راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 631 ) اشتباهات راهبردی ما در جنگ جهانی شیاطین

اگر جنگ غزه را جنگ جهانی شیاطین بر علیه بشریت بنامیم بیراهه نرفته ایم تمام جبهه استکبار بسیج شده اند تا هر گونه نفس کشیدن در جغرافیای غزه و لبنان سرکوب کشتار و منهدم کنند تا بتوانند 70 سال دیگر در آرامش بسر برند غارت کنند تطمیع کنند ترور کنند و هر صدای مخالفی را حداقل در خاورمیانه اسلامی برای سالهای متمادی خاموش سازند.

در این مسیر از هیچ سبوعیت و درنده خویی پرهیز نخواهند کرد هیچ طفل نوپایی را هم زنده نخواهند گذاشت و به هیچ مادر پا به ماه هم رحم نخواهند کرد چرا ؟ که دنیای شیرین و خوابهای طلایی شان را پاره شده و بر باد رفته می بینند.

برایشان کشتار در لبنان غزه و حتی ایران فرقی ندارد . آنان به پدافند ایران حمله عظیم و برنامه ریزی شده عمیقی را کرده بودند بزرگترین ژنرال های هوایی و استراتژیک در این برنامه ریزی مشارکت کرده بودند اگر پدافند مرکزی ایران و سایت های هشدار ایلام اصفهان و جنوب شکست خورده بودند اینک تهران و تمام ایران مانند لبنان زیر بمباران شبانه ممتد بمب افکن B-21 Raider , اف 15 های  آمریکایی و انگلیسی قرار داشتند این حمله به سایت های راداری خدعه ای عظیم بود که شکست خورد عظیم ترین امکانات سری ترین موشک های ضد رادار در آن بکار رفته بود و بهترین خلبانهای آمریکایی اروپایی و اسرائیلی در آن شرکت داشتند اصلا حمله اسرائیلی نبود حمله پیش قراول جنگ تخریب ایران بود .

آمریکا نه شریک که عامل همه این جنایات است فکر نکنید آن پیرمرد احمق ( بایدن ) می گویید نقشی نداشتیم از سر صرافت است بلکه از تحقیر شکست خود را پشت سر اسرائیل مخفی می کند درز اطلاعات حمله به ایران نشان داد که این حمله در آمریکا طراحی و نقشه گذاری شده بود .

حالا این سمت ما با مشکلاتی در پاسخ و تصمیم گیری روبرو بودیم که خوشبختانه دخالت رهبری تمام تردیدها را برای انتقام برطرف کرد.

اگرچه این تردیدها مدتها است که وجود دارد متاسفانه در تمام سطوح تصمیم گیری هم به چشم می خورد.

هر چه طرف مقابل مصمم است ما در اندیشه های ناپخته و نا ضلاح دست پا می زنیم.

ببینید این جنگ جهانی شیاطین ریشه ای و اعتقادی بنیانی است همانطور که سران اسرائیل به آن نگاه می کنند .

این جنگ با صلح هم تمام نخواهد شد مگر صلح مسلح و ایجاد توازن قوا و گرنه هر لحظه امکان خروج از صلح و تهاجم طرف مقابل وجود دارد همانطور که در قضیه برجام طرف مقابل احساس کرد حالا ایران ضعیف شده و دست برتر دارد از توافق خارج شد.

این خلف وعده و عهد شکنی یکی از ابزار غرب برای تسلط است هیچ ممانعت اخلاقی حقوق بشری و ملاحظات فکری او را از کشتار و حتی کاربرد بمب اتم باز نخواهد داشت .

غرب آمریکا اینک در این مرحله ایران را ( جبهه مقاومت ) بزرگترین مانع رو در روی خود می بیند همانطور که هریس عین این جمله را تکرار کرد دشمن اول آمریکا ایران است نه چین نه روسیه.این جمله در بطن خود گویای کشتار تمام غزه لبنان و حتی ایران است پس کوچکترین تعلل و کوتاهی می تواند به قیمت بسیار سنگینی تمام شود به قیمت بازگشت به 60 تا 70 سال پیش و تخریب تمام زیرساخت های ایران ببینید استقرار چند اسکادران هواپیمای اف 16 و 15 و همینطور بمب افکن های بی یک و بی دو  و بی 52 در قطر و منطقه چه مفهومی دارد؟

برای پی بردن به قصد دشمن کافی است به جملات مطرح شده از دهان بعضی از آنها استناد کرد.

وزیر امور خارجه انگلیس گفته که سطح تهدیدات ایران در دو سال گذشته مرتب افزایش یافته است؟ مفهوم ااین جمله اینست ایران اینک به سطح بالایی از توان نظامی و تکنو لوژی رسیده که برای ما غیر قابل تحمل است.

یا به زبان دیپلماتیک ایران اکنون به یک قدرت تحمیل شرایط برای ما تبدیل شده است.

خوب با پای چوبی که نمی شود به دور دنیا سر زد و دشمن ساکت کرد یا تطمیع و تهدید کرد؟

این بود که من مرتب از سال 1397 تا کنون درخواست اتمی شدن ایران مطرح کردم و اعتقاد دارم با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شود بدون بازدارندگی موثر هسته ای ما در معرض تهدید خواهیم بود .

دفاع ما از جبهه مقاومت دارای اشتباهات راهبردی متعدد بوده کوتاهی در این زمینه به قیمت از بین رفتن جبهه و حتی خود ایران تمام خواهد شد ما باید بهتر و بیشتر از این در جنگ لبنان حاضر می شدیم در انتقام دکتر هنیه خویشتن داری کردیم جناب حسن نصرالله را ترور کردند باز خویشتن داری کردیم ضاحیه را تخریب کردند حالا غفلت کنیم تهران تخریب خواهند .

تصحیح اشتباهات اقتصادی و تضمین اقتصاد کشور گام اساسی در دفاع از کشور است که متاسفانه به سفیهان سپرده شده است ( این وزیر اقتصاد و زیر مجموعه آن مرتب چکش به پاشنه و میخ می زند خود یکی از عوامل بوجود آمدن وضعیت فعلی است با و جود امثال ایشان می شود با آمریکا جنگید؟)

در اهمیت اقتصاد همین بس که اگر امروز اقتصاد ایران در وضعیتی بهتر و عادی بود هرگز لبنان بمباران نمی شد.

هرگز کشور مورد حمله هوایی ضد رادار قرار نمی گرفت

اشتباهات مکرر امنیتی اقتصادی سیاسی در این زمان حساس می تواند به تلاشی کشور منجر شود؟

چگونه باید فریاد زد جمع کنید این احمق ها خائن ها را توی این مملکت چند نفر آدم عاقل وجود ندارد این سمت های حساس بدستان با کفایتشان بدهید.

یا سمت ها رانت خورانه تقسیم شده است بگذارید اینجا نفرین کنم خدا لعنت کند کسانیکه حق را دیدند  ( در این وبلاگ و هر جای دیگر ) اما سکوت کردند به ظلم تمکین کردند.

خدا لعنت کند کسانیکه کاری از دستشان بر نمی آمد سمت حساس پذیرفتند.

خدا لعنت کند کسانیکه توانایی کار و درست کردن ندارند و مرتب نمایش توانایی می دهند.

خدا لعنت کند دکترهای بیسواد را خدا لعنت کند انتصاب کنندگان جناحی صنفی و فامیلی قومی را که بدون لیاقت انجام شده و می شود.

خدا لعنت و رسوا کند آنان که به ملت ایران اسلام و کشور خیانت می کنند نادانسته حرف و تصمیم اشتباه می گیرند.

دشمن برای کشتار همه صف کشیده اما عده ای هنوز در سودای ریاست تبختر و ثروت اندوزی هستند.

خدایا رسوایشان کن ذلیلشان کن تحقیرشان کن ضربات و زیانهای ما از داخلی ها بیشتر از خارجی ها و دشمن بوده است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 630 ) پاسخ به اسرائیل با ترسیم معادلات جدید؟

نیمه شب 5 آبان ماه نیروی هوایی اسرائیل با کمک آمریکا یک حمله ناموفق برای از بین بردن  سیستم مرکزی پدافند کشور انجام داد این جمله از روی کشور عراق با کمک از هواپیماهای سوخت رسانی آمریکایی صورت گرفت .

اگرچه این حمله نتوانست به تمام اهداف خود دست یابد اما توپ پاسخ یا عدم پاسخ را به زمین ایران انداخت .

بلافاصله آمریکا  انگلیس همراه با اتحادیه اروپا در یک اقدام هماهنگ از ایران خواستند که به حمله اسرائیل پاسخ ندهد و از انتقام خودداری کند.

وقاحت آمریکا رفیق دزد و شریک قافله را بخاطر می آورد اگر کمک فنی و تسلیحاتی آمریکا نبود اسرائیل هرگز قادر به چنین حمله وقیحانه نمی شد.

حالا این رفیق دزد خواستار خویشتن داری ایران شده؟

این موضوع تهران را در سر دو راهی قرار خواهد داد از یک سمت پاسخ سنگین حتی تا 1000 موشک که وعده آن را داده بود 

اگر منتفی کند موجبات گستاخی بیشتر اسرائیل فراهم خواهد کرد و اگر پاسخ قاطع دهد غرب ایران به دامن زدن به آتش جنگ متهم خواهد کرد.

لذا پاسخ به این شیطنت وحشیانه یک ظرافت خاص را می طلبد؟

که هم اسرائیل را گستاخ تر نکند و هم توپ را به زمین دشمن انداخته باشد.

در واقع باید غرب و اسرائیل در سر یک دو راهی تازه قرار داد تا هم ایران قدرت درایت و صلابت خود را دیکته کند و هم غرب را در موضع دفاعی و باختی جدیدی قرار داده باشد. 

اگر به معادله ترسیمی ایران اسرائیل تن بدهد یک پیروزی بزرگ برای تهران رقم خواهد خورد و اگر تن ندهد باز هم در مقابل یک دو راهی سخت شکست یا پاسخ دیگری قرار خواهد گرفت.

اما معادله ترسیمی ایران عدم پاسخ خود را به توقف سریع بمباران غزه و لبنان موکول خواهد کرد ظرف 24 ساعت آینده 

در واقع با ترسیم این معامله دشمن صهیونیستی یا باید به آتش بست رضایت دهد یا به مورد اصابت قرار گرفتن با 1000 موشک جدید.

اما معادله برای آمریکا و اروپا باید به آمریکا و اروپا هشدار داده شود البته با زبان دیپلماتیک اگر به نفع رژیم اسرائیل وارد مخامصه شوند علاوه بر پاسخ مستقیم به پایگاه ها و منافع آنان دخالتشان می تواند به با خاک یکسان شدن اسرائیل ختم شود.

در واقع حمایت نظامی از اسرائیل اسرائیل مرده روی دست آنان خواهد گذاشت. 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 629 ) مدیریت سوخت و بنزین با روشی ساده و ابتکاری

مصرف 135 میلیون لیتر بنزین در روز یکی از عوامل تشدید ناترازی و فشار اقتصادی مضاعف بر اقتصاد ایران است سرمایه ای که رایگان به هدر می رود و کسی هم قادر به ارائه طرح مناسبی نیست .

لذا با اطلاع از این هدر رفت عظیم بر آن شدم تا طرح زیر برای اصلاح الگوی مصرف تقدیم کنم بدهی است این طرح ابتکاری بوده تا کنون احدی آن را مطرح نکرده است.

اما طرح یک روش کنترل حرکت و پیمایش هر اتومبیل به صورت جداگانه است که بتوان بر اساس آن پیمایش به صاحب خودرو سوخت تخصیص داد.

در این طرح بنزین سهمیه روزانه 60 لیتر برای اتومبیل های شخصی و مقادیر دیگر برای سایر وسایل به قوت خود باقی می ماند اما اضافه پیمایش برای هر وسیله جداگانه بر اساس مقدار پیمایش تخصیص می یابد .

بدین صورت که امروز مقدار مصرف سوخت در کشور کنترل شده نیست حتی اگر تمام 27 میلیون وسیله نقلیه کشور تاکسی باشند و روزانه 30 لیتر بنزین هم مصرف کنند باز هم مقدار مصرف سوخت در کشور فرا تر از هشتاد یک میلیون لیتر بیشتر نخواهد بود در حالیکه شاهد مصرف بسیار بیشتر هستیم (مصرف روزانه 121 میلیون لیتر در کشور داریم )کما کان این 40 میلیون لیتر اضافه بصورت قاچاق از کشور خارج می شود؟

اما شیوه کنترل مصرف به این شکل است که یک پابند الکترونیک برای هر ماشین در نظر گرفته می شود که به میل فرمان هر ماشین متصل شده و با یک مرکز کامپیوتری در هر شهر مقدار جابجایی هر ماشین جداگانه بدست می آید لذا بر این اساس می توان به هر ماشین بر اساس پیمایش خودش سهیه ارزان تخصیص داد حتی بنزین آزاد هم فقط سطح 300 لیتر در ماه را مراعات خواهد کرد و پیمایش بیشتر موجب سوخت گیری با نرخ فوب خلیج فارس خواهد بود حتی 30 هزار تومان برای هر لیتر

این پابند الکترونیکی ماشین قادر است اطلاعات فراوانی در اختیار مسئولان قرار دهد ازجمله شناسایی در تصادفات شناسایی در مکان خودرو شناسایی در شهر محل تردد حتی می توان با نصب یک تراشه کوچک الکترونیک در روی کارت سوخت به راننده این امکان داد فقط وقتی کارت سوخت در کنار اتومبیل است سوخت گیری کند نه مانند اکنون که که اتومبیل در استان البرز مسقر است اما کارت سوخت روزانه 250 تا 300 لیتر در سیستان و بلوچستان سوخت گیری می کند اصلا جای سوال دارد یک پزاید شبانه روز هم تردد کند نمی تواند 300 لیتر مصرف کند ؟

این پابند ماشین مانند پابند زندانیان می تواند از بسیاری از جرایم و هدر رفت عظیم انرژی در کشور جلوگیری کند بدیهی است نصب این پابند برای کشور هزینه دارد اگرچه می شود این هزینه را از هر اتومبیل جداگانه دریافت کرد.

فرض کنیم 8 همت هزینه این طرح باشد اما عایدی روزانه 40 میلیون لیتر سوخت در بنزین و 50 تا 60 میلیون لیتر گازوئیل بدنبال داشته باشد.

این طرح اصلا مورد اعتراض مردمی هم واقع نخواهد شد چون می توان قیمت فروش بنزین در دو بخش سهمیه دولتی و آزاد طبق جداول قبل ادامه داد و همینطور پیمایش بیش از سهمیه 60 لیتر دولتی و 300 لیتر آزاد به گردن راننده خودرو گذاشت.

این مصرف بیشتر خود عامل صرفه جویی عظیمی خواهد شد چرا که مصرف کننده همواره در صدد تنظیم خودرو و گرایش به خودروهای کم مصرف خواهد کرد.

مشابه این طرح در هیچ جای دیگر دنیا معمول نیست اما شرکت های بزرگ حمل نقل با استفاده از طرحهای مشابه برای کنترل راننده های خود از جی پی اس استفاده می کنند.

در هر حال این طرح می تواند گشایش عظیمی در صرف جویی و کمک به کنترل کسری بودجه و حتی پشتوانه مالی دولت فراهم کند.

اگرچه سابقه این پیشنهادات نشان داده دولت گرایشی به استفاده از طرحهای انقلابی ندارد مگر آنکه مجبور شود .

بدیهی است امروز مجبور است هم پیاز بخورد هم چوب را؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 628 ) خطای استراتژیک دکتر پزشکیان در نیویورک.

عدم شناخت سیاست جهانی و موقعیت شناسی زمانی و مکانی باعث شده تا یک سیکنال ضعیف از ایران در بزرگترین گردهمایی جهانی سازمان ملل متحد  توسط دکتر پزشکیان از ایران به جهان مخابره شود.

زمانی که دشمن داغ و درفش نشان می دهد و برای سرکوب ایران و جبهه مقاومت پالس تهدید ارسال می کند چه موقع اعلام صلح خواهی ایران است مگر خانه خاله یا اقوام است که پیغام خون بس برای قبیله رقیب و همسایه ارسال می کنید.

اعلام برادری با ملت آمریکا یا سلاحهای ما را بگیرید و یا بسیاری از جملات ناپخته در مقابل دشمن اصلا به صلاح کشور و جبهه مقاومت نیست 

اصلا این صلح خواهی زمانی ممکن است که در طرف مقابل در سیاستهای خود شک کرده باشد چند صدای در اردوگاه دشمن شنیده شود.

امکان سازش و مذاکره وجود داشته باشد اکنون که دشمن دارد مرتب پنهان آشکار شاخ و شانه می کشد و تهدید می کند

چه موقع اعلام چنین مواضع غیر اصولی است. آن هم در موقع بدترین شرایط و زمان ممکن  در حین جنگ خونین حزب الله با با اسرائیل و آمریکا و بد ترین شرایط منطقه ای داخلی و مقاومتی.

لذا این درخواست مذاکره و صلح خواهی نه تنها پیغام درماندگی و ضعف از ایران مخابره خواهد کرد بلکه باعث کشتار بیشتر در لبنان و غزه خواهد شد

حتی من پیش بینی می کنم بزودی ترور فرماندهان عالی رتبه نظامی و دانشمندان دفاعی کشور در داخل رقم خواهد زد.

این سخنرانی در سازمان ملل متحد ضعیف ترین بی مناسب ترین بی فکر ترین نمایش روسای جمهوری ایران در سازمان ملل در 45 سال گذشته بود

حتی شهید رجایی در حال جنگ بهتر و مقتدر تر از این سخنرانی کرد و از مردم ایران دفاع کرد.

اکنون وسط جنگ و دعوا است باید از ایران یک نمایش صلابت و قدرت در سازمان ملل منعکس گردد. نه نمایش ضعف وادادگی زبونی مذاکره ای آقای پزشکیان صحن سازمان ملل با صحن داخلی مجلس اشتباه گرفته است

اصلا بحث صلح خواهی باید در زمان و مکان مناسب عنوان می شد بهترین زمان برای مطرح شدن آن زمانی بود که با کمک ایران جنگ غزه خاتمه پیدا کرده باشد

و دشمن صهیونیستی بیشتر از هر موقع دیگری در مقابل رسانه های منعکس کننده اخبار غزه و داخل خود بیشتر خوار و خفیف تر شده باشد و مشکلاتش نمایانتر شده باشد

انتخابات آمریکا خاتمه یافته باشد. نمی توان فقط آقای پزشکیان سرزنش کرد بلکه باید شورای نگهبان سرزنش کرد که چینش کاندیداهای ریاست جمهوری اشتباه را مرتکب شد.

کاندیدا های سر شار از اشتباه سرشار از موقع نشناسی شخصیت نشناسی در مقابل ملت قرار داد. هیچ کدام از کاندیداها نمایش اعتدال نمایش عقلانیت نمایش مدیریت نبودند

یعنی در ایران 85 میلیونی چند نفر آدم منطقی اسلامی سیاسی پیدا نمی شود ؟ این دفاع شورای نگهبان که ما مر قانون رعایت کردیم عمل کردیم یک مغالطه و مقایسه مخدوش است.

شما مر قانون اساسی را آنجا که خواسته باشید عمل نمی کنید آین آقای پزشکیان سیاست مدار ( به معنای اخص کلمه )‌مدیر و مدبر است ؟ او اصلا نمی داند سیاست یعنی چه چه کاری چه موقعی دارد چه حرفی چه عکس العملی دارد چه انعکاسی دارد

حق با روزنامه کیهان بود او نه سیاست مدار است نه در بین مقصود خویش توانا و نه موقع شناس. اصلا کل کابینه او یک مدیریت استراتژیک و یک تحلیل گر سیاسی اقتصادی بین المللی ندارد همانطور که دولت رئیسی نداشت

الحق سخنان و حرکات بین المللی دکتر رئیسی بالاتر و بهتر از دکتر پزشکیان بود که بیشتر مرهون تلاش مشاور بین المللی او بود          دولت دکتر پزشکیان نمی داند در داخل چه بکند و نه می داند در خارج چه باید کرد

ادعای کمک از کارشناسان هم یک بدل و استدلال انتخاباتی بود که مردم باید خسارت آن را پرداخت کنند همانطور که مردم لبنان اکنون دارند خسارت اظهارات ناپخته رئیس جمهور ایران پرداخت می کنند.

اصلا بحث انتقام خون دکتر هنیه باید هرچه زودتر و با استحکامتر از گذشته در سه مرحله انجام گیرد و گرنه تبعات شومی برای کشور خواهد داشت این موضوع انتقام بالاتر از ریاست جمهوری و دولت است

حاکمیت باید نسبت به انجام آن اقدام کندزمان مناسب هم هم اکنون است همین هفته جاری تعلل در انتقام گرفتن گستاخی شدید تر استکبار و اسرائیل در پی خواهد داشت بدون برو برگرد آمریکا در پشت هدایت ترورها و جنگ غزه و لبنان قرار دارد

حتی گزارشهای ناشی از کار اطلاعاتی بیست هزار نفری آمریکایی ها برای بانک اهداف و حتی عملیات ترور پیجری و فرماندهان مقاومت وجود دارد

بیست هزار نفر شبانه روز مشغول جستجو هدایت و هدف گیری و حتی شراکت در جنگ غزه حضور دارند جاسوسی موبایلی و پیجری و شنود لحظه ای 15 میلیون لبنانی و فلسطینی فقط از امکانات آمریکا ساخته است و لاغیر

حالا این وسط یک دولت ایرانی بدون کارشناسان هدایت گر و برنامه گذار کور کورانه کشور را به لبه پرتگاه ببرند هیچ بعید نیست دولت رئیسی از فقدان یک یا چند کارشناس خبره و استراتژیک سیاسی اقتصادی رنج می برد

و بارها تذکر من هم بی فایده بود یک نفر یا چند نفر بالاتر از وزراء باید هدایت و راهنمایی ها اصولی به دولت داشته باشتند باید خطاها را اصلاح کنند و راه درست با فراغ بال به دولت نشان دهند وجود نداشتند اینک همان سیاست همان اهداف همان روشها به وسیله دولت دکتر پزشکیان در داخل دارد اعمال می شود

دولت دارد با سرکوب مالیاتی شدید فعالان اقتصادی را منکوب و گوشه گیر می کند و بتدریج سرمایه ها از فعالیت ها کناره گیری خواهند کرد با سیاست فشار ارزی و الزام فروش ارز به قیمت ترجیحی صادر کنندگان کشور به حاشیه برده و خواهد برد که نتیجه ای جز کمبود ارز و کسری شدید تراز مبادلات خارجی نخواهد داشت ( نگاه کنید به راهبرد شماره    617  ) بعد از این فجایع دولت خودش را در گودال کمبود ارز و بودجه گرفتار زبون کرده خواهد کرد

بعد می رود در خارج کشور انعکاس این زبونی و ضعف را منعکس می کند این شده راه حل مشکلات خود کرده ؟

هیچ خارجی یک سکه هم کف دست شما نخواهد گذاشت خصوصا دشمن فقط ملت کشور خوار خواهید کرد.


راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 627 ) دولت درمانده و اقتصاد زمین خورده.

دولت چهاردهم چند روزی بیشتر نیست که از مجلس رای اعتماد گرفته است. اما آنچه کاملا مشخص است این دولت با غافلگیری دو ایتم زمان و برنامه روبرو است.

غافلگیری یک سال زودتر برگذار شدن انتخابات و فقدان برنامه و راهبرد عملیاتی از بارز ترین نمودهای مناظرات انتخاباتی تمام اعضاء شرکت کننده در آن بود. دولت دکتر پزشکیان هم نه به یمن داشتن برنامه که به یمن نخواستن رقیب توسط مردم به حکومت رسید.

هنوز هم رئیس دولت و تمام اعضاء کابینه فاقد یک برنامه مشخص هستند تا جایی که در مصاحبه های رسانه ای حاضر نمی شوند  اصلا روبرو شدن با اصحاب رسانه مطلب و برنامه می خواهد که دولت وفاق ملی از داشتن آن محروم است. متاسفانه دولتهای ایرانی وقتی به قدرت می رسند همواره درباغ سبز نشان می دهند وقتی می روند پشت سر  مخروبه مقروضه مخدومه مفقوده های بسیاری را از خود بجا می گذارند.

اول کار اعلام می کنند آماده ایم از نظریات مختلف استقبال و استفاده کنیم اما همان اول قضیه هم از هر گونه نظر و راه حل دوری می جویند اسب قدرت در همان ابتدا کر و کورشان می کند قدرت تشخیص را آز آنان سلب می کند. بخل شنیدن چنان تمام وجودشان را در بر می گیرد که حتی راه های ارتباطی را هم مسدود و بی اعتبار می کنند.این از آفات صندلی ریاست برای کوتوله های سیاس اقتصادی است .که با بخل از ارتباط شروع می شود و به شکست و درمانده گی در تمام زمینه های سیاسی و اقتصادی ختم می شود.

این نهایت ظلم در حق ملتی است که 150 سال بدنبال عدالت و پیشرفت تلاش می کند و خون می دهد. نوک تیز انتقادات من به وزرات اقتصاد دولت چهاردهم است قبل از انتخاب دکتر همتی هم من نسبت با این موضوع انتقادات مهمی را مطرح کرده بودم حتی تقاضا کردم مجلس از وزیر اقتصاد برنامه مدون و دقیق بخواهد و با هر وزیری موافقت نکند مصالحه نکند همه وزرا را تائید سیاسی کند اما در اقتصاد نه.

سخت گیری مجلس می توانست دولت چهاردهم دچار دگرگونی اساسی کند؟ 

دولت سیزدهم تمام شکست خود را در اقتصاد رقم زد در واقع تمام شکست از اقتصاد آغاز و در تمام حوزه های دیگر انعکاس یافت در واقع بدون بودجه و منابع مالی تمام پروژه های دیگر هم شکست خورد؟

حتی می توان گفت شکست دولت سیزدهم مدیون دکتر خاندوزی است وزیری که بعد از عزل عنوان کرد من خود با حذف ارز 4200 تومانی و تعدیل اقتصادی  و ارزهای 18500 بعد با 28500 و این اواخر با 37500 مخالف بودم.

اعتراف دیر هنگامی که اثر نتیجه بخشی بر عملکرد دولت سیزدهم ندارد.

اگر چه این اعتراف به خودی خود بسیار تلخ است و سوالات زیادی را به ذهن متبادر می کند .

از جمله 1-اگر شما موافق اجرایی تعدیل اقتصادی نبودید چه شخص یا گروهی موافق این کار بودند.

2-چگونه بالاترین مقام اقتصادی دولت اعترافی می کند که ناشی از ضعف قبول فشار و درماندگی در آن مستطر است.

3-اگر شما موافق تعدیل اقتصادی نبودید چگونه با فشار پشت پرده آن را اجرایی کردید آیا شخص دکتر رئیسی با آن موافق بود یا ایشان هم در معذوریت قرار گرفت؟

پس این فشار شخصی یا گروهی چگونه بود که رئیس دولت و بالاترین مقام اقتصادی را به تمکین واداشت.

پاسخ به این سوال بالا را می توان در اظهارات دکتر یاسر جبرئیلی در برنامه افق شبکه سراسری مشاهده کرد که سر بسته گفتند فشار کارشناسی موجب اتخاذ چنین تصمیماتی شد حالا اگر این کارشناس یا کارشناسان خائن باشند تکلیف چیست.

نتیجه کار که شکست و خیانت بود .

این تجربه نشان می دهد که بدون داشتن عوامل اجرایی عالم آگاه و داشتن برنامه چقدر کشور آسیب پذیر و صدمه خواهد خورد. ابتلایی که دولت چهاردهم هم به آن دچار است.

موردی که از همان ابتدا در سال 1400 به دولت وقت پیشنهاد کردم لزوم بکار گیری شخصی با تجربیات مشابه مرحوم عالی نسب بعنوان مشاور ریاست جمهوری الزامی است اما شاید منفعت بران داخلی مانع اجرایی شدن آن شدند.

در هر حال این داستان تلخ بالا دارد بار دیگر در مورد دولت دکتر پزشکیان تکرار می شود.

این جمله خبری است نه حدس و گمان تمام شواهد نشان از تکرار اجرایی شدن توصیه های صندوق بین المللی پول در مورد تعدیل اقتصادی عظیم ( شوک درمانی ) انرژی و برق آب بنزین سوخت دارد رقم می خورد.

تمام شواهد حاکی از آن است که دولت از لحاظ منابع مالی به شدت در مضیقه است و برای یافتن راه خروج از این دشواری اقتصادی متمسک به هر راه حل دم دستی خواهد زد و این می تواند فاجعه آفرین باشد.

باید اذعان کرد این تنها گزینه دولت خواهد بود.

و گرنه تمام راههای متصور قبل در دولت های قبل اجرایی شده اما اینک بسیاری از آنها اینک مسدود تخریب شده و ضایعه ساز است.مانند اسقراض از بانک مرکزی افزایش مالیات اسقراض از شرکت های دولتی نفتی بیمه ای بازنشستگی تامین اجتماعی و بانکهای داخلی و حتی چاپ پول یا اوراق قرضه که همگی به ته دیگ و تخریب بیشتر منجر شده است.

پس راه حل چیست اگر تمام راه های بالا بسته یا حتی مخاطره آمیز است راه حل بدون تبعات چیست بهترین روش و شیوه کم ضرر کدام است.

این ها سوالات اساسی است که بدون جواب رو در روی ملت و حتی بالای سر کشور در حالت سقوط قرار دارد.

هر تصمیم اشتباه می تواند کشور به سقوط و خسران های عظیم دچار کند.

حتی یک بیمار سرطانی هم می داند که درمان سخت مخاطره آمیز و حتی شیمیایی می تواند باشد.

پای جان در میان است .

دولت حاضر وارث مشکلات عظیمی است که راه حل آنها ده برابر بیشتر از گذشته درایت و دقت می خواهد.

با تجربه ای که از دکتر همتی داریم راه حل مشکل با یک شخص یا حتی با یک وزرات خانه هم ساخته نیست.

این مشکل درایتی عظیم و تفکری راهبردی می خواهد که در دولت نیست بهتر است دولت دست به فراخوان بدهد و یک راه حل عادلانه پیدا کند دکتر همتی حتی در حد یک وزیر ضعیف هم ظاهر نشده تا اینجا؟

من یازده سالم بود که با تجربه تلخ بازار آشنا شدم سال 1348 شمسی در سه ماه تابستان تعطیلات مدارس به شاگردی به بازار رفتم و با پدیده تلخ فقر فقدان بازار و فقدان گردش مالی روبرو شدم.

در حجره خیاطی پسر عمه ام به شاگردی ایستادم تازه آن موقع وضع گردش مالی بسیار بهتر از امروز بود اما باز شاهد دستمزد های روزانه دو ریال برای کار و پنج ریال دستمزد برای یک خیاط تمام آشنا شدم و از آن روزها هرگز این وجود کسب کار و رونق بازار از ذهنم دور نشد.

در تمام سالهای قبل از انقلاب حتی در ایام انقلاب و جنگ تحمیلی این موضوع یکی ازدغه دغه های من بود همیشه دنبال نبض بازار بودم و متاسفانه باید اذعان کنم سه ماه تابستان سال 1403 بدترین رکود و شرایط کاری کل تاریخ 55 ساله تجربیات بازاریم بوده است ما حتی در انقلاب حتی در جنگ 8 ساله حتی در پذیرش قطع نامه و صلح با صدام حسین چنین شرایط سختی را نداشتیم از یک سمت فقدان گردش مالی و کسب کار از سمت دیگر سایه انتقام ایران از اسرائیل و فقدان دولت و عدم تخصیص اعتبارات بالاترین صدمات اقتصادی را داشتیم.

باید به صراحت عنوان کرد  حتی شخص دکتر همتی می توانست با یک سخنرانی امیدوارانه شرایط بازار بهبود ببخشد اما از بخت بد ما این نقش ضعیف را هم از ایشان ندیدیم.

بی شک دست روی دست گذاشتن دولت یا اتخاذ تصمیمات ناپخته دولت اینک می تواند فرو پاشی اقتصاد را رقم بزند حتی تورم های چند برابری ببار بیاورد.

حل نشدن مشکلات اقتصادی ( عدم توانایی مالی دولت و تولید ) می تواند تمام آسیب های فعلی را به ضرایب 2 یا حتی ده برابری افزایش دهد و آثار ورشکستگی مالی سیاسی فرهنگی حکومتی حتی دینی و اسلامی مهاجرتی بسیار سنگینی را رقم بزند آثاری که از هم اکنون افق های آن پدیدار شده است.

آثاری که حتی در مخیله وزیر اقتصاد و حتی رئیس جمهور هم نمی گنجد نه اکنون از آن تفهیمی دارند نه در آینده وسعت و قدرت تخریب آن را می توانند حدس بزنند.

حالا برای دولت یک پیشنهادی دارم مگر نه اینکه مکرر تکرار می کنید آماده ایم هر پیشنهاد خوبی اجرایی کنیم حاضریم تعامل کنیم بسم الله بیایید همین یک موضوع اقتصاد را تعاملی وفاقی فراخوانی حل کنید بقیه پیش کش این موضوع می تواند فتح فتوح دولت رقم بزند یا درماندگی عظیمتری نصیب کشور کند بقیه موضوعات پیش کش.

همین که فراخوان بدهید مسابقه بگذارید هر کس راه حل نجات اقتصاد ایران دارد طرحش را بیاورد راه حل اعلام کند بهترین طرح با مشارکت دانشگاه و صنعت انتخاب اجرایی کنید.

مرد میدان هستید یا همه شعار انتخاباتی بود تعارف تو خالی بود .