راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 52 ) انتظارات از کابینه جدید رویای کودکانه

بعد از مراسم اسف انگیز تحلیف رئیس جمهوری روحانی اینک وزرای کابینه دوم معرفی شدند 

همانطور که انتظار می رفت لیست درخواستهای روزنامه ها و فعالان کشور برای وزراء به صف شد

همه مردم و حتی نخبگان انتظار فتح الفتوح از وزراء دارند ( بخصوص وزرای اقتصاد صنعت تجارت و بانک مرکزی )

تقاضای بودجه بیشتر از جانب ادارات و نیروهای مسلح تقاضای رونق اقتصادی تقاضای پیشرفت 

تقاضای اصلاحات سریع و تقاضای حمایت از تولید ملی تقاضای حمایت از کشاورزی تقاضا تسلیحات مدرن از طرف سپاه و ارتش تقاضای بودجه بیشتر از جانب شهرداریها ال غیر ذالک....................

در صدر این تقاضاها درخواست مافیا های رانتی مالی و انحصاری وارداتی است؟ بر ای کسب و حفظ رانت ها

اما طرف دیگر داستان وزیر منتخب است یک وزارتخانه داغون را تحویل می گیرد 

اگر این وزارتخانه را به یک تریلی تشبیه کنیم بعد از سرعت غیر مجاز ( احمدی نژاد ) و مانع ( تحریمها )

تصادف کرده و ترمز بریده در چهار سال گذشته در سراشیبی تنگه فنی خرم آباد سقوط کرده و متلاشی شده است تحویل می گیرد 

حالا این وزیر اقتصاد دان خیلی خوبی هم باشد ( راننده خوبی) اصلا ماشینی ندارد که بتازد 

آنچه روبروی او است یک تریلی متلاشی شده است موتور یک سمت افتاده بدنه پیچیده شده یک طرف بار حجیم و سنگین آن (معیشت و تولید اقتصاد مردم عادی) طرف دیگر روی زمین پلاس شده است

از دست یک راننده کاری ساخته نیست خیلی زرنگ باشد باید از آنچه باقی مانده محافظت کند

تا از صاحب تریلی ( رئیس جمهور) و صاف کار و تعمیر کار و جرثقیل و کمک  برسد 

چندین ماه کار دارد تا دوباره این کامیون ترمز بریده و چپ کرده رو به راه شود و تازه تحویل این وزیر شود تا با آن رانندگی کند 

این کار نه تنها از دست وزیر و حتی رئیس جمهور ساخته نیست بلکه از دست صاحب بار ( ملت ایران )

هم به تنهایی کاری ساخته نیست این کار به هم فکری هم کاری وزیر مجلس رئیس جمهور و کل حاکمیت نیاز دارد ( اجماع حاکمیت )

با توجه به تک روی ما ایرانی ها این هم دور از واقعیت است لذا همان پیشنهاد یک انتصاب از طرف رهبری برای فصل خطاب بودن و تکمیل کار عملی تر است ( بقول دوستان یک دیکتاتور ) کارساز تر است

در چهار سال گذشته وزیر اقتصاد دارایی چکار کرد با فشار ناحق در حالیکه بازار بشدت در رکود به سر می برد

مالیاتها را افزایش 3 تا 4 برابری داد

نتیجه ریشه تولید در ایران خشک شد از بین رفت

کلیه فعالان صنفی و خدماتی بشدت تحت فشار و حتی با تعطیلی واحد خود مواجه شدند

نتیجه این بی مبالاتی و بی قانونی مالیاتی تا سالها خفت ملت را خواهد فشرد ( اثرات منفی 20 ساله) 

حالا وزیر جدید هم برای برآورده کردن این همه تقاضای افزایش بودجه و وام و ... غیره راهی 

غیر از آنچه در چهار سال گذشته انجام شد ندارد ( یا چاپ اسکناس)

تازه آخر کار هم همانند آقای طیب نیا بدهکار و ناموفق باقی می ماند.

این کار از کل نظام ساخته است انتظار از یک وزیر مثل انتظار از یک راننده ( کامیون متلاشی شده)

برای صعود از یک گردنه با این بار سنگین است

این انتظارت فقط خود را گول زدن است در واقع "رویای کودکانه" است.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 51 ) حل بحران آب با کودکان سیاسی

حل مشکلات عظیم کشور مردان عظیم و بزرگ می خواهد اراده های پولادین می خواهد مردانی می خواهد از لابه لای شکست نور پیروزی را ببینند همچون سرداران بزرگ سپاه پاسداران

فاجعه این مراسم تحلیف رئیس جمهوری که از جیب ملت با هزینه ای گزاف انجام شد هزینه آبرو و حیثیتی آن برای ایران گرانتر از هزینه مالی آن بود   و فاجعه  بزور بستن بازار ( تهدید برای تعطیلی) کم نبود که سوپر 

فاجعه ان سلفی حقیرانه نشان داد که ما با کوتوله های سیاسی روبرو نیستیم با "کودکان سیاسی"

طرف هستیم 

همین چند وقت پیش یک کشور غربی مراسم تحلیف رئیس جمهوری خودش را برگذار کرد شاهد بودیم که همسر شخص اول مملکت با لباس کرایه در مجلس حاضر شد ( هزینه کم و صرفه جویانه)

اگر چه غربی ها الگو ما نیستند الگوی ما آن مجتهد بزرگوار است چند روز قبل از فوت به اندازه خراج یک کشور وجوه شرعی توزیع کرد اما یک روز بعد از فوت زن و بچه وی قوت لازم نداشتند؟

حالا ما منتظریم این مسئولین کشور مشکلات حل کنند زهی خیال باطل؟

اما حل مشکل آب را اکنون پیشنهاد می کنم تا قرارگاه خاتم الانبیا بعهده بگیرد

زیرا این قرار گاه سازندگی هم از نظر نرم افزاری و هم از نظر سخت افزاری قادر است چنین مشکل چند هزار ساله ایران حل کند

هم از فرماندهی بزرگانی با همت برخوردار است هم از مقبولیت عمومی و توانایی اجرایی بالا

در واقع جایگزینی وجود ندارد ( بطور مطلق )

در واقع نباید به سخنان منفعت طلبان چند پیمانکار توجهی کرد که خرده گرفتن آنان بیشتر سودجویانه است تا دلسوزی

برای اهمیت این کانال همین نکته بس کشیدن یک کانال در عرض 1000متر و بطول دو هزار کیلومتر   

کاری عظیم است که می تواند تمام مشکلات آبی کشور حل کند

بیش از یکصد کتاب و مقاله در اهمیت این انتقال آب نوشته شده اما عده ای به بهانه شور شدن آب های زیر زمینی در این مورد آیه یاس می خوانند؟

باید گفت دیگر آبی نمانده که برای آن اشک تمساح ریخت؟

فرض کنیم یک اتوبان بزرگ و مدرن کشیده ایم در انتها این اتوبان به باغچه یک پیرزن رسیده و عده ای

به بهانه اینکه این باغچه قشنگ است و خراب شدن آن چه و چه ماتم سرایی می کنند؟

آقا این اتوبان سالها از هزاران مرگ و تصادف جلو گیری می کند

حالا این انتقال آب تمام 50 سال آینده بی آبی جمعیت یکصد میلیونی را پوشش می دهد 

لزوم اجرای آن و نیاز به آب یک واجب حیاتی شده است برای ایران؟

با اشک چند تمساح دوست دار طبیعت نمی توان جلو اجراء    و احداث آن را گرفت.

 آری پیشنهاد کامل اینست که این قرار گاه بدون فوت وقت کار شروع کند اقدام به خرید زمین جهت احداث و با فروش زمینهای اطراف این کانال قسمتی تا تمام هزینه طرح باز یابی کند.

بدون نیاز به دولت کار را بسرعت به انجام برساند توضیح کامل تر در راهبرد شماره 7 نوشته ام

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 50 ) بیمه سرمایه گذاری خارجی ماده 333

برای شروع تلاش و تضمین آینده اقتصادی کشور پیشنهاد بیمه رایگان برای سرمایه گذاران خارجی برگ برنده  است که می توان رو کرد

همانطور که استاد فرشاد مومنی اعلام کردند برای خروج از رکود یکی از چهار مورد زیر باید انجام شود یا سرمایه گذاری دولت یا سرمایه گذاری بخش خصوصی و یا بالا رفتن قدرت خرید مردم  که فعلا هیچکدام میسر نیست

پس فقط سرمایه گذاری خارجی روی میز باقی میماند 

خارجی ها هم  منتظرند ببینند چه می شود چرا بخش خصوصی ایران سرمایه اش را از کشور دارد خارج می کند و محیط را نا امن تشخیص می دهد؟

اگر چه من با نظر آنها موافق هستم چون با این حجم مقررات و مالیات و بیمه تامین اجتماعی همینطور 

بازده پایین نیروی کار امیدی به آینده نیست و کار خیلی مشکل است

برای رفع این مشکلات همانطور که قبلا گفتم باید در مناطق زیادی از کشور ( همه کشور بهتر )

قوانین مالیاتی و بیمه تامین اجتماعی برای شش سال و قابل تمدید به کمک سرمایه گذاری خارجی

همینطور اعلام بخشش عوارض و کلیه پرداخت های  شهرداری ده داری و فرمانداریها( فقط برای تولید)

در مرحله آخر تضمین و بیمه رایگان هر سرمایه گذاری خارجی ( فقط بابت سرمایه ثابت شامل زمین سوله و ماشین آلات که به زمین پیچ می شود) مشمول سرمایه در گردش نباشد

این بیمه رایگان و با باز پرداخت 33 ماهه برای سرمایه گذاری زیر یکصد میلیون دولار 

و 3 تا 33 سی سه ماهه ( 99) ماهه برای سرمایه گذاری های بالای یکصد میلیون دولار توسط دولت انجام شود تا اگر به دلایلی ( جنگ تحریم مشکلات ورود و خروج کالا و نیروی انسانی )

کار متوقف شد و طرف خارجی تقاضای دریافت سرمایه ثابت خود را کرد بتوان پرداخت نمود.

این بیمه علاوه بر آتکه اکنون مشکل مالی برای دولت ایجاد نمی کند این امکان برای کشور بوجود 

می آورد تا از سرمایه گذاران ( حقیقی و حقوقی ) خارج کشور بتوان استفاده نمود و در عین حال 

موجب  اطمینان و تشویق خارجی ها و همینطور به  ثابت بودن سیاست های داخلی در قبال ورود سرمایه همت گماشت.

امید است با این بیمه (333) بتوان سالانه یکصد میلیارد دولار سرمایه در کشور داشته باشیم

بدیهی است هر سرمایه گذار مادام که در ایران کار و سرمایه دارد باید از اقامت سه ساله  ( بدون محدودیت در رفت و آمد) قابل تمدید

( برای خود و خانواده و حتی متخصصین مورد نیاز ) برخوردار گردد. 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 49 ) تاج گذاری روحانی یا جشن های دو هزار پانصدساله

نمی دانم ملت ایران چه گناهی کرده هر کس انتخاب می کند تا امورات زندگی دنیوی او را رتق فتق کند.

چنان از خط خارج می شود و خود را بزرگتر و بالاتر از همه می بیند چنان رگ شاهنشاهی او باد میکند

که یکی میخواهد مدیریت جهانی را انجام دهد ( آن قدر مدیر بود که تا پنجاه سال ملت تاوان مدیریت اش را باید پرداخت کند) یکی دیگر می خواهد گفت گوی تمدن ها را در دنیا جایگزین جنگ ها کند

هر کدام چنان از خط خارج می شوند و برای خود چنان اهمیت و هزینه می کند 

که گوی تاریخ ایران هرگز مانند ایشان ندیده است آقای روحانی تشکر ملت ارزش دارد زمانی که بصورت خود جوش از طرف مردم برگذار شود نه آنکه شما از جیب ملت چنین سنگین  مراسم تحلیف برگذار کنید

چه کس قادر است زیان این تاج گذاری 500 میلیون دولاری در روز کاری پرداخت کند

تعطیلی یک روز حداقل 1/5 میلیارد دولار و هزینه پذیرای و هتل غیره 500 میلیون دولار از جیب چه کسی

به اجازه چه کسی اگر فردای قیامت هر یک از آحاد ملت سهم پایمال شده خود را از این حیف میل تقاضا کند قادرید پرداخت کنید 

آنهم سهم 12میلیون حاشیه نشین و 6/5 میلیون تحت پوشش کمیته امداد.

آقای روحانی چهار سال بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده بودید

هنوز هم در جریان مشکلات کشور نیستید

کشتی اقتصاد کشور به گل نشسته است شما در بهترین حالت در اتاق فرماندهی این کشتی در حال عروسک بازی هستید.

یک مشت بله قربان گو و دستمال زن حرفه ای هم شده اند آتش بیار معرکه 

آقای روحانی آیا می دانید که تمام مشکلات اقتصادی دارد رنگ و بوی امنیتی و سیاسی بخود میگیرد

یعنی این ها فقط مشکلات اقتصادی نیستند

امنیت کشور در معرض خطر قرار خواهد گرفت کل جمهوری اسلامی ایران بزیر سوال خواهد رفت

من شما را بسیار با هوش تر از اینها می دانستم

اما اکنون فکر می کنم شما نمی دانید کجا ایستاده اید

شما موقعیت و مسئولیت خطیر اداره امور کشور درک نکرده اید

همانند آقای احمدی نژاد بجای کار سنگین در بین وزراء و پشت پرده  

فقط عاشق جمعیت مردم هورا کشیدن و برگذاری مداوم جلسات افتتاح و جشن ها هستید؟

کجا است پشتکار و تلاش خاموش امیرکبیر ها و عالی نسب ها که رحمت خدا بر روح پاکشان باد

چند روز دیگر هم نوبت شما تمام می شود فقط لعن و نفرین مردم باقی می ماند

انهم تا ابد ( نکند شما هم مانند آقای احمدی نژاد فکر می کنید چه خدمت بزرگی کرده اید ؟ )

بعضی ها تا ابد هم از خواب بیدار نمی شوند

نکند شما هم در خواب هستید؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 48 ) روحانی همان احمدی نژاد است با عبا و عمامه

هنوز جوهر روحانی همان احمدی نژاد است خشک نشده که از در دیوار سیل اعتراضات سرازیر شده

آقا این دایه اصلاح طلبی دارد آقا این زمین تا آسمان با او فرق دارد................الی غیر ذالک

ببینید آنچه در زمان احمدی نژاد اتفاق افتاد فاجعه کبیری بود که در زمین و زمان مانند اش وجود ندارد

نمی خواهم زیاد توضیح بدهم منکراتی ایشان مرتکب شد که مبنای بسیاری از مشکلات در آینده خواهد شد

پنجاه سال طول میکشد این زیانها مشخص و شاید جبران شود تا صد سال آینده

او حماقت های مرتکب شد که آسمان و زمین از توضیح آن عاجز هستند

او خود را هوش اعظم و متفکری می دانست که پانزده سال فکر کرده تا این مشکلات کشور مدیریت و حل کند

در عمل چنان نجاستی برجا گذاشت که خود نمی داند چه کرده.

یکی از زیانهای مرکب که او انجام داد این بود نمی خواست تحت نظارت باشد 

لذا هر کس و هر سازمانی که او را در تنگنا قرار می داد یا منحل می کرد ( سازمان برنامه و بودجه )

یا یک مدیری منصوب می کرد که فرق بین دوغ از دوشاب  تشخیص نمی داد

تا بله قربان گوی او باشد و آن سازمان را قلع و قمع می کرد ( گزارش دیوان محاسبات )

وزیرانی می خواست مطیع و گوش به فرمان و غیر کارشناس در غیر این صورت یک لحظه هم تحمل نمی کرد

باز هم بگویم بگذارید سانسورش کنم؟

اما آقای روحانی کمی لرد تر است اما همان برنامه است نتیجه کار یکی است

تمامی بدبختی ملت طبق آمار در چهار سال گذشته افزایش پیدا کرده ( و خواهد کرد)

1- افزایش رکود اقتصادی

2- افزایش بیکاری 

3- افزایش شدید نقدینگی

4- افزایش نگران کننده ورشکستگی

5- بی برنامه گی مطلق ( فقط وعده و وعید داده می شود حتی در انتخابات یک برنامه جلو ملت نگذاشت)

6-کمبود های شدید بودجه ( دولت و بیمه ها  و صندوقهای بازنشستگی )

7- افزایش شدید آسیب های اجتماعی ( فقر فحشا دزدی کودک آزاری اعتیاد خودکشی  قتل طلاق زنان بی سرپرست حاشیه نشینی روسپی گری تکدی گری همسر آزاری )

8-افزایش شدید بدهی دولت به بانکها بیمه ها تامین اجتماعی

باز هم بگویم بگذارید بقیه را سانسور کنم

در اشکال های که به من گرفته بودند گفتند در دوره آقای احمدی نژاد در یک روز 600 تومان گرانی ارز و تورم داشتیم اکنون نداریم

دوست عزیز آمار در زمان آقای احمدی نژاد هم کم کم شروع به افزایش کردند و در روزهای آخر یک دفعه ریزشی شدند

اکنون هم همان برنامه است در پایان این چهار سال دوم بخصوص دوسال آخر آمار ریزشی و تخریبی وسیع خواهیم داشت نگران نباشید ؟

اصلا من چه کاره هستم آمارها سخن می گویند.

وقتی یک ساختمان بخواهد فرو ریزد اول قسمتهای ظریف تر و نازک تر فرو می ریزند

بعد یک دفعه سقف و ستونها کل ساختمان فرو می ریزد

اول آمار به آن شدت نیست یادتان باشد طرف می گفت نخیر گوجه فرنگی گران نشده است بیاید از محله ما بخرید

بعد آمار تورم آنچنان سهمگین شد که طرف هیچ گاه در صدد انکار ان نبود

حالا هم از پاییز امسال آمار به صورت ریزشی و افزایشی بالا خواهد رفت نگران نباشید شب دراز است

این دفعه با افزایش خشونت فردی و اجتماعی هم روبرو خواهیم شد

این خشونت ها ناشی از نامید شدن است 

وقتی کسی از بهتر شدن وضعیت نا امید می شود دست به قتل می زند ( نگاه کنید به افزایش و شیوع قتل در شهر های مختلف ایران ) این نشان از این دارد که کم کم آسیب های اجتماعی دارد رنگ و بوی اجتماع و کم کم سیاسی بخود میگیرد .

کو گوش شنوا شاید بهتر باشد ما هم خاموشی در پیش بگیریم 

خوب هشدار در کار نباشد حتما خبری هم نیست این جوری فضا ساکت تر است.