بصورت محرز و قطعی آمریکا برای خروج از برجام روی عکس العمل ایران مطالعه کرده و به این نتیجه رسیده است دولت روحانی هچ واکنشی نخواهد داشت ( یا نمی تواند ).
این ارزیابی در جریان سخنان ترامپ مشخص است ایران باید به برجام پایبند بماند اما ما از برجام خارج می شویم.
بلاشک این نتیجه برای عکس العمل ایران از بی خاصیت بودن دولت روحانی و اطلاع از ساختار قدرت در ایران ناشی میشود.
آنان می دانند این فرمانده جنگ اقتصادی (روحانی )به اندازه یک گروهبان در این جنگ سواد و اطلاعات و رهبری ندارد؟
در واقع یکی از علت های این تصمیم خروج از برجام همین موضوع بوده است.
من نمی دانم چرا یک گروهبان به فرماندهی جنگ اقتصادی منصوب شده است؟
اگر شما در یک لشگر نظامی برای فرماندهی تعداد زیادی افسر بلند پایه و سرهنگ یک گروهبان ساده را به فرماندهی منصوب کنید چه خواهد شد؟
در داخل هم همه دست اندر کاران اقتصاد می دانند که روحانی هیچ کاری نکرده و نخواهد کرد اصلا او فقط به درد سان دیدن می خورد مرد صحنه نبرد مرد استراتژی و تاکتیک نیست؟
پس وضع ایران به همین شکل ادامه خواهد یافت؟
این فرمانده خود خوانده با کمال افتخار فرماندهی شکست خورده جنگ اقتصادی را به مقام رهبری هم پیشکش می کند .
این دیگر کار زشتی است که فقط از روحانی برمی آید؟
چرا شکست را به مقام معظم رهبری تعارف می کنید برای فرار از "مسئولیت" برای پاسخ گویی در آینده من که گفتم از من فرماندهی تحویل بگیرید؟
یا برای "فرافکنی" و بازی "تائید گرفتن از رهبری رهبری" است
این تعارف معنی دیگری هم دارد شاید برای کسی که قرار است تلاشهای کشورش را به نابودی و تسلیم بکشاند ( مامور بیگانه جاسوس ) هم کاربرد دارد؟
برای روحانی که حاضر نیست ذره ای از مسئولیت های خود را واگذار کند این تعارف خیلی مشکوک است؟
یا رئیس جمهور دارد از تغییرات آینده جلوگیری می کند ( می خواهد رهبری نمک گیر کند)
هر چه هست مشکل همین جا است؟
گره کور نبرد اقتصادی در همین تعارف است این تعارف "دستور" غرب بوده ( در صورتی که مامور باشد)
در واقع رهبری جنگ اقتصادی ( که اکنون معطل مانده است ) کلید فتح این نبرد است.
جنگ اقتصادی ما بدون عکس العمل ما دارد پیش می رود.
این فقط " مترسک "روحانی است.
مسئولیت همواره با "پاسخ گویی" قرین بوده است در قانون اساسی.
آیا قانون اساسی ما برای نبرد اقتصادی مقام منشور و پیش بینی داشته است؟
اگر نداشته چرا اکنون با خلا رهبری و تصدی بی تخصص روبرو هستیم کم کاری و سستی از جانب چه کسی بوده است.
این "مسئولیت" جمعی مردم ایران است که در این مورد باید از دولت مجلس و حتی شخص رهبری تقاضای پاسخ گویی و "حل مشکل" داشته باشند .
سوال اساسی اینجاست چه کسی مسئول نهایی این جنگ است چه کسی باید بازخواست شود
یا از چه کسی باید در این جنگ اقتصادی باید اطاعت کرد.
این سوالات بی پاسخ است رهبری هست رئیس جمهور است معاون اول هست اما مسئولیت نهایی در این جنگ و شکست در آن در حوزه مسئولیت کدام یک است؟
"همه یا هیچ کس"
در واقع باید گفت "هیچ کس"
در واقع چرا غرب از عکس العمل ایران خیالش راحت است؟
آیا یک مامور سابقه دار در مسئولیت بالا دارد که نمی گذارد عکس العمل سختی در دستور کار گیرد ؟
آیا قبلا هماهنگ شده ؟
آیا این مامور همین رئیس جمهور فعلی ایران است؟
سوال اینجاست اگر این واکنش غیر قابل پیش بینی بود این خروج از برجام صورت می گرفت ؟
یقینا پاسخ منفی است؟
پس جبهه داخلی ما اشکال دارد فرماندهی ما برای جنگ اقتصادی ابتر است.
این به مفهوم تسلیم سربازان اقتصادی به صورت دست بسته به دشمن است؟
در واقع آنچه تلاش های اقتصادی در کشور غیر قابل رقابتی کرده است.
همین گزاره است خیانت "رهبران جنگ اقتصادی" ( یا بیسوادی و ندانم کاری مطلق)
یا مسئولیت شکست با "هیچ کس" است.
در واقع کرنش و لبخندهای آقای روحانی و برجام باعث زیاده طلبی آمریکا و حتی اروپا شده است
آنچه آنان را گستاخ تر و وقیح تر کرده است اصرار ایران برای ماندن در برجام و نزاع دو جناح کشور بر سر اقتصاد بوده است.
اکنون ادامه این سیاست کشور به ورطه نابودی خواهد کشاند؟
یک سال پیش اخطار کردم طی یک اخطار چند ماهه از برجام باید خارج شویم ( راهبرد 162)
در واقع خروج یکباره به غرب اجازه تحلیل نخواهد داد؟
اما اکنون هم باید از پیوستن به FATF ,CFT خود داری کرد اصلا ایران باید در سازمان ملل متحد تعریف غرب از تروریست به چالش بکشد .
دستگاه دیپلماسی کشور باید تعریف ما از تروریست به وضوح اعلام کند حتی اگر شده در مجمع سازمان ملل متحد به تصویب اکثریت اعضاء برساند .
و گرنه ما همیشه در دنیا این مشکل خواهیم داشت؟
خروج چند ماهه از برجام و تکیه بر اقتصاد داخلی سیلی محکمی بر گوش زیاده خواهی غرب خواهد بود.
آخرین سلاح غرب تهدید به جنگ است .
ما هم 40 سال است با سایه جنگ روبرو هستیم اگر بخواهیم از جنگ بترسیم باید جمع کنیم برویم؟
اصلا جنگ شود حرجی نیست بگرد تا بگردیم؟
ما می توانیم اقتصاد دنیا را دچار رکود کنیم می توانیم
می توانیم با بستن تنگه هرمز برای مدت طولانی خسارت 5000 میلیارد دلاری برای اقتصاد دنیا به ارمغان بیاوریم
ما در مرکز ژئوپلیتیک جهانی نشسته ایم این خواب و خیال است درگیری با ما
این حقیر دیدن دولت روحانی این احساس ضعف مدیریت کشور نوبر است؟
آقا نمی توانی کار کنی چرا مردم در فشار می گذاری جمه کن برو؟
هیچ الزامی در قبول شرایط غرب بخصوص اروپا نداریم این تفکر احمقانه است ایران باید به کنوانسیون های مورد نظر آنان به پیوندد .
چه کسی سر از ترس اعلام می کند اگر این کنوانسیون ها را قبول نکنیم با ما معامله نمی کنند؟
آنان نیاز و طمع دارند شما خریدار باشید حتی مادرشان را هم می فروشند ؟
همین آمریکا در طی جنگ ایران عراق بارها در بازار سیاه به ما سلاح فروخت.
تمام اروپا هم همینطور است.
دولت دارد کشور تسلیم می کند؟
کاری ندارد به غرب بگویید بچرخ تا بچرخیم ببینیم کی بیشتر ضرر می کند.
حجم اقتصاد ما حداکثر 400 میلیارد ( از نظر بانک جهانی است)
اما حجم حوزه به خطر افتاده غرب از این برخورد 100 برابر بیشتر است.
کدام احمقی چنین ریسکی خواهد کرد.
شما هر چقدر عقب تر بیایید آنان جلو تر خواهند آمد.
شاید تضمین کردن پیروزی در جنگ اقتصادی کاری غیر ممکن باشد شاید این تضمین فقط از یک مجنون و دیوانه سر بزند .
اصلا تضمین کردن و ضمانت کردن هر چیزی توسط بشر غیر ممکن می باشد چون عمر او دست خودش نیست آسمان و زمین در اختیار او نیست .
اصلا تضمین بسیار سخت اگر نگوییم غیر ممکن است حداقل بسیار سخت و مخاطره آمیز است.
آن هم تضمین اقتصاد به هم ریخته ایران ؟
در کشوری که هر نیمه مرد سیاسی و دولتی برای خود خدایی می کند نه سیاسی حتی هنری و ورزشی هم خود را تافته و جدا بافته می داند که مجاز است هر کاری یا هر حرفی را بزند؟
تا چه رسد به مدیران ارشد و وزیران؟
اینجا سخت تر از همه دنیا است.
اما من تضمین می کنم پیروزی اقتصادی را ظرف فقط یک سال؟
تضمین می کنم اقتصاد ایران از خطر دور کنم ظرف سه ماه کشور را سرشار از کوشش و تلاش کنم؟
امید را به بخش خصوصی کشور بازگردانم؟
مشکل کمبود بودجه را بر طرف کنم و پرداخت های دولت بدون تاخیر و به موقع انجام دهم بدون استقراض بدون چاپ اسکناس بدون فشار مالیاتی به فعالان اقتصادی .
مشکل ارزی کشور حل کنم ؟
مشکل اشتغال به تدریج بهبود ببخشم ( حل کامل اشتغال زمان سه تا پنج ساله می خواهد)
مشکل یارانه و سوخت حل کنم.
همه آنچه در بالا گفتم نه حدودی بلکه تا 80 درصد ظرف یک سال تقدیم خواهم کرد به شرط زیر
مقدرات اقتصادی کشور بدهید دست یک شورای اقتصادی متشکل از هفت نفر اقتصاد دان با صفات زیر
قبل از هر چیزی تمام این اقتصاد دانها باید هم سواد اقتصادی کامل داشته باشند الزاما نه دکترا اگرچه دکتر باشند بهتر
اما اصلی ترین خصوصه تمام آن ها مومن و سابقه کار در صنعت تجارت کشاورزی و بانکهای کشور باشد ( حداقل سابقه 20 ساله)
صرف داشتن تحصیلات حتی بالاترین تخصص و پروفسوری هم کار ساز نخواهد بود .
اشتباه هولناکی که یک بار کشور با اصحاب نیاوران تجربه کرد؟
اول یک اقتصاد دان جامعه شناس
دوم یک اقتصاد دان کشاورز
سوم یک اقتصاد دان صنعت کار
چهارم یک اقتصاد دان بازار و یا سابقه تجارت
پنجم یک اقتصاد دان حقوق دان
ششم یک اقتصاد دان بین المللی ( کار کرده در سازمانهای ملل متحد یا بانک جهانی )
هفتم یک اقتصاد دان فقیه که اقتصاد اسلامی کامل درک کرده باشد.
اما حوزه تصمیم گیری این شورا باید بر تمام قوانین کشور ارجح باشد منهای قانون اساسی
در واقع این شورا بتواند آنچه را با اکثریت نسبی تصویب می کند بلافاصله اجرائی کند.
تمام مقررات و قوانین مخالف قبلی را منحل یا مسکوت بگذارد.
در واقع تمام قوای کشور تحت فرامین این شورا قرار گیرد حتی رئیس جمهور ( یا استیضاح و بر کنار شود)
بدیهی است چنین شورای می تواند تصمیمات درست اتخاذ کند به شرطی که مشکل جناحی نداشته باشد در واقع سعی شود از افراد فرا جناحی یا کمتر حساسیت جناحی و گروهی انتخاب شوند.
این افراد می توان طی یک فراخوان عمومی اینترنتی با در خواست رزومه انتخاب کرد
اگرچه بعضی ممکن است مایل نباشند در این شورا شرکت کنند با وجودی که لیاقت تمام کامل داشته باشند.
اما منافع ملی حکم می کند از اینان در خواست همکاری کرد ولو با اصرار
خوب اگر حاکمیت به چنین شورای تن دهد من نیز به تضمین خویش اصرار دارم.
و گرنه باید منتظر اخبار بدتر بود
اول می خواستم طی کنم مدیریت چنین شورایی را بدهید دست من
بدون در خواست حقوق و یا سمت یا استخدام یا حتی پاداش بصورت صد در صد مجانی و بسیجی
فقط برای خاطر ....................
اما بعد فکر کردم اگر چنین شورای تشکیل شود خود می توانند از بین خود یکی را به مدیریت انتخاب کنند خود می توانند اقتصاد را به سر و سامان برسانند
شاید اصلا وجود من نیازی نباشد
اصلا این پیشنهاد پذیرفته اجرایی گردد باقی حل است هیچ چیزی نمی خواهم.
دولت مردان نیمه عاقل آمریکایی جدیدا روی همکاری ایران با گروه تروریستی القاعده تبلیغات می کنند .
اولین بار این سخنان ناپخته از دهان بی چاک و بست ترامپ بیرون آمد و پیرو او هم مک پمپئو وزیر خارجه قلدر منش او همین اتهام بکار برد.
این اتهام برای جامعه بین المللی اینقدر دور از واقعیت و خنده آور است که یک آدم بی نزاکتی بگوید شیر گاو سیاه است؟
اصلا ترامپ و گروه او آنقدر در دشمنی با ایران و لجاجت پیش رفته اند که عقل آن دچار مشکل شده اصلا کار نمی کند.
گروه تروریستی القاعده جزء گروهای وابسته به آل سعود هستند یک گروه سلفی تندرو ضد شیعی که دست پخت آنها در افغانستان طالبان کشتار دیپلماتهای ایرانی بود.
اصلا این گروه القاعده توسط عربهای تندرو در جریان اشغال افغانستان بوسیله شوروی سابق با کمک آمریکا تشکیل شد؟
کمکهای نقدی و تسلیحاتی آمریکا و عربستان در تشکیل آن نقش اساسی داشتند.
و اسامه بن لادن سعودی رهبر قبلی این گروه بود که برای مخفی بودن اسرار آن گروه بوسیله آمریکا کشته شد.
اصالتا اسامه بن لادن یک سعودی مقیم آمریکا بود که سر از افغانستان در آورد.
حالا سوال اینست اینقدر حماقت و آلزایمر برای نسبت دادن ایران و القاعده برای چیست؟
جواب کاملا مشخص است آمریکای ترامپ سعی دارد به افکار عمومی بقبولاند ایران یک کشور تروریستی مرتجع و عقب مانده است که برای آمریکا و دنیا مشکل درست کرده است؟
چه تشبیه حماقت آمیزی برای قطب اول غرب پیشرفته غول تکنولوژی و ثروت دنیا ا.
این تشبیه مانند این میماند که کسی با داشتن اسلحه ( انواع رسانه ها ) چوب دستی شکسته را برای زدن دشمن خود بر دارد.
اصلا یکی از علتهای زیاده روی ترامپ در اتهام زدن و تهدید ایران سکوت ایران است.
آقای روحانی همچون مترسک ساکت مانده است.
ایران هم پای آمریکا باید تهدید کند باید پاسخ این همه حماقت ها داده شود و گرنه باعث گستاخی دشمن می شود.
ایران باید وقتی اقتصادش تهدید می شود اقتصاد جهانی را تهدید وقتی امنیتش تهدید می شود باید امنیت جهانی را تهدید وقتی حرمتش نا دیده مش شود حرمت طرف را نادیده بگیرد.
آقایان فکر می کنند با سکوت می شود گذران امور کرد خیر این اشتباه است اول باعث گستاخی و تفکر بی عملی ایران خواهد شد؟
دشمن فکر خواهد می کند ما ترسیده و در مقابل او درمانده ایم.
خیر چنین حرکتی از دولت ایران پذیرفته نیست شایسته نیست باعث خسارت بیشتر خواهد شد.
باعث ادامه اتهامات و ادامه اقدامات خواهد شد که شده است ؟
وقتی تهدید به حمله نظامی می کنند باید تهدید مشابه کرد .
برای اینکار هم باید ابزار داشت اولین ابزار توسعه موشکهای دور برد است .
باید طرف بفهمد هر سخنی برای او پاسخ و هزینه دارد.
این بی پاسخی روحانی و دولت او باعث شده حتی کشورهای کوچک منطقه هم ایران تهدید کنند ؟
این نهایت اشتباه دولت فعلی است.
ما یک کشور وابسته به غرب (آمریکا ) بودیم در چهل سال پیش طی یک انقلاب خونین وبا شکوه توانستیم وابستگی و رشته های اسارت کشور پاره کنیم یک کشور مستقل از غرب خصوصا آمریکا را پی ریزی کنیم گفتمان ما گفتمان انبیا بود از ابتدا امام خمینی بر اسلامی انقلابی بودن این انقلاب تاکید داشت غرب و نظام سلطه جهانی بار ها سعی کرد تا دوباره ما را به اسارت بکشد تحمیل جنگ هشت ساله و حتی اواخر دخالت مستقیم در جنگ کودتا تحریم و این اواخر تحریم های هوشمند و بانکی و توطئه دائم گوشه ای از این فشار روز افزون بر ایران بود تا دوبار نظام وابستگی و اقماری ایران به غرب تکمیل گردد
اما چرا امروز بیش از هر تاریخ دیگری غرب و آمریکا اصرار دارد که ایران تحریم تسلیم کند ؟ علت روشن است ان لحظه تاریخی تسلیم انقلاب ایران به واسطه ساختاراش اکنون امکان پذیر شده است در واقع انقلاب ایران میراث حکومت شاهنشاهی وابسته محمد رضا شاه را به ارث برد همان سیستم اداری ناقص غربی همان سیستم بوروکراسی رانت خوار نفتی که غرب طراحی کرده بود انقلاب با تغییرات جزئی ادامه داد در واقع اسب تروا غرب در ایران همان سیستم غربی اداری معیوب است که زمان شاه با نیم میلیون کارمند اداری کار می کرد اکنون با دو ونیم میلیون کارمند همچنان ناکارآمد و فلج بر ایران حکم فرمایی میکند حداقل در آن زمان شاه و ساواک کنترل کامل برآن سیستم داشت اکنون حاکمیت بر آن کنترل ندارد فساد سیستمی و فامیلی بر این سیستم اداری سایه افکنده است رانت خواری و رانت جویی نهادینه شده و بودجه خواری اختلاس جزء لاینفک آن شده 700 میلیارد دلار طی هشت سال (دوره احمدی نژاد) علاوه بر بودجه نابود کرد نتیجه هم بسیار مخرب و نا امید کننده بود این سیستم هیچگاه در آمد معقول و هزینه معقول نداشت در تمام 97 سال گذشته از سال 1300 همواره بودجه غیر متعارف و بیش از درآمد خرج کرد؟ در دوره قبل از نفت همواره متقاضی وام بود بعد هم همواره طالب فروش نفت و حتی مصادره اموال مردم و تجار را در دستور کار داشت همیشه مانند یک فقیر محتاج باقی ماند حتی وقتی که سالانه بیش از 170 میلیارد دلار درآمد نفت به آن تزریق شده این سیستم در بطن خود نقص و وابستگی و فلج بودن را بصورت مادر زادی و نهادینه دارد در واقع همین سیستم است که موتور انقلاب ایران را خاموش خواهد کرد اگر طرحان انقلاب فکر نجات و رهایی از آن سیستم ناقص با مجریان تحصیل کرده غربی و رئیس جمهور امنیتی فاقد تجربه اقتصادی 3 اهرم ترامپ برای به زیر کشیدن انقلاب ایران است اهرم کارا و موثر ؟
نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی در می یابیم امام خمینی چرا از این سیستم گریزان بود و دستور تشکیل نهاد های جهاد سازندگی و سپاه پاسداران صادر کرد نهاد جهاد سازندگی در عمر کوتاه خود خدماتی معادل هفت برابر عمر 60 ساله پهلوی به ایران کرد تا جایی که سازمان ملل متحد و بانک جهانی به موثر بودن خدمات و رشد بالای اقتصادی انسانی آن اعتراف کردند؟ اگرچه دولت ایران موفق شده سیستم غیر بوروکراسی جهاد سازندگی در قالب وزارت جهاد سازندگی بعد هم در قالب ادغام و وزارتت جهاد کشاورزی به کلی حذف و حل کند اما هیچگاه موفق به هضم و منحل کردن سپاه پاسداران نشد ؟
لذا امروز به اعتراف دشمن سپاه بزرگترین نیروی انقلابی نظامی دنیا در مقابل استکبار جهانی است چه بسا اگر جهاد سازندگی هم اگر منحل و ادغام نشده بود امروز بزرگترین موتور توسعه اقتصادی انسانی دنیا شده بود بگذریم که در انحلال و ادغام آن چه خیانت های صورت نگرفت اگرچه همه این روند طبق قانون و رای مجلس انجام شده؟ .امروز بیش از هر زمانی نیاز به انقلاب اقتصادی اسلامی اداری نیازمندیم وگرنه این سیستم ساختاری با دولت مردان فاسد و در بهترین حالت کاسب کشور را واگذار خواهند کرد.
سیستم جهاد سازندگی چه مزیتی داشت که گاه تا بیست هفت برابر ادارات توانست خد مت کند آن هم با بودجه نازل و نیروی کمتر یک این نیرو با توان انقلابی و جهاد گونه به دور از کاغذ بازی با فرماندهی نیروها در گروه های کوچک معجزه آفرید کار به جای رسید که دشمن اعتراف کرد اقرار کرد در وجه توسعه روستایی و بهداشتی عمرانی بسیار کارآمد و فعال عمل کرد اینجا دوست ندارم گزارش آنها را مطرح کنم اما کافی است توجه کنیم ما نیز اکنون نیاز به یک ساختار شبیه نیاز داریم تا کشور از بحران تحریم اقتصادی با کمترین خسارت خارج کنیم این ممکن نیست مگر با همکاری آحاد مردم .
در غیر این صورت باید منتظر بود تا روحانی یا روحانیهای آینده در میز مذاکره همه چیز کشور تقدیم آمریکا کنند تا همانند مذاکره شوروی سابق با مذاکره لب پرتگاه کشور بفروشند؟
یک مثالی بزنیم جنگ ما بار ارتش و نیروی دریایی آمریکا در سالهای جنگ ایران و عراق نمونه بارز این وضعیت فعلی است هر گاه ما بصورت منظم و ارتش کلاسیک خواستیم با نیروی دریایی آمریکا برخورد کنیم نتیجه تلفات سنگین بود هر گاه به شکل نامتقارن و غیر کلاسیک با آنها طرف شدیم نتیجه پیروزی و تلفات سنگین آمریکایی ها بود با این سیستم فرسوده اداری دو نیم میلیون نفری و دولت تحصیل کرده غربی که فقط بلد هستند ماشین بوروکراسی وابسته را اداره کنند به جنگ اقتصادی آمریکا برویم نتیجه از هم اکنون معلوم است یک برجام شماره 2 و خیانت دوباره آمریکا شکست روی شکست؟
اما یک کارگروه جهادی در یک تحرک شبانه روزی با تکیه برنیروهای ارزشی کار را به سرعت تمام خواهد کرد منظور از سرعت یک کار حداقل یک سال می تواند ورق پیروزی به نفع ما رقم بزند