راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 278 ) مقابله مردمی با سیل ( چیدن گونی های شن و خاک )؟

دولت نشان داد که آخرین کمک برای مقابله با سیل است متاسفانه بعضی مسئولان فقط جلوی دوربین شو اجراء می کنند ؟

از سپاه و بسیج ارتش باید تشکر کرد با وجود حمایت همه جانبه با وجود کمبود بودجه بهتر از دولت ظاهر شدند.

حتی نیروهای هلال احمر بخصوص در رده های پایین و داو طلبان بسیار تلاش گر ظاهر شدند.

اما دولت نتوانست انسجام و تدارکات عملیاتی به اجراء بگذارد؟

اما یک نکته فراموش شده حرکت مردمی شهرهای تحت محاصره و خطر است.

باید نیروهای محلی با تشکیل گروه های امدادی با تهیه گونی و کیسه خالی و پر کردن آنها و تشکیل خاکریز مانع ورود سیل به شهر شوند.

شهری مانند پل دختر بیش از 76 هزار نفر جمعیت داشت یک چهارم این جمعیت عملیاتی است یعنی 18 هزار نفر این 18 هزار حتی با دست خالی قادر بودند 180 هزار کیسه شن پر کرده و در مقابل سیل خاکریز ایجاد کنند.

این خاکریز حتی می تواند دور تا دور شهر را پوشش دهد؟

این تجربه بشری است در بسیاری از مواقع از آن استفاده شده است.

من هم اکنون به تمام شهرهای در معرض خطر توصیه می کنم با تشکیل نیروهای داوطلب مردمی و بسیج امکانات مردمی نظیر تراکتور بیل و غیره دست به ایجاد سیل بند بزنند.

همان کاری که از دست نیروهای دولتی ساخته نیست .

بی شک هفته آینده از شنبه باز هم بارش سنگین خواهیم داشت امید است خود مردم به فکر خود باشند به امید دولت ننشینید که جزء حسرت و پشیمانی حاصلی ندارد؟

آب گرفتگی منازل مسکونی در ایران به علت استفاده از مصالح نامناسب به معنایی تخریب کامل بنا است.

حتی اگر قادر هستید دور خانه خودتان را با گونی شن آب بندی کنید.

گونی های شن اگر از پنج عدد بیشتر روی هم چیده شوند نیاز به چند گونی پشتی بابت تکیه گاه دارند.

امید است دیگر شهر دیگری زیر آب گرفتگی قرار نگیرد.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 277 ) یکصد پنجاه سال شکست پی در پی ایران از اقتصاد ؟

نمی خواستم این مطلب را به تحریر در آورم مایل نبودم صفحه ای را بگشایم که سر شار از رنج محنت و نیستی بوده و هنوز هم هست.

اما برای از خواب بیدار کردن خیلی ها نیاز است این واقعیت را به رشته تحریر و اقرار در آورم ناگزیرم؟

می گویند با شلیک توپهای روسی در گنجه و ایروان مردم ایران با رشد صنعتی و اقتصادی اروپا آشنا شد بیدار شد.

اولین دور شکست ایران در دو دوره جنگهای ایران روس با ریشه اقتصادی به پایان رسید.

دور دوم جنگهای ایران روس هم با کسری وحشتناک بودجه و نرسیدن به موقع ارزاق و مهمات به نفع روس ها به پایان رسید .

در واقع شکست قاجار به علت شکست اقتصادی بود بلاشک یک اقتصاد دان ایرانی می توانست از فاجعه شکست های مکرر تاریخی ایران جلوگیری کند؟

اما پادشاهان بی لیاقت قاجار قادر نبودند آدمی با هوش تر از خود را بر مسند وزارت و قائم مقامی بگمارند.

حتما آدمی کم هوش تر و ضعیف تر از خود را انتخاب می کردند؟

رمز قتل امیر کبیر هم در همین نکته نهفته بود.

قبول تمام عهد نامه های ترکمن چای و به قول من شکست نامه های قاجاری به علت ضعف در اقتصاد بود.

حتی ریشه سقوط قاجار و رضا شاه هم اقتصادی بود؟

در واقع اشغال ایران در شهریور 1320 هم نتیجه شکست اقتصادی بود.

دولت های قاجار با کسر بودجه و عدم برنامه ریزی اقتصادی روبرو بودند همواره در صدد استقراض بودند این رویه به دوران پهلوی هم سرایت کرده بود اگرچه درآمد نفت به داد پهلوی رسید؟

کاش هرگز این نفت در ایران نبود.

تمامی دولتهای ایران در 150 سال اخیر به غیر از چند سال ناقابل مشکل اقتصادی وخیم داشته اند.

سقوط مصدق هم نتیجه شکست اقتصاد بود بی تردید مصدق در اقتصاد شکست خورده بود عدم فروش نفت ( به قول دکتر معتضد ) نبود کشتیرانی ملی نفت کش و توطئه آمریکا انگلیس عامل تسلیم مصدق بود بی شک مصدق خود تسلیم شرایط شد و برای وخیم تر نشدن اوضاع اقتصادی مردم ساکت شد.

دو دوره قحطی جنگ جهانی اول و دوم در ایران نیز با توطئه انگلیس و شکست اقتصادی در ایران همراه بود. ( نگاهی به فیلم یتیم خانه ایران این قسمت روشنتر و عریانتر خواهد کرد)

کشته شدن بیش از بیست میلیون انسان در ایران نتیجه این دو قحطی ( حداقل تلفات) بود.

در واقع ما در جنگهای 150 سال گذشته شکست نخورده ایم تمام تلفات ما در جنگ با روسیه عثمانی با انگلیس و متفقین به بیست هزار نفر نمی رسد نگاهی به دور اول پیروزی های قوای ایرانی با روس ها نشان از گزاره دارد با سلاحهای قدیمی تر فرمانده هان نظامی چنان شکستی بر روس ها وارد کردند که بسیاری از آنان به صدها کیلومتر عقب تر گریختند.

در واقع غرب با تمام قوا از انسجام مالی و مالیاتی در ایران جلو گیری می کرد و می کند.

آثار این حرکت در تمامی سالهای گذشته جا به جای تاریخ مشهود است؟

در جریان مستشاران اتریش آلمانی مالیاتی کشور در جریان امیر کبیر در جریان اخراج مورگان شوستر و مخالفت صریح انگلیس و روسیه حتی سی سال بعد در جریان آرتور میلسپو کاملا نشان از این داشت 

که انگلیس از سر سامان گرفتن اقتصاد ایران هراس داشت هنوز هم دارد. 

اگر بگویم امروز یک فرمانده اقتصادی به بیش از هزار سرتیپ و سرلشگر شجاع و درس خوانده می ارزد بی گزافه نگفته ام ( نمی خواهم ارزش کار فرمانده هان نظامی را پایین بیاورم شجاعت و حتی شهادت بعضی از آنان با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست )

اما اهمیت اقتصاد اکنون از هزار فرمانده نظامی و صد لشگر رزمی آماده با تمام تجهیزات بیشتر است؟

دنیای امروز دنیای دیگری است سلاحها فقط تفنگ ها و توپها و هواپیمایی جنگنده نیست.

حتی استراتژی جنگی بدون پشتوانه اقتصادی و پوشش مالی بی نتیجه است.

امروز سلاح اقتصاد کشنده تر و بدتر از سلاحهای مخوف  جنگی است.

مگر شوروی سابق نیروی نظامی و فرمانده نظامی کم داشت آیا می دانید تعداد فرمانده هان شوروی بیش از تمام اروپا بود وقتی سقوط کرد.

فقط 26 هزار فرمانده رسمی در شوروی وجود داشت ( درجات بالاتر از سرهنگ تمام ).دو میلیون هفتصد هزار سرباز و دو میلیون هفتصد هزار عضو رسمی نیروی آماده داشت جمعا 5400000 هزار نفر.

متاسفانه قبول قطعنامه 598 هم برای جلوگیری از شکست اقتصادی بود هم مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی هم نامه مسعود روغنی زنجانی موجود است و نیاز به بحث نیست.

اگر چه بعضی هنوز در خوابند بعضی هم اصرار دارند به خوان یغما بودجه دسترسی پیدا کنند تا خوب بهره مند شوند و قبول مشکل اقتصادی برای ایجاد محدودیت نمی پذیرند؟

قبول تمام قرار دادهای خفت بار در 150 سال گذشته نتیجه همین شکست اقتصادی بوده است ؟

قبول برجام هم نتیجه شکست اقتصادی بود هر کس قبول نمی کند مشکل دارد؟

اگر یک فرمانده اقتصادی با اختیارات تمام منصوب یا منتخب نشود دور شکست های اسبق امکان پذیر است.

آنان که نمی خواهند وخامت اوضاع را به پذیرند در واقع خیانت می کنند به نفع دشمن .

اصلا کسانی که درک موقعیت را ندارند شایسته ادامه خدمت نیستند.

اگر یک روز مجبور بودیم مستشار مالی مالیاتی داشته باشیم امروز مجبور نیستیم 

من قول می دهم یک نظم عالی با استفاده از قانون اسلامی و مالیات کم سرتاسر کشور را می شود قوام اقتصادی بخشید حتی اکنون که در تحریم و مشکلات هستیم.

به شرطی که حاکمیت باور کند مشکل اقتصادی وخیم وجود دارد و دولت و مجلس قادر به حل آن نیستند.

اکنون وقت دخالت رهبری برای خاتمه دادن به بی انضباطی اقتصادی است.

اکنون وقت استفاده از بند دهم قانون اساسی است.

مگر نه اینکه این بند قانون اساسی برای مواقع حساس و مواقع خطر تعبیه شده است.

چرا از آن استفاده نکنیم این خشاب ذخیره حکومت جمهوری اسلامی ایران است اکنون باید استفاده شود شلیک شود .

هر گونه تعلل در استفاده از آن خسارت بار است حتی خسارت نیستی؟ 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 276 ) خانه تکانی اقتصاد ایران برای تغییر ساختار؟

تغییرات سیاسی و اقتصادی 20 سال اخیر دنیا و بخصوص تغییرات  سیاسی جبهه بندی و بلوک های اقتصادی  و از همه مهمتر  بحرانهای مالی پی در پی  که غرب را در هم نوردید.

و پیامد های شوم آن برای اقتصاد جهانی بخصوص برای اقتصاد ایران بر کسی پوشیده نیست.

اقتصاد بزرگترین کشور غرب ( آمریکا ) دچار نقصان های جدی و کسری بودجه کلان و مشکوک به ورشکستگی شده و خواهد شد یا حداقل تلاطمات متولی و پی در پی آتی جزء لاینفک ان خواهد بود.

بدیهی نا پرهیزی سیاسی و نظامی یکی از عوامل این تغییرات بوده اند. که خارج  از بحث ما است.

اکنون دیگر اقتصاد نفتی محلی از اعراب ندارد؟ حتی اگر حکومت شاهنشاهی ایران ادامه یافته بود و ما یکی از کشورهای اقماری آمریکا بودیم باز هم اکنون اقتصاد نفتی برای ایران بیش از بیست سال است خاتمه یافته بود.

در واقع غفلت جمهوری اسلامی در زمینه اقتصاد باعث مشکلات بغرنج کنونی شده است.

در هر حال تغییرات اقتصادی برای ایران مشکلات خواهد داشت بلاشک.

ما نیاز داریم از یک اقتصاد نفتی و وارداتی به یک اقتصاد تولیدی و کشاورزی خود پایه تغییر رویه دهیم.

با دلارهای نفتی یک جامعه تنبل و واسطه گیر و دلالی و وارداتی دیگر نمی توان جامعه را اداره کرد.

این جراحی باید سالها پیش انجام می شد هرچه تاخیر بیشتر جراحی سنگین تر و طومار سرطانی بزرگتر و عمل مخاطره آمیز تر سخت تر خواهد بود.

از چشم انداز پیدا برای سالهای آینده هم نفت دیگر برای ایران نمی تواند تکیه گاه مطلوبی باشد.

در واقع این گاو شیر ده برای سیاست مداران و کیسه دوزان ایرانی دیگر منبع درآمد نیست.

بزرگترین خریدار بازار نفت اکنون خود فروشنده است اکنون خود محتاج تر از هر کشور نفت فروش دیگر است .

اعتقاد دارند باید نفت خود را استخراج کنند به هر قیمتی بفروشند به هر قیمتی این پیام مستقیم و غیر مستقیم ترامپ است به هر "قیمتی" 

اگرچه بازار نفت مخاطرات دیگری هم دارد انرژی های نو و نیروگاههای خورشیدی و اقتصاد در حال افول جهانی به هر حال بازی برای ایران محدود شده و محدود تر هم خواهد شد.

پس تغییر الزامی است .

برای تغییر باید نگاه قانون گذار تغییر کند در واقع باید تولید کشاورزی و تولید صنعتی در ایران مقرون به صرفه باشد.

یعنی دریافت مالیات از تولید و کشاورزی و محیط کار باید متوقف شود نه فقط متوقف بلکه باید سوبسید و ارفاق هم داده شود تسهیل کار به معنی مطلق یعنی مکان کار و تولید به قدری مقدس شمرده شود که هیچ مزاحمت توقف و مخالفتی قانونا متوقف شود.

نظیر پلمپ مکان کسب که قانونا بسیار سخت حتی غیر ممکن است.

منظور از مالیات هر گونه وجه بیمه تامین اجتماعی عوارض شهر شهرداری ده داری مالیات دولت را شامل می شود طبق تعریف اتحادیه اروپا هر وجهی را شامل می شود.

قانون تامین اجتماعی به شکل فعلی باید متوقف شود اکنون این بیمه خود معادل یک ماه حقوق برای کارفرما هزینه ایجاد می کند خود مانع بزرگی برای شروع به کار است.

 قوانین گمرک باید تغییر کند نگاه به ورود کالا برای تنظیم بازار و غیره توقف قانونی می طلبد.

در واقع دولت برای سی سال ورود کالا را متوقف کند تا سرمایه گذار اطمینان کند برای سرمایه گذاری.

حتی زمان شاه هم ورود البسه دوخته شده ممنوع بود گاهی برای یک کت و شلوار دوخته شده در خارج تا 1800 درصد هزینه گمرکی بسته شده بود تا کسی بدنبال ورود آن نباشد تا در داخل دوخته شود.

در واقع باید کنترل کامل گمرکی برقرار شود تمام مرزها با سیم خاردار و موانع پوشش داده شود.

هر کالای فقط از طریق قانونی اجازه ورود و ترخیص داشته باشد تا تولید داخل بیمه گردد.

شکی نیست با شرایط فعلی جهان تولید هر کالایی در ایران گرانتر از تولید خارجی آن تمام می شود به علت کم کاری عدم بهره وری نیروی کار و حمایت دولت از کم کاری و عادت ایرانی ها به تن پروری.

دولت غیر فعال بزرگ بدون بهره وری اقتصاد واسطه ای قوانین عهد دقیانوس تفکر کمونیستی در کار تفکر لیبرالی در دولت و سرمایه بازار همه دست به دست هم زده یک ملغمه شله قلم کار شیر گاو پلنگ درست کرده که نه بار می برد نه شیرش را می شود خورد.

خانه تکانی از اقتصاد نفتی از مالیات تولید از نمادهای کار الزامی است اگر ما او را بیرون نیندازیم او ما را بیرون خواهد انداخت حیاتی وگرنه فردا خیلی دیر است؟

در فلسفه خانه تکانی ایران هم هر گونه نا پاکی زشتی اشغال و کثافت باید بیرون ریخته شود چه کثافت بیرون ( خانه اموال اثاث ) و کثافت درون ( کجی دروغ کینه نفرت ) . اگر ما این ها را بیرون نیندازیم آنها ما را بیرون می اندازند ( به بیمارستان تیمارستان یا قبرستان)

منظور از فردا سال آینده نیست ماه آینده هم نیست دو هفته دیگر هم نیست بلکه فردا 27 اسفند 97 هم دیر است؟ 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 275 ) نگاهی به گذشته و تعیین اولویت های اقتصادی سال 98.

در راهبرد قبلی اشاره کردم که آقای روحانی دیگر وقتی برای اتلاف ندارد؟

این گزاره برای عده ای به مفهوم خط و نشان کشیدن برای دولت تلقی شد در حالیکه اینگونه نیست این جریان طبیعی کاستی های گذشته است که پایان اقدامات بی پایه دولت را می طلبد.

شاید هم پایان دولت را رقم میزند؟

در سال 97 اقتصاد ایران در یک سقوط آزاد بیش از دو سوم مزیت خود را از دست داد.

سقوط قیمت ریال به یک سوم پایین آمدن قدرت خرید عامه مردم شرایط را برای سال 98 بسیار شکننده خواهد کرد.

سال 98 سال تورم سال پایین آمدن قدرت خرید سال کمبود بودجه و سال رکود اقتصادی سال افزایش بیکاری است؟

در حالیکه دولت همانند شش سال گذشته برنامه ای ندارد؟

اوج این فشار اقتصادی در بهار سال آینده خواهد بود اکنون که عید نزدیک است همه در فکر عید گذران تعطیلات هستند فقرا در فکر تهیه حداقل ها ثروتمندان در تهیه مسافرت و غیره

اما در پایان فروردین وضع به گونه دیگری است افزایش نرخها کمبود میوه و سیفی جات (گدا بهار)

فشار را بر مردم دو چندان خواهد کرد در واقع 100 روز آینده برای روحانی بسیار سرنوشت ساز است

اگر دولت نتواند برای سال آینده تدارکات تخفیف دهنده ای را فراهم کند سقوط  روحانی دور از ذهن نخواهد بود؟

اصلا این تنزل اقتصادی چنان دولت را در منگنه گذاشته که برای گذران امور عادی کشور هم مشکل دارد چه رسد به جبران مافات یا برنامه برای آینده؟

اولین اولویت دولت باید حفظ اشتغال و کمک به کنشگران اقتصادی باشد باید به تولید کنندگان داخلی کمک فکری مالی و معافیت های تعرفه ای بیشتر عطا کرد.

در حالیکه شواهد حاکی از افزایش پایه مالیاتی افزایش تعرفه گمرکی و افزایش عوارض شهرک های صنعتی دارد.

حتی دولت در پایان سال 97 دست به لغو توافق های مالیاتی که با افزایش ده درصدی نسبت به سال 95 برای سال 96 تصویب شده بود زد خلف وعده و حتی بالاتر خیانت در امانت.

لذا توافق ها را نادیده گرفته مجددا افزایش پایه مالیاتی برای سال 96 در برنامه گذاشته است.

این خیانت نابخشودنی است چون بخش خصوصی چگونه به توافق های دولت در آینده اطمینان کند؟ 

دولت ناخواسته کمر به قتل مجروحان جنگ اقتصادی زده است.

کمبود بودجه دولت را به فشار مالیاتی و گمرکی تشویق کرده است.

در حالیکه واحد های تولیدی و خدماتی با رکود اقتصادی با افزایش حقوق و کمبود سرمایه ناشی از افزایش مواد اولیه روبرو هستند لذا اقدام دولت باعث فرو ریختن تعداد بیشتری خواهد شد.

آمار بسته شدن واحد های اقتصادی هر روز در حال افزایش است اما دولت فقط به تراز های پرداختی خود فکر می کند بس؟

باید واحدهای اقتصادی را با حذف مالیات افزایشی حذف یا کم کردن عوارض ورود دستگاه های تولیدی و ابزار تولید و حتی بخشودگی یا تعلیق مالیات به حیات بیشتر ترغیب کرد.

باید افزایش واگذاری زمین ( حتی واگذاری رایگان در استانهای مرزی ) برای ساخت کارخانه و کارگاه داشت باید با بخشودگی عوارض ساخت کارخانه و عوارض شهرداری ها ( به شرط شروع ساخت در سال 98 ) ترغیب کرد.

باید ورود و ساخت لوازم کار را تسریع و ترغیب کرد.متاسفانه آمار نشان می دهد ابزار کار و لوازم تولید بیشترین افزایش قیمت و بیشترین مشکلات در ورود دارند

در واقع خرید ابزار کار و ماشین های تولیدی غیر ممکن شده است در حالیکه قیمت های عموما تا سه برابر افزایش نرخ داشته اند 

قیمت ابزار و قطعات یدکی تا ده برابر افزایش نرخ تجربه می کنند.

باید برای حفظ کارگاه های موجود و حتی ساخت کارگاه های جدید مقررات بسیار ساده و  ارزان طرحی و ابداع کرد این اولویت فراموش شده دولت بوده و هست. 

دومین اولویت کشور فرو ریختن قدرت خرید کارگران و کارمندان است تلاش برای جبران این کاستی نیاز به درایت  و نکته سنجی دارد ( که در دولت نیست)

اکنون که بیشترین افزایش نرخ در مواد غذایی بخصوص در پروتئین حیوانی داریم 

بیشترین کمک دولت باید در حفظ قیمت پایین مواد غذایی باید باشد حتی توزیع یارانه غذایی.

در واقع کمک به تغذیه آحاد مردم بالا بردن قدرت خرید است.

تسهیل مقررات برای افزایش تولید ( مواد غذایی و پروتئین ) گوشت مرغ و گوسفند و شیر لبنیات و تسهیل واگذاری مجوز ها و حتی تسهیلات بانکی می تواند به منزله آب ریختن بر آتش باشد.

متاسفانه اخبار حاکی از  افزایش هزینه رسمی ( حتی غیر رسمی زیر میزی ) گرفتن مجوز و طولانی بودن زمان پاسخ گویی دارد.

اولین قدم دولت باید متوقف کردن مجدد افزایش های نرخ ها باشد با کار اساسی تسهیل شروع کار و بخشودگی بدهی واحد های ورشکسته و غیر فعال و نکته فراموش شده در این باره تبلیغات دولت است برای اعلام پیگیری تولید ( آقایان در خواب تشریف دارند)

این نکته "تبلیغات" مغفول و مقتول بزرگ دولت است در این مبارزه اقتصادی 

هر چه دولت آمریکا دستش کوتاه از اقدام عملی در ایران است بیشتر به تبلیغات تکیه می کند ایران آن را رها کرده است.

اگر قبول کنیم مقدار زیادی از افزایش نرخها روانی بودند پس نکته " تبلیغات " مقتول و مفقود دولت ایران است.

منظور از کوتاه بودن دست آمریکا در اقدام عملی نداشتن ابزار در داخل کشور است بله آنان می توانند فروش نفت ایران در بازار جهانی مختل کنند .

اما ابزار بسته شدن مرغداریها در داخل کشور که در دست ترامپ نیست ؟

ابزار افزایش هزینه بی رویه خدمات دولتی ایران که در دست ترامپ نیست؟

افزایش زمان پاسخ گویی دولت اشکال تراشی برای ورود کالا در گمرک ایران که در دست دولت آمریکا نیست ( نکند هست و ما خبر نداریم)

در واقع جنگ روانی اولین اولویت فراموش شده برای اقتصاد کشور است.

در واقع دولت باید به استمرار بخش خصوصی و تولید و اقتصاد کشور کمر همت ببندد .

اولین اولویت کمک به ادامه اقتصاد خانواده ها دومین اولویت کمک به استمرار واحدهای تولیدی خدماتی و حتی تجاری است.

در واقع آخرین قسمت دخل خرج دولت است حتی اگر تراز پرداختی دولت کسر بودجه هم داشته باشد دولت با ابزار اوراق قرضه و وام و............. می تواند گذران امور کند

اگر چه این کسری بودجه آثار تورمی دارد اما تحمل تورم آینده بهتر از توقف اقتصاد فعلی کشور است.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 274 ) شرایط صلح را پیروز جنگ دیکته می کند نه شکست خورده؟

ایران پیروز صحنه جنگ و مناقشه خاورمیانه بوده است بلاشک این گزاره نه فقط توسط سیاست مداران بلکه توسط رسانه های گروهی کشورهای مختلف بارها تکرار شده است.

حتی رسانه های دشمن نیز لب به اعتراف گشوده اند 

خالی از لطف نخواهد بود نگاهی کوچک به تاریخچه این اعترافات داشته باشیم.

اولین زمزمه و اعتراف را بی بی سی انگلستان در تاریخ 24 مرداد ماه 1385 ( یا تاریخ معادل میلادی آن)

فاش کرد.

مجله دیپلمات در 19 آبان 1394 طی یک مقاله ایران پیروز مطلق نبرد و مناقشه خاورمیانه دانست

الجزیره 28 آبان 1396 به این پیروزی اعتراف کرد.

جروزالم پست (اسرائیل) 5 شهریور 1396 اقرار به این واقعیت کرد.

لوموند عربی 8 مهر ماه 1397 مفصل و مستدل اذعان کرد.

سایت ایراس سوم اسفند 1397

مجددا"بی بی سی در 16 بهمن 1396 اعتراف کرد.

نشریه آمریکایی نشنال اینتراست آنلاین 13 شهریور 1396.

کارشناس انستیتو شرق شناسی هامبورگ 21 تیرماه 1395 (هنر فورتیگ)


در کتاب "ایران قدرت بزرگ" از جمله می خوانیم: "کلید ثبات اروپا در تهران است. بدون ایران، نه می توان بر داعش پیروز شد، نه می توان بحران پناهجوئی را حل کرد و نه می توان به تنش های خاورمیانه پایان داد".

این گوشه ای از هزاران اعتراف بزرگ است که دنیا برای ایران بکار می برد.

اما در داخل کشور گویی وضع به گونه دیگری است انگار جای برنده و بازنده عوض شده است؟

این جنگ روانی ترامپ هم هست بازنده جنگ خود را به جای برنده جا زده است.

این ما هستیم که شرایط صلح را تعیین می کنیم این ما هستیم که باید قواعد بازی آینده را بنویسیم.

اما عده ای غرب زده و خائن در دولت (اگر خائن هم نباشند اعتماد به نفس ندارند) به گونه ای برخورد می کنند انگار آمریکا جنگ و مناقشه خاورمیانه را برده است پس او باید قواعد را تعیین کند.

زهی خیال باطل؟

کسی که زیر میز قمار می زند و همه چیز را به هم می ریزد معلوم است باخته است.

برنده هرگز زیر میز قمار نمی زند.

این هم اعتراف "دولت " آمریکا به "باخت" توسط ترامپ.

شرایط آینده را ما تعیین می کنیم حتی اگر بازنده قبول نکند؟

عدم قبول و تمکین بازنده شرایط را برای او سخت تر خواهد کرد .

به شرطی که ما بر خود مسلط باشیم و مشکلات داخلی را حل کنیم.

آقای روحانی حل مشکلات داخلی حل مشکلات اقتصادی بسیار آسان است اگر کودن ها و احمق ها و خائن ها را کنار بگذارید.

اگر نمی توانید صادقانه رو در  روی ملت بنشینید اعتراف و کناره گیری کنید.

ادامه این راه کشور را به پرتگاه و شما را به جهنم خواهد برد.

وقت برای رئیس بازی و پز دادن تمام شده است؟

وقت برای ریش رنگ کردن و لبخند زدن تمام شده است؟

فرصت شما زیر 100 روز است یا درهای مسئولیت را برای دیگران باز خواهید کرد یا ملت شما را به بازنشستگی قبل از موعد خواهد فرستاد.

وقت نیست برای هیچ "سستی و آزمون خطا" اینجا " آخر خط " شما است مگر سال 98 را با تدبیر دیگری آغاز کنید .(شعار دولت روحانی تدبیر و عمل بود در دولت یازدهم و در دولت دوازدهم گفتمان

هر دو شعار در عمل عملیاتی نشد ضد آن انجام شد)

سال 97 پایان دولت روحانی است؟