اکنون که سکان زمانداری کشور به صورت کامل بدست اصول گرایان افتاده بیش از هرچیزی یک نگاه سطحی و شعاری با تمام مشکلات کشور و چالشهای عظیم به چشم می خورد ؟
شعارهای که در پشت آن ها نه کار دقیق و علمی صورت گرفته نه وجه غالب فتوایی و حکم حکومتی دارند یعنی ولی فقیه و رهبری راجع به آن ها حکمی صادر نکرده و حتی قضاوت هم نکرده اند ؟
شعارهای که بعضی از سران اصول گرایان مشهور بصورت سطحی در برخورد با اصلاح طلبان مطرح می کردند اکنون به عنوان سیاست اصلی دنبال می شود متاسفانه همان اصول گرایان مشهور هم در شعار خود دقت کافی و غور لازم نداشتند یک دروغی را گفتند اکنون خود باورشان شده باید آن راست است باید دنبالش را گرفت؟
در روزگاری نه چندان دور دولت روحانی ذخیره ملی ارز به سمن بخس بین خواص خودشان توزیع می کردند و اصول گرایان دست کوتاه از حکومت شعارهای حذف و تجدید نظر در ارز جهانگیری یا ارز ترجیحی را مرتب تکرار می کردند؟
اما امروز در مقام اجراء و تصمیم همان شعار ها ارزشی ندارند متاسفانه اکثریت نمایندگان مجلس و همینطور دولت بدون تفکر بدون بررسی لازم همان شعار ها را مبنای خود قرار داده اند.
اگر از هر کدام بصورت علمی و دقیق بخواهید موضوع را کالبد شکافی و تشریح کنند عاجز هستند حتی از توصیف اولیه موضوع؟
این شده مبنای تصمیمات مجلس شورای اسلامی و دولت سیزدهم برای حذف ارز ترجیحی متاسفانه صدا و سیمای جمهوری ایران هم مرتب در این آتش جهالت می دمد؟
اقای جبلی رئیس جدید صدا سیما سرنوشت مردم دستمایه بازی و غفلت قرار ندهید ؟
سوال من از شما اینست از کجا بر شما حجت تمام شده که باید این ارز برچیده شود که شما مرتب کارشناسان خود تاییدی ردیف می کنید که بله این ارز چنین است چنان است ؟
آیا رهبری برای شما تکلیف کرده که دقیقا خبر دارم چنین چیزی نیست.
ایا خود اقتصاد دان هستید یا صرف اینکه از جناح اصول گرایان تشریف دارید چنین در آتش این جهالت می دمید؟
آیا می دانید همین اشتباه می تواند زیر بساط تمام اصول گرایان از حکومت رقم بزند؟
اصلا چرا موافقان این ارز در صدا سیما حضور ندارند حتی اجازه صحبت به ایشان نمی دهید؟
مگر نه اینکه صدا سیما باید اصول بی طرفی رعایت کند به همه نظرات امکان انعکاس بدهد چرا در این مهم اینقدر نابخردانه عمل می کنید؟
برداشتن ارز ترجیحی فقط یک تغییر قیمت نیست ؟
یک پیغام و اعتراف بزرگ به شکست است ؟
یعنی دولت با دست خودش دارد اذعان می کند من نه اکنون نه در آینده قادر به حفظ ارزش ریال حتی در حدود و یا چند برابر این نرخ را ندارم.
معنا و مفهوم این پیغام اینست منتظر پایین آمدن ارز برای ابد هم نباشید حتی بعد از پایان تحریمها هم نمی توانیم ارزی در این حدود قیمت هم داشته باشیم؟
این پیغام می تواند قیمت ارز در بازار غیر رسمی به ده برابر اکنون بتدریج افزایش دهد؟
در آینده نه چندان دور باید منتظر ارز صد هزار تومانی و دویست هزار تومانی و بیشتر باید بود.
این انفجار قیمتها را بدنبال خواهد داشت.
اما حفظ این ارز در بودجه می تواند به مانند یک سد عظیم در مقابل تورم و طوفان نرخها عمل کند ولو مقدار تخصیص آن جزئی و کم باشد.
در طول زمان این امکان به دولت خواهد داد که بتواند امور کنترل کند زمان بخرد برای آینده قدرت خرید ریال بیمه کند .
این خرید زمان خود بسیار مهم است برای دولت بدهکار زمان باز پرداخت ها را طولانی تر و امکان پذیر تر خواهد کرد؟
قبلا هم گفته ام این ارز ترجیهی به مانند حضرت سلیمان فوت کرده می ماند که به عصا تکیه داده است و ایستاده ؟
اما برداشتن آن به منزله افتادن قدرت دولت و انقلاب ایران تلقی خواهد شد و شکست بزرگی را در داخل و خارج رقم خواهد زد؟
مقصود از ضعف تهران قدرت نظامی نیست منظور قدرت تصمیم گیری و نجات اقتصاد بوسیله حاکمیت است؟
فرق نمی کند رئیس جمهور یا رهبری یا دولت وقتی ضعف در گرفتن تصمیمات اساسی و حیاتی اقتصادی و حکمرانی وجود دارد کشور به شدت ضعیف خواهد شد ؟
دولتی که نمی تواند هزینه خود را تنظیم و تهیه کند(بودجه 1401 ) نمی تواند بخش خصوصی را راهنمایی و مدیریت کند هر روز ضعیف تر و درمانده تر از روز قبل ظاهر می شود چگونه می خواهد منافع ایران در بین کشور های متخاصم و حتی غیر دوست و دوست حفظ و از آن دفاع کند؟
جمع آوری یک مشت وزیر ضعیف درمانده و یک مشت معاونان ضعیف تر چه منفعتی برای انقلاب اسلامی دارد؟
حتی پرسنل وزراتخانه ها و کارکنان دولت اینان را قبول ندارند دست می اندازند به بازی می گیرند ؟
آیا حاکم شدن اصول گرایان بر دولت توانسته تغییری در معادله "دولت درمانده" ایجاد کند؟
نه تنها تغییری ایجاد نشده بلکه بیم آن می رود که وضع بسیار بدتر هم بشود.
اصلا سوال اساسی اینجاست بصورت تئوری این دولت قادر است کشور و اقتصاد در تحریم اداره کند؟
پاسخ بسیار قاطعانه اینست خیر.
این دولت در تئوری و عمل نشان داد نه برنامه دارد ( بر خلاف سخنرانی های مکرر و ادعای داشتن 8000 برگ نوشته و سند برنامه )
وزیران هم به تناقض گویی و لکنت زبان گرفتار شده اند؟
اصلا این دو میلیون پانصد هزار کارمند دولت جمهوری اسلامی ایران چقدر در کنترل دولت هستند؟
آیا کارکنان دولت تحت سیطره دولت مرکزی اهداف دولت اجرا می کنند؟
یا در فقدان دولت مرکزی مقتدر هر کدام برای خود ساز جداگانه ای می زنند؟
گمرک نشان داد چقدر در اوج تحریم مخالف منافع دولت و ملت حرکت می کند برای کسب منافع نامشروع شخصی و حتی سازمانی؟
از وزارت اقتصاد معدن و صنعت و جهاد کشاورزی هم اطلاعات خوبی به سمع نمی رسد هر کدام در اوج تحریمها منافع مدیریتی و خیانتی و شخصی را دنبال می کنند ( اینک در اوج رشوه خواهی و فشار به بخش خصوصی هستند )
اگر چه این حرکت وجه غالب است اما به ندرت اشخاصی پیدا می شوند که همکاری می کنند و حالت ارث خواهی ندارند.
بانکها دولتی که ساز خود می زنند؟
بانکهای خصوصی که سر به شورش زده اند گویی بانک مرکزی اینان در واشینگتن است
دولتی که سیطره کامل بر حیاتی ترین مراکز اقتصادی کشور در حال تحریم ندارد چگونه می تواند موفق باشد؟
در حالیکه اقتصاد کشور روز به روز بیشتر در حال کوچک شدن وضعیف شدن هست ؟
رئیس دولت مکرر سخنرانی های مقتدرانه می کند؟
آیا کشور با سخنرانی اداره خواهد شد؟
اصلا رئوف بودن در مقابل خاطیان قاطعیت نداشتن ناشی از تصویر ناقص اسلامی است .
با رهیافت حکومت مقتدرانه اسلامی منافات دارد آیا امام علی (ع) هم در مقابل خطا کاران روش سکوت و مماشت پی می گرفت یا قاطعانه برکنار می کرد.
اکنون کل منافع کشور در خاطر قرار دارد بخاطر عدم قاطعیت و اقتدار حکومت مرکزی؟
اینک منافع کشور در مذاکرات وین در حالت مخاطره قرار دارد؟
دولتی که در داخل نمی تواند حاکمیت کامل بر کارمندان خودش و اقتصاد کشور داشته باشد ؟
چگونه می تواند در مذاکرات منافع کشور حفظ و تامین کند؟
ضعف حکومت و دولت ایران باعث شده تا مذاکرات دوجانبه پوتین بایدن و یا اتحادیه اروپا و آمریکا تعیین کننده سرنوشت ایران باشد؟
ایران کشوری با 10 هزار سال تاریخ یکی از اصلی ترین تمدن های کره زمین اکنون با بزرگترین چالش های دوران خود روبرو شده است؟
چالشهای سه گانه و تاریخی "خشکسالی" " دشمن " "دروغ "
هر کدام از این چالشها به تنهایی می تواند هر کشور و تمدنی را بر باد دهد؟
در واقع چالشهای اقتصادی بی آبی مدیریتی می رود که بقا و عمر این تمدن ده هزار ساله را به خطر اندازد بالاتر از آن عدم وجود مدیران لایق دارد انقلاب اسلامی را به شکست نزدیک می کند؟
متاسفانه مورد سوم " دروغ " که یک اپیدمی دولتی شده دو مورد دیگر را به شدت تشدید کرده است ؟
در واقع ریشه کردن و قلع و قمع مورد سوم می تواند دو مورد دیگر تخفیف یا مدیریت کند.
یک وقت است از دروغ به عنوان یک گناه و خصلت زشت شخصی یاد می کنیم ضرر و زیان آن محدود و معطف به زندگی شخصی و خانوادگی می شود.
اما وقتی این پدیده در قیاس عمومی و دولتی مطرح می شود بسیار تخریب گر و ویران کننده ظاهر می شود .
متاسفانه اکنون این پدیده به عنوان یک عنصر اصلی در مدیریت جمهوری اسلامی ایران دارد نقش بازی می کند نقشی ویرانگر و ویران کننده؟
نقشی غالب و سیطره یافته بر عنصر قدرت ؟
به جرات می توان گفت این " دروغ " دارد تمام بنیانهای جمهوری اسلامی ایران از ریشه بنیان کن می کند؟
مسئولانی که به دروغ صاحب تجربه تحصیل تقوا دانش و فضل هستند؟
مسئولانی که با دروغ سمت های عالی تصاحب کرده اند و دارند فضل و کمال دیگران تکذیب و تخریب می کنند؟
تا همچنان خود بر مسندها تکیه بزنند.
یکی از عوامل جلوگیری از نشر مطالب مدیریتی و راهکاری خروج از بحران اقتصادی همین " دروغ " و مسئولان دروغی هستند؟
آیا تا کنون مسئولی دیده اید بیاید به صراحت اعلام کند اشتباه کردم اشتباه شده " فلانی از من افضل تر است ؟"
هرگز قلع غم برکناری و بهتان زدن بدگویی بسیار شنیده ایم اما تعریف و تقدیر همسان یا پاینتر هرگز؟
مسئولانی که بر مردم و سمت ها سیطره پیدا کرده اند اما فاقد قدرت تصمیم گیری و فاقد لیاقت لازم هستند>
همگی در جای "دروغی " به دروغ منصوب شده اند.
این سیطره در مقامات درجه بالا و مدیران میانی غلبه صد در صدی پیدا کرده است.
در واقع اجرائیات کشور در دست این واژه خبیث و سهمگین گرفتار شده است.
تقریبا اکثریت مدیران عالی کشور به دو صفت آلوده " نفاق " و " التقاط " گرفتارند.
در ظاهر صورتی " مومن " عابد . متقی . پرهیز کار . عاقل .عالم تارک دنیا . زاهد دو آتشه هستند؟
در باطن " کافر " . شهوت پرست . مال دوست . زن باره . مقام پرست. مدرک پرست . ظالم . جاهل . نادان . زورگو . هستند.
متاسفانه طی سی سال نقش بازی کردن هنرپیشه های حرفه ای و نمایشگران قهاری شده اند.
تحقیقات و آمار نشان از عمومی بودن و یا حداقل از ابتلاء بسیاری حکایت دارد؟
با نان به هم قرض دادن و رعایت همدیگر سخت از خود و خودیها و هم فکران خود حمایت می کنند.
دیوار بزرگی از حاشا و نادانی برای خود و ملت ساخته اند .
که در آن بزرگی خودشان به خودشان هم القاء شده ؟
خود بزرگ بینی خود عالم بینی خود برتر پنداری وجه کوچکی از این دیوار بزرگ است.
همه دانشمند همه عالم همه دکتر کارشناس همه دارای رزومه های عالی هستند مو لای درز آن هم نمی رود.
همه این داشته ها متاسفانه "مقوایی" هستند.
همه تبدیل به سند های شده اند که طی سالیان دراز برای خود تهیه و تدارک دیده اند؟
چرا دولت جمهوری اسلامی ایران اینقدر مدرک پرست و مقوا پرست شد؟
تمام مدارک تحصیلی و دانشگاهی و تقدیر نامه ها برای عمر بیشتر روی کاغذ های " مقوایی " کلاسه پرینت می شوند تا اعتبار بیشتری داشته باشند.
متاسفانه پشت این مدارک مقوایی که تنها گویای یک یا چند سال تحصیل بدون تجربه علمی و عملی هستند ؟
یک حفره های عمیق از عدم درج کمیت و کیفیت تحصیل و تحقیق نهفته است.
در هیچ یک از این مدارک دقت نظر عمق دانش و مقدار تلاش و اصالت وجود ندارد؟
تنها یک یا چند نمره یا لغت متوسط عالی و غیره درج شده که گویایی کاملی ندارند؟
فاقد تمام ویژگی های لازم هستند ؟
متاسفانه آمار مسئولان دریافت کننده مدرک تحصیلی بعد از اشتغال که به بالای 90 درصد می رسد ؟
گویای عمق فاجعه است؟
بطور کلی تحصیل در حین شاغل بودند یک تحصیل فرعی غیر عمیق و ظاهری می تواند باشد؟
و تاسف عمیق تر که نمرات کسب شده این مدارک مسئولان بسیار نازل و ناپلئونی بوده در بسیاری از مواقع.
در واقع نشان از کسب نمرات التماسی تقلبی خرید پایان نامه ای و مدرک سازی عمیق دارد؟
بیش از 65 درصد این مدارک مال دانشگاه آزاد و با اضافه شدن پردیس ها و پیام نور و غیر انتفاعی و شبانه به 85 درصد هم میرسند .
خوب این کیفیت نازل ویران کننده هر کشوری می تواند باشد که ویران کننده ایران هم هست؟
اگر حاکمیت فکری برای گذر از این پیچ تاریخی و کنار گذاشتن این مدیران نیندیشد.
باید فاتحه جمهوری اسلامی ایران خواند؟
این چالش و بدبختی بسیار بزرگتر از تحریم خشکسالی فقر و حتی جنگ است.
آثار زیانبار این مسئولان " مقوایی " از هر زلزله هر جنگ هر بلای آسمانی و زمینی بیشتر است؟
کافی است به جمله یکی از بزرگترین فرماندهان امنیتی کشور در پایان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد توجه کنیم که گفته اگر کماندوهای اسرائیلی تهران تصرف کرده بودند اینقدر به کشور خسارت و صدمه نمی زدند که احمدی نژاد صدمه زد؟
ختم کلام آنکه جمهوری اسلامی ایران با این مدیران نمی تواند چالش های پیش آمده را پاس کند؟
مگر به دو روش برکناری یا بی اثر کردن با گرفتن حق امضاء و تصمیم های اساسی..و واگذار کردن این اصلی ترین وظایف به جمعی انقلابی تخصصی و جوانتر ؟
وگرنه مدیران " مقوایی" سند دفن کشور صادر خواهند کرد.
سال گذشته بودجه 1400 را برای کشور فاجعه دانستم همان جا گفتم این یک تله انتحاری برای اقتصاد کشور است در حالیکه دولت روحانی نتوانست 50 هزار میلیارد تومان کسری بودجه 1399 را پوشش دهد چطور می خواهد حداقل 400 هزار میلیارد تومان کسری سال آینده را پوشش دهد؟
هر آنچه گفته بودم در راهبرد شماره 472 بیشتر اتفاق افتاد کمتر نبود؟
گفته بودم روحانی تمام اعتبار سال 1400 در پنج ماه اول مصرف خواهد کرد و خزانه با ارقام منفی 2000 میلیارد تومانی تحویل دولت بعدی خواهد داد
یکی از نمایندگان مجلس که معذوریت دارم نام ایشان بیاورم در تماسی تلفنی هرچه در دهانش بود نثار من کرد آقا مگر شهر هرت است روحانی نمی تواند چنین کند دیدید که شد و کرد؟
اما بودجه سال 1401 توسط دولت سیزدهم به مجلس ارائه شده یک تقلب مشق شبانه از بودجه سال 1400 است آن هم با عجله ناشیانه و بدخط
لپ کلام آنکه از آقای رئیسی چنین بودجه ای اصلا انتظار نمی رفت؟
آن هم با واژه گان "گشایش اقتصادی " و "جهش تولید " و " خبر خوب "
هر سه خلاف جهت بودجه هستند
اول آنکه 70 درصد افزایش سقف مالیات در بودجه سال آینده مفهومش فشار مالیاتی عدم وصول و کسری بیشتر بودجه است؟
با کدام پایه های جدید مالیاتی چنین جهشی قابل دستیابی است؟
پس نتیجه اش فشار بیشتر مالیاتی بر کسانیکه جای ثابت دارند به قول صنعتکاران پایشان را به زمین پیچ و بتن کرده اند خواهد بود ؟
مانند کسبه و تولید .
دوم اینکه افزایش حقوق ده تا سی درصد پلکانی برای بودجه ای که 80 درصدش پرداخت حقوق است افزایش سقف بودجه ای پنج درصد نخواهد داشت ؟
نتیجه اینکه این بودجه هم مانند 1400 با مردم رو راست نیست ؟
اصلا دولت در حال حاضر ماهانه 12000 تا 15000 میلیارد تومان دارد وجه اوراق قرضه ملی دولت روحانی را باز پرداخت می کند؟
که این ارقام در بودجه 1401 دیده نشده ردیف ندارد در واقع اصل متن لایحه بودجه غیر شفاف و رسانه ای است؟
هزینه ها با آنچه روی کاغذ نوشته و منتشر شده خوانایی ندارد؟
همانطور که در سال 1399 پیش بینی کردم این بودجه تله ای و انفجاری است و حداقل 50 درصد تورم دارد.
بودجه امسال هم دقیقا همین وضعیت دارد با این فرق که اکنون با سال گذشته بسیار متفاوت است ؟
وضعیت کشور از فشارهای اقتصادی به شدت حساس شده و ذخایر بسیاری تمام شده است اصلا تبلیغات دولت سیزدهم وعده های بهتری روی میز گذاشته بود پس چه شد وعده رشد اقتصادی وعده گشایش وعده گره نزدن معیشت مردم با برجام الی غیر ذالک ؟
لذا این بودجه و این ارقام سخن دیگری دارند .
اگر کمی دقت کنیم ارقام با ما سخن می گویند 35 در صد افزایش بودجه بانک ها و شرکت های دولتی و رسیدن مبلغ به 2500 هزار میلیارد تومان به مفهوم ادامه ریخت پاش و حقوق های نجومی در قسمت خاکستری بودجه خواهد بود؟
لذا همچنان موتور تورم روشن خواهد ماند.
اما فاجعه بودجه تنها به حذف ارز 4200 تومانی خاتمه پیدا نخواهد کرد بلکه تمام تار و پود اقتصاد ایران منهدم و منفجر خواهد کرد؟
همین حذف ارز دولتی که خود یک فاجعه بود شکل گیریش اکنون برداشتنش هم منجر به انفجار قیمت ها و تخریب باقی تولید ملی منتهی می شود.
در واقع این بودجه به دو اسب چموش درشگه اقتصاد ایران فرمان شورش و رم کردن خواهد داد؟
رم کردنی که افسار از دست دولت سیزدهم خواهد ربود؟
در واقع شروع کار با این کم دقتی و پالس منفی استارت خواهد خورد اما مانند گلوله برفی کوچکی به بهمن هزار تنی خاتمه پیدا خواهد کرد؟
بهمنی که هزاران کارخانه خانه و میلیونها انسان را له خواهد کرد منجر می شود.
دولت ناپخته و بی تجربه رئیسی با دست خود غولی را آزاد خواهد کرد که هیچ عاقلی قادر به کم کردن خسارات آن نخواهد بود؟
این بودجه اگر به تصویب برسد دمار از روزگار ایرانیان در خواهد آورد.
بودجه دولت روحانی با خباثت و خیانت آشکار در ارقام و اهداف بسته شده بود اما تخریب محدود و تورم 50 درصدی به جا گذاشت .
اما بودجه رئیسی با اخلاص و بی تجربگی ندانم کاری تیم اقتصادی غول تورم را رم خواهد داد؟
غولی که سرکش و رام شدنی نخواهد بود مگر به مرگ و تخریب بسیار؟
بودجه روحانی خیانت محض بود اما بودجه رئیسی ندانم کاری مطلق و عدم تجربه است ؟
لذا پیامبر گرامی فرمود:
اِذا وَسِّدَ اْلاَمرُ اِلی غَیْرِ اَهْلِهِ فَانْتَظِرِ السّاعَةَ.
آن گاه که کار به دست نااهلان بسپارند، منتظر رستاخیز باش. ( در اینجا منظور از الساعه منتظر ساعت مرگ بودن و پایان کار تصویر شده )
وقتی دولت ارز 4200 تومانی حذف کند و دلار 23000 هزار تومانی مبنا قرار دهد خود به خود ارز در بازار آزاد رقم 42000 تومان پشت سر خواهد گذاشت
از آن سمت خروج کالا از گمرک با ارز 23000 هزار تومانی یک قیمت تمام شده بیشتری ( 5/5 برابر عوارض گمرکی بیشتر ) روی دست مردم خواهد گذاشت مفهومش اینست که کلیه اقلام وارداتی که ستون اصلی اقتصاد ایران تشکیل می دهد حداقل در بازار بین 30 درصد تا چهل درصد افزایش نرخ پیدا خواهد کرد.
این نتیجه عادی حذف ارز 4200 خواهد بود لذا قبل از سال 1401 اقتصاد ایران حداقل 50 درصد تورم تجربه خواهد کرد.
این پیغام قطعی افزایش هزینه گمرکی در سال بعد خواهد بود و گریزی از آن نیست؟
اما این ارز 4200 تومانی یک تله انفجاری تاخیری است که پا گذاشتن روی آن اشتباه بزرگی بود اما اشتباه بزرگتر برداشتن پا از روی آن است که موجب انفجار خواهد شد.
لذا پیشنهاد من اینست که دولت باید حتی شده جنازه این ارز 4200 تومانی سرپا نگهدارد وگرنه
بدون شک این بودجه بساط دولت سیزدهم و اصول گرایان ایران در هم خواهد پیچید.
این پانصدمین یاداشت این مجموعه راهبرد است که امروز منتشر می شود در این شماره سعی خواهم کرد خلاصه ای از آنچه گذشته و آنچه باید کرد برای آینده تصویر کنم ؟
اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد گوشی که بخواهد بشنود و عمل کند متاسفانه دولت روحانی با تمام قوا سعی کرد نه بشنود ونه بگذارد دیگران بشنوند و اطلاع پیدا کنند بیش از یک سال است خلاصه ای از این نوشتار تحت عنوان یک کتاب ( راهبرد نجات اقتصاد ایران ) در سایت فیپا کتابخانه ملی ثبت شده اما دولت با تمام قوا با دادن مجوز انتشار خودداری می کند ( استمراری است هنوز هم جلوگیری می کنند )؟
شما می توانید با یک جستجو در سایت کتابخانه ملی از وجود آن مطمئن شوید.
اما چه گفتیم که به مزاق حکومت خوش نیامد؟
اعتقاد راسخ دارم فقط مدیران و دولتمردان گذشته و همین طور اکنون عامل فقر و فلاکت مردم ایران هستند؟
دوستی چند وقت پیش به دعوت فرزندش مدت ده روز از یک کشور خارجی بازدید کرده مشاهدات خود را اینگونه گزارش می دهد.
هر کجا در آن کشور گردش کردیم آبادی و پیشرفت و تلاش مردم مشاهده کردیم؟
در حالیکه اماکن دولتی فقیرانه و ساده بودند ؟
خانه های مسئولان کشور مقصد مانند تمام کشور آباد بزرگ و قشنگ ساخته شده بودند؟
اما در ایران ساختمانهای دولتی و خانه های مسئولان ایرانی قشنگ و بزرگ و آباد هستند تمام کشور خاکستر نشین و فقیرانه دارند زندگی می کنند؟
این نمای کاملی از وضعیت کشور است.
در واقع مسئولان کشور هر جا در ایران آباد شد هجوم بردند برای گرفتن سهم خود اعم از رشوه مالیات سنگ اندازی و فشار آوردن این خلاصه عدم رشد اقتصادی کشور است؟
بیخود نیست واحدهای تولیدی در ایران بیشترین فشار از مدیران دولتی و شهرداریها و شرکتهای دولتی تحمل می کنند؟
هنوز این فشار بشکل کامل و سازمان یافته ای ادامه دارد تعویض دولت هم در کم شدن فشارها تاثیری نداشته است؟
متاسفانه مراجعات به اماکن آباد دو رویگرد دارد یک دریافت رشوه برای امور شخصی و دوم دریافت سهم برای سازمان مطبوع تحت نام عوارض تحت نام مالیات تحت نام سهم بیمه سهم شهرداری سهم شرکتهای صنعتی سهم تامین اجتماعی و هزاران بهانه دیگر؟
شگرد کار هم چنین است متصدی مربوطه برای رسیدن به مقصود خود یک برگه تشخیص به مبلغ دهها برابر مقدار مجاز را در مقابل کارفرمای مربوطه قرار می دهد تا طرف حسابی شوکه کند بعد برای دریافت مقدار متعادل شروع به رایزنی می کند؟
اگر کارفرما هوشیار باشد بلافاصله مقصود طرف را درمی یابد ( باید رشوه بدهی سکوت و همراهی زیر میزی داشته باشی؟........)
خوب این روش در دراز مدت همه چیز را تخریب خواهد کرد این رویه جاری و همیشگی بخش دولتی ایران است ؟
با این شیوه هیچ دولتی موفق به ا ایجاد شغل و آبادانی نخواهد شد .
و سرمایه ها راه گریز را در پیش خواهند گرفت؟
متاسفانه این رویه غالب در فرهنگ هم داریم در وزارت ارشاد آموزش پرورش در جهاد کشاورزی و هر آنچه که فکرش را نمی کنید داریم؟
اینگونه است که ایران با دولتها هرگز آباد نخواهد شد.
راه چاره خلع ید کامل دولت از کل مجوزات و امضاء های طلایی خواهد بود ؟
واگذاری تصمیمات به شوراهای مردمی اتحادیه ای؟
مانند همان وضعی که در اتحادیه های صنفی داریم به شرطی که مسئله تعارض منافع در بین نباشد یعنی گروه و اتحادیه خاص برای اعضای جدید خودش تصمیم طلایی نگیرد ؟
این مجوز به مصلحان محلی و مردمی واگذار شود.
دولت رئیسی هم با این شرایط در هیچ زمینه ای موفق نخواهد شد تخفیف آلام خواهیم داشت اما درمان هرگز؟
دولت سیزدهم با مجموعه بانکهای خصوصی ( از هفت آسمان آزاد تر )
با مدیران عادت کرده به رشوه و اختلاس ره به جایی نخواهد برد.
اما مذاکرات وین یا هر مذاکره دیگری به نتیجه لازم نخواهد رسید ؟
به دو علت اساسی
1- ضعف مفرط اقتصادی ایران.
2- نیاز به فروش نفت در بازار جهانی
این دو عامل غرب را گستاخ و سرکش کرده است علیه ایران.
در بحث مذاکرات غرب از ابزار ایرانیان غرب گرا و تنظیم نرخ ارز به ریال و خیانت خودی ها بیشترین بهر را می برد؟
تا زمانی که ایران روی فروش نفت و کمک دیگران ( روسیه و چین ) حساب می کند هیچ طرفی نخواهد بست؟
بعضی در داخل حاضر هستند به کشورهای خارجی کولی بدهند به طالبان کولی بدهند به آمریکا اروپا کولی بدهند امتیازات بدهند ؟
اما حاضر نیستند در داخل به بخش خصوصی حق خودش را عطا کنند؟
این چه سرنوشت شوم وتلخی است که فاسدان حکومتی دنبال می کنند؟
دولت ( منظور مجموعه مدیران ارشد و میانه و حتی کوچک دولتی است نه شخص رئیس جمهور ) حاضر است تحت فشار هر شکستی برود اما حاضر نیست آزادی به ملت تقدیم کند؟
منظورم آزادی سیاسی یا آزادی بیان اگرچه این دو را هم لازم می دانم اما در اینجا منظورم آزادی کامل اقتصادی و تاسیس بنگاهای تولیدی و کسبی کشاورزی هستند؟
در واقع عامل شکست اقتصادی کشور فساد دولت است بس؟
سرنوشت مذاکرات هم به همین عامل بستگی دارد.