در یک اقتصاد سالم مقدار سود و بازده کار مشخص و مکفی ( کفایت کننده مخارج ) است
مثلا یک باربر ایستگاه راه آهن می گوید بابت هر چرخ که بار حمل میکنم 1000تومان دستمزد می گیرم تا شب 50 تا 60 بار این چرخ حمل بار پر و خالی می شود در مجموع روزانه پنجاه هزار تومان تا شصت هزار تومان در آمد دارم این درآمد تکافوی مخارج زندگی را میکند.
همینطور فروشنده یک مغازه از سود فروش روزانه یک تولیدی کوچک یک کارخانه تولید کننده شیر و لبنیات
و حتی یک تولید کننده بزرگ صنعتی همه مشغولند و همه راضی رشد هم بتدریج آهسته آهسته بدست
می آید.
اما در یک اقتصاد مریض مانند کشور ما هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست و همه ناراضی هستند.
بیشتر این مشکلات بر می گردد به دخالت ناشیانه مسئولین در این چرخه اکثر مسئولین نالایق هستند و نا آشنا به کار ( این مشهود ترین مشکلات کشور است)
یک مسئول نرخ گذاری گوشت مرغ اعلام می کند مرغ باید 5900 تومان بفروش برسد
و بر این درخواست خود پافشاری هم می کند (زور هم بکار می گیرد )
سیستم بازرسی و جریمه فروشگاه های پروتئین بکار می گیرد عده زیادی جریمه می کند
حتی بعضی مغازه ها پلمپ می شوند
اما اینکار هم جواب نمی دهد نرخ بازار بیشتر از 5900 هست و حتی افزایش هم دارد
کجای کار معیوب است مشکل خود همین مسئول است
بیاید این موضوع را بررسی کنیم ببینید طرف چقدر درک و فهم کار دارد.
آقا مسئول بزرگترین اداره دولتی نرخ گذاری کشور است
سابقه کار دوازده سال دانش آموز بوده دیپلم گرفته بعد یکی دو سال درجا زدن در یک دانشگاه
علوم انسانی یک لیسانس ناپلئونی ( با حداقل نمره و التماسی ) گرفته است
بعد هم نور چشمی فلان مدیر کل بوده در یک شرکت دام و طیور وابسته به دولت استخدام شده
چون کار بلد نبوده شده مسئول روابط عمومی شرکت تازه بیشتر مراجعین این روابط عمومی را همان سرایدار قدیمی شرکت راه می انداخته چون تجربه برخورد با مردم زا داشته این اقا فقط مترسک سر
جالیز بوده است
بعد هم در به تخته خورده آقا منصوب شده به مدیر کلی فلان و بهمان
در انبان تجربه هم هیچ تجربه و اطلاعات از کاری که به ان منصوب شده ندارد
حالا یک جوجه مرغ یک روزه 2000 تومان قیمت دارد با پنج کیلو دان کیلویی 2000 تومان با تلفات بالای
%20 وزنی معادل دو کیلو پیدا می کند
مراقبت دامپزشکی هزینه گرم کردن سرد کردن و هزینه های جانبی این مرغ هزینه تولید هر کیلو مرغ به 6000هزارتومان می رساند
خوب این وسط سود این مرغدار چه می شود حداقل باید پانزده تا بیست درصد ( عرف جهانی سود)
برای او در نظر گرفت پس حداقل نرخ مناسب یک کیلو گوشت 7000 هزار تومان می باشد
این مشکل بی تجربه بودن مسئولین بزرگترین درد جمهوری اسلامی بوده در این چهل سال گذشته بوده است
مشکلی که نه تنها حل نشد بلکه عود کرد؟
امروز رئیس جمهور ما فاقد تجربه است ( تجربه اقتصادی ندارد تجربه کار در جامعه ندارد)
در محیط مصنوعی مدرسه دانشگاه و مجلس بوده تمام مدت عمر
از آن بالاتر نمی داند که نمی داند؟
خود را عالم دهر می شناسد و به علت دستمالهای گوناگون بزرگتر و بالاتر از همه
یک قسمت عظیم گناه هم مال این دستمال بدستان چابلوس اطراف است
خدا وکیلی چه کسی روبروی او می ایستد و میگوید آقای روحانی شما در اینجا اشتباه می کنید
در واقع هیچکس حداکثر اطرافبان جرات کنند در لفافه یک موضوع کوچک مطرح کنند آنهم
باعث دلخوری می شود و نتیجه ندارد ( ساختار مریض ادارات و دولت بدون شکایت و اشتباه پذیری )
یکی از مشکلات ما همین دموکراسی کور است
در هند یک نماینده مجلس باید از کوچکترین نقطه شروع کند اول نماینده چند نفر بعد در حین کار به نماینده گی 1000 نفر و در سری بعد باید انتخاب شود از طرف یک محله
در حین انجام کار شخصی و کسب یا کارگری به نمایندگی از چند محله و بعد نمایندگی بخش بعد نمایندگی شهر به همین خاطر سالها تجربه و کار زمان ارتقاء به مجلس یا مجلس قانون گذاری
پیدا می کند. بهرحال اکثر کار کشته و از زندگی مردم اطلاع دارند
لذا سمت های دولتی هم از بین همین اشخاص انتخاب می شود
اگر چه آنها هم مشکلاتی دارند اما این مشکل در باغ نبودن سیاست مداران ایرانی در بین شان نیست
بگذریم داشتیم بررسی می کردیم هیچ چیز و هیچ کاری سود ندارد در این اقتصاد مریض
اجاره مغازه سود ندارد اجاره ها بالا هستند گردش کار پایین مالیات سنگین بیمه شهرداری عوارض
هیچ حاشیه کار باقی نمی گذارند
کارگری خوب کاری نیست حتی ساخت و ساز هم نیست طرف برود عمله گی
استخدام و کارگری کارخانه هم که مرده
پس چی باید افتاد مرد شاید مردن هم جالب نباشد هزینه کفن و دفن مراسم بیشتر از عروسی است
از یک دستفروشی ساده تا ساخت بزرگترین مرغداری کارخانه و ..............
هیچ کدام حاشیه سود ندارند حتی هزینه کار و مخارج سربه سر هم نمشود
این دست پخت اقتصاد کشور است
روی ثبات هیچ کاری نمیشود حساب کرد
کجای دنیا اینقدر فشار بر مردم است مگر مردم هزینه ندارند مگر مردم نمی خواهند زندگی کنند؟
سود مرده است تشریف بیاورید برویم کفن و دفن "سود" بازدهی
یک سردخانه دار بزرگ و عظیم کار را تعطیل کرده و محل سردخانه را متروکه فقط یک نگهبان داشت
می گفت هر روز دادگاه و یک مشکل دارم حتی تعطیلی کار مشکل عدم سود دهی و ضرر زیان تمام نکرده بود هیج مشکلات بیشتری بوجود آمده بود.
این برنامه و داستان کار در کشور است
ببینید احمق ها چنان کار را کلاف سر در گم کرده اند که قیمتها را پایین نگه دارند
و قیمتها سود بانکی بالا نگه دارند
خوب قیمتها پایین ماند چه شد هیچ کاری نمی شود کرد این آدرس عوضی دادن به اقتصاد نتیجه اش
ورشکستگی کل مملکت است
لطفا نرخ واقعی هر کالا خدمات اعلام و درخواست کنید و گرنه ملت همچون کوبا سر مرگ اعلام باید بکنید نشد نبود اشتباه کردیم نمی شو د
بازی موش گربه مجلس ( گروهای مخالف روحانی ) با رای اعتماد وزیران یکی از مصیبتهای اقتصاد ایران است
این رای اعتماد پل صراطی شده تا گروهای از مجلس افراد مورد نظر را در مقام وزیر جایگزین کنند؟
گاهی چنان شروطی برای انتخاب وزیر گذاشته می شود که حتی کل نظام از بدو انقلاب تاکنون در حل آن موضوع مشکل داشته است؟
اگر چه وزیر باید برنامه های خود را در مجلس ارائه کند باید از کارنامه خویش دفاع کند
اما گرو کشی سیاسی اصلا مناسب وضعیت اقتصادی کشور نیست
همان بازی که یک وزارتخانه را مدتهای مدیدی بدون وزیر باقی گذاشت
این کار اکثریت یا اقلیت در مجلس دقیقا شبیه پدر است که فرزندش را از دانشگاه رفتن منع کند
امروز بارزترین مشکلات کشور از نداشتن برنامه رنج می برد نه دولت و نه وزیر پیشنهادی برنامه مدون روی میز ندارد
چند جمله یا چند کار اساسی را می توانند برشمارند اما برنامه مشخص و زمان بندی شده ندارند
پیشنهاد به مجلس اینست شما یک برنامه روی میز بگذارید؟
بعد هم مصرانه از وزیر بخواهید آنرا عملیاتی کند.
نمی خواهد یک برنامه مدون پانصد برگی روی میز بگذارید
یک برنامه بیست بندی با زمان اجرایی یک یا دو سال
بعد هم با کمک سیستم نظارتی مجلس روز به روز برنامه را پیگیری کنید
هر انحراف با کارت زرد گوشزد کنید
و استنکاف وزیر از اجراء با کارت قرمز پایان دهید
این برنامه کوچک هم وزن و اعتبار مجلس بشدت در اذهان عمومی بالا می برد
و هم شاید سر و سامانی به این آشفتگی اقتصادی داده شود؟
در کشور ما قیمت ارز تعین کننده نهایی قیمت تمام کالا ها و حتی خدمات شده است
برای یکسان سازی قیمت ارز نیاز به تعیین محدوده برای ارز هستیم
چون تغییرات ریالی و مواضع سیاسی و قیمت نفت اثرات بسیار عمیقی در تعیین نهایی نرخ دارند.
اگر بتوانیم کل واردات از طریق ارز صادراتی ( غیر از نفت ) انجام دهیم راه برای یکسان سازی قیمت ارز راه
هموار شده است بالاترین مصرف ارز در زمینه واردات است.
وگرنه مصرف دانشجویی و درمانی و حتی واردات دارو مبلغ کمی را تشکیل می دهد
که باید توسط ارز پوشش داده شود
اصلی ترین پیش نهاد اینست که ارز حاصل از فروش نفت در یک صندوق جمع آوری شود و از مصرف آن خودداری گردد.
و غیر از مصرف دانشجویی و درمان و دارو هزینه دیگری از آن برداشت نشود
از ان سمت سوال اینست 40 درصد وابستگی بودجه به نفت را چگونه باید پوشش داد؟
اگر بازار برای واردات به ارز صادراتی وابسته شویم نرخ ارز یک تعادل نسبی پیدا خواهد کرد
به تبع قیمت ارز افزایش خواهد یافت
دولت تا پیدایش ثبات در اندازه واردات و صادرات می تواند با فروش مقدار کمی ارز این 40 در صد
کسری را با مراقبت مجلس پر کند
لذا سیاست دستوری فروش پایین ارز باید کنار گذاشته شود
سیاستی که منجر به پرداخت سوبسید و یارانه عظیم به ارز ( به کشور های خارجی صادر کننده کالا به ایران)
سیاستی که موجب تورم 63برابری ارز و 1000 برابری کالا و ریال در ایران شده است
در واقع با دست خودمان دولار پایین نگه داشته ایم تا یک مزیت 16 برابری به خارجی ها تقدیم کردیم
باعث شدیم تا سرمایه ایرانیها از کشور خارج شود
باعث شدیم تا تمام تولید در کشور در هم پیچیده شود
بانکها بیمه ها صندوق بازنشستگی ضعیف و تخریب شوند
بدون این اصلاح اقتصادی هر یکسان سازی نرخ ارز محکوم به شکست است
اگر روزی کشور بتواند از فروش سالانه نفت 250 میلیارد دولار ارز بدست بیاورد می توان به قیمت یکسان سازی قیمت ارز خوشبین بود ( بدون واردات با ارز صادراتی همانند گذشته)
باید در نظر داشت فقط یک صد پنجاه میلیارد دولار هزینه سالانه دولت است
چنین در آمد سالانه برای کشور غیر ممکن است لذا یکسان سازی ارز با سیستم قدیمی و تکراری
منجر به شکست خواهد شد شکستی با زیان عظیم همانند شکست احمدی نژاد در یکسان سازی ؟
یکی از اصلی ترین نیاز اقتصاد کشور به رشد ثبات و مشخص بودن ساز کار تعیین قیمت ارز است
اقتصاد کشور از پایین نگه داشتن قیمت هر کالای صدمه می خورد در همان زمینه
فرض کنیم قیمت آهن بصورت دستوری پایین نگه داریم در نتیجه شرکت های تولید کننده آهن با ضرر و زیان روبرو خواهند شد در دراز مدت کسی برای تولید آهن سرمایه گذاری نخواهد کرد
بتدریج آمار تولید ( وقتی مقرون به صرفه نباشد) افت کرده
و زیانهای آن در چند سال بعد نمود پیدا خواهد کرد از قبیل ورشکستگی تولید کنندگان آهن و ترک سرمایه گذاری برای تولید عرضه و حتی حمل نقل آهن بتدریج دچار مشکل خواهد شد.
بعد از یک دوره بحرانی قیمتها صعودی و کشور مجبور می شود با خسارت زیاد تن به افزایش آهن داده و کسری تولید با واردات جبران کند ( ضرر و زیان چند جانبه چند سال گاهی 20 سال طول می کشد وضع تولید به شکل سابق باز گردد)
در این وسط عده زیادی ورشکست می شوند و در گرانی آخر دوره عده زیادی از قبال واردات دوباره و افزایش شدید قیمتها سودهای کلان باد آورده بدست خواهند آورد.
حالا اگر این کار براثر نادانی ( پایین نگه داشتن قیمت آهن ) باشد نوعی خیانت است و اگر این کار حساب شده و طی یک برنامه خیانتکارانه انجام شده باشد که خود جرم و خیانت مضاعف است
متاسفانه این سیکل معیوب مرتب در کشور در حال انجام است
اما حالا اگر این فشار قیمت گذاری روی ارز خارجی باشد
آنوقت یک کالا تحت تاثیر قرار ندارد کل نرخها و کل اقتصاد از این خیانت صدمه خواهد خورد
و نتیجه این خواهد شد که هرچند سال یک جهش بی سابقه در قیمت ارز داشته باشیم
از روزی که انقلاب شده است تا امروز قیمت ارز 6300 درصد افزایش قیمت داشته است
این تورم علاوه بر گران شدن کالای ریالی است فرض کنیم یک کبریت اول انقلاب 1 یک ریال قیمت داشت اکنون 1000 ریال حداقل قیمت آن است یعنی هزار برابر ؟
قسمت زیادی از این افزایش نرخ به علت از دست دادن ارزش ریال است نه تنها ارز
در واقع ما ارز 16 برابر ارزانتر نگه داشته ایم
حالا ما دستوری قیمت ارز پایین نگه داریم کل تولیدات کشور صدمه دیده و مقرون به صرفه نخواهد بود؟
در نتیجه همه کارهای تولیدی غیر اقتصادی و غیر صرفه بوده و تعطیل خواهند شد.
اگر نفت نداشته باشیم ( که با سرعت بسیار داریم به همین سمت حرکت می کنیم زیر 20 سال هم نفت وهم گاز غیر قابل انتفاع خواهد شد)
نتیجه ارز هم نخواهیم داشت و اگر همچنان قیمت دستوری آنرا حفظ کنیم آنوقت تولید هم نخواهیم داشت در نتیجه نه نفت داریم نه ارز نه تولید باید رو به قبله دراز بکشیم منتظر مرگ؟ ( چیزی شبیه به همین حالا منتها با 100 درصد نداری و فلاکت)
اما امروز می توانیم با یک ساز کار ساده یک توازن عالی برای قیمت ارز هم برای تولید هم برای آینده داشته باشیم
با این ترتیب که واردات هر کالای به کشور باید از طریق خرید ارز صادراتی انجام شود
(نه با پول فروش نفت) این یک توازن عالی برای واردات ایجاد خواهد کرد ارز صادراتی در بازار بالا خواهد رفت در نتیجه فقط وقتی صرف کند با آن کالا وارد می شود
لذا واردات و قاچاق کالا هم آنقدر مقرون به صرفه نخواهد بود
بعد هم مصرف ارز به شدت کاهش (ارز نفتی) پیدا خواهد کرد
و این یک فرصت عالی در خدمت حکومت قرار خواهد داد تا قیمت ارز یکسان سازی کند
و هم چراغ سبز به رقبا و طرفهای تجاری ما خواهد داد که با ارز گرانتر و دقت بیشتری باید کار کنند
و دیگر آن افزایش قیمتها و فشار روی ارز دولتی نخواهیم داشت
دشمن هم از فشار برای افزایش قیمت ارز نا امید خواهد شد
همین طور یک بیمه نا نوشته برای کل اقتصاد فراهم می شود.
در نتیجه ذخیره ارزی بشدت افزایش پیدا خواهد کرد
این عالی ترین توازن بین تولید داخل و خارج خواهد بود چون تولید داخلی هم جان و فرصتی برابر با تولید کنندگان خارجی خواهد گرفت
و راه برای استفاده مزیت نسبی تولید و نیروی کار داخلی فراهم می شود؟
پس از ولخرجی های بی حد و حصر احمدی نژاد و سیاست کور کورانه " کاهش تورم " که در تمام چهار سال گذشته ادامه یافت و هنوز هم دنبال می شود.
با وجودی که آقای روحانی هم در دور اول و هم در مراسم تحلیف اعلام کرد دولت هر کمکی را در اداره امور می پذیرد
من معتقد هستم این یک تعارف توخالی بیش نیست شما و دولت شما بسیار مصرانه سیاست های اشتباه را ادامه دادید چقدر کارشناسان اقتصادی نسبت به نتایج شوم "کاهش تورم " هشدار دادند.
شما نپذیرفتید یکی از بارز ترین این هشدار ها توسط دکتر محسن رنانی(1) مطرح شد اما کو گوش شنوا
اینک آثار شوم این سیاستهای اشتباه مانند یک سلسله واگن های به هم پیوسته و مسلسل وار بر سر اقتصاد ایران سقوط خواهد کرد
این سکوت سه ماهه بین دولتین ( تشکیل دولت جدید ) کار خودش را کرد
اینک ناتوانی واحدهای اقتصادی کشور بسیار مزمن و قطعی شده است
اکنون بسیاری از واحدهای اقتصادی قادر به پرداخت حقوق و اجاره و هزینه ها نیستند
کافی است چند بانک ورشکسته کوس رسوایی اشان بر ملا شود.
آنوقت شاهد ورشکستگی دومینو وار در بازار خواهیم بود؟
حداقل در موج اول سیصد هزار واحد صنفی ده هزار واحد تولیدی و ده بانک کشور به زمین خواهند گذاشت؟
آیا می دانید این آمار یعنی چه؟
همانطور که اعلام شد 25درصد خانوارهای شهری فاقد شغل هستند
یعنی از 75درصد جمعیت کشور یک چهارم شغل و درآمد ندارند معادل بیست میلیون نفر این آمار گذشته است
با این موج ورشکستگی حداقل دو میلیون نفر به این لیست اضافه می شوند در واقع کار تمام است تا دولت جدید رای اعتماد بگیرد و بر مسند بنشیند کار ریزش شروع شده
دیگر نمی شود کاری کرد؟
اصلا این آقای کرباسیان شریک جرم در کابینه قبل است فقط تجربه اجرایی بیشتری دارد.
ایشان همان بینش دولت قبل دارد با توجه به اقدامات او در گمرگ
در شغل جدید هم دست به افزایش مالیات و فشار برای درآمد بیشتر دولت بکار خواهد بست
که از هم اینک ادامه سیاست پیشین مشخص و محکوم به شکست است
اما چاره کار ؟
( بعدا نگویید کسی کمک نکرد راهی در جلو پای ما نگذاشت )
اولین قدم برکناری رئیس بانک مرکزی ( در این مشکل عظیم سهم عمده ای دارد)
دوم دولت به یک استراتژی راهبردی برای اقتصاد نیاز دارد یک خون تازه یک اقتصاد دان از بازار تولید و کاسبی نه کارمند و دانشگاهی چرا کارمند و دانشگاهی سر برج حقوق خود را می گیرد نمی تواند بفهمد دغه دغه گردش مالی و چرخش بازار ماه آینده مخارج او را تهیه خواهد کرد یا نه؟
این نکته خیلی مهم است ( یک کارمند بی خیال است حقوق می رسد درک بازار ندارد)
دومین قدم
راه نجات فوری کشور در تحریک تقاضا است نه از بالا بلکه از پایین ( این یکی از راههای نجات است)
بدین شکل که تقاضای خرید و قدرت خرید عامه مردم ایران تقویت کنیم.
پیشنهاد پرداخت 3 میلیون تومان وام به هر خانواده ایرانی است
با پشتوانه باز پرداخت از طریق یارانه ها بدین شکل که نصف مبلغ یارانه بعنوان باز پرداخت این وام از مردم کسر کرد.
و در پیش گرفتن همین دو قدم راه را هموار می کند برای اصلاحات بعدی
آقای روحانی شما دو قدم راه بیا من ( یا ما ) هزار قدم با شما خواهیم بود
ببینیم این تعارف (کمک ) چقدر جدی است
آقای روحانی وقتی وحشت ورشکستگی و سایه شوم از دست دادن سرمایه های مردم ( سپرده های بانکی ) بر بازار حکم فرما شد دیگر نمی شود کاری کرد.
اکنون به کمک شما نیاز است؟ فقط اکنون ؟
پاورقی (1)
رکود از جنگ و آمریکا بدتر است