راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 616 ) دولت اصلاح طلب اکنون مناسب ایران نیست؟

برخی دوستان اصلاح طلب چنین استدلال می کنند که چینش کاندیداهای ریاست جمهوری کاری عمدی بوده و اشتباه محاسباتی نبوده است  حاکمیت فهمیده که اکنون باید عرصه را باز کند و خالص سازی موفق نبوده لذا این چینش عمدی بوده است.

این نوع تحلیل نشان می دهد دوستان چقدر ذوق زده شده اند از اینکه در یک اشتباه محض محاسباتی یک نیروی اصلاح طلب در لیست افراد تائید صلاحیت شده قرار گرفته و می تواند پیروزی بزرگی برای آنان به ارمغان بیاورد.

من انتخاب آقای پزشکیان را انتخابی درست می دانم به شرطی که در کنار چند نفر دیگر از جمله علی لاریجانی و اسحاق چهانگیری و محمود احمدی نژاد و حتی یک یا دو دانشگاهی  و ملی دیگر انجام می گرفت.

آنوقت سرنوشت بازی عوض می شد هر بازیگر آراء خودش را بدست می آورد . وزن سیاسی هر کس مشخص می شد طبعا آراء هیچکدام به دور اول انتخابات خاتمه نمی داد. حتی کنار کشیدن بعضی به نفع بعضی دیگر نتیجه را زیاد عوض نمی کرد

اصلا وزن سیاسی همه گروهای سیاسی کشور مشخص می شد و شاید هم روی بسیاری کم می شد.

و انتخابات به دور دوم کشیده می شد.

در دور دوم انتخابات نتیجه خیلی حیثیتی بود و امکان برنده شدن یک کاندیدای اصلاح طلب خیلی کمتر از امروز بود.

اما حالا چرا با یک دولت اصلاح طلب اکنون من مخالفت می کنم .

ببینید برنده شدن شخص پزشکیان در انتخابات همه قضیه نیست اولین گام معاون اول است که بلاشک شخصی دو آتشه و اصلاح طلب خواهد بود و نیاز به رای مجلس هم ندارد.

همینطور مشاوران رئیس جمهور دومین گام هستند که همین شرایط را خواهند داشت دیگر ما در آنجا با یک دولت شبیه پزشکیان میانه رو روبرو نیستیم با یک دولت تمام اصلاح طلب و حتی تندرو روبرو خواهیم شد.

اکنون وضعیت داخلی و بین المللی ایران مناسب یک دولت اصلاح طلب نیست.

بدلایل زیر در بحث داخلی باید یک رئیس جمهوری پیروزی بدست آورد که بتواند راهبرد استقلال اقتصادی ایران که از زمان دکتر رئیسی شروع شده با قدرت بیشتری به پیش ببرد؟

این رئیس جمهور باید بتواند تعریف جدیدی از نقش ایران در اقتصاد بین الملل روی میز بگذارد و دنبال کند.

باید نتیجه این همه خسارت ایران در تحریمها مشخصا رهایی اقتصاد ایران از نفت باشد؟

هیچ چاره دیگری نیست بقیه راهها باز گشت به خانه اول است؟

باید ایران راهبرد صنعتی و کشاورزی مستقل پی ریزی و پیگیری کند.

اما حضور دولت اصلاح این رویه را دچار خدشه خواهد کرد اولا دوستان خارجی ایران دچار شک و تردید خواهند شد هم اعضاء‌ بریکس و شانکهای از این دولت استقبال نخواهند کرد.

از طرف دیگر جبهه مقاومت هم دچار فشار شک و تردید خواهد شد . 

در حالیکه این جبهه با یک جنگ بزرگ در منطقه درگیر است و تبعات آن تا مدتها وجود خواهد داشت.

در سمت دیگر تلقی غرب از یک دولت اصلاح طلب اینست که مردم ایران از تحریم خسته شده اند بخصوص اینکه در آستانه ورود مجدد ترامپ به کاخ سفید هستیم 

این پالس جدید موجبات فشار بیشتر فراهم خواهد کرد برخلاف آقایان که فکر می کنند یک دولت اصلاح طلب می تواند با غرب رابطه برقرار کند و به نفع منافع ملی عمل کند.

غرب برایش مهم نیست اصلاح طلب ایرانی باشد یا اصول گرای ایرانی مهم تحقیر و تحمیق قدرت ایران است.

دیدید که با دولت اصلاح طلب روحانی چه کار کرد.

مهم برای او خورد کردن مقاومت و قدرت ایران است هر دو را به مسلخ خواهد ( هم اصلاح طلب هم اصول گرا ) برد اگر برایش امکان پذیر باشد؟

ما در یک زمان خاص بسر می بریم که ظرف چند سال گذشته بهای سنگینی برای استقلال اقتصادی و سیاسی خود پرداخت کرده ایم 

هم برای هسته ای شدن هم برای نه گفتن به استکبار اینک بازگشت به خانه اول و چانه زنی چه مفهومی دارد.

اگر تصمیم حاکمیت اینست که تسلیم شویم من هم تسلیم می شوم شاید آقایان در پشت پرده چنین تصمیمی گرفته اند که ما بی خبریم.

اما اگر اینچنین نیست تا آنجا که من خبر دارم هرگز چنین تصمیمی در کار نبوده .

پس این اشتباه بزرگ شورای نگهبان و انتخاب اشخاص سهوی بود از روی نداشتن اطلاعات کامل بوده .

تقصیر را به گردن یک دیگر نیاندازید مردانه بیاید جلو به آن اعتراف کنید یا درستش کنید یا جمعش کنید یا تعداد کاندیداهای تائید شده  را به ده نفر یا بیشتر ارتقاء دهید.

و گرنه کشور هزینه گزافی بابت این اشتباه پرداخت خواهد کرد.


راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 615 ) شورای نگهبان صندلی ریاست جمهوری تقدیم پزشکیان کرد؟

با این تائید صلاحیت بخیلانه شورای نگهبان در واقع صندلی ریاست جمهوری ایران دو دستی تقدیم اصلاح طلبان شد .

این در حالی است که دولت رئیسی برنده فعل انفعالات سیاسی بوده و باید میوه آن را اصول گرایان می چیدند.

پزشکیان صورت خندان این گرایش است حالت میانه رو دارد اما در بطن قضیه همان گرایش شدید به غرب به اقتصاد لیبرال دموکراسی و پیوند با اروپا آمریکا است اگرچه این درخواست مانند عشق یک طرفه است شما می خواهید غرب شما را نمی خواهد غرب فقط شما را تا پشت درب بسته حمایت خواهد کرد

همان کاری که با ترکیه کردند 40 سال است پشت درب اتحادیه اروپا منتظر گشایش درب است ظاهر قضیه میانه روی است اما در باطن همان شیوه است همان روش تند روانه در تمام وزراء و مدیریتها شاهد خواهیم بود.  و گرنه اصلاح طلبان همان ادامه دولت روحانی خواهد بود .

پزشکیان برنامه ای ندارد لذا تسلیم دیگران خواهد شد تسلیم غرب گرایان افراطی.

در نتجه شاهد خواهیم که دولت بعدی گرایش کامل به مذاکرات خواهد داشت و سالها کشور معطل غرب خواهد کرد.

تلاش برای اجرای برجام های دو و سه و پیوست زدن اقتصاد کشور به اخم و خنده غرب جز بدبختی برای کشور چیزی به ارمغان نخواهد آورد.

شورای نگهبان به خیال اینکه یک نفر حریف پنج نفر نخواهد شد این تائید صلاحیت انجام داد و این یک خیال بیش نیست همه پنج نفر شما یک نفر است گاهی می خندد گاهی اخم می کند گاهی جدی است گاهی تظاهر می کند.

در واقع این تائید کاندیداها 6 نفر ه ریاست جمهوری تقدیم اصلاح طلبان خواهد کرد که تضاد کامل با مجلس اصول گرایی خواهد داشت و می تواند برای کشور مشکلات عظیمی درست کند دودستگی ملی زور آزمایی خیابانی کمترین  آنها خواهد بود.

مردم منتظر تغییر در شرایط هستند با این چینش بلاشک گزینه پزشکیان انتخاب خواهند کرد بنا به دلایل زیر

1-اقتصاد کشور با حماقت تیم اقتصادی دولت فعلی در بن بست قرار دارد. بانک ها در بن بست هستند نه وام می دهند نه سود توزیع می کنند و نه می توانند سپرده جمع کنند.

2- میل به تغییر در فضای سیاسی و جوانان خانمها  بسیار بالا است گزینه ای در دسترس نیست لذا به تنها ریسمان موجود چنگ خواهند زد.

3- رسانه های گروهی و چاپی اصلاح طلبان پشت این نارضایتی بمباران سنگینی خواهند کرد و جناح اصول گرا را به گوشه رینگ خواهند برد کما اینکه برده اند

4-پنج کاندیدای اصول گرا هیچ ابتکار و برنامه قابل طرحی ندارند لذا حرفهای تکراری در مناظره ها خواهند زد و موجبات شکست بیشتر فراهم خواهند کرد.

5-قدرت رسانه های اصول گر محدود و بسیار کمتر از رقیب است متفرق هستند با همدیگر خورده حساب هم دارند لذا آتش تهیه آنها بیشتر خودی را می کوبند تا دشمن؟

6-غرب اتحادیه اروپا بیشتر خواستار شکست و برکناری اصول گرایان هستند حتی رسانه های عربی و کشوورهای همسایه هم چنین موضعی دارند لذا فشار در بیست روز آینده افزایش خواهند داد.

7-میدان رای اصول گرایان بیش از 18 میلیون نیست اما تا 66 میلیون واجد شراایط رای دادن فاصله زیادی وجود دارد که می تواند به نفع اصلاح طلبان و شخص پزشکیان به صحنه بیاید.

8-هیچ گزینه میانه رو و معتدل ملی  یا دانشگاهی و حتی اصول گرایان متفاوت در بین کاندیدا های ریاست جمهوری تائید صلاحیت نشده خالی بودن این پست یعنی تغییر کفه آراء به نفع اصلاح طلبان خواهد بود. در حالیکه وجود حداقل 2 نفر لازم بود.

 ( اگر همه طیف ها حتی لاریجانی احمدی نژاد و حتی جهانگیری هم می آمد وضع بهتر از این بود حداقل آراء پخش می شد انتخابات و مناظرات گرمتر و بهتر بود بخلی که بلای جان اصول گرایان شد.)

9-فقدان برنامه اساسی اقتصادی اصول گرایان باعث خواهد شد که طرح ارتباط با غرب  تنها برنده انتخابات که تحت پوشش ارتباط با دنیا ( ارتباط با غرب آمریکا و اروپا ) که خواسته اصلاح طلبان است به پیروزی خواهد رسید .

10- تنگ نظری شورای نگهبان یکبار دیگر موجبات لج کردن مردم خواهد شد بلاشک صندلی ریاست جمهوری را در عین پیروزی تقدیم آمریکا غرب اروپا کردیم. 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 614 ) چرا بازنده انتخابات ریاست جمهوری اصول گرایان هستند؟

هفت دلیل وجود دارد که به سبب انها  امکان پیروزی برای اصول گرایان یا  وجود ندارد یا بسیار سخت بدست خواهد آمد.

1-فقدان زمان شناسی و موقعیت شناسی  جناح اصول گرایان انتخابات 1403 را مانند سال 1400 می داند در صورتیکه سال 1403 وضعیت بسیار متفاوت از سال 1400 است اول در سال 1400 رقابت کنندگان همگی خانگی بودند شرایط بسیار راحتر و بهتر بود.

فقدان رقیب جدی  فقدان آلترناتیو فکری جناحی در نتیجه شکست اقتصادی و شکست اصلاح طلبان در سیاست مذاکرات و همزیستی مسالمت آمیز با غرب.

زمینه اجتماعی سیاسی را آماده برنده شدن اصول گرایان کرده بود.

از سمت دیگر مردم از وعده های دولت روحانی به شدت سرخورده و پشیمان شده بودند به شکل عجیبی هیچ بخت و اقبالی بین مردم نداشتند حتی اگر بهترین کاندیداهای آنها مورد تائید قرار می گرفتند بازهم امکان برد نداشتند.

در حالیکه در سال 1403 این شرایط زیاد حکم فرما نیست از سمت دیگر تنوع کاندیدا و تنوع تفکرات و تمایلات سیاسی صحنه را تغییر داده است.

2-نداشتن یک برنامه منظم اقتصادی و نداشتن نقشه راه جدی  موجبات ضعف شدید جناح اصول گرایی را رقم زده است.

3-به صحنه آوردن افراد تکراری و حضور مجدد و چند باره گویای ضعف خواهد بود نه نقطه قوت  اصلا سیاست مداران ایرانی مانند فوتبالیست های ما نمی دانند  به موقع از زمین بازی خارج شوند دقیقا" کاندیداهای که علاقه ابدی به سیاست ورزی حتی در حالی که اقبال چندانی وجود ندارد . بطور کلی زمینه های تند روی از بین رفته است لذا کاندیداهای تند خو و تند گو نمی توانند رای زیادی را جمع کنند. 

4-هماهنگ نبودن رسانه های اصول گرا در حالیکه رقیب نه تنها از بیش از 130 رسانه داخلی هماهنگ بهره می برد رسانه های خارجی و دول غربی نیز از آنها حمایت علنی می کنند.

5-دست کم گرفتن قدرت رای اکثریت خاموش و مردم معمولی که می توانند نتیجه ای متفاوت رقم بزنند نباید اشتباه کرد تشیع جنازه میلیونی دکتر رئیسی رابطی به نتیجه انتخابات  نمی تواند داشته باشد ممکن است ارتباطی داشته باشد اما اثر گذاری نهایی را ندارد.

6-نداشتن شخصیت کاریزماتیک و لیدر شاخص در جناح اصول گرایان حتی این جناح عاجز است تا یک شخصیت جدید خود را که کمتر شناخته شده هستند مانند دکتر مقیمی یا دکتر منظور که هر دو زیاد هم جناحی نیستند روی میز بگذارد؟

7-عدم درک تمام زوایا و حرکات جناح اصلاح طلب نیز باعث رو دست خوردن اصول گرایان خواهد شد.

باید دانست مار خورده افعی شده ای مانند روحانی یا امثال او می توانند با ریختن زهر خود در آخرین دقایق نتیجه ای متفاوت رقم بزنند.

تمام این موارد و مسائل دیگری باعث خواهد شد که شانس اصول گرایان برای گرفتن نتیجه بسیار ضعیف باشد.

اما چرا من که نه اصول گرا هستم نه اصلاح طلب این مطالب گوشزد می کنم .

چون از نظر اقتصادی معتقدم اصلاح طلبان حرف زیادی برای گفتن ندارند فقط منتظرند اقتصاد ایران به دنباله غرب گره بزنند و دوباره ایران بیست سال دیگر وابسته اقتصادی و بازیچه دم موش غرب کنند.

آنان نسخه ای جز تسلیم در مقابل غرب و فروش نفت بیشتر نخواهند داشت.

اما اگر اصول گرایان به توافق برسند شاید بتوانند استقلال اقتصادی برای ایران به ارمغان بیاورند.

اگر چه آنان تا پیروز نشدند ممکن است تلاشی بکنند جای تاثر باقی است که به محض پیروزی دوباره ساز خود را کوک می کنند؟

به هر حال وظیفه خود می دانم پیشنهادات زیر برای پیروزی در انتخابات روی میز بگذارم خواه گوشی برای شنیدن باشد خواه گوشها پنبه پیچ باشد.

الف -باید گروه اصول گرا این بار دو شخص میانه رو و متعادل به عنوان نفر اصلی و علی البدل روی میز بگذارد بقیه را از روی میز انتخابات به موقع حذف کند.

ب-برای بدست آوردن نتیجه گاهی لازم است شراکت کرد یک شراکت صالحانه مثل گرفتن یک برنامه اقتصادی مدون در قبال دادن چند سمت خاص مانند دولت ائتلافی  بحث اقتصادی و برنامه اقتصادی در این برهه خاص مانند مرگ و زندگی است درست است که آقایان مرتب می گویند برنامه داریم کسی باور نخواهد کرد دولت آینده مال کسی است که بتواند یک شخصیت یا یک آلتر ناتیو اقتصادی روی میز بگذارد این موضوع به قدری حیاتی است که حتی می تواند بهترین شخصیت جناح اصول گرایی از لحاظ سیاسی نابود کند و بزمین بزند.

ح-هماهنگی رسانه ای کامل برای مقابله با رسانه های رقبا

 ج-شناخت دقیق حریف نقاط قوت و نقاط ضعف طرف برای مقابله در مذاکرات هر چند معتقدم نباید جناح اصول گرا شروع کننده این مقابله باشد اما لازم است دستش باید پر باشد تا در موقع لزوم روی میز بگذارد.

د-لازم جناح اصول گرا برای سیاست خارجی خود روشی مسالمت جویی دکتر رئیسی دنبال کند هیچ گونه حرفی در گرفتن انتقام و مقابله به مثل اکنون نزند حداقل در دو سال اول برای تثبیت وضع اقتصادی سخنی متفرقه نگوید.

ر-همین طور لازم است در سیاست داخلی هم راه مقابله جویی عناد ورزی دست زدن به تند روی را کنار بگذارد شاید بتوان گفت سیاست رئیسی در این زمینه هم بد نبود اگرچه بعضی از اعضاء دولت مرتب مشکلات به دولت قبلی نسبت می دادند که اعتقاد دارم این هم نباشد.

ز-جناح اصول گر باید یک سیاست متعادل اقتصادی اعلام و پیگیری کند و هرگز خلف وعده انتخاباتی نکند. 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 613 ) برنده انتخابات 1403 رئیس جمهوری کیست ؟

ثبت نام تعداد زیادی از داوطلبان ریاست جمهوری نشان داد که هنوز به یک بلوغ سیاسی در ایران نرسیده ایم.

اگر چه انگیزه بسیاری از ثبت نام کنندگان پیروزی نهایی در انتخابات نیست اما نشان از انگیزه های شخصی جناحی منفعت طلبی حتی سوء استفاده از موقعیت و شان جمهوریت به وفور دیده می شود.

از آن که برای ازدواج کردن سر در کاندیدا توری پیدا کرده تا کسانی که مامور جناح یا گروه خویش  یا منتظر دریافت سمت های جانبی و حتی ساخت و باخت احتمالی و یا فرار از پرونده های قضایی  متعدد و محکومیت های سیاسی احتمالی هستند.

و یا بدون برنامه وارد بازی سخت خطرناک و حتی انهدمی نام نان حیثیت شدند .

بازی نه چندان منطقی و عاقلانه وزرات کشور و شورای نگهبان کار را سخت و نتیجه را نه چندان مطلوب کرد؟

سوال اینجاست واقعا این شرایطی که شما تعیین کردید برای داوطلبان باعث می شود بهترین عالم ترین اشخاص به ثبت نام نهایی نزدیک شوند یا همه این فیلترها برای این بود جناح یا گروه خاصی به منصب نصب کنید؟

حالا 80 نفر جمع شدن که صلاحیت 90 در صد آنها جای سوال است؟

آیا واقعا نمی شد شرایط بهتری تدارک دید تا بیش از 60 نماینده ادواری مجلس برای گرفتن عکس یادگاری هجوم نیاورند.

در واقع نمایندگی مجلس شمول مدیریت کلان می شود بدیهی است خیر.

از طرف دیگر مسائل مهمی هستند که در شرایط شورای نگهبان نیامده و بسیار اصولی هستند از جمله اطلاعات سیاسی تاریخی ایران و حتی جهان یا یک تفکر منطقی و استدلالی یا حتی شخصیت متین و آرام و دارای قدرت تفکر تجزیه و تحلیل کدام یک قابل احصاء هستند با شرایط شما؟

حالا آنچه گذشت یک شو تمام سیاسی کمدی تراژیک بود که باید برای آن گریست؟

چرا گریست چون 6 مجتهد و 6 حقوق دان عالی رتبه کشور جمع شوند در یک محل و نتوانند یک شرایط منطقی مستدل و یقینی تعیین کنند برای انتخاب داوطلبان ریاست جمهوری پس چه کسی می تواند؟

حتی من بیسواد  بهتر از این شرایط را می توانم روی میز بگذارم.

اصلا تنظیم این شرایط کار جناحی صنفی وحتی سیاسی نیست می شود شرایط بهتری روی میز گذاشت از جمله امتحانات مکرر و مصاحبه حقوقی سیاسی عقیدتی قانونی تا حداقل 2 نفر در جمع هشت نفر نهایی از طریق امتحان گزیده شده را روی میز گذاشت.

حالا بگذریم .

نتیجه کار چه خواهد شد؟

شواهد نشان می دهد اصول گرایان که از پیروزی خود مطمئن بودند ناگهان با هجوم اصلاح طلبان خواب آشفته دیده برای پیروزی تضمین شده به وزرات کشور هجوم بی برنامه کردند.

از یک سمت تعدد ثبت نام ها نشان از مشکلات داخلی ( قبول نداشتن همدیگر ) دارد.

از سمت دیگر توپخانه قوی اصلاح طلبان شروع به بمباران تبلیغاتی سنگین برای کوبیدن شخصیت های مطرح اصول گرا را حتی قبل از جنگ مناظره ای آغاز کرده اند.

بی شک اصول گرایان مطرح در این ماراتن ریاست جمهوری مانند دکتر جلیلی یا قالیباف یا بذرپاش و حتی زاکانی از نفوذ و رای بالایی برخوردار نیستند باید آنها را از قبل شکست خورده دانست.

متاسفانه نداشتن استراتژی تبلیغاتی اصول گرایان را به گوشه رینگ خواهد برد.

از طرف دیگر رقبا هم چندان چنگی به دل نمی زنند ؟

آقایان اسحاق جهانگیری یا همتی و پزشکیان و آخوندی هم بین مردم اقبال چندانی ندارند؟

اگر چه ممکن است رئیس دانشگاه تهران دکتر مقیمی یا دکتر منظور ( رئیس برنامه بودجه ) اندکی بتوانند مطرح شوند ؟

هنوز زود است بتوان نتیجه کار پیش بینی کرد اما بلاشک مناظرات تلویزیونی می تواند نتیجه ای متفاوت را رقم بزند.

اصلا ممکن است شورای نگهبان شخص لاریجانی را تایید صلاحیت نکند یا به محل تولد او اشکال بگیرد .

اما بدون شک حاصل جنگ تبلیغاتی دو گروه اصلاح طلب و اصول گرا شخص علی لاریجانی درو خواهد کرد؟

او که در طعنه زنی لفاظی و احاطه به کار تسلط تاریخی دارد پیروز میدان خواهد شد.

مگر اینکه اصول گرایان بتوانند یک جبهه واحد و نیروی کمکی خاصی را به میدان بیاورند.

و گرنه از هم اکنون باید علی لاریجانی برنده ماراتن انتخابات ریاست جمهوری دانست .

این همان گزینه مطلوب اصلاح طلبان است در پس پرده.

دولت لاریجانی در واقع دولت سوم روحانی خواهد بود و 4 و یا 8 سال دیگر ایران را به اردوگاه غرب گره خواهد زد .

بیراهه که به سرانجام نخواهد رسید.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 612 ) لزوم بازنگری سیاست تولید خودرو در ایران.

وزارت صنعت و معدن دکتر رئیسی نتوانست در اوج تحریمها به سیستم و روش تولید اتومبیل در ایران یک سامانی بدهد نه دولت رئیسی که دولتهای پیشین هم در این زمینه فشل  بی مسئولیت و بی اعتنا بودند .

لذا امروز شاهد یک بلبشو کامل در این صنعت هستیم که می توانست موتور توسعه ایران قرار گیرد.

سیاست های کلان اتخاذ شده توسط دولتهای قبل همواره بر اساس منافع مافیای خودروسازان و خواست آنها انجام شد در واقع دولتهای ایران در مقابل سود جویی و منافع آنان منفعل بودند و هستند .

هیچگاه دولت نتوانست یک انسجام سیاستی در این زمینه پیش بگیرد .

امروز هم که صحبت از اتومبیل برقی می کند یک گرایش نا منطقی و انتخاب نا مناسب را مطرح می کند .

در حالی وزیر صنعت معدن  مهندس علی آبادی از انتخاب اتومبیل برقی مناسب ایران صحبت می کند که دقیقا" ابعاد اشتباه چنین انتخابی را نا دیده می گیرد حتی جمله معروف ایشان هم که می گوید امروز مجبوریم به سمت اتومبیل برقی حرکت کنیم یک استناد اشتباه است غیر علمی است غیر تخصصی است .

چه کسی مجبور کرده ( فشار چینی ها ) یا کوتاه فکری بدنه کارشناسی وزرات صنعت ومعدن یا منافع مافیا یا فشارهای تحریمی ؟

شاید هم همگی این عوامل در این تصمیم نقش دارند.

چرا این انتخاب اشتباه است؟ به دلایل زیر:

الف- چون ایران کشور پهناوری است یک اتومبیل برقی بخواهد از تهران به مشهد یا سیستان بلوچستان برود چند بار باید شارژ شود 

ب- امکانات شارژ بین راهی فراهم است دولت قادر به تهیه ایستگاهای شارژ متعدد هست حتی بخش خصوصی برایش مقرون به صرفه نیست یک جایگاه چندین ساعت یا حتی یک روز برای شارژ اختصاص دهد لذا هزینه سنگینی برای صاحبان خودرو فراهم می شود.

ج- یک خودرو چه مقدار زمان برای شارژ از دست خواهد داد بین راه ؟

خ- اتومبیل برقی در درجات زیر صفر و یخ بندان به شدت کارایی خود را از دست می دهند بجای 200 کیلومتر فقط 50 کیلومتر طی می کنند در دمای سی درجه زیر صفر اصلا روشن نمی شوند در حالیکه در بعضی نقاط ایران زمستان دمای 60 درجه زیر صفر هم داریم.

د- اصلا امکانات شارژ در تعطیلات گروهی ایرانی مثل شب عید یا تعطیلات فشرده دو تا سه روزه برای دو میلیون تا پنج میلیون خودرو خروجی به سمت مشهد و شمال کشور بسیار سخت یا غیر ممکن خواهد بود.

ذ- برای 21 میلیون ماشین سواری و 7 میلیون خودرو سنگین و نیمه سنگین نیاز به 20000 هزار مگاوات برق بیشتر است که فعلا سرمایه گذاری آن برای دولت امکان پذیر نیست؟

دولت نه اکنون نه در گذشته نتوانسته است بنشیند یک سیاست درست اقتصادی برای خودرو در نظر بگیرد.

باید گفت وزرات صنعت معدن و حتی دولتها بازیچه بخش مافیایی تولید و واردات خودرو در ایران بوده اند.هنوز هم هستند.

ببینید در سه سال گذشته کشور علاوه بر تولید خودرو های داخلی فرغون مانند  که با قیمت های نجومی عرضه شده اند سالانه 4 میلیارد دلار هم برای خودرو های مونتاژی چینی هزینه کرده است.

حداقل 12 میلیارد دلار در سه سال گذشته برای اتومبیل های CKD هزینه شده که بیشتر حاصل آن تهیه اتومبیل های لوکس برای قشر مرفه کشور بوده و افرادعادی با قیمتهای نجومی قادر به خرید آنها نیستند در حالی هر کدام از این اتومبیل ها برای مردم بین 20 تا 30 هزار دلار تمام شده که مونتاژ خارج آنها در کشورهای همسایه به نصف قیمت عرضه می شوند.

تازه تهیه قطعات یدکی همین خودرو ها شده است آبشخور دلالان و سود جویان گاه تا یکصد برابر یک قطعه را می فروشند ( دیده شده یک شیشه جلو این خودرو های مونتاژی تا قیمت یک اتومبیل صفر داخلی به فروش رفته است )

این هزینه گزاف در حالی بوده که در سه سال گذشته ایران برای خرید دارو و حتی نهاده های دامی خوراکی به شدت تحت مضیقه بوده است.

حالا اگر همین 12 میلیارد ایران طی یک سیاست منطقی برای اتومبیل های سدان ( چهار درب معمولی ) کم مصرف اختصاص داده بود می توانست سه برابر اتومبیل بیشتر وارد کند و هم نرخ پائین تری داشتند هم برای همگان خرید آن امکان پذیر بود هم حداقل مصرف بنزین کشور 15 میلیون لیتر در روز کاهش می دادند ( بخصوص اگر برای تاکسی ها و خودرو های عمومی هزینه شده بود)

یا اینکه اصلا با در پیش گرفتن سیاست تولید و مونتاژ واحد با یک کمپانی خارجی قراداد متمرکز امضاء کند و تعداد شش برابر اتومبیل واحد وارد ایران می کرد به صورت مونتاژی (CKD) که این هم راه را برای داخلی سازی کردن قطعات فراهم می کرد افزایش تعداد داخلی سازی مقرون به صرفه می کرد.در آن صورت کشور با 30 میلیون لیتر کاهش مصرف در روز مواجه بود و صادرات بنزین هم مشکلات ارزی کشور بیشتر از گذشته حل می کرد.

و تازه بحران کمبود و گرانی اتومبیل بهتر از امروز درمان می شد.

اما سیاستهای تولید خودرو در آینده باید بر اساس منافع و امکانات داخلی تنظیم گردد تا هم اینکه امکان تولید خودرو اقتصادی ایمن با سوخت مطمئن فراهم شود و هم به منابع ارزی فشاری نیاورد و هم اینکه سوخت این ماشین نیاز به سرمایه گذاری کلان دولت نداشته باشد ( بر خلاف اتومبیل برقی که نیاز به سرمایه گذاری کلان دولت دارد و تازه در نصفه کار مردم را در منگنه خواهد گذاشت)

بهترین انتخابهای دولت برای نوع اتومبیل خودروهای هیبریدی هستند در دو نوع برقی بنزینی و گازی یا هیبریدی برقی ئیدورژنی ( یا پیل سوختنی ) 

هستند. ( البته انتخاب نهایی نیاز به مطالعات دانشگاهی و پایان نامه های دکترا و اجماع استادید دارد)

چرا چون این اتومبیل ها از گزینه های بیشتری برای طی کردن مسافت برخوردار هستند قادر به طی مسافتهای طولانی بدون سوخت گیری هستند تمیز تر هستند بخصوص نوع هیبریدی ئیدروژنی که حاصل سوخت آنها فقط بخار آب خواهد بود.

اصلا تهیه تکنولوژی این اتومبیل ها امروز بسیار ساده شده است اول اینکه دانشگاههای داخلی می توانند این تکنولوژی بومی کرده و در اختیار صنعت قرار دهند. ( تازه تولید ئیدوژن از نفت و گاز و همینطور گاز متان زباله ها امکان پذیر است نیاز به سرمایه گذاری کلان ندارد)

تازه خرید این تکنولوژی بصورت متمرکز توسط دولت کمتر از یک میلیارد دلار خواهد بود چرا که امروز بیش از سی سال است این تکنولوژی دارد در دنیا کار می کند و کمپانی های متعددی از آنها تولیددارند.

اتخاذ یک سیاست مشترک درست تولید برای ایران می تواند هزینه حمل مسافر کیلیومتر یا بار کیلو متر به شدت کاهش دهد و تا سالانه 100 میلیارد دلار صرفه جویی بدنبال خواهد داشت.

تجمیع تقاضا و پلتفرم های مشترک و راهبرد صنعتی واحد می تواند قیمت اتومبیل تا نصف کاهش دهد حتی تولید پلاگین هیبریدی را هم داخلی سازی کند.

اتخاذ سیاست مشترک تولید برای 26 کمپانی تولید اتومبیل ایران از دو باره کاری عظیم جلوگیری خواهد کرد.

هزینه تولید اتومبیل به شدت پائین خواهد آورد.

این سیاست مشترک و واحد می تواند در روز تا 100 میلیون لیتر در سوخت گازوئیل و بنزین صرفه جویی بدنبال داشته باشد.

و عجیب اینجاست عدم اتخاذ سیاست درست تولید خودرو یا ادامه وضع موجود می تواند در چند سال تا 800 میلیارد دلار خسارت بر روی دست ایرانیان باقی بگذارد .

همینطور که در گذشته خسارت سنگینی روی دست ایران گذاشته است خسارتی که دولت و تک تک مردم هزینه آن را پرداخت کرده اند.

دقت کنید ما داریم راجع به 30 میلیون خودرو صحبت می کنیم نه چند هزار خودرو 

انتخاب نا درست می تواند تا 50 سال کشور به بیراهه بکشاند .

و انتخاب درست قدرت اقتصادی و امنیت حمل نقل برای 50 سال آینده با هزینه کم امکان پذیر کند.