هرچی احمدی نژاد تحرک فیزیکی داشت ( اگرچه چیزی از آن تحرک در نمی آمد چون بیشتر تشریفات و مسافرت بی تفکر بود)
آقای روحانی به صندلی چسبیده از جای خود تکان نمی خورد نه تکان فیزیکی دارد نه تکان فکری مانند دو آلپا به هر دو چسبیده همچنان به قبای غرب چسبیده قبله آمال آنطرف است ؟
اما تفکر و گرایش ( تحلیل همه راه حل ها از طریق مذاکره ) همچنان پاشنه آشیل ملت ایران شده است.
اصلا محتوی مدیریت در دولت روحانی عملکرد خود وزیر مربوطه است نه آثار هدایت شخص روحانی
به همین خاطر موفقیت ها حوزه ای و کوچک هستند
آنچه در وزارت بهداشت ناظر هستیم مدیون تلاش آقای دکتر نمکی و مشاوران ایشان است نقش آقای روحانی در حد " یخچیده قاجار " است
لذا در مسکن وقتی کم کاری شد مدیون بی تلاشی آخوندی و خیانت ایشان بود.
در وزارت جهاد کشاورزی وقتی مرغ و تخم مرغ گران شد مدیون عدم مدیریت وزارت خانه بود ( دوسال از جیب مرغداران تخم مرغ و مرغ ارزان فروختند ) تا مرغ رها شد ؟
اکنون نیمی از مرغداری های کشور فعالیت خود را متوقف کرده اند.
بقیه هم توانی ندارند یا برای فروش گذاشته اند یا منتظرند گرانی یا فرجی برسد.
کلا تمام واحدهای تولیدی و صنعتی به همین شکل هستند به حال خود رها شده اند.
هیچ برنامه تشویقی یا تدوینی وجود ندارد دولت دارد جلوی ملت تئاتر بازی می کند ؟
روحانی هم قصه گوی این تئاتر است ( گفتار درمانی ).
500 هزار مسکن قول داده شده هرگز ساخته نخواهد شد.
بودجه دولت هرگز تامین نخواهد شد؟
فروش اوراق قرضه و وامهای دولت هیچ فرجامی بوسیله روحانی نخواهد داشت؟
او هیچکاره است اگر یازده روز که هیچ یازده ماه هم ظاهر نشود بر صندلی دولت تغییری نخواهیم داشت مگر وزیر مربوطه تلاشی صورت دهد آن هم نیم بند؟
اما داستان ارز یک تراژدی فاجعه بار دیگری است که گفتاردرمانی روحانی یا گفتار درمانی رئیس بانک مرکزی در آن پیش گویی اضداد است؟
رمز کار اینجاست هر گاه می گوید ارز پایین خواهد آمد بدانید یک افزایش قریب وقوع خواهیم داشت؟
آنچه روحانی می گوید نوش دارو بعد از مرگ سهراب است.
من با آقای سعید لیلاز موافقم که مقاومت در مقابل اقتصاد بدون نفت بیشتر از زمان مصدق دوام آورده.
اما با این پیش فرض که روحانی مسبب آن بوده مخالفم ؟
وضعیت امروز ایران بسیار با زمان مصدق تفاوت پیدا کرده حداقل در موارد زیر امروز ما بسیار تواناتر هستیم
1- زمان مصدق ارتباطات ایران بسیار کم و افراد زبان بلد محدود و خریداران نفت محدود تر بودند.
2-امروز بیش از 123 کشتی بزرگ و نفتکش نقش بسزایی در توانایی ایران می توانند داشته باشند
3-امروز 5 میلیون دانش آموخته و 200 هزار دکترا نیروی انسانی عظیمی است که آنوقت نداشتیم
4- بازیگران اقتصادی داخل ایران اکنون هزاران برابر آن روز هستند شرکت ها و تولیدی ها
5-توانایی تکنولوژی امروز ما با دنیای غرب اگرچه هنوز عقب تر است اما اینک فاصله خیلی کم شده
6-آن روز ما به تنهای نه می توانستیم استخراج کنیم نه می توانستیم پالایش کنیم پس توان امروز ما نسبت به آن روز
7- یک جانبه گرایی آن روز با امروز غیر قابل مقایسه است
خوب روحانی از کدامیک از این امکانات بهره برد؟
روحانی دست روی دست گذاشت تا صنعت نفت ایران فلج کامل شود فروش نفت صفر شود ما به راحتی از دنیا و بازار نفت حذف شدیم؟
شکست صفر در مقابل صد گل خورده کجای آن پیروزی است؟
اگر با آن امکانات مصدق دوسال مقاومت کرد ما با این امکانات بیست سال هم مقاومت کنیم باز او پیروز تر بود.
در آن هنگامه یورش فقر نداری اقدامات او بهتر منطقی تر و اثر گذار تر بود؟
اگرچه توهم محبوبیت و توهم قدرت در نهایت از او یک شکست خورده ساخت.
اما امروز دولت هیچ اقدام موثری در مقابل تحریم نفت نه در داخل نه در خارج انجام نداده است.
حالا سوال اینجاست آقای لیلاز کدام اقدام کدام لایحه دولت باعث این مقاومت شده است؟
این مردم بودند مقاومت کردند دولت هیچ کاری نکرد که هیچ سعی کرد با مانع تراشی با گرانی ارز بنزین و خودرو کارشکنی کند برای نیل به " مذاکره "
روحانی هیچ اندیشه مقاومت و مقابله ندارد فقط نقش دارد بازی می کند؟
دقیقا مانند آن نماینده مجلسی که موقع سخنرانی یک طرح در مجلس برای مخالفت فریاد 2 و 2 مرتب تکرار می کند اما موقع رای گیری رای موافقت مخفیانه داخل صندوق می اندازد؟
یک روزی بالاخره اسناد این خیانت ها بر ملا خواهد شد؟
شکست کامل روحانی و تصرف کرسی های مجلس این امید کاذب در اصول گرایان دامن زد که بی شک بازی انتخابات رئیس جمهوری را هم خواهند برد و جناح مقابل ( اصلاح طلبان ) شکست خورده و سکوت اختیار خواهد کرد؟
درست وسط این شادی کاذب یک دفعه ناقوس وحشتناک و بسیار هشدار آمیز نامه آیت الله موسوی خوئینی به رهبری رشته این امیدها را از هم گسیخت؟
این خشم و هجوم باور نکردنی ریشه در تاریخ بیست ساله اخیر دارد هر بار که یک جناح در مدیریت کشور شکست می خورد با سکوت و گوشه گزینی صحنه را ترک می کرد همین انتظاری که اصول گرایان داشتند؟
اما این نامه نشان داد اولا اصلاح طلبان یک پارچه نیستند مانند گذشته فکر نمی کنند.
دوم اینکه قصد کناره گیری و گوشه عزلت نشینی ندارند هیچ ابتکار عمل و جرات اعتراض و سوال در سطح ملی هم دارند.
این نامه چرت زدن بسیاری را پاره کرد رویا های رنگی بسیاری را در هم ریخت؟
زنگ هشدار عجیبی بود که " دوام " وجود ندارد .
این قسمت بسیاری را عصبی کرد ؟
در واقع شجاعت و جسارت آیت الله خوئینی در نوشتن این نامه وارد شدن در جنگ روانی بود که عاقبت آن بستگی به برخورد سیاسیون کشور دارد؟
این به هم ریختگی و آشفتگی نشان می دهد جناح اصول گرایان هنوز از پختگی و عقلانیت فاصله دارد لذا خود را مبرا از هر گناه و شکست می داند این نیز خیلی خطرناک است.
باید قبول کرد وقتی فاجعه "بحران اقتصادی " با "بحران مشروعیت " و "بحران نداشتن برنامه و مدیریت " همراه شود تلفیق شود می تواند پایه هر حکومتی را برای همیشه ویران کند.
این هشدار اگرچه بی قاعده و بی سابقه است اما "لازم بود"
ادبیات این طلب همگانی مناسب نیست اما نوشتن آن " واجب کفایی " بود
بالاخره یک نفر باید این نامه را می نوشت.
این زهری روی سفره در بشقاب غذای ما است؟
نتیجه نمی گیرم باید این زهر خورد باید تسلیم شد باید مذاکره کرد خیر منظور اینست:
این "بحران " وجود دارد برای حل آن باید کار اساسی و فوری انجام داد.
این همانند آپاندیس در حال انفجار است باید حل شود قابل به تاخیر انداختن نیست؟
قابل نادیده گرفتن نیست . قابل تاخیر و تعلل نیست؟
این " بحران " باید هم اکنون رسیدگی برای آن تمهیدات بسیاری اندیشید.
باید اکنون برای پشت سر گذاشتن آن بیش از وضع فعلی تلاش کرد.
وگرنه به مرحله یا زهر خوردن یا مرگ خواهد رسید.
این وضع تا کنون در عمر جمهوری اسلامی ایران تا بدین حد وخامت وجود نداشته است؟
پس اصل موضوع نوشتن نامه مستند و جاری است ایشان یک "واقعیت جاری " مطرح کرده.
دوم از آینده محتوم سخن رانده این هم درست است این وضعیت نمی تواند دوام داشته باشد.
سه تقاضای حل و تجدید نظر هم امری نکوهیده و شایسته است.
اما راه حل که سوال بسیاری از اصول گرایان است؟
اگر ایشان راه حلی را مطرح کرده بود بازهم به شدت با آن مخالفت می شد.
چرا که اصول بر مخالفت است هر چه باشد حتی لجاجت می شد.
پس بهتر بود همان بدون ارائه مسیر و راه حل موضوع نامه نوشته می شد.
اگر هر کس دیگری غیر از آقای خوئینی این نامه را نوشته بود اینقدر با مخالفت آقایان روبرو نمی شد.
تاسف اینجاست حمله به ایشان از تاریکی و پای ایشان نوشتن همه قصورات اصلاح طلبان صحیح نیست اسلامی هم نیست هیچ سندی از رهبری ایشان در فتنه 88 یا تجمعات دیگر وجود ندارد.
پس این اتهامات و حملات نقش بر آب و خالی از سند است.
به یاد داشته باشیم قرآن کریم در
سوره مبارکه مائده آیه ۸
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کونوا قَوّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلیٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقویٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعمَلونَ.
داریم که دشمنی با قوم یا گروهی شما را از دایره عدالت و تقوا خارج نکند.
اما من نه در بسیاری از مواقع با ایشان هم عقیده بودم نه اکنون با ایشان نسبت یا حتی موافق هستم ( با بعضی موافق و با بعضی مخالف هستم )
قصد حمایت یا انکار ایشان را هم ندارم ؟
آنچه به نظرم صحیح عاقلانه و اسلامی است روی میز می گذارم و به آنان که دل در گرو اسلام دارند توصیه می کنم در الصاق های خویش تفکر کنید بسیاری دروغ هستند یا توسط افراد فاسق بیان شده اند؟
سوق دادن جو عمومی جامعه به رادیکالیسم و تشنج و درگیری داخلی هیچ کمکی به ما نمی کند؟
اکنون وقت صبوری و شنیدن تعقل کردن است نه سینه ستبر کردن پرخاش؟
اکنون وقت پیشی گرفتن از رهبر و صدا بلند کردن آن هم بلند تر از صدای پیامبر ( ولی فقیه ) نیست؟
نامه دیروز آیت الله موسوی خوئینی به رهبر انقلاب باید یک نقطه عطف برای تغییرات سیاس ی بدانیم .
اگر چه جناح اصول گرا به شدت بر علیه آن موضع منفی گرفت و با آتش تهیه سنگین کیهان و سرمقاله آقای شریعتمداری به این نامه حمله کرد؟
من این نامه را تغییر بزرگی در کشور می دانم در واقع از آن به منزله "گزارش شکست" برای تغییرات مطلوب در آینده نزدیک خبر می دهم.
باید تلقی بسیار مثبتی از این نامه داشت این نامه حاوی نکات بسیار مهم است که در ذیل شرح خواهم داد.
اما عکس العمل جناحهای سیاسی اصول گرا و اصلاح طلب را بسیار احساسی و ناروا می دانم؟
آیا همه آنچه بر سر کشور آمده فقط تقصیر اصلاح طلبان است؟
ما می دانیم آنچه بر وضعیت کنونی کشور می گذرد حاصل بی تدبیری و گناه هر دو جناح کشور است.
هر دو جناح در آنچه پیش آمده کم و بیش مقصر هستند؟
آیا احمدی نژاد در مشکلات فعلی کشور سهیم نیست آیا مدیریت های جناحی در مناصب خاص اصول گزایان فاقد عیب و مبرا از اشتباه بوده در حالیکه اینگونه نیست همگان می دانند هر دو جناح در بوجود آمدن فجایع امروز سهیم هستند.
این نوشته بدنبال اعلام درصد مجرمیت یا درصد بیشتر یا کمتر برای هر کدام نیست.
اما محرز هر دو جناح دیدی خودی و غیر خودی را در دیدگاه خود داشتند هر دو تصرف سمت ها را یک غنیمت جناحی می دانستند .
صرف نظر از اینکه طرف صلاحیت دارد یا ندارد یا کاندید رقیب اصلاح تر است ؟
هیچ گاه دید اسلامی قرآنی بر دو طرف حاکم نشد؟
هر دو یک روحیه خود پرستی را دنبال کردند.
هیچ گاه به اشتباهات خود اعتراف نکردند هر دو در زمان زمانداری مدیریت های بسته و دیکتاتوری را دنبال کردند ؟
هیچگاه به خرده گیری و نقایص شیوه کارشان توجه نکردند که هیچ سرکوب هم کردند ؟
در مقطعی زندان تکفیر و طرد اولین دستمزد نقد کنندگان بود؟
هر دو مجرم و دخیل در بوجود آمدن مشکلات فعلی هستند.
اصلا چرا باید جو فرافکنی و اتهام زنی اینقدر شدید باشد؟
چون در چنته چیزی نیست ؟
نه اصول گرایان نه اصلاح طلبان مشتاق و فریفته قدرت هیچ برنامه و اصولی برای کشور ندارند.
آقایان اصول گرایان با همه ادعا بیش از یک ماه است مجلس در اختیار گرفتند چه کاری کردند؟
چه برنامه ای برای نجات کشور روی میز گذاشتند ؟
اصلا هیچ چیزی ندارند که عرضه کنند ( این خلاصه مطلب است )
دو طرف مجرم فرافکن فاقد کیفیت مطلوب هستند لذا به شیوه های غیر اسلامی و ناجوانمردانه در برخوردها اتکا می کنند؟
هیچ کدام قادر به تعریف یک حرکت مطلوب از طرف مقابل نیستند؟
هر دو جناح خود را می پرستند هر دو بت خویش را می پرستند چه زشت چه زیبا بت جناحی بسیاری را کور کرده است؟
برای همین است که من نامه جناب آیت الله خوئینی را فصل خطاب تفکرات گذشته می دانم .
ایشان با نوشتن این نامه خود را کوچکتر کرده نه بزرگتر از موضع تلاش برای بهبود وضعیت رویه گذشته را نقد کرده .
این نامه رویه و شیوه مدیریت گذشته را زیر سوال برده است نه اشخاص یا حتی جناحهای سیاسی را حتی من نامه ایشان را انتقاد به رهبری هم نمی دانم چون صرحتا در آن به رهبری اشاره نشده.
پس باید این نامه را یک تلاش برای تغییر تعبیر کرد نه چیز دیگری.
بخصوص آنجا که می گوید " از نگاه مردم شیوه مدیریت در بالاترین سطح و قدرت نافذ آن "
دارد اذعان می کند به مقصر بودن شیوه مدیریت ( بخصوص رئیس جمهور)
مفهوم این بند اینست که این شیوه معیوب است و با زبان بی زبانی خواستار تغییر آن است؟
بخصوص وقتی می گویید " اگر شیوه ای که تا کنون بکار رفته " " نتیجه محاسبات "
" صاحب نظران حق دارند درست یا نادرست این روش تذکر دهند " ؟
آخر هم تقاضا می کند اگر این شیوه محصول وحی یا نظیر آن نیست تجدید نظر شود.
این چند جمله اعتراف بزرگی است به شکست شیوه گذشته و تقاضای تجدید نظر نیز امری نیکو و پسندیده ای است باید به استقبال آن رفت؟
واقعیتی وجود دارد و آن ناشی از اینست که ما گوساله پرست هستیم .
این رئیس جمهور چه خصوصیاتی باید داشته باشد 2 جمله قانون اساسی " رجل سیاسی " کافی نیست؟
ما دقیقا چه می خواهیم ما ایده لوگ می خواهیم ما وابسته جناحی یا سیاسی می خواهیم یا یک مرد یا زن کار بلد مدیر متفکر غیر جناحی خود ساخته "جزئیات " این خواسته مشخص نیست؟
جزئیات نحوه انتخاب نحوه احراز صلاحیت کافی نیست؟
متاسفانه بسیاری از بزرگان کشور دوست دارند این جزئیات مخفی بماند تا در مواقع لزوم گنجشک خود را به جای قناری به مردم و کشور قالب کنند؟
کاری ندارد نوشتن و تصویب جزئیات بیش از "مدیر و مدبر"
این که اول باید میزان سواد عظیم تر شخص محرز شود ( نه با مدارک تقلبی یا حتی دکترا)
این که میزان تعهد به اسلام و کشور انقلاب باید ثابت شود؟
اینان کاری ندارد به شرطی که حاکمیت نخواهد از طریق قرعه کشی یا به پرواز در آوردن کبوتر و بر شانه شخصی نشستن کسی را انتخاب کند؟
همه این انتخاب به تدوین روشی عاقلانه و غیر جناحی باز می گردد؟
یکصد استاد حوزه و دانشگاه بریزید داخل یک سالن ( محبوس کنید ) تا شرایط خوبی تدوین نکرده اید کسی خارج نشود؟
ظرف 24 ساعت بهترین شیوه ها بدست خواهد آمد اگر مرد میدان هستید.
در واقع ایشان اقرار کرده ما " تسلیم هستیم " برای آنچه شما ( رهبر انقلاب ) مقرر دارید؟
کجای این نامه اشکال دارد.
نکند آقایان اصول گرا صرف اینکه این نامه از طرف یک اصلاح طلب نوشته شده با آن مخالف هستند؟
پایان ریاست یا پایان عمر هر شخصی زمان بررسی کارنامه اوست توسط بشر ؟
در زندگی یا ریاست چه دستاورد یا چه خساراتی داشته کجا موفق بوده کجا شکست خورده؟
آثار این موفقیت بر بازماندگان یا وراث چی خواهد بود چند سال یا چند قرن این آثار باقی خواهد ماند؟
اگر چه روحانی زنده است نمرده اما دوران ریاست او رو به اتمام است.
این رویه دنیا است که اشخاص بسیار موفق یا اشخاص بسیار زیانکار قبل از پایان دوره بررسی و قدر دانی و تشویق یا تحقیر و محکوم خواهد کرد.
بی شک روحانی در ریاست جمهوری ایران جزء دسته دوم قرار می گیرد.
اما کارنامه اساسی توسط خالق هستی با توجه به اشراف کامل خداوند تبارک و تعالی بر نفس نیت و انگیزه اشخاص بررسی می شود که کامل ترین بررسی و محاکمه است چون دروغ و تزویر در آن راه ندارد؟
اما شکست اعتقاد به غرب " مذاکره با کدخدا " و همکاری با استکبار جهانی اولین دستاورد این حکومت 8 ساله روحانی است تجربه ای گرانبار با خسارات بسیار سنگین؟
اگر فقط عدم منفعت اقتصادی را بررسی کنیم زیان 700 میلیارد دلاری روی میز قرار می گیرد در نتیجه عدم فروش نفت و تحریم؟
زیانهای ناشی از این اعتماد بسیار هولناک تر از این ارقام است زیان فرهنگی گریختن سرمایه های فکری و مالی زیان نابودی بخشی از توان تولید داخلی و تولید ملی زیانده شدن بسیاری از واحدهای اقتصادی و ورشگستگی عنقریب بسیاری نتیجه این اعتماد و گذاشتن تمام تخم مرغ های ملت در سبد مذاکره بود.
بی شک آثار زیانبار این اعتماد تا بیست سال آینده ایران را رها نخواهد کرد.
وقت کافی است بدانید تمام بودجه چهار سال آینده رئیس جمهور بعدی این قبلا توسط روحانی پیش خور شده است؟
رئیس جمهور بعدی نیامده از هم اکنون شکست خورده باقی خواهد ماند حتی در دور دوم ( هشت ساله ) هم شانسی برای رهایی از ورشگستکی ندارد.
85 میلیون انسان که بیش از هشتاد در صد آنان فقیر شده اند منتظر کمک دولتی هستند که نیامده خود ورشکست است؟
تمام حوائج انسانی مالی ارتقایی حداقل 70 میلیون انسان برای 20 سال آینده فاقد پشتوانه مالی هستند؟
بدیهی است بازار نفت هم هیچگاه به وضع سابق بر نخواهد گشت؟
هرگز ایران نخواهد توانست از فروش نفت در سالهای آتی سالیانه 200 یا 300 میلیارد دلار ارز بدست بیاورد؟
اینان جزء بدیهیات آینده محتوم دولت در ایران است.
مردمی پر خروش که انقلاب کرد برای ارتقاء وضعیت اکنون در یک پیچ تاریخی در معرض بیشترین آسیبهای اقتصادی سیاسی قرار خواهد گرفت.
اوج گرفتن دوباره آسیب های اجتماعی شروع شده .
این اوج گیری با آسیبهای اقتصادی و سیاسی و نا آرامی سالهای بسیار نزدیک کار را بر ایران بسیار سخت تر خواهد کرد.
بی لیاقتی مدیران سفارشی عدم تصمیم گیری به موقع روحانی و حتی مجلس اصول گرا وضع را بسیار پیچیده و سخت خواهد کرد.
کسری بودجه عظیم اختلاس های عظیم تر و به فکر خود بودن روحانی نشان از پایان پذیرفتن شکست بوسیله رئیس جمهور شیفته به غرب دارد؟
اینکه روحانی مشغول ساخت و ساز در نیاوران است نشان برنامه ریزی ایشان برای آینده خود دارد بدون اینکه برای آینده مردم کاری کرده باشد. ( او اهنگ رفتن کرده مهمات و لوازم کار را دارد فراهم می کند)
این نتیجه محتوم دورغ و تکبر شخصی روحانی است دیکتاتوری که فقط به مدارا با غرب می اندیشید؟
نه مدارا با مردم و اعتماد به توان داخلی فقط چشم امید به سرمایه گذاری خارجی داشت؟
مردم را دست بسته تحویل دشمن می دهد؟
این پایان غم انگیز روحانی است پایانی با شکست هولناک ؟
روزهای آخر هیتلر حاکی از اینست شکست چنان بر روح و روان او اثر جانکاه گذاشته بود که هیچ گاه نمی توانست حتی کوچکترین تصمیمی بگیرد؟
در واقع شکست از او سلب اراده کرده بود همانطور که از روحانی شکست سلب اختیار کرده است.
میراث شوم روحانی ورشکستگی دولت و ملت است برای سالیان دراز.
او انقدر به مردم دروغ گفت که رابطه مردم با روحانیت و حکومت را برای همیشه تخریب کرد.
چنان بی اعتمادی نسبت به دولت در مردم شکل گرفته است که در بیست سال آینده هم جبران نخواهد شد.
فرو ریزی اعتماد اجتماعی دولت حاصل تزویر و عدم صداقت دولت روحانی است.
او هم چنان مشغول دروغ بافی و تزویر است هیچ خانه ای ساخته و تحویل داده نخواهد شد در دولت روحانی هیچ خودرویی به مردم تحویل نخواهد شد؟
هر چه پروسه برکناری و جایگزینی روحانی بیشتر طول بکشد خسارات سنگین تر و عمیق تر خواهد شد.
حداقل امروز یک اتفاق در هم عقیده بودن در حاکمیت و ملت وجود دارد بیم آن می رود .
که این وحدت هم دچار تفرقه و جدایی شود آنگاه احتمال ترمیم هم اقتصاد هم وحدت ملی کار بسیار سخت و شاید غیر ممکن باشد.
دولت مستعجل روحانی دارد بازی آخر را روی پرده می برد؟
شواهد حاکی از آن است که ایشان عمدا مشغول دستکاری در بازار ارز است؟
گویا کسری بودجه ایشان را کلافه کرده است همگی با ولخرجی ایشان هم در زندگی شخصی و هم زندگی کاری و مقامی آشنا هستند.
همانند بچه ننر و پولدار مرتب بذل و بخشش از کیسه خلیفه کرده و می کند.
جمله مشکوک منتصب به ایشان که نقل قول می شود حاکی از این تفکر است.
من در صحت این جمله شک دارم اما این حرکت و این تفکر از روحانی هم بر می آید هم با اصل مطابقت دارد؟
جمله مشکوک این است؟
من که مسئول نگهداری از قیمت ارز نیستم من مسئول دولت کارمندان و پرداخت یارانه هستم .
باید سر و ته خرج مملکت یکسان کنم.
باید دانست روحانی در سال 97 و 98 هم برای افزایش قیمت ها و تحت فشار گذاشتن حاکمیت چند حرکت مشابه داشته است؟
لذا بعید نیست این اقدامات در امتداد نارضایتی تراشیدن مردم باشد ( استفاده ابزاری از شورش های مردمی در چانه زنی با حاکمیت ).
بله ظاهر شما باید سر و ته بودجه را هم بیاورید اما به چه بهای ؟
بهای بسیار سنگین تخریب اقتصاد کشور ؟ و دفن اقشار ضعیف زیر بار تورم ؟
با این حساب سر انگشتی باید منتظر دلار 30 هزار تومانی باشیم؟
چون دلار 15 هزار تومانی و کسری بودجه 50 درصدی پر نمی شود مگر با دلار سی هزار تومانی؟
لذا عدم برکناری روحانی به منزله دلار 30 هزار تومانی خواهد بود
آنوقت باید دید امنیت ملی در دلار 30 هزار تومانی چه می شود؟
وقتی اقلام خوراکی با دلار مبنای نرخ در ایران درست دو برابر امروز نرخ داشته باشد؟
نرخ مرغ کیلویی 30 هزار تومان نرخ گوشت قرمز 200 هزار تومان نرخ تمام اقلام درست دو برابر امروز
نرخ بهمن ماه امسال خواهد بود؟
آقای روحانی باش تا صبح دولتت بدمد.