راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 226) کودتا کنندگان ارزی چه کسانی هستند.چه هدفی دارند؟

پس از سالهای طلایی دفاع مقدس شروع دولت سازندگی مصادف شد با بی پولی عظیم در کشور جنگ تمام شده بود .

اما برای بازسازی و شروع مجدد کار هم دولت هم بخش خصوصی نیاز به سرمایه و وام داشتند دولت سی کرد از منابع خارجی وام تهیه کند با امتناع بانکهای خارجی و شرایط استعماری بانک جهانی این پروژه زیاد موفق نبود جزء چند وام کوچک ؟

بهر حال بانکهای ایرانی هم بسیار سخت و کم قادر به اعطاء وام بودند؟

این دو مشکل سبب شد تا کسانی که در دوره جنگ دست به سرمایه اندوزی کرده بودند یا کسانی که از قبل سرمایه ای داشتند بسیار مورد توجه کنند ؟

"ترک تازی " بعضی سبب شد تا اولین نفوذ ها در دولت جمهوری اسلامی ایران به مدد سرمایه ها رقم بخورد نگرش تیم اقتصادی وقت که گرایش شدید به غرب داشت ( همین تیم دکتر نیلی و شرکا )

باعث ارجاع پیمانکاری پروژه های بزرگ کشور به بعضی سرمایه داران شد؟

نتیجه با دخول آرام آرام این گروه های سرمایه دار به اقتصاد ایران با گرانی ها پشت سر هم ارز سرعت گرفت کم کم این گروه توانست بسیاری از مدیریت های درجه دوم نظام به تصرف خود در آورد؟

مدیریت ها در دولت های بعد آرام آرام به سمت مدیر کلی و مشاور وزیر ارتقا پیدا کردند این رویه یک کودتا مدیریتی بود با شیب ملایم به تدریج تمام صفحه شطرنج وزارتخانه های کشور را به تسلط آقایان در آورد

همین گروه هر که را در مجموعه دولتی با خود هم نوا می کردند در صورت مخالفت بر کنار می کردند؟

ای شبیخون فرهنگی با به لباس نظام در آمدن ریش و تسبیح در دست گرفتن همراه بود؟

اینان کار خود را می کردند صرف نظر از اینکه چه کسی بر مسند رئیس جمهوری تکیه کند؟

کار به جای رسید که گروه های مافیایی مختلف تشکیل شد از جمله مافیا در وزارت صنایع کوچک و بزرگ سابق هر موافقت اصولی صادر نمی شد تا مگر به این گروه ها تعلق باید داشته باشد یا مبلغ کلانی رشوه پرداخت شود 

فرض کنید برای موفقت اصولی تسویه روغن باید پنجاه تا هشتاد میلیون تومان پرداخت می شد علاوه بر هزینه های مرسوم دولتی ( این رقم در زمان خودش بیشتر از قیمت یک کارخانه ارزش داشت)

این شبیخون فرهنگی چون تمی توانست سمت های درج یک کشور تصرف کند ( چون رای  مجلس خبرگان و دیگر نهاد ها لازم بود ) لذا این گروه تصمیم گرفت با خرج کردن پول کسانی را به سر کار بیاورد که یا موافق آنها باشند یا آدمهای بی حال و بی خط باشند تا بتوان با حضور آنان کار خود را انجام دهند؟

لذا بارها دیده شده بود وزیر و معاون یک کاری می خواستند اما این گروه مخالفت می کردند و در عمل همان درخواست خود را با بهانه های واهی و ( کارشناسی شده ) دنبال می کردند.

رهبر انقلاب یک در خواستی اعلام می کند و تقاضای اجراء ان را دارد این کار به نفع انقلاب است به نفع مردم است .

اما با وجود اعلام همراهی رئیس جمهور و وزیر مربوطه این کار در بدنه اجرایی هرگز انجام نمی شود ؟

هر گز پیگیری نمی شود؟

این کار برد این گروه کودتا چی است .

اینان چنان سمت های درجه دوم و سوم تا کوچکترین مدیریت ها را به تصرف خود در آورده اند که یک وزارتخانه عریض و طویل بسیار بزرگ نه تنها فاقد کار آیی شده بلکه بر ضد هدف تشکیل خود تبذیل شده است .

بنویسید وزارت صنعت معدن تجارت بخوانید وزارت ضد صنعت ضد توسعه معدن ضد توسعه بازرگانی

ضد اقتصاد مقاومتی؟

این گروه چنان بر کار مسلط و سوار شده اند که بیرون کردن آنان بیش از سی سال طول می کشد؟

نتیجه این بود کم کم تمام خصوصی سازی ها به تصرف آقایان در آمد

گروه خصولتی ها هم یکی از دست پخت های اینان بود .

کم کم تصرف خودرو سازی ها ( ابتیاع کلان سهام ) ابتیاع شرکت های بزرگ دولتی با خرید و تصرف سهام.

با شروع تاسیس بانک های خصوصی این گروه دست به خرید ابتیاع بانک های خصوصی کردند؟

یا حتی با کودتا این بانکها را تصرف کرد.

نمونه تسلط بر بانک پارسیان با شبه کودتا و گول زدن احمدی نژاد؟

خلاصه اکنون بیش از 85 درصد سرمایه کشور متعلق به کودتاچیان است؟

اینان با کمک اهرمهای مدیران دولتی و سیاسی بعد از دوره احمدی نژاد خود را مالک حقیقی ایران می دانستند؟

در واقع هم مالک ایران اینان هستند.

تمام صنایع بزرگ مال اینان است تمام سپرده های بانک ها ( 85%) مال اینان است تمام زمین های بزرگ ایران مال اینان است .

بیش از 65 درصد ساختمان های ارزشمند ایران متعلق به اینان است . صنایع خودرو سازی مال اینان است صنایع دارو سازی و توزیع دارو مال اینان است

امتیاز واردات خودرو مال اینان است امتیاز واردات روغن نباتی علوفه و نهاده های دامی مال اینان است.

امتیاز واردات بسیاری از کالاها اختصاص به اینان دارد.

قدرت به تصویب رساندن هر قانون یا کنسل کردن هر قانونی را در مجلس دارند.

قدرت بر کنار کردن هر سمت در ایران غیر از رهبر و رئیس جمهور دارند.

اگر اینطور پیش روند در آینده نه چندان دور بر این دو هم مسلط خواهند شد.

تمام اینان در صد اسم فامیل خلاصه می شود 

من بنا ندارم اسامی ذکر کنم اما می توانید برای اطلاع اسامی سهام داران بلوک و صاحبان بانک های خصوصی از اینترنت بگیرید تا خیال تان هم راحت شود تا بخواهید سند و مدرک وجود دارد

هزار میلیون سند مالکیت و هزار میلیون سند سهام .

اینان در شش سال گذشته چون صاحب بانکها بودند و تقریبا تمام سرمایه های به سپرده گذاشته مردم را مال خود می دانستند و در پروژه های ساختمانی و مال سازی خود سرمایه گذاری کرده بودند متحمل زیان شدیدی شدند؟

همینطور رکود اقتصادی بازار واردات را هم کم رونق کرده بود.

چون هم ساختمان های ساخته شده فروش نرفت هم مجبور شدند حجم عظیمی سود سپرده تحویل دیگران دهند.

اینان را متحمل زیان شدیدی کرد شش سال کاسبی نه چندان جالب و فروش نرفتن آپارتمانها اینان داشت نابود می کرد.

یک دفعه صدای ترامپ بلند شد صدای ترامپ یک چراغ سبز بود برای شروع کودتا 

کودتای ارزی؟

اینان اصلی ترین استقبال از ترامپ کردند اینان با این کودتا صاحب 95 درصد اقتصاد ایران خواهند شد؟

اینان با این کودتا صاحب قدرت بیشتری خواهند شد؟

اینان با این کودتا در واقع تعیین کننده دولت در آینده نزدیک خواهند بود؟

حالا چرا آقایان و نشریات شان دارند آدرس عوضی می دهند.

چرا دارند نهاد های نظامی را متهم می کنند ( سپاه پاسداران )

چون با این کودتا زنجیره تسلط اینان بر اقتصاد ایران تکمیل خواهد شد و تمام نهاد های به تملک در خواهد آمد غیر از سپاه ؟

در واقع سپاه تنها نیروی بالفعل و بالقوه در ایران باقی می ماند که می تواند هم بر علیه این گروه عمل کند اقتصاد ایران اداره کند و هم ضد کودتا بزند ( دیگر دولت قادر به این عمل نیست تسلیم شده تصرف شده ) که به تسلط این گروه در نیامد؟

لذا باید سرکوب شود.

باید از صحنه بازی حذف شود باید از پیش محکوم شده باشد.

در واقع درصد اقتصاد تحت تسلط نیرو های انتظامی بسیار محدود است زیر پنج در صد اصلا تنها بانک توزیع وام برای افراد عادی همین بانک انصار است.

در واقع سپاه حمال دولت بوده و هر کجا دولت خواسته سپاه با نیرو و سرمایه اجتماعی خود به کمک دولت رفته؟

و نقش اقتصادی سپاه بسیار ضعیف بوده .

 اگرچه بعضی از سپاهیان سابق در شرکت های اینان نقش دارند اما سازمان سپاه نقش مثبت در ایران داشته است.

لذا اینان نگران ضد کودتا برای اموال تصرف شده هستند فقط همین؟

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 225 ) ادامه سلسله حماقتهای ارزی و صراط مستقیم؟

ادامه حرکت جستجوی کوچه به کوچه جهت یافتن انبارهای مردم  و ارسال مرتب بخشنامه های متعدد برای ترخیص کالا از گمرک و خرید ارز و ثبت سفارشات یک ملقمه عجیب از نا امنی و نا استواری دولت را به نمایش گذاشته است که نتیجه آن سر در گمی وارد کنندگان و خریداران کالا و بطور کلی سر در گمی کل بازار ایران و نبود امنیت شغلی و نبود امنیت برای صاحبان کالا نبود امنیت برای تجار و در خاتمه ان کس که باید خود موجب امنیت و ثبات گردد خود شده است بزرگترین نا امنی و بهم زننده بازار و کشور ؟

در نهایت این راه به قبرستان کار و کوشش و فرار سرمایه ها و خسران و حسرت نابودی و نیستی خواهد

انجامید. در واقع اندیشه های احمقانه مدیران دولت روحانی کمر به قتل اقتصاد ایران زده اند

گویی دولت ته مانده عقل و درایت در کاسه کلافگی و گمراهی و حماقت و عجله  دست پاچه گی گم کرده است

بازنده اصلی مردم خواهند بود که از بدست آوردن یک قوت لایموت هم محروم خواهند شد.

بگذارید 2 دقیقه مصاحبه مدیر کل گمرک را برایتان تحلیل کنم یک بی سرپا احمق تمام تحت عنوان دکتر که حرف زدنش را بلد نیست یک دهاتی با لهجه غلیظ و با صورتی ریش آلوده و ادعای بسیار؟

اولا این آقا چرا صاحب سمت شده چون سه فاکتور روی میز گذاشته است 

ا- پارتی و معرف  2- مدرک تحصیلی 3- سابقه کار در سازمان مربوطه

پارتی که مشخصا جناحی و حمایت مالی جناحی است پس ارزشی ندارد ( سند حمایت از کسانی که او را معرفی کرده اند به راحتی می توان روی میز گذاشت)

مدرک تحصیلی هم ارزشی ندارد چون پشت این مدرک حین کار  تحصیل نیمه وقت دریافت شده هیچ اندیشه کار و پژوهش و نبوغ وجود ندارد یک مدرک تو خالی با نمره ناپلئونی  التماسی و حتی پولی ابتیاع شده سابقه کار در گمرک در سطوح پایین هم فاقد ارزش است این سابقه کار در ستاد است که ارزش دارد پس انتصاب بابت هیچ؟

این آقا امروز که کاغذ در بازار وجود ندارد به بازرگان وارد کننده کاغذ گفته است برو کالا را برگردان کالا را فقط شرکت ایکس باید وارد کند؟

یا هزاران کالا و مواد اولیه منتظر ترخیص در گمرک با اشکال تراشی های احمقانه گاه مغرضانه و گاه خیانت کارانه خوابیده است .

عدم ترخیص کالا از گمرک خود یک خود تحریمی خیانتکارانه است و نتیجه آن فرار سرمایه ها و نا امیدی از کسب کار و توقف معدود واحد تولیدی است .

پلمپ کردن انبارها و توقیف انبارها هم نتیجه عکس خواهد داد>

اولا اگر احتکاری باشد باید اتحادیه صنفی مذکور آن را تایید کند صرف موجود بودن مقدار کلانی کالا در یک انبار مفهوم احتکار ندارد.

اولا صاحب کالا مختار است کالا را به نرخ روز بفروشد دوم یک عمده فروش که روزانه صد هزار آیتم به بازار عرضه می کند حق دارد از هر کالا چند میلیون داشته باشد اگر موجودی او بیش از مصرف یک سال فروش او باشد شاید مفهوم احتکار داشته باشد 

در بعضی اقلام حتی موجودی دو سال در انبار احتکار نیست.

مانند لوله آلات مانند آهن آلات مانند ابزار آلات اصلا این احتکار از صدر اسلام برای مواد غذایی و خوراکی و مایحتاج داروی و درمانی بوده نه برای سایر اقلام آن هم به شرطی که صاحب انبار یک مدت طولانی از فروش خودداری کرده باشد؟

انباری که صبح تا شب درب آن باز است حتی هفته ای دو روز کالا از آن فروخته می شود مفهوم احتکار ندارد.

حالا شما همه زمینه های کار کاسبی تولیدی خرید فروش را نا امن کنید نتیجه این می شود مردم سرمایه خود را زیر بالش پنهان کنند زیر بالش ارز خرید و فروش کنند اصلا همه شغلها را تعطیل کرده اید.

خوب صاحب آن شغل هم چاره ای ندارد جز خرید و فروش ارز اگر همینطور ادامه دهید باید رئیس جمهور را هم در صف خرید ارز پیدا کنید شما خودتان همه را به سمت ارز حول می دهید؟

می گویید نه نگاه کنید تمام این نا امنی ها گرفتن زوری مالیات عوارض شهرداری عوارض صنعتی بیمه بیمه اداره کار بیمه صنفی هزینه های بالای صنفی اتحادیه ای کار و کوشش  مالیات 9/5 درصدی ارزش افزوده راهی به غیر از زیر میز و خرید فروش ارز و سکه برای مردم باقی نگذاشته است.

نه برای کسی که می خواهد به خارج مهاجرت کند حتی برای کسی که می خواهد در داخل هم کار کند راهی به غیر از مواد افیونی ارز و زیر میزی باقی نگذاشته اید.

اما سر سلسله این حماقت ها خود آقای روحانی است؟

این آقای روحانی شما مرده است آبروی ندارد اصلا یک مرده را که بی آبرو هم شده از بس دروغ گفته از بس با مردم رو راست نبوده به سرداری سپاهی گذاشته اید که برود با دشمن جنگ کند.

این خود شکست خورده خائف و ........است آبروی ندارد که مقابل دشمن بایستد سربازانش به او اطمینان ندارند حرف شنوایی  ندارند چطور می خواهید بی سرمایه اعتماد او را سردار سپاه کنید.

او مرده سیاسی ورشکسته اخلاقی ورشکسته عمل ورشکسته تدبیر ورشکسته اقتصادی است؟

چرا سرمایه کشور اقتصاد کشور حیثیت کشور در دستان یک مرده می گذارید تا برای شما کاری کند؟

او هیچ بازدهی غیر از شکست برای کشور ندارد.

شکست کشور شکست حاکمیت شکست جناح و شکست رهبری است شکست اقتصادی ارزی شکست حیثیتی برای اسلام است.

آیا اسلام اینقدر بی کس و کار بی فکر شده تا دروغ گویی خود بزک کننده خود خواه گستاخ سمت پرست را به عنوان سردار و نوک حمله بگمارد؟

راه حل همان است که گفتم دو سال است نوشته ام راهبرد شماره (1)

تعیین فرمانده ستاد جنگ اقتصادی و عزل روحانی و اعلام وضعیت فوق العاده اقتصادی.

و سیستم جهادی برای عمل انقلابی اسلامی شرح آن را نگاه کنید.

در غیر این صورت خودتان را برای دلار یکصد هزار تومان به بالا و 70 میلیون فقیر مطلق آماده کنید.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 224 ) فقدان "دادگاه قانون اساسی" عامل تمام انحرافات ؟

نزدیک به 50 کشور دنیا دادگاه قانون اساسی دارند و بسیاری ارگانهای موازی با دادگاه درست کرده اند برای پاسداشت قانون اساسی کشور خود

کشورهای دارنده دادگاه قانون اساسی هم در بین کشورهای پیشرفته مانند آلمان و آمریکا دیده می شوند هم در کشورهای آفریقای مانند زیمباوه 
کار اصلی این دادگاه حفاظت از قانون اساسی است هم در مقام اجراء هم در مقام تفسیر هم در مقام قضاوت هر شخص از این 50 کشور می توانند علیه هر مقامی در آن کشور اقامه دعوا کنند تحت عنوان عدول از قانون اساسی و با مدرک ارائه شده تقاضای محاکمه و برکناری مقام مذکور تقاضا کند
معمولا احکام این دادگاه ها غیر قابل استنکاف و تجدید نظر هستند.
این احکام بر علیه هر شخص یا قانون یا ارگان صادر شود ان محکوم الزاما باید برکنار یا اصلاح شود.
این دادگاه ها از سه تا هفت قاضی تشکیل می شوند و در موارد مهم با تمام قضاوت تشکیل دادگاه می دهند.
در مواقع عادی یا برای مقامهای درجه دو و سه حکم یک قاضی کفایت می کند.
در بسیاری مواقع احکام این دادگاه ها باعث اختتام دعوای و حل مشکلات بسیار بزرگ شده است
که بیم شورش و حتی جنگ داخلی می رفته است.
از جمله حکم دادگاه قانون اساسی مصر بر علیه السیسی برای بخشیدن جزیره ای به عربستان سعودی
و لغو این بخشش بود
یا حکم دادگاه بر علیه اندرو جانسون و بیل کلینتون در آمریکا یا برکناری رئیس جمهور کره جنوبی در سال 1395 و حتی محاکمه و محکومیت محض ایشان
یا حکم علیه دولت هند توسط دادگاه قانون اساسی در سال 1383 و نمونه های بسیار دیگر.
ضرورت صیانت از قانون اساسی هر کشور عامل اصلی تشکیل این دادگاه بوده و می باشد.
بدیهی است قانون اساسی راس قواعد قانونی در هر کشوری است رعایت بند بند آن تضمین رعایت تمام قوانین خواهد شد.
قضات این دادگاه معمولا از طریق مردم یا نمایندگان مجلس و نهادهای مستقل تعین می گردد.
و دارای مصونیت سیاسی بالا و احترام بسیار بالای هستند کار اصلی این قضات فقط صیانت از قانون اساسی است تفسیر توضیح قانون اساسی بسیار راه گشا می باشد
استقلال و عدم وابستگی این دادگاه از اصلی ترین وجوه تشکیل آن می باشد
حتی در کشوری مانند ایران واجب ( واجب قانونی ) و لازم است ( وجوب شرعی آن باید فقهای حوزه علمیه اعلام کنند.)
 کشوری که دولت مردان آن اهمیتی به " قانون " و اجراء آن نمی دهند
اهمیت قانون اساسی به دلیل  رعایت نظمی است که برای بقای جامعه ضروری است سرپیچی از آن باعث بی ثباتی روند زندگی شهروندان  و اختلال در روابط آنان با هم و دولتمردان می شود ( کدخدایی 1382 ص 225)
دادرسی اساسی و نهادهای اعمال کننده آن و ساز و کارهای لازم را برای تضمین اصول مندرج در قانون اساسی فراهم می سازند. به عبارت دیگر قانون اساسی بدون نهاد پاسدار و تضمین گر به متنی ایدئولوژیک . آرمانی و دست نیافتنی مبدل خواهد شد. ( موسی زاده و همکاران 1389)
از ابتدا جنگ ایران عراق نادیده گرفتن بعضی از بندهای قانون اساسی در کشور مرسوم شد.
تا امروز که فاصله در بعضی موارد از زمین است تا ثریا؟
اگر همین قانون اساسی موجود بند به بند اجراء می شد یا اجراء شده بود ما امروز کشوری مقتدرتر ثروتمند تر و آباد تر بودیم بلاشک.
هر چه مقام دولتی بالاتر قانون شکنی بیشتر رسم کشور داری شده است.
بعضی اعلام می کنند شورای نگهبان نهاد حفاظت از قانون اساسی است؟
پاسخ اینست که شورای نگهبان فقط در تفسیر قانون های جدید فعال است در اجراء قانون اساسی  و نظارت هیچ فعالیتی ندارد طبق آئین نامه خود مقام تشکیل دهند و قضاوت کننده نیست.
چه اشکالی دارد یک روستایی به دادگاه قانون اساسی شکایت کند مدیر مدرسه از من شهریه طلب کرده طبق قانون اساسی تحصیل تا پایان دوره راهنمای یا معادل آن رایگان است طبق قانون اساسی.
یا یک شهروند از شهردار شکایت کند؟
این یک تضمین و حمایت از اقشار ضعیف در مقابل دولت مردان است.
بدهی است احکام این دادگاههای قانون اساسی سنگین و برکناری و حبس حداقل آن است.
لذا آنوقت که این دادگاه باشد دل شیر می خواهد این قانون بانکهای خصوصی را کسی امضاء کند صریحا" مخالف قانون اساسی است.
در چند مورد قانون اساسی به صراحت چنین بانک های را نمی پذیرد.
بدهی است واگذاری صید به چینی ها در دریای عمان مخالف قانون اساسی است.
اگر دادگاه قانون اساسی وجود داشت آن اداره عمل کننده را با خاک یکسان می کرد؟
اگرچه در قانون اساسی از رهبری و رئیس جمهور و وزراء و حتی از نمایندگان به وسیله سوگند در خواست حفاظت از قانون اساسی کشور شده است .
اما ضمانت اجراء و نهاد حمایت از قانون اساسی و شمشیر دادگاه ختم الکلام است و قدرت دیگری است.
اگر چه رهبری کمترین عدول از قانون اساسی و دولت بیشترین تخلف از قانون اساسی را دارد
احمدی نژاد قانون شکن ترین رئیس جمهور ایران بوده؟
اما روحانی بیشتر و پیچیده تر به این قانون اساسی پشت کرد
اصلا ستون فقرات دولت روحانی مخالفت با متن و روح قانون اساسی است هیچ کدام از وزراء اقتصادی دولت روحانی رعایت قانون اساسی را نکرده و نمی کنند؟
فاصله ما با قانون اساسی الان آنقدر زیاد است که صحبت کردن از قانون اساسی صحبت کردن از افسانه می ماند.
کوچکترین بند اجراء نشده قانون اساسی کشور  اصل دوم بند ششم کرامت و ارزش بالای انسانی .................نفی هر گونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری قسط و عدل و استقلال اقتصادی و اجتماعی فرهنگی  که اینک افسانه است 
یا اصل سوم بند 10 ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور ( بندی که خلاف آن عمل شد تا دو میلیون نفر )
یا اصل سه بند 12 پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر اساس ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر گونه محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار  بهداشت و تعمیم بیمه.
واقعا فاصله ما تا این مفاد از زمین تا آسمان است
اگر بخواهیم دنبال کنیم این بند های قانون اساسی داستان بسیار پیچیده و به درازا خواهد کشید.
امروز دولت اولین مخالف تشکیل دادگاه قانون اساسی خواهد شد 
اما خواست با ملت است .
تشکیل دادگاه قانون اساسی برای ایران از نان شب واجب تر است چرا؟
چون اگر اینگونه ادامه دهیم 70 میلیون شب گرسنه خواهند خوابید تا دو سه میلیون دولتی عالی رتبه الاخ الوخ خود را تکمیل کنند در خارج و داخل

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 223 ) "فرو ریزی اعتماد" رمز شکست دولت روحانی ؟

دولت روحانی با دروغ صاحب کرسی ریاست جمهوری شد روزی که در مناظره انتخابات رئیس جمهوری مشخصا قالیباف و جناح اصول گرا را متهم کرد شما بودید که دستور حمله به خوابگاه دانشجویان صادر کردید؟

شما بودید که می خواستید دانشجویان شناسایی و دستگیر کنید؟

بعدا مشخص شد مقام دستور دهنده حمله به دانشجویان در خوابگاه همان شخص رئیس شورای امنیت ملی خود آقای روحانی بوده است.

در بعد سیاسی اطمینان ایشان به آن کلید لعنتی و رابطه با غرب باعث شد ملت به مسلخ برجام ببرد.

در بعد اقتصادی اطمینان ایشان به اقتصاد لیبرال غربی با چینش طرفداران اقتصاد "بازار آزاد " و مراودات اقتصادی با غرب و " رها کردن قیمت ها" باعث بروز گرانی افسار گسیخته به کشور شد.

کابینه تماما تقلیدی ایشان از کابینه آقای رفسنجانی با مخلفات اصلاح طلبان و ریخت پاش آنچنانی حقوق های نجومی و تحویل لبخند ها و گزارشات خالی از واقعیت به ملت ؟

زنجیره شکست های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایشان تکمیل کرد.

گویی ایشان ستون پنجم "جاسوس "دشمن در بین سیاست مداران ایرانی است که سالها است در لباس روحانیت مشغول خدمت به دشمن است؟

توصیه های ایشان و دولت ایشان برای نخریدن ارز و سکه توسط مردم نشنیده گرفته شد؟

حالا که کوس رسوایی و صدای بلند شکست در تمام زمینه ها بلند شده است.

و اعتماد ملت به ایشان و دولت ایشان فرو ریخته است کما کان بر سیاست های گذشته اصرار می کند؟

استنکاف ملت از همراهی با ایشان در ثبت نام رایانه ای برای یارانه ها از همان آغاز نشان داد 

ملت با دیده شک و تردید به دولت نگاه می کند؟

عجیب اینجاست ایشان بعد از این همه شکست سیاسی تجاری اقتصادی و مذاکراتی حاضر به تغییر رسم های نا موفق خویش نیست؟

حاضر به آزمودن اقتصاد دانان معتقد به اقتصاد ملی و مقاومتی نیست؟

سوال اینجاست آن موقع که دولت صاحب آبرو و اعتبار بود نتوانست موفقیت جالبی بدست آورد.

حالا با آبروی رفته و اقتصاد شکست خورده و عدم همراهی مجلس چه می تواند بکند؟

آن هم با ادامه همان سیاست ها ؟ 

آقای روحانی دو راه روبروی شما قرار دارد یا بازگشت به درستی و بیان واقعیت های  سیاسی و اقتصادی و توبه از گذشته نکبت بار و تعویض تمام وزیران معتقد به اقتصاد لبیرالی.

یا ادامه وضع موجود و ادامه شکست و فرو ریزی همانند " اعتماد " عمومی و تحمیل شکست بیشتر بر ملت.

 بدهی است ادامه این وضعیت بسیار شکننده بوده و احتمال به پایان رسیدن دولت روحانی تا سال 1400 با همین سیاست ها بسیار بعید است.

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 222 ) مملکت تعطیل و سران سه قوه در " ابهام" اقتصاد در "کما"

به قول آقای کدخدایی سخن گو مجلس خبرگان هنوز تکلیف سوال از رئیس جمهور مشخص نیست

 عباسعلی کدخدایی عصر امروز سه شنبه در حاشیه کارگاه آموزشی شورای نگهبان برای اصحاب رسانه، در پاسخ به سوالی درباره تکلیف نهایی سئوال از رئیس جمهوری گفت: در مورد این موضوع در قانون به صورت روشن موردی مطرح نشده همچنین در مورد مصادیق استنکاف هیچ تعریفی بیان نشده است.

مفهوم این سخنان اینست که هنوز تکلیف سوال از رئیس حمهور مشخص نیست؟

کشوری که هزاران مشکل کوچک و بزرگ آن در گرو تصمیمات مسئولان مانده است تعریف قانونی و تکلیف بسیاری از مدیران مشخص نیست آئین نامه و شرح وظایف مشاغل تعریف نشده است فقط بعضی مسائل تصریح شده ان هم برای بعضی مشاغل؟

این وسط تکلیف اولین سمت کشور ( رئیس جمهور ) مشخص نیست ایشان مسئول هستند یا خیر اصلا چرا مجلس ایشان برای طرح سوالات احضار کرد؟

اگر سوالات به حق بود پس تکلیف سوالات پاسخ داده نشده ( پاسخ قانع کننده ) پس وظیفه چیست؟

دوباره باید تکلیف اقتصاد کشور به محاق برود و در زیر پرده ابر باقی بماند .

اگر اقتصاد یک کشور به حال خود راه کنیم چه خواهد شد؟

مملکت در تعطیلی بسر می برد دو تعطیلی عید قربان و عید غدیر باعث شد بسیاری از واحدهای اقتصادی تعطیل کنند حتی تعطیلی دو هفته ای؟

در حالیکه در اسلام این دو عید عید حکومتی سیاسی اجتماعی هستند یعنی عید انجام فریضه قربانی و حمایت از مستضعفین و عید حمایت و بیعت مجدد با ولایت ( علی بن ابیطالب ع ) یا جانشین ایشان؟

هر دو حکومتی هردو اجتماعی هر دو نشان دهنده مسئولیت شخصی و اجتماعی و حکومتی سیاسی اسلام هستند؟

اما دولت جمهوری اسلامی ایران با این دو تعطیلی همانند قرآن های تهیه شده و در طاقچه منازل گذاشته شده ( مهجور شده ) برخورد می کند؟

ایا مولی ما اینچنین مسئولیت حکومتی و عبادی و سیاسی خودش را انجام می داد 

آیا ایشان نمونه خیر مسئولین نبودند.

آقایان اقتصاد در" کما " است باید تکلیف ابن مریض در شرف مرگ مشخص شود .

وگرنه معیشت مردم بر زمین می ماند آیا دولت دارای ذخایر مالی و پولی گسترده است که بتواند تمام معیشت مردم را تکافو کند؟

محرز نه دولت فاقد پشتوانه مالی است حتی برای اداره خودش دست اندازی به اموال عمومی و سرمایه ای مردم می کند.

خوب دولتی که بر اثر کم کاری خود اینچنین مستحق شده است چرا مردم را در بلاتکلیفی نگه داشته است.   

آقای روحانی تکلیف مردم چیست؟ 

کدام راه رای برای هدایت مردم به کسب و ابتیاع حوائج آن ها باز کرده اید.

آقا برای حل و رجوع مشکلات ملت شما را به این سمت گمارد.

می خواهید به تعطیلات بروید بسم الله تکلیف مردم را مشخص کنید بعد برای ابد به مرخصی بروید؟