلابی از طرف ایران و نه حرکت تحریمی بیشتر از طرف غرب قرار دهد تا بتواند سایر مشکلات خود را در چین و اوکراین حل کند
هم انتخابات آتی آمریکا را برنده باشد هم امتیاز آنچنانی هم به دولت ایران نداده باشد.
از سمت دیگر عملکرد بسیار ضعیف دولت رئیسی در راه انداختن مجدد اقتصاد شرایط را در داخل وخیم تر خواهد کرد .
افزایش دامنه تورم مواد غذایی از تمام خط قرمزها عبور کرده و شورشهای آتی را حتی به قبل از شروع فصل برگ ریزان و سرما خواهد کشاند.
سخن درمانی هم فایده ای نخواهد داشت حتی موجب تسریع و تشدید بحران خواهد گشت؟
از سمت دیگر دست گذاشتن مخالفان داخلی روی نقاط ضعف داخلی و همراهی با رسانه های آنطرف آبی آمریکایی عربی و عبری سعی در به شکست کشاندن کامل دولت رئیسی دارند .
این رویه با برجسته کردن فساد نا کارآمدی و دامن زدن به اختلافات داخلی دنبال بازگشت به قدرت و فروریزی چهار چوب دولت هستند.
اما چاره کار چیست ؟
واقعیت اینجاست که دولت مستقر درک کاملی از وضعیت وخیم اقتصادی مردم ندارد فکر می کند با چند رفورم ساده مقداری یارانه مقداری وام می تواند شرایط سخت را طی کند؟
در واقع شدت کوچک شدن اقتصاد شدت تورم شدت گرانی مواد غذایی به وضعیت بسیار خطرناکی رسیده است با چند سفر خارجی چند قرار داد آبکی که نتیجه آن در دو یا سه سال بعد مشخص خواهد شد قابل رفع نیست؟
دولت نیاز دارد اکنون حداقل چهار میلیون شغل ایجاد کند در بازار کار یک تحول اساسی بوجود بیاورد ؟
اما دولت اینک نه سرمایه اینکار دارد نه قادر است از خارج از کشور آنرا تهیه کند.
و نه بانکهای فساد ایران قادر به تامین چنین سرمایه ای هستند .
بگذارید صریح صحبت کنیم در مواقع بحرانی باید باج بدهید تا بحران از سر بگذارنید یا باید به کشورهای خارجی بخصوص آمریکایی غربی کولی امتیاز بدهید یا در داخل کشور امتیازاتی را به بازیگران اقتصادی ایرانی بدهید؟
هر ایرانی سالمی حکم خواهد کرد بهتر است این امتیازات در داخل کشور داده شود.
برای به میدان کشاندن حداقل چند هزار همت از نقدینگی کشور به میدان تولید و سرمایه گذاری باید یک بسته تشویقی بسیار عالی را دولت باید تهیه کند امتیازاتی که در مواقع عادی دادن آن امکان نداشته باشد.
این طرح اگر مدون قانونی حساب شده عرضه شود می تواند اقتصاد کشور نجات دهد.
بر خلاف طرحهای توافق کم در مقابل توافق کم که موجب رکود و تورم مرحله ای بدنبال دارد .
این طرح موجبات ارتقا جمعی تولیدی تجاری خدماتی کشور خواهد شد.
اصولا توافق های خارجی مانند برجام که یک سمت آن طرف خارجی قرار دارد شکننده کوتاه مدت و غیر قابل اطمینان هستند .
اما توافقات داخلی بلند مدت متکی به اجماع داخلی و اصولی تر هستند.
چون در توافق خارجی عملکرد غربیها غیر قابل کنترل بوده و ریسک بالایی دارد چون هر لحظه ممکن است یکی از توافق خارج شود بخصوص طرف دشمن قسم خورده باشد.
اما در توافق داخلی دست ایرانی در کار بوده فقط نیاز به همکاری مجلس دولت بخش خصوصی دارد.
این تشکل امن تر مطمعن تر واقعی تر و شدنی تر است.
اگر دولت موفق شود حداقل نصف نقدینگی کشور به فعالیت بکشاند قادر خواهد بود رشد اقتصادی بالای ده درصد به ثبت برساند.
اما طرحهای قابل مطرح کردن.
1- دولت در مقابل واگذاری زمین امانی به بخش خصوصی برای ساخت مسکن ویلا و واحد اعلام کند دو میلیون واحد مسکونی ساخته شده را خود به صورت تضمینی خرید خواهد کرد با حداقل 30 درصد سود
لازم است این خرید به صورت 50 درصد نقد و 50 درصد اقساط اعلام شود و خانه های ساخته شده ابعاد کوچک و ارزان قیمت باشند.
لذا آیین نامه مفصل دولت می تواند تهیه و اعلام کند بدیهی است بخش خصوصی از ساخت واحدی که مشتری آن از قبل مشخص است استقبال فراوانی خواهد کرد
2-دولت در مقابل واگذاری زمین صنعتی با اجاره 20 و 30 ساله با اجاره کم با شروع واحدهای صنعتی زیادی موافقت کند .
همینطور آیین نامه مشروحی برای فروش این واحدهای صنعتی بعد از ایجاد حداقل 3 سال قابل فروش و معامله باشند
3-دولت در مقابل واگذاری زمین در منطقه سیستان بلوچستان کرمان خراسان جنوبی خراسان شمالی خراسان رضوی به قیمت کم قسطی امتیاز ایجاد صنایع بزرگ خواستار شود بدون آنکه در مقابل تامین آب جاده یا زیر ساختها تعهدی داشته باشد
4-ایجاد یک شرکت بسیار بزرگ سهامی تولیدی صنعتی مردمی برای تولید کامیون اتوبوس و سواری ملی از طریق فروش سهام عام به مردم عادی حقیقی یا حقوقی با آیین نامه قابل انعطاف با دادن امتیازات خاص دولتی از قبیل زمین رایگان
فقط همین چهار فقره می تواند در کشور یک شور و شوق وسیع ساخت ساز و رونق اقتصادی به بیندازد
یکی از مشکلات اساسی کشور مشکلات آب و کمبود آن در فلات ایران است در سالهای اخیر با توجه به رشد تکنولوژی ساختمان سازی و سد سازی با پدیده عجیب آب دزدی کشورهای همسایه از سهم ایران مواجه هستیم؟
کشور افغانستان و ترکیه با توجه به ملاحظات سکوت نسبی ایران در مورد حقه آب رودخانه های مشترک و جاری اقدام به زدن سدهای مکرر و سرقت سهم حق آب ایران هستند.
متاسفانه دولتهای گذشته ایران با سکوت نسبی و عدم اتخاذ عکس العمل مناسب و به موقع موجبات گسترش و تداوم بیشتر این پدیده شده اند.
قواعد حقوق بین الملل در مورد رودخانه های بین المللی، «اصل حاکمیت سرزمینی محدود » بر رودخانه های بین المللی را پذیرفته است و طبق قواعد حقـوق بـین الملـل رودهایی که حوزه آبریزی آنها در کشور دیگری واقع است، کشور بالادسـتی نمـی توانـد مـسیر آن رود را تغییر، منحرف و یا با هر اقدام دیگری موجب زیان به کشورهای پاییندستی گردد.
مشکل حق آبه ایران از سال 1324 شمسی با ساخت سد های متعدد و رودخانه های فرعی بند کمال خان تشدید شد.
تا به امروز هم هیچ گشایشی نداشته است حتی با توجه به شکایت ایران به شورای امنیت و تعیین کارشناس و تصویب 22 متر مکعب در ثانیه توسط کمسیون دلتا در سال 1326 شمسی نگاهی به تاریخچه ذیل خالی از لطف نیست.
برمبنای گزارش پولستر، دولت ایالات متحده آمریکا کمیسیون بیطرفی به نام «کمیسیون دلتا» برای راه حل این معضل پیشنهاد کرد. در مارس ۱۹۵۰ سه کارشناس با نامهای فرانسیسکو دومین گوئز از شیلی، رابرت لوری از آمریکا و کریستوفر نی وب از کانادا برگزیده شدند. برآیند پژوهش این کمیسیون در ۱۹۵۱ (میلادی) گزینش ۶۴۰ میلیون متر مکعب در سال یا ۲۲ متر مکعب در ثانیه برای ایران بود. افغانستان نظر این کمیسیون را پذیرفت [۱۲]
این پیشنهاد کمسیون مبنای قراداد ایران و افغانستان در سال 1351 شد
هیئتی از طرف دولت به سیستان فرستاده شد و در نتیجه کوششهای دولت، آب هیرمند باز شد.[۱۴] سرانجام در ۲۲ اسفند ۱۳۵۱ گزارش کمیسیون دلتا میان امیرعباس هویدا، نخستوزیر آن هنگام ایران و موسی شفیق، نخستوزیر آن هنگام افغانستان در کابل به امضاء رسید و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون باشد [۲][۱۲][۱۶][۱۷] که جمع ۲۲ متر مکعب آب در ثانیه بر پایه گزارش کمیسیون دلتا و چهار متر مکعب آب در ثانیه به عنوان «حسن نیت و علایق برادرانه» بود.[۱۲]
از سالها پیش افغانستان از عمل به قرار داد مزبور خود داری می کند
لذا اینک زمان مذاکرات مجدد و طی مراحل بالا نیست فقط یک اولتیماتم لازم است و در صورت عدم اجرای قرار داد بالا توسط طالبان ایران باید اقدام موشکی تمام تاسیسات سد کمال خان و بندهای وابسته را تخریب کند.
شکی نیست امروز قدرت نظامی یکی از عناصر بنیادین در سیاست بین الملل شناخته شده است.
عامل قدرت ایران باید در اجرایی خواست ملی و منافع ملی کشور به کار گرفته شود؟
نیروهای نظامی در هر کشور بازوان قدرتمند دولتها بوده و در پشتیبانی از سیاست های ملی نقش حیاتی دارند
بسیاری از از تحلیلگران و استرا تژیست ها معتقدند توانایی نظامی معیار نهایی قدرت ملی است .
اگر چه قدرت نظامی عامل اصلی بازدارندگی تلقی می گردد اما در دنیای معاصر قدرت های بزرگ از این عامل به عنوان عنصر توسعه طلبی و تجاوز استفاده می کنند.
حال ایران نمی تواند از این قدرت خودش برای محافظت از منافع کشور استفاده کند؟
تعریف جهانی قدرت نظامی اینست قدرت نظامی به عنوان عناصر تشکیل دهنده قدرت ملی برای مقاصد الف پشتیبانی از سیاست خارجی
ب- پاسداری و دفاع از ارزشها و منافع ملی
در واقع قدرت نظامی مکمل قدرت سیاسی و دیپلماسی است.
بیش از 50 سال است ایران از افغانستان درخواست رعایت حقه آبه هیرمند و رودخانه های مرزی دارد؟
تا ابد که دیپلماسی ادامه نمی دهند خلاصه یک کلام تا آخر خرداد ماه سال جاری باید حق آبه ایران رها سازی شود در غیر اینصورت تمامی سدهای مربوطه تخریب خواهند شد.
اعمال " قدرت " زبان بین المللی است که متجاوزان به حق ملت آن را خوب می شناسند
نگاهی به نوشته مشهور Roshandel 2003 ( 86-104 )
پژوهندگان مسائل بین الملل همواره بر نقش و اهمیت نیروی نظامی در مناسبات بین المللی تاکید داشته اند و پیوسته این نظر رایج بود که در صورت حاد شدن مسائل مربوط به امنیت کشورها قدرت نظامی است که نیروی سرنوشت ساز محسوب می گردد.
پس از پنجاه سال دیپلماسی بی حاصل اینک کشور ترکیه هم تجاوز به حق آبه ایران را روش خود ساخته است
سد سازی گسترده بر روی روخانه های دجله و فرات و ارس مشکلات بسیار حادی برکشور تحمیل خواهد کرد ؟
هر چه سریعتر باید پرونده سد کمال خان افغانستان برای همیشه باید بسته شود؟
حل سریعتر پرونده کمال خان به حل سایر اختلافات آبی و مرزی ایران کمک بزرگی خواهد کرد.
اگر ایران نتواند حقوق خود را از کشورهای ضعیف تر منطقه بگیرد چگونه می خواهد حقوق خود را از کشورهای بزرگتر و حتی آمریکا بستاند؟
ضعف عمومی دولت در مسائل داخلی در مواجه با تحریم در مواجه با بلوکه کردن اموال ایران توسط کره جنوبی و ژاپن موجب تشدید مشکلات کشور در آینده خواهد شد .
این همه قدرت نظامی درست کرده و تدارک دیده ایم که در موقع مناسب از سود آن برخوردار گردیم اگر همچنان تزلزل و مردد بمانیم هرگز در مواجه با مشکلات موفق نخواهیم شد؟
نیروی نظامی کشور باید کسانیکه ملت از حق مالی و ملکیتی خود محروم کرده اند محروم کند از تردد در خلیج فارس باید قدرت نظامی به کمک دیپلماسی کشور عمق استراتژیک ببخشد؟
وگرنه هر دولت نیم کیلومتری هم مانند بحرین هزاران ادعا علیه ایران مطرح خواهد کرد؟
همانطور که می کند؟
باید کشورهای دنیا بفهمند درک کنند ایران در دفاع از مرزهای مالی اقتصادی و سیاسی خود لحظه ای درنگ نخواهد کرد؟
این تصویر با تصویری که اکنون در ذهن دوست و دشمن بوجود آمده زمین تا آسمان فاصله دارد.
سرکوب شدید آبی نظامی طالبان گام اول ایران در دیپلماسی آب حق تردد از گذرگاههای بین المللی و گذر از مشکلات اقتصادی است.
درنگ و ترحم بی فایده کشور به جای نخواهد رساند؟
امید است زبان نظامی ایران در افغانستان به تجدید نظر دیگران علی خصوص ترکیه منجر شود در غیر اینصورت باید تمامی سدهای ترکیه نیز برچیده شود؟