راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 621 ) شهدا چشم انتظار رای من و تو هستند.

دو طرف دعوا صف کشیده اند یک سمت شیاطین دشمنان ایران و اسلام استکبار جهانی و اذناب داخلی و خارجی آن و سمت دیگر تمام خوبان عالم شهدای ایران اسلام شهدای جنگ تحمیلی شهدای جنگ مدافعان حرم در سوریه لبنان در افغانستان پاکستان فلسطین حتی شهدای تاریخ اسلام شهدای بدر حنین شهدای کربلا و شهدای زوار کربلا برای مقابله تاریخ دو گروه حق و باطل بیخود نیست باطل با تمام اذناب کثیفش به مقابله جمهوری اسلامی ایران آمده است.

بعد از حمله "وعده صادق" دشمن خیلی خونی تر و وقیح تر جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرار داده است بیش از 250 رسانه گروهی داخلی و خارجی برای شکست آن تلاش می کنند.

250 رسانه گروهی سعی دارند تمام ساز کار جمهوری اسلامی ایران خوار و مطرود کنند.

تنها اسرائیل و آمریکا نیست متاسفانه عده ای در داخل هم با همان ساز کوک می شوند.

لذا رای گیری  ریاست جمهوری ایران هدف سنگین ترین آتش تهیه و سرزنش گروهی در تمام تاریخ و در تمام جهان قرار گرفته است؟

اصلا شهادت و سقوط مشکوک ریاست جمهوری ایران ( شهید رئیسی ) نشان از یک برنامه وسیع استکبار داشت بیخود نبود جشن وحشیان یهودی را شاهد بودیم.

آنان برنامه داشتند و دارند جمهوری اسلامی ایران را تحقیر و تخریب کنند بیخود نیست مرتب ساز نا دموکراتیک بودن می نوازند.

اگرچه مشکلاتی در داخل هست اما سوال اینجاست رای گیری های شما در آمریکا اروپا اسرائیل همه درست است همه اشخاص لایق ترین ها هستند بدیهی است خیر؟

اگرچه من نفرین می کنم کسانیکه با رای گیری در جمهوری اسلامی ایران بازی کردند سستی کردند در خدمت خیانت کردند

خدا لعنت کند خدا خوار و ذلیلشان کند .

کما اینکه خوار کرده خائن ها را حتی همراهان دولت های کم کار و ناخادم از آنها دارند برائت می جویند.

اما سوال اصلی اینجاست با همه کم کاری ها با همه سستی ها اینک جمهوری اسلامی ایران سد بزرگ جاه طلبی غرب در دنیا است لذا هدف سنگین ترین حملات اقتصادی سیاسی و حتی نظامی قرار گرفته است.

بله حمله نظامی حمله به غزه جهت سرکوب بازوان جمهوری اسلامی ایران است حمله به لبنان حمله به کل اسلام است حمله به حزب الله حمله به تمام نوامیس اسلام و تاریخ اسلام است .

اینان دارند سبک و سنگین می کنند که حمله کنند یا نکنند تنها عامل بازدارندگی ایشان شک در پیروزی است اگر شک نکرده بودند که ممکن است شکست بخورند مطمئن باشید ماهها قبل حمله کرده بودند.

حتی آمریکا و اروپا هم لحظه ای درنگ نمی کردند . 

فقط ترس از شکست است که سد راه اهداف شوم اینان شده است.

تشخیص اینان اینست جمهوری اسلامی ایران پشت تمام این داستان است لذا در صدد هستند هر چه طور شده جمهوری اسلامی ایران تضعیف و تحقیر کنند.

کشته شدن شهید رئیسی برنامه بود منتظرند در داخل به هربهانه ای اختلاف شورش و حتی جنگ خیابانی به راه بیندازند .

تا به اهداف شوم خود برسند .

مطمئن باشید اول ایران باید هرج و مرج یابد بعد بلا شک لبنان و حزب الله مورد هدف قرار خواهد گرفت حماس هم آخرین سنگر هدف خواهد بود .

شک نکنید شهادت رئیس جمهور برنامه بود انتخابات بهانه است هدف شکست ایران است هدف شکستن جبهه مقاومت است اصلا من و تو چه ارزشی داریم که اینقدر دارند تحویل میگرنمان .

هدف جای دیگری است هدف غزه است هدف فلسطین است هدف سوریه لبنان است هدف عراق و حرمهای ائمه هستند.

اصلا آنان می دانند ایران نباشد تمام حرمها می شود بت کده ( حالت بت پیدا می کند مجزا از دنیا و آخرت ) لذا شاهدیم هر گز مکه و مدینه هدف فعلی برایشان نیست هدف جمهوری اسلامی ایران است هدف رهبر انقلاب است هدف جوانان مومن است هدف خورد کردن اسلام ایران است.

لذا اکنون رای دادن به جمهوری اسلامی ایران حکم واجب تر از نماز و زکات پیدا می کند. 

لذا حکم شرعی امام خمینی را به خاطربیاورید حفظ نظام از اوجب واجبات است 

پس رای دادن من و تو رای به مشروعیت نظام در مقابل کفر است به هر کسی می خواهید رای بدهید اما حضور پیدا کنید و رای خود را به صندوق جمهوری اسلامی ایران بریزید . حالا ببینید چرا شهدا منتظر رای شما هستند شهدای ایران از صدر تاریخ حتی شهدای جنگ چالدران شهدای جنگ ایران روسیه شهدای مشروطیت شهدای انقلاب 1357 شهدای جنگ تحمیلی ایران عراق و شهدای امروز غزه و فلسطین لبنان حتی شهدای فرداهای جبهه اسلام ایران. چشم انتظار رای من وتو هستند.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 620 ) آقای جلیلی قهرمان سریال بازنده ها هستید مگر اینکه ؟

انتخابات چهاردهمین ریاست جمهوری ایران به دور دوم کشیده شد.

اگر چه از نظر من بازنده دور اول انتخابات هر دو جناح اصول گرا و اصلاح طلب بودند چون اصول گرایان نتوانستند به وحدت برسند و از گرفتن همان سقف آراء اصول گرایی 15 تا 18میلیون عدد هم عاجز بودند.

اما اصلاح طلبان هم با همه سر وصدای کر کننده خود نتوانستند آرائ بیشتر از ده میلیون کسب کنند نوع برخورد رسانه های اصلاح طلب به گونه ای بود که گویی 24 میلیون رای در آستین دارند ؟

اما با همه سیاه نمایی ها و به میدان آوری های اشخاص آراء واقعی ایشان به ده میلیون هم نمی رسد چون بسیاری از آراء‌ اقای پزشکیان متعلق به افراد عادی است نه اصلاح طلب اگرچه چون یکی از داوطلب ها عادی و غیر جناحی نبود لذا تخمین تعداد آرائ مردم عادی مشخص نیست.

درمجموع کل انتخابات را من یک شکست برای جمهوری اسلامی ایران می دانم چون نتوانست حتی نصف مجموع رای دهندگان را هم جلب کند؟

یکی از عمده ترین دلیل این شکست عدم وجود چند کاندید برای درمان اصل زخم ( اقتصادی ) بود.

این اشتباه استراتژیک شورای نگهبان بود که نتوانست تشخیص دهد اکنون وقت شرکت چند اقتصاد باز اقتصاد خوان و درمانگر اقتصادی است؟

این حرکت درست مانند این است که شما برای تعمیر و اصلاح ساخت یک بنای عظیم بروید به عنوان درمانگر یک نگهبان 3 نفر پزشکیار یک دیپلمات و یک نظامی اسبق به عنوان مدیر بازسازی به صحنه بیاورید.

اقا خیلی عادی شما یک معمار که سابقه بنایی طولانی داشته باشید می خواهید انتخاب غیر مرتبط مردم را به صحنه نیاورد؟

و نخواهد آورد.

اما پس از انتخابات جناح اصلاح طلب متوجه عمق شکست خود شد فهمید که بازی را در زمین اقتصاد باخته است لذا به سرعت دکتر طیب نیا ( وزیر اقتصاد اول روحانی ) را به میدان آورد تا بازی ریکاوری کند.

همینطور حمله آقای سعید لیلاز به جلیلی هم از همین قماش است.

اگر چه کماکان دست گذاشتن اقای پزشکیان روی گسل ها ادامه دارد دست گذاشتن روی قومیت ها روی زنان روی شکافهای مذهبی مانند اهل سنت و فیلترینگ ....

آرایش جدید اصلاح طلبان نشان می دهد که بسیار به برنده شدن امیدوار شده اند.

از سمت دیگر عده ای در یک تقسیم کار حساب شده فشار سیاه نمایی تخریب شخصیت و اتهام افشانی را بالا برده اند.

اما در جناح آقای جلیلی خبری از تغییر در تبلیغات و روش ها به چشم نمی خورد.

هنوز زبان آقای جلیلی زبان غیر عرف و پیچیده است ساده گویی ندارد.

هنوز بسیاری از اهداف در لفافه گفته می شود.

دقیقا اقای جلیلی خوشحال از برنده شدن در رند اول نفهید چه شده داستان در مرحله دوم چه تغییراتی کرده است

اقای جلیلی و همراهان فکر می کنند سه میلیون رای قالیباف در صندوق دارند این یک تفکر اشتباهی است.

بطور قطع دردور دوم انتخابات مشارکت کمتر از دور اول خواهد بود ( مگر اینکه تغییراتی فاحش در به میدان آمدن آراء خاموش بروز یابد )

در مجموع در شرلیط عادی در دور دوم آراء برنده انتخابات کمتر از دور اول خواهد بود فرضا آقای پزشکیان با 8 تا 9 میلیون به پاستور خواهد رفت.

از سمت دیگر زبان کلی جهش اقتصادی دکتر جلیلی  و صحبت های دانشگاهی در کف میدان کمتر خریدار دارد.

آقای جلیلی نیاز دارد تا با نیروی غیر اصول گرا که برنامه کامل اقتصادی داشته باشد ائتلاف کند در غیر اینصورت این ماراتن نفس گیر فقط یک برنده اصلاح طلب بیشتر نخواهد داشت .

چرا نیروی غیر اصول گرا چون نیرو های اصول گرا وزن خود را در اقتصاد از دست داده اند. ( خریدار ندارند بی پشتوانه مردمی هستند )

اصولا تبحر نیروی انسانی بخصوص نیروی اقتصادی وزنه بسیار سنگینی در این نبرد رای گیری است. ( حتی بالاتر از خود رئیس جمهور می تواند مثمر ثمر واقع شود درکی که وجود ندارد ) 

بدون آوردن یک نیرو اثر گذار بدون گفتمان ساده و سازنده اقتصادی این بازی جزء باخت ابدی برای دکتر جلیلی آورده دیگری ندارد.( چرا ابدی چون شکست در این بازی او را برای همیشه از صحنه سیاسی ایران منزوی خواهد کرد در آینده فقط می تواند نقش حاشیه ای داشته باشد )

آقای جلیلی خوشحال از استقبال مردمی فرصت فکر کردن ندارد اما لحظه ای درنگ او را متوجه نقص فاحش جناح خودش خواهد کرد در غیر اینصورت با همه تلاش ها او بلا شک بازنده این انتخابات خواهد بود.

او دارد نقش بازنده ها را در این سریال جهانی بازی می کند.

بدون اینکه خود متوجه باشد این انتخابات نقش جهانی بسیار پر رنگی را در شطرنج چینش نیروها ایفاء خواهد کرد.

و بسیاری از طرفهای خارجی ( تمام نیروی های خارجی به غیر از روسیه ) نمی خواهند اقای جلیلی برنده این بازی باشد و متاسفانه دقیقا" دارند در این سریال نقش مانع و هدایتی رسانه ای پر رنگی را ایفاء می کنند.

تمام رسانه های اروپایی آمریکایی عربی انگلیسی ایرانیان مقیم خارج در همین سریال فعال هستند. بر علیه دکتر جلیلی ؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 619 ) تلاش برای تغییرات در ریل ریاست جمهوری ایران.

پس از سقوط بالگرد اقای دکتر رئیسی و شهادت ایشان خیلی تلاش کردم تا رهبران و تصمیم گیران جمهوری اسلامی ایران از قبیل شورای نگهبان و سران کشور متقاعد به تغییر ریل سیاستگذاریها کنم ( البته در حد توان و نوشتار خودم ) 

تغییر ریل و سیاست گذاری برای انتخاب اشخاص جهت انتخابات ( کاندیدا گزینی عاقلانه ) تلاش برای ورود نیروهای جدید تازه نفس دارای برنامه به میدان رقابت ها ( البته همه تلاشها به بن بست خورد و تمام نامه های نوشته شده به شورای نگهبان و دفتر رهبری بدون پاسخ باقی ماند.)

من سعی کردم تا بتوانیم افرادی با تخصص و سابقه سیاسی اقتصادی را به صحنه انتخابات با گزینش عاقلانه بکشانم .

اما از یک سمت با رهبران بسیار مسن در شورای نگهبان روبرو شدم که مرغشان فقط یک پا داشت و اطرافیانی که بسیار محافظه کار بودند از سمت دیگر زور ذینفعان وضع موجود چنان کشور در چنبره مصلحت اندیشی های نا بخردانه و ترس های واهی فرو برده بود که امکان هر گونه تغییر را تابو تلقی می کرد و می کند.

متاسفانه در حالی کشور به 6 نامزد ریاست جمهوری نامربوط اکتفا کرد که از مشکلات بسیار حاد اقتصادی تا حد مرگ داشت رنج می برد دقیقا مانند بیمار در حال مرگی که نیاز به یک متخصص قلب داشته باشد و ما پنج تا شش نامتخصص و پزشک عمومی و حتی تجربی سنتی گیاهی به بالین بیمار ببریم تا اورا درمان کنند .

بدیهی است هر شش نفر فقط می توانند تجویز های نامربوط و حتی اشتباه را جلوی پای ما بگذارند روبرو خواهیم شد.

و این اوج فاجعه است اصلا سه پزشک کاندید چه بدرد اقتصاد می خورند یک دیپلمات سابق یک شهردار دست ناپاک یک روحانی امنیتی چه کاری می توانند بکنند جزء مرگ زود رس بعد هم کلی بهانه و پر خاشگری خواهند کرد .

چاره ای هم ندارند ؟

هیچکدام هم آنقدر خود ساخته و خاضع نیستند که در مقابل یک کارشناس ( یا جمع کارشناسی ) زانوی تمکین کرده خضوع کنند درست عمل کنند.

اصلا کار از ابتدا انتخاب اشتباهی بوده است.

بهترین زمان و طلایی ترین فرصت تغییر در ریل گذاری ریاست جمهوری که از بین رفت .

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران اکنون دارد یکی از بحرانی ترین زمانهای عمر خود را از زمان تاسیس پشت سر می گذارد .

بحران شدید اقتصادی بحران شدید نا کار آمدی بحران شدید از دست رفتن اعتماد اجتماعی و سیاسی بحران عدم وحدت بحران چند پارگی هم در جبهه اصول گرایی ( عدم کنار کشیدن نامزدها به نفع یک دیگر ) هم در جبهه اصلاح طلبی .

واقعیت اینجا است که حتی راه یافتن هر یک از دو نفر آقایان پزشکیان و جلیلی مشکلات را حل نخواهد کرد .

مشکلات اساسی کشور ادامه خواهد یافت چه اقای جلیلی هم برنامه اقتصادی مدون و اصولی را مطرح نکرده ( ندارد که مطرح کند ) فقط کلی گویی بوده .

چه آقای پزشکیان که هم مسئله را بغرنج تر و طولانی تر خواهد کرد چرا که ایشان وابسته به گروهی است که حل مشکلات را منوط به خارج از کشور خواهد کرد .

خارجی که هرگز رضایت به حل مشکلات کشور نخواهد کرد فقط در صدد شرطی کردن و معطل کردن اقتصاد عمل خواهد کرد.

شاید بتوان از این فرصت سوزی عطیم بعنوان خیانت نا خواسته نام برد.

در حالیکه که کشور در معرض شدیدترین ناترازی های کل تاریخ موجودیت خود هست.

و عدم حل آنها و یا حتی تخفیف آنها منجر به شدیدترین واکنش های داخلی و حتی خارجی خواهد شد.

این گزاره حتمی است عدم حل مشکل ناترازی بودجه سوخت ( بنزین و گازوئیل ) بانکها صندوق های بازنشستگی ناترازی آب

گاز به تورم های سه رقمی ختم خواهد شد که منجر به شورش و خروج سرمایه های انسانی و مالی گسترده از کوچکترین آثار پیش رو خواهد بود.

سیاست گذار نفهمیده چه شده است ( دقیقا نمی داند که وسعت و عمق مشکلات چقدر و چگونه است)

از عمق هزار متری و وسعت اقیانوسی آن درک درستی ندارد.

در حالیکه وسعت و عمق فجایع یک سابقه 150 ساله دارد درست مانند یک غده سرطانی چند ده کیلویی که تمام شکم قلب شش ها و اعضاء داخلی فرا گرفته باشد می ماند.

این سرطان نیاز به یک جراحی بزرگ و طولانی با یک جراح حاذق دارد تا ساعتها ( سالها ) تلاش کند.

شما چه کسی را برای این جراحی روی میز گذاشته اید ؟

نسبت به مشکلات بسیار نامتناسب انتخاب کرده اید مثل انتخاب کفاش برای جراحی اقتصادی نه علمش را دارد نه عملش را نه حتی تصورش را.

خلاصه کلام این دو کاندیدا هر کدام انتخاب شوند تا خانه آخر خرابی پیش خواهند رفت چاره ای هم ندارند .

تازه مشکلات درست فردای انتخابات بروز خواهد کرد همچنان احمدی نژاد چنان منم منم خواهد کرد که گوش فلک را کر کند.

این شخص تازه انتخاب شده احتمال فعال کردن گسل های داخلی و خارجی را هم دارد.

بهر حال نمی دانم این مشکلات اساسی کشور چه کسی می خواهد حل کند شاید ترامپ یا بایدن شاید هم اسرائیل ؟

آنچه محرز است در داخل کشور نه ریاست جمهوری نه مجلس نه شورای مصلحت نظام و نگهبان هیچ یک حل نخواهند کرد با این تفکرات فعلی؟

رهبری هم مشکلات خاص خودش را دارد از یک سمت موجهای تلاطمی اقتصادی داخلی و خارجی از سمت دیگر مشکلات جبهه مقاومت و حمله روسیه با اوکراین و انعکاس مشکلات داخلی به خارج و سیاست خارجی از سمت دیگر اختلافات داخلی که سرریز جناحی گروهی دارند 

ظاهرا بقیه مسئولان کشور هم قرار نیست به ایشان یاری برسانند غیر از ضرر ؟

بی اطلاعی بی تحرکی بی برنامگی مشغولایات رفاهی بهره مندی از مزایا ایشان را ژنرالهای بی هویت ساخته همچنان مترسک با اولین نشستن مشکلات ( کلاغ ) به یک سمت سقوط را تجربه خواهند کرد.

کجا واحد ریاست جمهوری دانش تجربه و عملکرد حل مشکلات کلان اقتصادی را داشته یا دارد یا به صحنه عمل خواهد گذاشت با این اشخاص مصوب شورای نگهبان کار بسیار سخت حتی ناممکن بنظر می آید.

دولت خود زمینگیر اول است کجا می تواند حمله و پیشروی کند .

مجلس هم همینطور آقایان نمایندگان بیشتر مشغول چانه زنی کسب امتیازات صنفی گروهی محلی هستند تا طرح های نجات دهنده ( خود باری هستند بر پشت نظام تا کمک هول دادن و راه نشان دادن )

شورای مصلحت نظام هم که در دهه گذشته استاپ کرده است هنوز دارد لوایح و قوانین قدیمی را سبک و سنگین می کند؟

اما شورای نگهبان در همان دهه 60 و 70 ذهنی محصور مشغول است هنوز دارد به زمانی فکر می کند که کسی جرات دخالت کردن در اوضاع را ندارد ( یعنی ما خود همه کاره همه چیز دان همه تصمیم گیر ) 

هنوز فکر می کند که مرغ یک پا دارد آن پا هم منوط به تائید شورای نگهبان است که به زمین بگذار  یا نگذارد ؟

پس چه کسی قرار است مشکلات اساسی مطرح کند حل کند حتی شجاعت پذیرش مشکلات را داشته باشد؟

این در حالی است که فکر و نگرش مردم بسیار از این آمال و آرزو ها فرا تر رفته است .

جامعه بسیار هولناک تغییر کرده نه در راستای تفکرات انقلاب که در مواجه آن دارد پیش می رود؟

دیگر مردم ایران آن مردم سالهای پیش نیستند مردم سال 1403 یک مردم دیگری هستند .

شاید همین یک نمایش و گویش کافی است که بگوئیم از 50 در صد زنان و دختران کشور بیش از چند در صد ناچیز حتی به اندازه انگشتان یک دست طرفدار حکومت نیستند .

کافی باشد حالا خود حدیث مفصل بخوان از این فاجعه ؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 618 ) ملت بازنده انتخابات ریاست جمهوری 1403 ایران.

انتخابات 1403 ریاست جمهوری ایران یکی از بزرگترین رخدادهای سیاسی تاریخی اقتصادی در طول حیات 7000 ساله فلات ایران و  1445 ساله جهان اسلام و حتی کل جهان معاصر  به شمار می آید.

چرا این انتخابات اینقدر نقش اساسی پیدا کرده است به چند علت سیاسی اقتصادی نظامی تمدنی ذیل:

1-اینک جهان در آستانه تغییرات تاریخی در نقشه سیاسی نظامی اقتصادی (‌ پیچ تاریخی ) خاصی دارد قراردارد  قدرت اقتصادی از غرب به آسیا منتقل شده و به تبع آن قدرت سیاسی و نظامی هم شاید منتقل  شود.

 جهان از یک جهان تک قطبی به سمت جهان چند جانبه گرایی رفته و احتمالا ایران یکی از اقطاب جهان معاصر خواهد بود ( به شرطی که مسئولان کشور عاقلانه عمل کنند؟‌)

2-کشور ایران دچار یک مشکلات بسیار پیچده حکمرانی اقتصادی و سیاسی داخلی شده و تحریم های خارجی نیز در تشدید این ناترازی ها نقش کاتالیزری ( تسریع کننده ) داشته اند.نقش اقتصاد بسیار افزایش پیدا کرده تا جای که مسئله مرگ و زندگی شده است.

3-جهان اسلام ( دومین تمدن جهانی تاریخی سرکوب شده دنیا )‌ از حالت سر خوردگی حاکمان تسلیم غرب شده خود دارد تبری می جوید این قدرتت عظیم با انقلاب اسلامی بیدار شده با زلزله طوفان الاقصی و کشتار تاریخی غزه دارد هویت خود را بازبینی می کند.

4-جهان غرب از یک ورشکستگی نظامی و سیاسی در غزه به آپارتاید در عقاید رسیده و تمام آبروی حقوق بشری و لیبرال دموکراسی غربی را در کشتار غزه نابود کرده است با حمایت بدون قید شرط از اسرائیل.

جهان غرب ایران را یک دشمن بالقوه خطرناک می داند و اعتقاد دارد  که هرگز نباید قدرتمند و بلند شود.

5-تمدن های مطرح چینی روسی و حتی هندی در یک مرحله گذار و مترصد هستند تا با فرصت بدست آمده و با چراغ خاموش میوه جنگ در غزه و احتمالا جهان اسلام ( بسیار مایلند جنگ غرب با اسلام را برای محفوظ بودن یا رهایی خودشان از در گیری)  با غرب را درو کنند ( تمدن چینی مدتها است چراغ خاموش می راند حتی با داشتن قدرت نظاره گر تاریخ معاصر است ) قدرتی که از آینده ایران هرا سناک است برایش قدرت گرفتن ایران مقرون به صرفه نخواهد بود. ( شریک نمی خواهد مقهور مغلوب می خواهد )

6- اعراب (حکام عرب ایران دشمن حاکمیت خود می دانند ) تسلیم غرب شده سعی دارند با تمسک به غرب یا شرق روسیه و چین مانع بلند شدن قدرت ایران شوند و در این راه حاضرند همانطور که در 40 سال گذشته دو تریلیون دلار هزینه کردند در آینده هم چند تریلیون دلار دیگر هم هزینه کنند.

7-جهان سومی که چشم به بلند شدن ایران دارند منتظرند ایران به قدرت جهانی و مسلط تبدیل شود تا بتوانند در سایه ایران رشدی کنند به نام و نانی برسند

حالا در این مجادلات بین المللی ایران خود در درون از مشکلات عدیده ای رنج می برد.

که اصلی ترین آنها تسلط رانت بران و سودجویان داخلی بر مقدرات اجرایی کشور است.

باید اذعان کرد که مجلس و دولتهای گذشته بخشی از حکمرانی پشت پرده را در لفافه قانون و بازی های زیر میزی رانت های کلانی را به مافیاهای مختلف واگذار کرده است مافیاهای متعدد و مقتدر مانند مافیای بانکی وارداتی خودرویی صنعتی معدنی کالاهای اساسی مواد غذایی دارویی شیمایی و................

حالا در این بین قرار است یک رئیس جمهوری انتخاب شود تا بتواند ایران از پس تمام مشکلات بالا خارجی و داخلی نجات دهد یا با تاسی به قانون اساسی و رهبری نظام بتواند شرایط خوب و عادلانه ای برای تمام آحاد مردم فراهم کند.

رئیس جمهوری که باید بعد از سیاست با اقتصاد بسیار عجین باشد با اسلام قرار داد اخوت و دلدادگی بسته باشد

اینک نقش یک مدیر اقتصادی از همه خصوصیات رئیس جهور باید برجسته تر باشد .

امکان انتخاب چنین نیروی بس قدرت عظیم برای ایران فراهم خواهد کرد.

چنین نیروی قادر خواهد بود به تمامی اهداف بالا برسد.

اما این وسط یک مشکلی پیدا شده است این رئیس جمهور باید از سد شورای نگهبان عبور کند .

شورای نگهبان جمهوری اسلامی ایران خود شده است این وسط سد جمهوریت و اسلامیت؟

چرا چون تسلط کامل و یک نفره اقای جنتی این شوراء را فلج کرده ناقص کرده از کار کرد واقعی خود جدا کرده است؟

اشتباه نکنید خرده گیری من از شورای نگهبان از جناح چپ ( اصلاح طلبان ) نیست من صلاحیت شورای نگهبان به خاطر حمایت از اصول گرایان و ضد ملی بودن محکوم نمی کنم اتفاقا خرده گیری من از شورای نگهبان از جناح راست هم راست تر است.

شورای نگهبان با ریاست سید احمد جنتی 97 ساله از حیز انتفاع خارج شده کار کرد خود را از دست داده فسیل شده مغزش کار نمی کند افراط گرایی و تند رویی زیاده روانه آن باعث مشکلات بسیار عدیده ای برای جمهوری اسلامی ایران شده است 

من ثابت می کنم که چنین است این آقای جنتی در شورای نگهبان یک رای از دوازده رای را ندارد بلکه رای او رای 9 تا ده نفر است چون امکان کار بقیه در شورا بدون موافقت او وجود ندارد هر کس با او مخالفت کند درجا مشکل پیدا  خواهد کرد.

قانونا چنین نیست اما عملا همین است شش عضو منتخب رهبری اگر مخالفت کنند ایشان می توانند با رایزنی با رهبری و دفتر رهبری نامبرده را برکنار کنند.

همین طور شش متخب مجلس قابل تعویض هستند.

از لحاظ تاریخی هم ثابت شده با رای ایشان مخالفت نمی شود.

بیاد بیاورید چه کسی مدافع احمدی نژاد بود در شورای نگهبان و حتی امامت جمعه تهران در سخنرانی 1386 به نقل از خواب یکی از دوستان مادر فوت کرده اش علنا گفت که به احمدی نژاد رای بدهید. اصلا خواب حجیت ندارد آن هم خواب یک راننده تاکسی مگر خواب آیت الله نجفی مرعش بوده ( آن هم برای بیست میلیون نفر بیان کردن این خود نشان سادگی دارد از لحاظ شرعی هم اشکال دارد شما در انتخاب احمدی نژاد نقش اساسی داشتید در تمام گناههای ایشان هم شریک هستید در آن دنیا باید جواب بدهید )

رئیس جمهور باید مدیر مدبر و امانت دار باشد آقای احمدی نژاد یک سخنرانی خودش نمی تواند مدیریت کند چشم می بندد هرچه به دهانش آمد مطرح می کند؟

امانت دار بود 700 میلیارد دلار کاشت در مزرعه علف هرز و پول پاشی نابخردانه؟

اقای جنتی از نامه احمدی نژاد به جورج بوش بارها حمایت کرد. جه کسی است که نداند انتخاب روحانی هم به عنوان کاندیدای اصلح کار آقای جنتی بود این دومین زیان و خسران به مردم ایران جنایت احمدی نژاد به ایران کم نبود حمایت از روحانی هم دومین گناه بزرگ آقای جنتی برای مردم ایران بود؟ ( اصلا دور اول ریاست جمهوری ایشان نمی شناختید ؟ دور دوم که نفاق ایشان محرز بود چرا صلاحیت ایشان دوباره تائید کردید)

یک روحانی دو آتشه و تند رو که معمولا انتخابهای نچندان اصلح روی میز شورای نگهبان می گذارد .

حتی رهبری را هم در معذوریت قرار می دهد دیگر وقت بازنشستگی ایشان فرا رسیده است ترا به خدا حداقل شر انتخابهای نابخردانه ایشان از سر مردم ایران کم کنید.

این مغز دیگر قادر به تجزیه و تحلیل سود و زیان اسلام و حتی ایران نیست؟

توی این لیست کاندیداهای مورد تائید شورای نگهبان برای ریاست جمهوری ایران خدا وکیلی چند نفر آدم مطمئن مطلع برای 7 مورد بالا وجود دارد .

اگر بگویم هیچ یا حتی فقط یک نفر اشتباه نکرده ام.

شورای نگهبان غفلت عظیمی کرد اینک یک مدیر و مدبر اقتصادی می خواهیم بدون این نقش ممکن است همه چیز نابود شود 

کدام یک از این شش نفر مدیر اقتصادی یا اقتصاد خوانده هستند؟

هیچکدام چهار نفر آنها مرخص ابدی هستند برای ریاست جمهوری آقایان زاکانی قاضی هاشمی زاده مصطفی پور مختار و پزشکیان همگی فاقد خصوصیات اقتصادی هستند پس انتخابی اشتباهی هستند؟

اقایان قالیباف و جلیلی هم فاقد مشخصات اقتصادی هستند اصلا رای ندارند چگونه اینان روی میز گذاشتید برای چه ؟

آگر آن دنیا از شما سوال شود چرا به ملت خدمت نکردید چه پاسخی دارید ؟ برای مسائل گروهی سیاسی یا لجاجت با شخص و گروهی دیگر ؟

بدون شک با این انتخاب اشتباه شما با شیطنت رسانه های زنجیره ای و رسانه های غربی پزشکیان به پاستور خواهد رفت 

موضوع ایشان نیست او اثبات شده نیست اما نخواستن 5 نفر دیگر ثابت شده است.( برای اصلاح طلبان و غرب )

پزشکیان یک علامت سوال برای غرب است اما برای فرصت طلبان داخلی یک تنفس برای تسخیر کلیدی ترین مناصب.

و طرد دائم صالحان داخلی.

از صحنه بازی سیاسی اجتماعی و حتی قانون گذاری .

ملت ایران چه گناهی کرده که اینک آقای جنتی با اشتباه مکرر شخص آقای پزشکیان توی صندوق رای گذاشته اند؟

اصلا انتخاب پزشکیان برای رد گم کردن بوده وگرنه شخص آقای جنتی فکر می کند مردم ایشان انتخاب نخواهند کرد ( همین دلیل برای محجور بودن فکر ایشان کافی است )

می دانید انتخاب آقای پزشکیان یعنی چه یعنی اقتصاد لیبرال دموکراسی یعنی بی حجابی قانونی خانمها یعنی نابود شدن ارزش های اسلامی یعنی متفرق کردن جبهه مقاومت یعنی اخراج ایران از شرق و حتی غرب یعنی پشت درب اتحادیه اروپا نشستن یعنی منتظر اجازه آمریکا بودن یعنی قرار داد 2030 در آموزش پرورش یعنی زدودن ارزش های اسلامی از  سیاست از ادارات از مناصب بالا یعنی سپردن مدیریت ها به غربی ها خدا وکیلی چقدر از آینده این انتخاب خود اطلاع دارید؟

با این شرایط من درآوری شما برای تشخیص اصلح که در قانون اساسی نبوده شما در پاچه ملت گذاشته اید می شود بهترین رئیس جمهور انتخاب کرد؟

بدیهی است هرگز ؟

اصلا مردم ایران بزرگترین بازنده انتخابات رئیس جمهوری ایران هستند که دستشان از انتخاب بهترین دانشمندان جهان ایران اسلام یا بهترین اساتید  اقتصاد سیاست و مدیریت کوتاه شده است.

من بیست نفر واجد شرایط نام می برم که می توانستند بزرگترین انتخابات آزاد دنیا و اسلام را رقم بزنند و یکی از بهترین انتخابهای ایران و جهان روی میز بگذارند. 

اصلا شما که نمی توانید دو روز دیگر راببینید و تجزیه تحلیل کنید چگونه صلاح مردم ایران را تشخیص می دهید؟

شما صلاح شخصی را نمی شناسید چه رسد به صلاح ملت ایران ( اگر صلاح خویش را می دانستید ده سال قبل کنار می کشیدید یا استعفا می کردید)

اصلا چه کسی گفته 6 نفر باید تائید صلاحیت بشوند چرا بیست نفر تائید صلاحیت نشوند کجای قانون اساسی نوشته شش نفر چه عیبی دارد 20 نفر را پیشنهاد ملت کنیم و در آخر با رای گیری در دانشگاه یا مجلس یا حتی دور اول 4 نفر به عنوان کاندیدای نهایی روبروی ملت قرار دهیم اصلا قانون اساسی هم وحی منزل نیست قابل تصیحح است.

آقای جنتی بار دیگر خواستارم تا دیر نشده توبه کنید و یک تغییرات اساسی در عمل انجام دهید.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 617 ) لزوم تجدید نظر در سیاستهای ارزی و مالی

طی چند سال گذشته یک سیاست ارزی و مالی واحد در بانک مرکزی وزارت اقتصاد ایران دنبال شده که نتیجه این سیاست سرکوب صادرات  رکود کمرشکن و همینطور افزایش درخواست برای ارز و واردات بوده است چرخه ای که هنوز هم ادامه دارد .

سیاست سرکوب صادرات خود باعث سرکوب اقتصاد و بازار می شود که در کنار  قیمت گذاری غیر واقعی تشدید رکود و تقاضا برای خروج ارز را تشدید مضاعف می کند از یک سمت به تولید کننده گفته می شود کالا را باید کمتر از نرخ مناسب باید بفروشی از سمت دیگر صادر کننده مجبور است ارز بازگشتی خود را کمتر از نرخ بازار بفروشد و از سمت دیگر وارد کننده ارز ترجیحی برای واردات می گیرد هر سه عامل باعث ارزان تمام شدن کالای خارجی و گران شدن ارز می شود.

از سمت دیگر ارز تخصیصی برای کالاهای وارداتی از یک فاصله عظیم با ارز آزاد برخوردار بوده و سبب شده که واردات انواع کالا مقرون به صرفه باشد و حتی با سود مضاعف همراه باشد .

و عکس آن فروش الزامی ارز ناشی از صادرات به نرخی پائینتر از از بازار موجبات زیان صادر کننده را سبب شده همین عمل انگیزه تجار صادر کننده را به شدت کاهش داده و موجبات پائین امدن شدید حجم و ارز صادراتی گشته است.

آمار نشان می دهد در سال 1402 کشور با کسری تجاری 17 میلیارد دلاری ناشی تجارت خارجی روبرو شده است.

این برای کشوری که درگیر تحریم فلج کننده است یک زهر مضاعف و فشار بیشتر به منابع ارزی خواهد بود و در دراز مدت می تواند فاجعه شکست اقتصادی را رقم بزند که زده است.

جای تاسف است در حالیکه ما نیاز داریم صاردات غیر نفتی به شدت افزایش دهیم داریم سیاست سرکوب صادرات را پیگیری می کنیم.

این همان سیاست کوری است که بدون توجه به جلو فرمان پیشروی می دهد در حالیکه در ابتدای دولت رئیسی سال 1400 صادرات غیر نفتی داشت از رقم 53 میلیارد دلار فراتر می رفت .

اکنون شاهد تنزل شدید آن هستیم تنزلی که تولید داخل را اعم از کشاورزی و صنعتی تحت تاثیر قرار داده است و تمایل به تولید به شدت کاهش داده است.

اصلا تقاضای پرداخت جایزه صادراتی یا تخفیف های تعرفه ای نیست اگر چه باید سیستم گمرگ تسهیل صادرات را فراهم کند .

اما سیاست فروش ارز ناشی از صادرات اصلی ترین مانع صادر کنندگان است در حالیکه ارز آزاد به مبلغ 60 هزار تومان نزدیک شده صادر کننده باید ارز خود را به قیمت ارز ترجیحی بفروشد که گاه فاصله آن با نرخ ارز بازار آزاد به 27  هزار تومان می رسد.

این الزام غیر اقتصادی غیر منطقی می تواند کشور به بن بست صادراتی بکشاند که آثار آن از هم اکنون قابل مشاهده است.

چرا که هر روز نرخ ارز آزاد بیشتر می شود و فاصله آن با ارز ترجیحی مبلغ کلان تری بخود میگیرد.

از آن سمت خروج بیشتری از تجار صادر کننده از فعالیت مبلغ ارز صادراتی را بیشتر تنزل می دهد.

این مشکل به اضافه سیاست انقباضی مالی بانکی دولت موجب شده که این دو سیاست به مثابه یک قیچی دو اهرمی در حال قلع و قم اقتصاد ایران باشند همراه با افزایش شدید مالیاتی این فشارها به توان دو رسیده است.

هر سه با هم یک تخریب سه گانه را دنبال می کنند.

چه کسی بر پشت فرمان اقتصاد نشسته است نکند آمریکا اسرائیل یا جاسوسان مستقیم دارند فرمان می رانند.

در حالیکه دولت باید علاوه بر تسهیل مقرارت و تسهیل بازگشت ارز به صادر کننده امکان دهد که ارز خود را به بالاترین قیمت بفروشد.تا این سیاست موجبات گسترش صادرات و افزایش صادر کنندگان شود.

این سیاست می تواند دوباره سریعا مبلغ کل ارز بازگشتی صاردات را افزایش دهد.

افزایش صادرات باعث افزایش بیشتر  ارز خواهد شد باعث فراوانی ارز و کالا خواهد شد.

نقش اساسی صادرات در افزایش ذخیره ارزی و بالانس کسری تجاری ارزی یک اهرم اصلی است.

این در حالی است که وارد کنندگان اغلب کالای وارداتی را به نرخ ارز آزاد می فروشند نه نرخ ارز ترجیهی .

متاسفانه دید کوتاه بینانه سیاست گذاران ارزی و مالی سبب شده که کشور شدیدا در معرض آسیب و فرو ریزی اقتصادی قرار گیرد.

در حالیکه کشور چین با وجود صادرات 3 تریلیون دلاری خود هنوز دارد وام بدون بهره به صادر کننده چینی یا فعالان چینی خارج از کشور که کالای چینی از مبدا چین تهیه کند پرداخت می کند.

وام یکصد هزار دلاری 3 ساله که در صورت امتداد فعالیت به 5 سال هم تمدید خواهد شد پرداخت می کند.

این وام باعث شده فعالان چینی خارج از چین به هفتاد برابر ظرف بیست سال اخیر افزایش پیدا کنند.

لذا شاهد افزایش شدید شرکت های چینی در سرتاسر دنیا هستیم.

افرادی که به شکل سیستمی از طرف حکومت مرکزی چین حمایت مالی سیاسی می شوند.

حال وام پیش کش حداقل دولت یک سیاست ملایم اقتصادی حمایتی باید در سرلوحه کار خود قرار دهد.

سیاستی که منجر به توانایی هر چه بیشتر فعالان اقتصادی داخلی منجر گردد.

در حالیکه ما داریم دقیقا عکس این حالت دنبال می کنیم.

یعنی فشار روز افزون مالیات تامین اجتماعی نرخ گذاری عمدی که همگی نقشی تخریبی دارند دنبال می کنند.

ممکن است این فشار ها یک کمک در کوتاه مدت به نفع دولت داشته باشد اما ظرف دو سال تا سه سال انهدام تجاری تولیددی اقتصادی را رقم خواهند زد .

سیاستی که از هم اکنون دارد مستقیما واحدهای اقتصادی تولیدی را زمینگیر تر و خاک نشین تر می کند.

اکنون با اقتصادی روبرو هستیم که نه گردش مالی دارد نه توانایی تامین مالی و وام دارد نه رونق دارد.

اسم این وضعیت چیست غیر از بن بست اقتصادی ؟

ابعاد فاجعه وقتی روشن خواهد شد که مشخص شود سال جاری 1403 کسری تجاری به 25 میلیارد دلار افزایش خواهد یافت.

و اسب مالیات گیری در باتلاق رکود زمین گیر خواهد شد تا علاوه بر بخش خصوصی که رکود و ورشکستگی را تجربه می کند دولت هم به زمین بخورد.

از آن سمت دولت دارد با چراغ خاموش نرخ ارزهای وارداتی را از 28500 به 37000 تومان برای کالاهای اساسی افزایش می دهد و نرخ ارز واردات غیر کالای اساسی را به  ارز آزاد هدایت می کند.

این چرخه که بدون شک یک شوک اقتصادی دیگر را به اقتصاد وارد خواهد کرد.

این مشکلات بیشتر ناشی از عدم تجربه اقتصادی وزیران اقتصادی و مسئولان بانک مرکزی است سیستمی را دارند هدایت می کنند که خود کور هستند تجربه دیگران را هم قبول ندارند بدتر از همه در مواضع خود لجبازی می کنند.

آین آزمون خطا می تواند کشور بدون تحریم هم نابود کند؟

پس کجا است سیستم نظارت پیگیری و تصحیح مشکلات مفهوم این گزاره این است که سیاست گذار اقتصادی فاقد سیستم عیب یابی و تغییر مسیر است .

خلاصه کلام با ماشینی روبرو هستیم که بدون دیدن جلو و آمپرهای خطا نگاری مانند درجه حرارت آّب و روغن و سوخت  دارد به تاخت به سوی نابودی می رود .

یا موتور خواهد سوزاند یا سوخت تمام خواهد کرد یا به دیوار دره خواهد زد.

فقدان هوشیاری کامل این سیستم بیانگر فقدان تجربه و فقدان آینده نگری است.

تمام افتخار دولت در این سیستم پیگیری شده این است که تورم از سرعت 46 درصد به 36 درصد رسیده است ( یعنی تورم متوقف نشده بلکه سرعت آن کم شده است)

در حالیکه این گزاره در کوتاه مدت صدق می کند در دراز مدت تورم با هر شوک ارزی یا سیاسی به مقدار گذشته و حتی بیشتر افزایش خواهد یافت چرا؟

چون منشاء تورم کسری دانش و تجربه ناترازی های مکرر می باشد فرمولی که تغییر نکرده بلکه تشدید هم شده است .

اما اگر کم شدن سرعت تورم با افزایش تولید و صادرات و کم شدن نقش دولت باشد یک کم شدن سرعت اساسی  تورم است

رکود همیشه همراه ورشکستگی و خروج عده زیادی از بازیگران اقتصادی باعث تورم های موجی در آینده نزدیک خواهد شد.