راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران

این وبلاگ تلاشی فرهنگی جهادی برای توسعه و پیشرفت اقتصاد ایران است

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 292 ) تلاش برای خدشه در " قدرت " جمهوری اسلامی ایران؟

قدرت جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب و پایان جنگ بنا به عللی شدیدا افزایش پیدا کرد.

این افزایش "قدرت" ناشی از خواست آمریکا یا استکبار جهانی نبود بلکه دقیقا خلاف در خواست استکبار بود.
این افزایش چنان کفه ترازو در خاورمیانه را به نفع ایران جابجا کرد که موجب هراس دشمنان شد؟
لذا در صدد مقابله با آن دست به هر کاری زدند
اولین تنش ها بعد از انقلاب سال 1357 ایران کفه گروه طرفداران غرب را به چالش کشید.
به گونه باور نکردنی استکبار با تشویق صدام سعی کرد این حرکت در نطفه خفه کند.
اما موفق نشد دومین تلاش برای سرکوب عدم همکاری اقتصادی نادیده گرفتن بود سالهای پس از جنگ ایران و عراق سومین تلاش در تهدید منافع با تحریم های گسترده در زمان ریگان رقم خورد چهارمین تلاش در سرکوب شدید سوریه و حمله به حزب الله لبنان بود 
پنجمین حمله ظهور داعش (پدر آمریکایی و مادر وهابی سعودی ) با تقویت شدید و پشتیبانی عملیاتی
و تسلیحاتی به وسعت دو برابر جنگ ایران عراق و در گیری چند ساله که با سرکوب شدید لشگر های چند ملیتی جبهه مقاومت به فرماندهی سر لشگر سلیمانی مواجه و نابود شد
این حمله داعش از لحاظ عملیاتی و پشتیبانی بزرگترین عملیات نظامی پس از جنگ جهانی دوم بود بخصوص با توجه به وسعت میدان درگیری و تدارکات 35 هزار کامیون نظامی فقط از راه ترکیه و همین تعداد از طرف عربستان و رژیم صهیونیستی  و کمک اطلاعاتی و مالی اروپا به وقوع پیوست برای خفه کردن ایران و جبهه مقاومت.
ابعاد این این عملیات و شدت همکاری استکبار یکی از بزرگترین رازهای تاریخ ده سال اخیر است
اما همگی این تلاش ها شکست خورد.
و ایران همچنان مشغول افزایش "قدرت" باقی ماند.
لذا استکبار با رصد اطلاعاتی وسیع این بار حمله خود را برای درهم شکستن "قدرت " ایران از جناح اقتصاد شروع کرده است.
این تلاش تازه بسیار سهمگین تر از پنج تهاجم قبلی است .
اما دولت جمهوری اسلامی ایران بخصوص آقای روحانی نتوانست از ابتدا وسعت حمله را پیش بینی و دفاع لازم انجام دهد.
تازه بعضی از آقایان از خواب گران خیز گرفتن اما داستان سهمگین تر از توان نظری و فکری دولت دولت روحانی است ؟
دولت روحانی یک سری تکنوکرات در غرب تحصیل کرده از مدیران اسبق دولت هاشمی رفسنجانی است که نوعا مسن محافظه کار ثروتمند و عافیت طلب هستند .
این آرایش ملت را در تنگنا شدید خواهد گذاشت ( اینان نه به لحاظ عملیاتی و نه به لحاظ فکری قادر به مقابله با این هجوم نیستند.
برای بررسی بیشتر مسئله نگاهی به عوامل تشکیل دهنده قدرت بیندازیم . 
اصولا "قدرت" یک کشور تشکیل شده از (حجم و اقتصاد و قدرت نظامی)
حجم کشور منظور وسعت سرزمین نیروی انسانی و باورهای اعتقادی است یکی از عناصر تشکیل دهنده مولفه  قدرت ایران است این مولفه اگرچه تلاش برای تجزیه و کوچ نیروی انسانی آن صورت گرفت اما در کوتاه مدت غیر قابل تغییر و غیر قابل خدشه است.
دومین مولفه اقتصاد کشور است در واقع قدرت اقتصادی یک کشور که با اختصار GDP نمایش داده می شود که برای ایران حدود چهارصد میلیارد دلار تخمین زده می شود.
این مولفه در ایران وابسته به صادرات نفت است و بسیار تبعیض آمیز بین استانهای کشور تقسیم شده و متاسفانه بیش از شصت میلیون از جمعیت کشور در آن بی نصیب هستند و مولفه ضعیف قدرت ایران همین اقتصاد تشکیل می دهد که راجع به آن صحبت خواهیم کرد.
سومین مولفه قدرت نظامی است این مولفه از ابتدا بسیار مورد هجوم قرار گرفت حتی از روز اول انقلاب مورد حملات مکرر قرار گرفت اما امروز یکی از چند قدرت برتر جهانی است بدون شک قدرتی روز افزون که مرحله دفاع را پشت سر گذاشته امروز به قدرت بازدارندگی عظیمی دسترسی پیدا کرده است.
این قدرت قادر است با بزرگترین ارتش دنیا درگیر و جنگی تمام عیار به پیش ببرد حتی قادر است بازنده نباشد.
این نکته ایست که آمریکا هم بدان پی برده است لذا امروز تهدید به جنگ در ضعیف ترین حالت و ناممکن قرار دارد.
اما بحث ما قسمت دوم مولفه قدرت ایران یعنی اقتصاد که امروز به سنگین ترین وجهی مورد هجوم قرار گرفته برای در هم شکستن "قدرت " جمهوری اسلامی ایران.
اما برخورد ما در این هجوم ناشیانه و نابخردانه بوده است .
در واقع تلاش برای خدشه به جمهوری اسلامی ایران به نتیجه نمی رسد الا به اشتباه ما در اقتصاد؟
که متاسفانه سلسله اشتباهات دولت همچنان ادامه دارد؟
چاره کار اینست که ما از دنیای خارج امیدمان را قطع کنیم همین کاری که اول انقلاب برای تهیه سلاح دفاعی کردیم 
هرچه که باید اقتصاد ایران درست کند تکمیل کند در چارچوب همین داخل کشور وجود دارد.
نه بانک جهانی نه چین نه روسیه نه اروپا قادرند نه این کار را خواهند کرد.
این باور قلبی است که ما را نجات می دهد.
وگرنه کاسه گدایی و التماس غیر از جری کردن دشمن اکنون ثمری ندارد.
در بطن قضیه هر کدام از موارد بالا خود منتظر استفاده از ما هستند نه کمک مطلق ؟
لذا یک اقتصاد درونگرا و حداکثر صادرات به همسایگان هم فکر پایان احتیاجات ایران است.
تمام فشار خارجی اگر اقتصاد داخلی شکوفا داشته باشیم به فرصت عظیم بازیابی اقتصاد داخلی ما منجر خواهد شد.
به این شکل استفاده از ظرفیت تمام سرزمین مردمان و سرمایه های داخلی و نیروی انسانی نابغه کشور ؟
صدور اجازه بهره برداری تولید از تمام کشور به شکلی که که هیچ تکه از سرزمین ما خالی از تلاش  و کوشش نباشد . صدور مجوز برای کشاورزی دامداری مرغداری کارخانه مرتع کاری با سرعت هرچه تمام تر.
دوم استخدام سالانه ده هزار نابغه دانشگاه ها به جای استخدام 38 هزار لمپن قوم خویش دار پارتی دار بوسیله دولت.
سوم تغییرات سریع در مالیات از متمرکز به مالیات عمومی یک درصد از هر تراکنش برای تامین کسری بودجه دولت.
نگاه به ظرفیت داخلی و خروج از بن بست فکری دولت گام آخر برای تضمین "قدرت " ایران است. 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 291 ) "جنگ آخر " یا "صلح آخر "

رویارویی ایران با آمریکا ( استکبار جهانی ) دارد به مراحل آخر خود نزدیک می شود ؟

یا یک جنگ خونین تعیین کننده آخرین برخوردها است یا یک صلح همراه با تنش آخرین مراحل این رویارویی است.

در این پاراگراف شکی نیست شدت اختلافات به مرحله تعیین کننده ای رسیده است؟

که حتی طرف آمریکایی ( ترامپ ) از ترس برخورد جنگی غیر قابل پیش بینی شماره تلفن مستقیم به سفارت سوئیس داده است تا طرف ایرانی برای تماس از آن استفاده کند 

هر چند اعلام کرده این شماره را برای مذاکره ارسال کرده اما شواهد حاکی از نکته دیگری است.

آمریکا جنگ ناخواسته نمی خواهد خیلی دوست دارد ایران را درهم بپیچد اما این خواسته در درگیری ناگهانی برای آمریکا به انجام نمی رسد.

چون نیروی کافی در منطقه ندارد و غافلگیری نیروهای موجود به معنای تلفات زیاد است؟

این رمز این شماره تلفن است اگرچه واشنگتن دوست دارد تنش با ایران بالا ببرد تا از منافع آن بهره بیشتری ببرد بخصوص منافع باری اسرائیل و آل سعود.

در واقع آمریکا دوست دارد اگر حمله ای هم در کار باشد او آن را بصورت برنامه ریزی شده و غافلگیرانه انجام دهد نه اینکه غافلگیر شود.

اما سخن من روی دیگری دارد برخورد ما با آمریکا برخورد و جنگ تمدنی است .

ما داریم با جبهه متحد استکبار ( آمریکا ) و زیاده خواهی او می جنگیم این برخورد از نوع ایدئولوژیک 

و سابقه طولانی دارد.

ما یک باورهای داریم آنان هم یک عقایدی این جنگ جنگ دو طرز فکر دو اندیشه دو اعتقاد و دو فرهنگ است.

ما به نمایندگی از جبهه حق و مستضعفین جهان می خواهیم به جنگ استکبار جهانی به نمایندگی آمریکا برویم این نهایت مطلب است .

جبهه استکبار خواست هایش مشخص است از ریشه می خواهد ما نباشیم یا یک نیروی کوچک در محاصره و محدود ( ایزوله و بایکوت ) باقی بمانیم.

او شریک اقتصادی از جبهه ما نمی خواهد او همه گرگ ها را در اردو خود جمع آوری کرده است تا گوسفندان را شکار کنند هر کشوری را خواستند تحریم کنند بایکوت کنند مورد ضرب و شتم قرار دهند تطمیع کنند ساکت کنند.

یا حداکثر سمت نوکری را به پیش کش کنند ( سمت عربستان )

باقی برنامه است برای همین جملات هیچ چیزی دیگری نیست.

حالا جبهه اروپا در این دسته بندی مشخص می شود . اروپا خود گرگ پیری است که از دریدن مستعمره کردن دست کشیده ولی هنوز این خوی استکباری و هم پیمانی با آمریکا را دارد.

بیخود نیست از اقدام ایران مبنی بر عدم فروش اورانیوم و آب سنگین ایران اینقدر آشفته و سراسیمه اطلاعیه صادر می کند.

و بر علیه ایران شتابزده اظهار نظر می کند ( او ایران تسلیم درمانده را می خواهد و برای این تلاش میکرد برای به زانو در آوردن و وقت کشی ) 

گرگ راه است رفیق شغال نه آنطور که تبلیغ می کنند کشورهای دموکراتیک و مستقل ببینید در فرانسه چه می گذرد ؟

واقعا اگر فرانسه کشور دموکراتیک بود باید مکرون سقوط کرده بود با هیچ مقیاسی این یک دموکراسی نیست.

پس جبهه اروپا هم مشخص شد هیچ شکی نکنید جز نقش هویج  را ندارد همه اش لاف و گزاف است.

یک بار سفیر سابقه دار فرانسه داشت مصاحبه میکرد در اوج کشمکش فرانسه با آمریکا و رسانه های ایران داشتند این کشمکش به عنوان تضاد مطرح می کردند .

صریح اعلام کرد تضاد نیست ما دو تا زن و شوهر پیر می مانیم که بلدیم چگونه حرص همدیگر را در آوریم.

خوب جبهه استکبار مشخص شد ارزشها و فرهنگ غربی و خواسته های او هم کاملا مشخص است فرهنگ تبعیض نژادی جنسیتی و سرمایه داری امتیازات بی پایان برای سرمایه داران و تحمیق اکثریت 

بخصوص بهره جویی کامل از قشر کارگران و زنان .

اما جبهه ما اعتقاد داریم ما پیروان اسلام حقیقی هستیم ؟

آیا ما واقعا" جبهه اسلام کامل هستیم ( آنچه قرآن نهج البلاغه و روایات ائمه میگوید )

نه ما نیستیم ما اسلام حقیقی نیستیم آنچه ما در چهل سال گذشته به عنوان قانون تصویب کردیم از اسلام فاصله دارد.

آنچه ما تصویب کردیم قانون کردیم در بسیاری موارد در تضاد با اسلام است یا از اسلام بسیار فاصله دارد به همین خاطر است در جامعه ما ظلم بسیار رواج دارد .

نزاع بسیار رواج دارد در بحث سود و نزول حتی سیستم بانکی دست استکبار از پشت بسته ایم 

در بحث قضا باید اذعان کنیم با اسلام خیلی فاصله داریم .در بحث عدالت گند زده ایم 

در بحث شهروندی از اوگاندا و سومالی عقب تر هستیم .در کمک به شهروندان از استکبار عقب تریم

خوب این اسلام ما است یا اسلام مجلسی ها و چند رئیس جمهور فعلی و اسبق.

یک روزی ایران در مقابل اعراب ( صدر اسلام ) صف آرایی کردند

ایران آن روز شاهنشاهی بود می گفتند کردار پاک گفتار پاک پندار پاک  ( واقعا این طور بود )

همه می دانیم اینگونه نبود جامعه طبقاتی آن روز امکان حرکت یک نفر به طبقات بالا غیر ممکن بود.

امکان آموزش ارتقا دهقانان یا کارگران به مغان یا طبقات بالا نبود.

لذا رویا رویی دو فرهنگ به شکست عمیق ما منجر شد.

امروز هم جبهه ما دچار به هم ریختگی فرهنگی و زخم خورده است . ما دچار ظلم و فشار به اقشار ضعیف هستیم تقریبا بسیاری از قوانین به نفع طبقات ثروتمندان نوشته شده .

شرایط به گونه ای است که بی عدالتی فقر و عدم مساوات در قانون بهره برداری طبقات بالا بیداد می کند .

ما خود یک استکبار هستیم ( استکبار کوچک ) نگاهی به قانون مالک و مستاجر که در اول انقلاب چگونه تصویب شده و طی سالیان چگونه به نفع مالکان تغییر ماهیت داد 

نشان از بی راهه رفتن ما دارد.

خوب در این رویا رویی دو فرهنگ بدون کم و کاست ما شکست خورده ایم حتی اگر برخورد نظامی رخ ندهد جامعه باز کنونی ارتقاء رسانه ها و شبکه های اجتماعی امکان بررسی همه مردم فراهم کرده است به طبع ظلم اقتصادی در جامعه ما بیش از بیش خودنمایی خواهد کرد.

و مردم ما گرایش به غرب را در پیش خواهند گرفت.

اما تصحیح قوانین گذشته و رعایت عدالت و رعایت حق ضعفا ما را در این درگیری پیروز میدان خواهد کرد حتی اگر جنگ نظامی و اتمی بین ما و جبهه استکبار رخ دهد.

باز هم ما پیروز میدان خواهیم بود حتی اگر همچون امام حسین (ع) کشته شویم.

بی خود نیست تقاضای تجدید نظر در اقتصاد ما را بیمه خواهد کرد.

الزام در گیری اینست که جبهه داخلی را تقویت کنیم با عدالت اقتصادی.

همانطور که گفتم این جنگ آخر است اگر پیروز شویم   اگر شکست بخوریم اول شکست های متوالی است یا حتی شکست آخر . 

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 290 ) خروج از برجام الزاماتی دارد بی الزام خطا است؟

امروز 18 اردیبهشت سال 1398 است آقای روحانی رئیس جمهور طرح خروج آرام آرام از برجام را استارت زد .

طرح عدم فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین روی میز قرار گرفت.

من یکی از طرفداران سرسخت خروج از برجام بوده و هستم اما این خروج نیاز به اصلاحاتی دارد بدون آنها خروج از برجام ما را در چند جبهه درگیر خواهد کرد؟

که به فرجام رساندن همه آنها خارج از عقل و شاید توان باشد.

جبهه در گیری ما در اقتصاد بسیار شدید تر و بیشتر از سایر چالشها است.

برای خروج از برجام و گشودن جبهه جدید نیاز است این جبهه اقتصاد را به سرانجام برسانیم درست است قسمتی از خرابی اقتصاد ما وابسته به برجام است .

اما همه خرابی اقتصاد مال برجام نیست شاید زیر بیست درصد بسیاری از خرابی اقتصاد ما مربوط به مدیریت ما رانت و خرج بی مناسبت و هنگام پول نفت است در سایر حوزه ها ؟

پول نفت بود که ما را قادر می کرد نان را ارزانتر از خاک بفروشیم ( ارزانتر از کود حیوانی )

پول نفت بود که ما را قادر می کرد بنزین ارزانتر از آب بفروشیم ( که می فروشیم )

پول نفت بود که ما قادر ساخت این اقتصاد احمقانه غیر معقول و غیر منطقی را شکل دهیم.

این مناسبات سیاسی غیر کارآمد شکل دهیم 

پول نفت بود که بسیاری از فسادها و رقابت ها و درگیری ها را باعث شد .

پول نفت بود که باعث شد یک دولت 2/5 میلیون نفری روی دست ملت ایران بگذاریم.

و هنوز چشم امید به پول نفت است که ما را به حرکات غیر عادی و منطقی سوق می دهد.

پول و درآمد آن است که برای ان باید زحمت کشید فکر کرد منطقی عمل کرد و منطقی خرج کرد.

حالا دخل و خرج کشور منطقی نیست ما درگیر جبهه اقتصاد هستیم گشودن جبهه بزرگ برجام منطقی نیست ؟

شما یک حداقلی در داخل درست کنید بعد به جنگ خارج برویم.

اکنون باید با الزاماتی شدید تاخیر افتاده اصلاحات اقتصادی به سرعت عملیاتی کرد .

یک تعادل منطقی بین مالیات ها و خرج برقرار کنیم یک عدالت نسبی در درآمدها به وجود بیاوریم.

ملت را با حکومت موافق و همراه کنیم سپس با آمریکا در گیر شویم.

همه چیز در اینجا به هم ریخته است همه چیز بر اساس حماقت و رانت چیده شده تمام این بندها را از پای ملت باز کنیم آنگاه جبهه جنگ جدیدی باز کنیم؟

مگر می شود هم با ملت خود جنگید هم با همسایه های در گیر بود هم با استکبار جهانی جنگید 

هم بودجه نداشت هم خرج زیاد کرد.

در واقع خروج از برجام درگیری با کل دنیا را به دنبال دارد کدام احمقی همزمان خود را درگیر چند جبهه می کند؟

اصلا می خواهید جنگ کنید یقه کشور عربستان بگیرید بزنید زمین به اروپا و آمریکا بگویید با شما کاری نداریم .

اما خروج از برجام معنی بزرگی دارد؟

اولین مفهومش اینست من می خواهم بمب اتمی تولید کنم ( اگرچه الزاما این نیست ) اما برداشت جهانی این است.

خوب شما مرد عمل هستید شاید تولید بمب اتم ما را از تهدید های بی پایان نجات دهد.

خوب پاکستان و هند یک روز شروع کردند بلا خره دنیا این دو کشور اتمی را پذیرفت .

اگرچه امروز راه برای ما بسیار سخت و طولانی و نا همواره است آمریکا هم بپذیرد اسرائیل نخواهد پذیرفت.

اما قدم گذاشتن در این راه الزاماتی دارد

که از هم اکنون باید خود را برای آن آماده کنید.

1- تمام راه های خروج و ورود کشور ممکن است بسته شود 

2- هیچ کالایی حتی تجاری به ایران حمل نخواهد شد.

3- تحت بند 7 شورای امنیت قرار خواهیم گرفت.

4- و شاید هم جنگی بزرگ با جبهه هم پیمان های آمریکا را در پیش داشته باشیم

اگر برای تمام این موارد تدابیر اندیشیده اید بسم الله.

و اگر نه چنین تدارکاتی ندارید منتظر بمانید .

تا مشکلات را یک به یک حل کنیم اول چالش اقتصاد را به یک روال عادی تبدیل کنیم.

این امکان پذیر است قبلا هم گفتم باید بعضی را به مرگ گرفت تا به تب راضی شوند.

بدون تغییر در مناسبات اقتصادی هر تغییر در صحنه چیدمان ما در صحنه بین المللی به مفهوم مرگ خواهد بود نه رهایی.

آنان که تشویق به ماجراجویی می کنند بهتر است دست از خوردن بکشند.

دست از قدرت بکشند دست از رانت خوری بکشند.

اینان هیچ بعید نیست برای منافع شخصی کشور را در گیر بزرگترین و بی فایده ترین جنگها بکنند.

در شعور اینان باید شک کرد.  

سمت ها در حد عالی قیافه ها در حد علامه ها عقل و درایت در حد پروانه ها.  

راهبرد نجات اقتصاد ایران ( 289 ) وقت آن است که دلار و ترامپ به خاک سیاه بنشانیم ؟

تهدید جدید جان بولتون و همزمانی حرکت ناو هواپیما بر لینکلن نشان داد این پیرمرد چقدر کم سواد و بی اطلاعات از ابزار نظامی است .

در سیستم های جدید موشکی ضد کشتی این ناوهای هواپیما بر تبدیل به سیبل متحرک شده اند؟

این ابداع ایران بود که موشک های سنگین و سبک با سرعت 8 تا 9 ماخ برای انهدام ناوهای سنگین بکار برد که بلافاصله توسط چین هم مورد استفاده گرفت .

در واقع تهدید ایران با ناوهای هواپیما بر تهدید با چوب دستی شکننده است.

پیرمرد در جوانی دیده بوده این ناوهای هواپیما بر چه کارها که نمی کنند اما اکنون یک سبیل متحرک برای نابودی هستند .

در واقع قفسی هستند برای کشته شده سه تا هفت هزار نفر در یک لحظه؟

ببینید ترامپ به چه نیروهای تکیه کرده است تمام اطلاعات بولتون هم نوعا از این قبیل است؟

او فکر می کند آمریکا همان قدر قدرت سابق است؟

امروز قدرت نظامی آمریکا نسبت به سی سال پیش اثر گذاری خود را تا هفتاد درصد از دست داده است.

اگرچه هنوز بزرگترین ارتش دنیا متعلق به آمریکا است اما آن قدرت مطلق سابق نیست این جنگ های امروزی شکل و سیاق دیگری پیدا کرده اند؟

در واقع اکنون با چند آهن پاره معلق در هوا می توان گنبد آهنین رژیم صهیونیستی از کار انداخت.

گنبد آهنینی که دیگر آهنین نیست سوراخ سوراخ شده است.

لذا امنیت اسرائیل هم سوراخ سوراخ شده است دیگر در سایه این سلاح ها نمی تواند به کشورهای همسایه تجاوز بکند کشتار بکند بعد هم قیافه پیروز بگیرد با امنیت دریک گوشه بنشیند برای عملیات بعدی خیر دیگر بازی زورگوی تمام شد بزنی می خوری آن هم بد جوری خفت بار به خاک سیاه می نشینی.

آمریکا هم اکنون در بازی بزرگ خود با ایران داردبا سیستمی حمله می کند ( تحریم اقتصادی )

اکنون مانند گنبد آهنین ترک برداشته بزودی ابعاد وسیعتری از این شکست و انزوا را تجربه خواهد کرد اگر ایران با برگ های خود بازی هوشمندانه ای داشته باشد؟

در قضیه اقتصاد و همکاری بین المللی هم همین قضیه صدق می کند.

امروز اطلاعات و روش های جنگ اقتصادی و استفاده ابزاری از دلار در معرض سقوط بلافاصله توسط بانک های مرکزی و کشورهای مختلف دنیا پیگیری می شود.

امروز زور گوی آمریکا در قضیه ایران نقطه ضعف بزرگی را در سیاست خارجی و همکاری بین المللی بوجود آورده است.

لذا کشورهای مختلف در صدد پیشگیری و جبران نقص های خود بر خواهند آمد.

این باور اتحادیه اروپا و پکن و روسیه است که آمریکا دیگر یک هم پیمان مورد اعتماد نیست.

یک شریک تجاری مطمئن نیست.

یک بازیگر متعهد سازمان ملل متحد نیست.

این برای اقتصاد بزرگ و زیر بار سنگین بدهی بسیار خطرناک است.

بگذارید یک مثالی بزنم یک بازرگان فرض کنید که حجم عملیات ناموفق او در گذشته سبب شده بدهی سنگینی داشته باشد.

حالا این بازرگان بیاید در بازار قلدری کند اتفاقا طرف های تجاری معمول خود را تهدید کند مورد اتهام و ضرب شتم قرار دهد به همسر خودش زور گویی ( اتحادیه اروپا ) کند حتی سیلی بزند.

مشتری ها را با شیطنت مغبون کند برای رهایی از آن بدهی بزرگ نتیجه چه خواهد شد .

این بد اخلاقی ها نتیجه خود را خواهد داشت طرفهای بازرگانی سعی می کنند کمتر با او معامله کنند کمتر به او کولی بدهند سعی می کنند طرفهای مطمئن تری پیدا کنند.

پس شانس او برای بقا و ادامه کار روز به روز کمتر خواهد شد. کافی است یک حماقت ترامپی بکند بلاشک با سر به زمین خواهد خورد.

این مشکل بزرگ آمریکا است اکنون وقت این بازی احمقانه نبود اکنون برای حریف اگر هوشیار باشد یک موقعیت طلایی پیدا شده تا از دست این رقیب دیرین برای همیشه نجات پیدا کند؟

اکنون این فرصت طلایی برای چین بدست آمده مغز ترامپ به این پیچیده گی نیست که آینده و رقیب و سرعت تحولات را پیگیری کند.

او همانند قمار بازی است که نمام آبروی ( آمریکا) خود را در سبد ایران گذاشته است.

در واقع هیچ برد قاطع دیگری نداشته می خواهد ایران را به برد بزرگ خود تبدیل کند ؟

اما هیچ متوجه نیست که برای از سر راه برداشتن این مانع کوچک دارد تمام سرمایه را نابود می کند.

در مقابل مشکلاتی که آمریکا دارد ایران مشکل بزرگی نیست.

اولین مشکل بزرگ آمریکا اقتصاد زانو زده و بدهی های بزرگ است .

دومین مشکل چین و قدرت روز افزون چین است ایران نمی خواهد خاک آمریکا را بگیرد یا بخرد؟

اما چین دارد با پول و اقتصاد خود دارد همین کار می کند.

چین دارد به دنیا می قبولاند که من قدرتی بزرگ و متعهد به قوانین بین المللی و مناسبات دو طرفه هستم .

یک طرف مطمئن تجاری هستم بازی بد زشت و خوب را دارد بسیار ماهرانه اجراء می کند.

در مقابل ترامپ او برنده بازی است بازی که سرنوشت آینده جهان را دارد رقم می زند؟

بیخود نیست که در مراسم جاده ابریشم تقریبا تمام کشورهای ذینفع شرکت کردند.

اما ترامپ در حالیکه چنین رقیبی دارد با چوب دستی در خانه بدنبال یک گربه می دود.

آخرش گربه چند تا از خوراکی ها را خواهد خورد اما رقیب پشت در همه چیز را با هم می خواهد حتی ساختمان کامل با اوراق قرضه ملی و اسنادش.

اگرچه ایران گرفتار اقتصاد خودش شده اگر نقش بین المللی بهتری بازی کند سریعتر آبروی ترامپ را خواهد ریخت یک نامه برای تمام وزیران اقتصاد 170 کشور چنان ترامپ آشفته و رسوا خواهد کرد.

که حداقل ارزش دلار 20 درصد فرو خواهد ریخت و دلار را به یک ارز نامطمئن برای ذخیره ارزی تبدیل خواهد کرد.

یک سخنرانی اقتصادی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک شکست تاریخی برای ترامپ رقم خواهد زد چند کار مشابه طشت رسوایی دلار و آمریکا را از بام کاخ سفید به زمین خواهد انداخت.

   این ظاهر پولادین بولتون و ترامپ بسیار شکستنی است اگر بازی را خوب بلد باشیم.

آنوقت است که دلار ضعیف شده ترامپ را هم به خاک سیاه خواهد نشاند.

راهبرد نجات اقتصاد ایران (288 ) ادامه سستی در اقتصاد "جنگ " را نزدیک تر خواهد کرد؟

دولت روحانی مانند یک ماشین جوش آورده در سر بالای تحریم دچار مشکل شده این به خاطر ناتوانی است یا عمدی بحث دیگری است که اینک وقت پرداختن به آن را نداریم؟

اما ادامه این استیصال و سستی زمینه را برای تحریم های دیگر و شانتاژ طرف مقابل تحریک خواهد کرد 

ادامه بی برنامه گی دولت باعث هرج و مرج داخلی خواهد شد.

بدیهی است وسعت از بین رفتن ارزش پول ملی بر بیکاری و نابسامانی کشور خواهد افزود.

این بی برنامه گی زاییده تفکر چند اقتصاد دان دولتی درمانده و مایوس است که هنوز اسب قدرت را در اختیار دارند ( گویی اصرار دارند تا مرگ این اسب آنان سوار بر مرکب باشند)

خجالت شرمساری و استعفاء هیچ مفهومی برای آقایان ندارد؟

آقا با کلید لعنتی نتوانستی کاری بکنی تمام برنامه های تو برای صلح و دوستی به شکست خورد 

استعفاء عادی ترین و بهترین گزینه  است؟

متاسفانه اینجا ایران است آقایان سالها در انتظار ریاست بوده اند حالا پیاده شدن از اسب قدرت هرگز؟

اما اصلا ادامه ریاست جمهوری آقای روحانی دولت ایران به شدت ضعیف خواهد کرد هم در مقیاس داخلی مخالفان ایشان بیشتر و معترض تر خواهند شد هم درماندگی ایشان دوستان خارجی ایران را به انزوا خواهد کشاند.

ایران ضعیف شده طمع خیلی ها را بر خواهد انگیخت حتی احتمال شورش های داخلی را افزایش خواهد داد هم کشورهای متخاصم را به دخالت و جنگ ترغیب خواهد کرد.

غیر از این پاراگراف بالا هیچ نتیجه دیگری نباید انتظار داشت؟

لذا احتمال جنگ نظامی افزایش خواهد یافت با ادامه زمین گیر بودن دولت در اقتصاد زمینه دخالت فراهم خواهد شد.

اگرچه سپاه و ارتش یک گزینه هولناک برای دشمن خواهند بود .

اما دشمن به درگیری زمینی فکر نمی کند .

تمام شواهد حاکی از آن است نه اسرائیل نه اعراب آل سعود  و نه حتی آمریکا آمادگی جنگ زمینی با یک میلیون نیروی جنگ دیده و آموزش دیده را ندارند.

اما ضعیف شدن ایران ممکن است آنان را به فکر حملات هوایی یا موشکی بیندازد ؟

اگر چه وسعت دید احمقانه بولتون و ترامپ و نتانیاهو یا بدتر از اینان آل سعود نشان داده است فقط به فکر 

 ضربه زدن و جنگ افروزی می اندیشند به عواقب و نحوه برخورد بعدی نگاه نمی کنند همگی در این زمینه نشان از کمبود اطلاعات اینان دارد؟

حرص طمع بدست آوردن پیروزی سریع حماقت زور گویانه صحبت کردن نشان بارز این گروه است؟ 

درست است آمریکا مرتب پیغام می دهد به درگیری نظامی فکر نمی کند و مایل به جنگ نیست اما شرایط در منطقه متغیر است و  از آینده این چوپان های دروغ گو باید پرهیز کرد.

آنان فکر می کنند با یک درگیری هوایی می توانند به قول خودشان کار را تمام کنند؟

وجود هواپیما های جنگی قدیمی در نیروی هوایی ایران آقایان بیشتر شیفته این حرکت کرده و می کند؟

اگر چه امکانات ضد هوایی ایران پیشرفته تر از تصور اینان است .

اما این امکانات به صورت ملموس برای اینان نیست شاید برگزاری مکرر مانور در جلو چشمان ناپاک آقایان بعضی را از خواب بیدار کند ؟

یا توزیع سلاحهای ضد هوایی در یمن و سوریه و سقوط چند هواپیمایی اسرائیلی یا عربستان بعضی را از خواب بیدار کند.

اما پیشنهاد من اینست سپاه باید هرچه زودتر موشک های بالستیک قاره پیما را آزمایش و تولید کند.

هر سلاح جدید در ایران به منزله قدرتی برای جلوگیری از جنگ خواهد بود نه برای آتش افروزی؟

اگرچه پیشنهاد من سرمایه گذاری سنگین روی دفاع هوایی است 

اعتقاد دارم تهدید از روی زمین به روی هوا تغییر فاز داده است باید سپاه و ارتش هر چند ماه در زمینه مانور و سلاح جدید آزمایش کنند .

پرده برداری از بعضی از سلاحهای سری جمهوری اسلامی توصیه می کنم برای عقب کشیدن دشمن این سرمایه گذاری است نه ذخیره برای روز سخت ؟

پیشگیری مهمتر از داشتن سلاح سری است.

در واقع تحریم سپاه و قرار دادن سپاه در لیست تروریستی آغاز گزینه ضعیف کردن این بازوی توانا کشور بود.

حتی پیشنهاد افزایش بودجه نظامی برای ارتقا سیستم ضد هوایی و تعمیم سلاحهای باور 373 اولین اولویت کشور است .

مشکل ما شروع جنگ نیست وگرنه دشمن در درگیری و جنگ درس های سختی فرا خواهد گرفت شکی نیست هر کسی شروع کند اولین کسی خواهد بود که تقاضای آتش بس خواهد کرد؟

اما بهتر است شدت تسلیحات چنان باشد که دشمن در مخیله هم فکر تجاوز نکند .