مذاکرت جدید دولت پزشکیان و آمریکای ترامپ برای ایران بسیار زیانبار و خسارت آمیز است اما برای آمریکا نافع و مطبوع است صرف نظر از اینکه به نتیجه ای برسد یا نرسد.
قبل از هر چیزی باید یاد آور شد که این مذاکرات در حالی آغاز می شود که جبهه مقاومت در زیر بار شدیدترین تهاجم آمریکایی اسرائیلی از بدو تاسیس تا به امروز قرار دارد
تا جایی که طرف اسرائیلی به شدت منفعل و حتی سر افکنده نا امید شده اما در اوج چنین جنگی شروع مذاکرات اصلا صلاح نبود و نیست پیامی که هر روز از طرف آمریکایی مخابره می شود اینست که رئیس شما که ایران است دارد با ما صلح می کند شما برای چه کسی جنگ می کنید؟
از سمت دیگر دو طرف روی موضوعات و موارد مورد مذاکره توافق ندارند هر طرف مسئله خودش را مطرح می کند.
بخصوص روایت طرف آمریکایی بسیار مخدوش و زیاده خواهانه رسانه ای می شود.
همانطور که بعد از انعقاد برجام گفتند ایران تسلیم شد.
ایران هم موارد مورد انتظار خود را مرتب در داخل و رسانه ها مطرح می کند بدیهی است روایت آمریکایی بر روایت ایرانی برتری رسانه ای سیاسی و اثر گذاری بیشتری دارد .
اما انتظارات آمریکا از این مذاکرات چند هدف همزمان است هم نمایش صلح خواهی است هم تحت فشار قرار دادن بیشتر جبهه مقاومت و ایران است هم ایجاد شکاف در ساختار دو جناحی حکومت است هم اثر گذاری بر مردم ایران برای اهداف شوم شورشهای داخلی است ( به نظر می رسد که اندیشکده های آمریکا روی این شورش در ماههای آتی بسیار حساب باز کرده اند و پیش بینی می کنند ایران در چند ماه آتی مجبور به تجدید نظر در نرخ سوخت انرژی و بنزین خواهد بود و این مذاکرات می تواند به منزله آتش تهیه قبل از شورش ها عمل کند )
از طرف دیگر به توافق رسیدن در این بحبوعه جنگ غزه و شکاف حکومتی داخلی و فرو ریزی مقاومت اقتصادی دولت و مردم بسیار سخت خواهد بود.
ساختار دولت در ایران مایل نیست امتیازات را به بخش خصوصی در داخل بدهد حتی تا لب مرگ هم حاضر به تعویض قدرت اقتصادی نیست به قول اصفهانی ها پول مگر جان است که آدم بدهد . ( خلاصه مطلب اینکه می شود جان به عزرائیل داد اما مال و قدرت دادن میسر نیست نه در فکر نه در عمل؟
پس طرف آمریکایی فعلا نیازی به این توافق ندارد.
اما بازی با روح و جان به لب آمده مردم ایران می تواند برایشان راه گشا باشد.
متاسفانه ساختار دولت پزشکیان واقعیات خارجی را درک نمی کند بر اساس پیش ساخته های ذهنی چند ساله گذشته جناح خویش عمل می کند در حالیکه در وضعیت فعلی محلی از اعراب ندارد.
از سمت دیگر فشار جناح اصول گرایان مجلس هم آرامش فکری مذاکره کننده گان را مخدوش کرده.
اولین پیشنهاد این است تا موارد مورد مذاکره دقیقا مشخص نشده مذاکره متوقف شود.
دومین پیشنهاد ایجاد تغییرات اساسی در اقتصاد و حکمرانی داخلی است تا زمینه های تحت فشار گذاشتن روانی شورشی کشور به شدت تقلیل یابد حداقل هفتاد تغییر قانونی کلیدی که باید در واگذاری اقتصاد به مردم باید انجام می داد و تا کنون انجام نداده است هم دولت اصول گرا هم دولت اصلاح طلب حاضر به دادن کوچکترین امتیازات به مردم نیستند؟
حاضرند بیشترین امتیازات به آمریکا اروپا بدهند اما به مردم هرگز.
نا گفته نماند که ماهیت اعتراضات بهتر شدن وضع اقتصادی و گرنه عمومیت مردم نه خواهان برکناری حکومت هستند نه خواهان تعویض رژیم ( بر خلاف آنچه رسانه های خارجی عنوان می کنند )
حتی اگر مذاکرات به نتیجه هم برسد و قرادادی هم منعقد شود باز هم وضعیت تغییری نخواهد کرد شکاف اجتماعی عظیم بین دولت و مردم ترمیم نخواهد شد اثر چنین توافقی فقط چند روز حداکثر 50 روز بیشتر دوام نخواهد یافت یک تقلیل قیمت ارز خواهیم داشت مانند قطعنامه 598 جنگ تحمیلی بعد دوباره همه چیز به جای خودش باز خواهد گشت دوباره فشار گرانی فشار بیکاری فشار رکود و تورم کمر شکن بروز مضاعف خواهد یافت.
حتی این بار ارز گرانتر از قبل داشته باشیم حتی با وجود انعقاد قرار داد با آمریکا کماکان اقتصاد تضعیف شده ایران کار را سخت یا حتی غیر ممکن کند و انتظار مردم برای خوب شدن وضعیت برآورده نسازد باز هم شورش در راستای کار قرار گیرد.
عدم حصول توافق با آمریکا هم دولت را بیش از بیش در فشار قرار خواهد داد.
باز هم جامعه را در معرض آسیب خواهد گذاشت .
من شخصا بارها از رهبری و مجموعه رهبری تقاضا کردم که در اقتصاد دخالت کرده و امتیازاتی را که دولت حاضر به دادن به مردم نیست تحت عنوان ستاد فرماندهی اقتصاد کشور به مردم بدهد. ( با استفاده از قانون اساسی بند 8 اصل 110 )
رهبری و مشاوران ایشان تا کنون با این درخواست مخالفت کرده اند اما اینجا یاد آور می شوم بهر حال هر آنچه که اتفاق بیفتد پای رهبری به میدان خواهد کشاند حالا در مورد اقتصاد نشد در مورد شورشها حتما دخالت ایشان اتفاق خواهد افتاد اینبار نه با دواطلبی بلکه با الزام و خونریزی آغشته خواهد بود.
لذا این مذاکرات فقط حکم تسریع کننده را دارد آب از سر گذشته فقط شجاعت و درایت می خواهد از فاجعه جلوگیری کرد.
خرمشهر همچنان در اشغال است در خرداد سال 1361 از دستان رژیم بعث گرفته شد اما به اشغال مسئولان نالایق ایرانی درآمد.
در واقع یک انتقال سیاسی نظامی بود از باطل خارجی به باطل داخلی ؟
در واقع چشمان حریص سمت پرستان داخلی و گروههای قومی مسلط در نظام اداری ایران سالها که خرمشهر اشغال کرده و حتی دست از این خرابه بر نمی دارد.
بخیلان قومی که بر خرمشهر استیلا یافتند نه در فاصله سالهای 1361 تا 1367 خرمشهر آباد کردند نه در بعد از جنگ هنوز خرمشهر در خاک فقر بی آبی و فقدان توسعه حداقلی دارد دست پا می زند بیهوده نیست که بسیاری از نشریات مطرح کشور از جملات دو گانه از خرمشهر یاد می کنند مانند " خرمشهر آزاد شد اما آباد نشد " یا " خرمشهر هنوز بوی باروت می دهد"
یا " نوبت به خرمشهر نرسید" خرمشهر لکه ننگی بر تارک اروند رود"
دولت در سالهای بعد از آزاد سازی خرمشهر بودجه ای قابل صرف برای بازسازی خرمشهر نداشت حداکثر تخصیص سالهای اول 250 میلیون تومان بود که بیشتر برای ایجاد جاده و تردد هزینه شد در سالهای بعد از جنگ هم خرمشهر فراموش شد فراموش ابدی.
در ابتدای پس از پایان جنگ دولت برای بازسازی خرمشهر امد یک منطقه ویژه گمرگی با 30 در صد تخفیف در نظر گرفت که این موضوع هم به نتیجه نرسید اولا زیر ساخت های گمرگ کشتیرانی و اسکله ای آماده نبود ( همه در جنگ از بین رفته بود ) ثانیا مسئولان گمرگ برای ترخیص کالا بسیار بیشتر از گمرگ شهید رجایی سخت گیری می کردند نتیجه این شد این مزیت هم به نتیجه نرسید؟
با وجودی که خرمشهر برای گمرگ اصلی ایران ارجحیت داشت نسبت به بند عباس حدود هزار کیلومتر به تهران نزدیک تر بود این یعنی ارزانی حمل کالا در همه سیستم های حمل نقلی اعم از ریلی کامیونی هوایی و همینطور مزیت زمانی بسیار بهتر حداکثر یک روز تا تهران که عرف مقصدی است برای کالاهای ترخیصی.
بعد مسئولان به فکر منطقه آزاد افتادند امدند یک کپی فیسی آز آنچه در امارات دوبی و جبل علی می گذشت آوردند تا بلکه با هزینه های بدست آمده بتوانند خرمشهر آباد کنند .
منطقه آزاد تجاری صنعتی اروند حاصل این تفکر بود اما اینجا هم مسئولان یکی یکی از مزیت های منطقه آزاد عقب نشینی کردند اصلا موجودیت منطقه آزاد مزیت های آن است که موجب رشد و توسعه اقتصادی منطقه می شود تا عده زیادی در منطقه حضور پیدا کنند اما عقب نشینی های گام به گام نتیجه خجالت آوری رقم زد منطقه آزاد شده تیول عده ای خاص نه فقط اروند که این موضوع در تمام مناطق 8 گانه آزاد شاهد هستیم .
فرض کنیم که منطقه شده تیول لرها یک منطقه شده تیول ترکهای خاص یک منطقه شده تیول کردهای خاص عجیب اینجاست که رئیس بعدی منطقه آزاد هم باید به این خصوصیت تن بدهد وگرنه بر کنار می شود ( ناگفته ةای سردار محمد)
یعنی حتی ادارات دیگر مانند وزارت کشور اداره کل گمرگات اداره کل شهر سازی مسکن هم باید به این قواعد تن بدهند.
خوب نتیجه چه می شود یک عده خاص بر مناطق بسیار مهم و استراتژیک کشور مسلط می شوند و مشغول ثروت اندوزی هستند بقیه فقط باید سماق بمکند .
این موضوع فقط مختص مناطق آزاد ایران نیست مناطق و شهرها استانداریها بخش ها هم به این ویروس مهلک به شدت آلوده شده اند بطور مثال در شهر جدید التاسیس پرند فقط 20 در صد لرها ساکن هستند اما در ادارات گاهی تا 80 درصد روسا و معاونین لر هستند و عجیب به هم نان قرض می دهند اصلا شهر پرند را تصرف کرده اند حتی اشغال فیزیک صورت داده اند ؟
یک مورد عجیب در انتخابات شورای شهر پرند یک لر بدون اقامت قبلی در پرند با رزومه سازی تقلبی و هزینه کردن چهارصد پنجاه میلیون تومان توانست برنده رای گیری شود خوشبختانه با شکایت بعضی از مردم و تحقیق به موقع وزرات کشور ایشان از انتخابات حذف و نفر بعدی جایگزین شد.
این هزینه های سنگین برای عضویت حتی در شورای شهر چه مفهومی دارد مگر نه اینکه آقایان اصرار دارند بعدا سوء استفاده کنند که مرتب می کنند ؟
مثلا در پرند بازار تره بار شهرداری موجود نیست شهرداری اهتمامی در این مورد ندارد اما تا دلتان بخواهد میوه فروشی لر و کرد وجود دارد و میوه را بسیار گرانتر از تهران می فروشند آن هم برای مردمی که نوعا کارگر و کارمند جزء هستند.
این گاو پلنگ شتر تنها محصول ایران است بس نتیجه این می شود که هیچ یک از مناطق آزاد کشور به اهداف خود نرسیده
هیچ طرحی و اصلاحی در کار نیست حتی یک گام خطرناک در ابتدای دولت شهید رئیسی در مجلس بوجود آمد که قانون ارزش افزوده را در این مناطق قانونی و لازم اجراء دانست .
نتیجه چه شد خروج دست جمعی سرمایه گذاران در این مناطق به خارج از کشور ؟
این ارزش افزوده ده درصد نیم به تنهای پتانسیل نابود کردن کل اقتصاد ایران دارد همانطور که منهدم کرده است.
ما آمار دقیق نداریم چه خوب بود که از یک دانشگاه کشور خواسته شود در این مورد تحقیقات مفصلی انجام دهد .
ایران مدعی قدرت تاثیر گذاری در قرن جاری شده اما در عمل دارد با عنف به زور تمکین می کند. این نامعادله تسلیم در عمل و تکذیب در خبر چه کسی باید حل کند آنان که در مقام انتخابات خبر از حل تمام مشکلات با کمک کارشناسان می زدند امروز برای تحصیل حداقل ها در مقابل قدرت آمریکا زانو زده اند.
در داخل شعار های بزرگ می دهند اما در عمل حاضرند تمام امتیازات کشور بدهند تا بقاء سیاسی و انتفاع اقتصادی خود را مدامت ببخشند؟
آنچه دولت را بر صندلی رضایت بر مذاکره نشانده نه مصلحت مردم که مصلحت جناح خویش است حتی جناح اصول گرایان هم از این اندیشه بری نیست که بارهها تقاضای مذاکره ( حتی به هر قیمتی ) مطرح کرده اند هم در صنف خویشان هم در رسانه های کشور؟
جالب اینجاست که توافق با آمریکا هم مشکلات داخلی را رفع نخواهد کرد .
با وجود استمرار بخل در بازیگران داخلی هیچ مشکلی حل نخواهد شد آنان که به غنی سازی ارونیوم بدون بهرگیری قدرت رضایت دادند باید در آینده نچندان دور به قدرت آتمی غرب تسلیم شوند و حتی تصفیه شوند حتی برکنار شوند آن هم با چراغ سبز بمب اتمی داران جهان و اینک شفق سپیده دم چنین تصمیماتی در عمان قابل مشاهد است.
دو جناح سیاسی کشور نه قادر به حل مشکلات اقتصادی هستند نه قادر به تعویض اختیارات به شخص یا گروهی که بتواند این مشکلات حل کند هستند در سخت ترین شرایط حتی حاضرنشدند کوچکترین استان کشور به یک آدم توانا تعویض اختیار کنند؟
این موضوع به رهبری باز نمی گردد. چون رهبری خود در دام چنین وضعیتی خود گرفتار شده وگرنه رضایت به این اعمال نیست.
شرایط نابخردی جناحی این شرایط را بر کشور و ایشان تحمیل کرده است.
چه کسی است که نداند دل رهبری از غم ناتوانی و بخل ایشان در حل مشکلات خون است.
نه خود می توانند حل کنند نه رضایت به واگذاری و استعفاء دارند و نه حاضرند شخص غیر جناحی دیگری در مقام اجراء بپذیرند.
این حاصل سالها بخل در حکومت و منافع آن است که بر ایشان حق مسلم ( تصوری ) ساخته است .
بار دیگر گوشزد می کنم رضایت به هر گونه قراداد مذاکره ای ذلیلانه فقط برای حفظ ریاست و تسلط جناحی است .
نه حل مشکلات اقتصادی کشور .
حل اقتصادی مشکلات کشور نیاز به آزاد سازی همگان سازی اقتصاد دارد نیازی که انگار نه انگار دولت و دو جناح هرگز حاضر به واگذاری آن نیستند .
حتی حاضرند جان بدهند اما رها سازی اقتصاد هرگز ؟
باید سرمنشاء قدرت واگذاری اقتصاد امضاء های طلایی باشد که برای هم جناحی ها بارش بدون وقفه بر مردم بخل حتی به اندازه یک چکه باران بر چیده شود.
لذا این وضعیت هرگز بهتر نخواهد شد.
مگر با انبوه رها سازی همگان سازی تساوی در مجوزات و دیدن همه آحاد مردم.
ادامه این وضعیت حتی با قرادادهای بزرگ تسلیم سازی با امریکا به شورش ها اعتراضات و حتی تخلیه شهرها منجر خواهد شد.
دور نباشد که هرج و مرج اقتصادی نا امنی همه شهرهای کشور درهم کوبد؟
سخنرانی های قشنگ هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد تا وقتی اقدامهای اصولی انجام گیرد باقی باد معده است که خارج می شود .
بیش از یکصد سال تجربه گمرک در ایران نتوانست خدمتی به انقلاب اسلامی ایرا ن بکند گمرک همواره مانند یک زخم باز همواره برای کشور و استقلال سیاسی و اقتصادی ما هزینه آفرین بوده است چه در جنگ تحمیلی چه بعد از جنگ گمرک به مانند یک فیلتر و مانع در جهت رشد و اعتلای کشور عمل کرده است چه در زمان نیاز فراوان ارزی گمرک به ترخیص کثیف ترین کالاهای مصرفی مبادرت کرده و در راه ورود ماشین آلات تولیدی و خدمت به مردم به عنوان یک مانع برخورد کرده است ؟
همواره گمرک در فساد غوطه ور بوده است و بتدریج در خدمت مافیای واردات در آمده و نقش ستون پنجم دشمن در ایران پیاده کرده است در سالهای 1390 تا به امروز که ایران درگیر شدید ترین تحریم های غرب بوده است گمر حداقل سالیانه بیش از سی میلیارد دلار ( کمترین مبلغ در 15 سال گذشته و بیشترین تا دو برابر ) کالای مصرفی از مجاری مختلف خود ترخیص نموده است و بیشترین رسوب کالا در دنیا داشته است متاسفانه طبق یک تحقیق مشخص شده است که بیشترین رسوب کالا متعلق به فقیر ترین وارد کنندگان بوده که قادر به ایفای نقش شیرین رشوه و ارتباط دسترسی نبوده اند.
این رسوب کالا بقدری وسیع و غیر قابل باور بوده که حتی دولت دکتر رئیسی و قوه قضاییه وقت بارها به میدان کشاند اما این اخطارها نتوانست در رویه های جاری گمرک تغییری ایجاد کند رسوب 140000 هزار عدد کانتینر در گمرک ایران چه مفهومی دارد غیر فساد
اصلا مافیا واردات نقش خود را بخوبی اجراء می کند و کمترین رسوب دارد می داند چه موقعی باید عمل کند چگونه اظهار کند ( چه کالای بجای چه کالای دیگری جا بزند ) با کدام ارزیاب وارد مذاکره شود و در کمترین زمان ممکن کالای خود را از گمرک خارج کند حتی پذیرش کد های استاندارد HS نتوانست تغییری در رویه ها ایجاد کند ( کد های استاندارد کدهای بین المللی هستند که برای هر کالا استفاده می شوند و بسیار دقیق هستند اما در ایران این موضوع مورد سوءاستفاده گسترده قرار گرفت ؟
بطور کلی گمرک ایران در رده بندی فساد و مشکلات ترخیص یکی از بالاترین رتبه های جهانی را کسب کرده است بطوریکه حتی شرکت های حمل سریع بین المللی و جهانی هیچ کدام حاضر به قبول تحویل کالا بعد از گمرک در ایران نیستند حتی در زمینه اقلام سبک پستی نیز فاجعه بسیار غم انگیز است.
شرکت های DHL/TNT/FedEX/Aramex/UPS/Posta Italiana بعضی که تا 50 سال سابقه فعالیت دارند حاضر به فعالیت کامل نیستند
بطور گلی فعالیت این شرکت ها در هر کشوری نشان دهنده تسهیلات گمرکی است اما عدم پذیرش فعالیت کامل به منزله فساد عدم سرمایه گذاری خارجی و گزارش های بسیار مخاطره آمیز از مناسبات دولت ها در گمرکات خواهد بود .و متاسفانه این گزارش برای ایران بسیار پر رنگ بوده است و مسئولان وقت شرکت های بین المللی بالا نقش تسهیل کننده سرمایه گذاری خارجی یا ممانعت از هر گونه سرمایه گذاری را دارند. و متاسفانه انعکاس فساد گمرک ایران نقش مخربی را در مناسبات اقتصادی ایران و دنیا داشته است.
گمرک به منزله دروازه ورود به اقتصاد هر کشور دارد فساد در گمرک فاجعه ای نابخشودنی است که امروز منجر به انفجار اموال مردم شده است.
تجمیع اینقدر کالا در گمرک چه مفهومی دارد. غیر از سخت گیری غیر لازم اصلا چرا وارد کنندگان اینقدر اصرار دارند کالای خود را از بندر شهید رجایی ترخیص کنند و گمرکات دیگر استقبال کمتری دارند .
پاسخ روشن است در بندر شهید رجایی با پرداخت وجه می توان کالا را ترخیص کرد ( وجوه غیر لازم و غیر شرعی ) اما در گمرکات دیگر شرایط بسیار سخت تر از بندر شهید رجایی است.
اصلا یکی از اصلی ترین زمینه های قاچاق همین عدم کارکرد صحیح گمرک است.
یکی دیگر از نتایج سخت گیری فاسدانه گمرک تفاوت چند برابری نرخ کالا در داخل با خارج کشور است در حالیکه یک کالای معمولی در کشور تا پنج برابر نسبت به حتی دلار آزاد نرخ دارد نشان از خیانت عظیم گمرک است .
شاید به قاطعیت بتوان گفت حداقل یکصد درصد تورم در کشور نتیجه خیانت گمرک به انقلاب اسلامی ایران است.
بحث نیست که این کالا باید وارد بشود یا نباید وارد بشود بحث اینست که سخت گیری و عدم گردش صحیح کالا در گمرک چنین نتایجی را به بار آورده است حتی در مورد کالاهای عادی و دم دستی مردم.
سخت گیری عظیم و طلب سهم ارث فراتر از حقوق دولتی و عوارض مصوب و رسوب عظیم کالا زمینه را برای شیطنت دولتهای مهاجم مانند آمریکا و اسرائیل فراهم می کند تا خباثت خود را بروز دهند و بیچاره ملت که باید خسارت مالی و جانی چنین نابخردی ها را پرداخت کند.
رهبر فرزانه انقلاب سال 1404 را سال سرمایه گذاری برای تولید نام گذاری کردندطبق عرف چند ساله اخیر یک مدتی مانند مد جدید مسئولان هی مرتب شعار سرمایه گذاری مطرح می کنند تا کم کم این بحث فروکش کند و به فراموشی سپرده شود.
این رویه وحشتناک سالهای اخیر بوده بله قربان گویی می کنند تا موضوع را پشت گوش انداخته و به پرونده های عمل نکرده سالهای قبل ضمیمه کنند؟
مشکل کجا است مشکل اساسی اینجاست که بدنه کارشناسی دولت تولید در ایران را نمی خواهد.
این بدنه کارشناسی اعتقادی به رشد توسعه داخلی ندارد به چند دلیل واضح ؟
اول اینکه اینان تحصیل کرده غرب هستند و اعتقاد دارند مانند تقی زاده برای رشد و وتوسعه ما باید سرتا پا فرنگی شویم.
اینان واقعا اعتقاد دارند توسعه یعنی غرب یعنی آمریکا یعنی اروپا اصلا قبله آمال آنان آنجا است درس خواندنشان حتی اگر در دانشگاههای داخلی هم بوده باشد تربیتاشان غربی بوده و هست.
دوم اینکه اینان سر سپرده سرمایه داران بزرگ داخلی و حتی خارجی هستند با نفوذ اینان سمت گرفته و در کشور کارشناس های تصمیم گیر شده اند اینان دارند به وارد کنندگان بزرگ وفا داری و خدمت می کنند.
سوم اینکه اینان می خواهند کشور در همین وضعیت بسر ببرد تا مرتب متخصصان داخلی سر کیسه کنند می خواهند تولید درمرحله مجوز محور و موافقت های اصولی در صف باقی بماند و برای اندک مجوز صادر شده وجوه کلان رشوه بگیرند.
چهارم اینکه صدور مجوز برای اینان هدایت و امتداد وابستگی را آسانتر خواهد کرد. صدها مجوز تولید فرش ماشینی صادر کنند اما دریغ از 5 عدد مجوز تولید نخ فرش و تولید نخ نساجی و فرش ماشینی و حتی نخ های مصنوعی در ایران برای امتداد وابستگی کشور به خارج
پنجم اینکه اینان خود را دانا ترین اشخاص موجود در صنعت و کشاورزی و معدن ایران می دانند خود را حتی به نوعی مالک می شمارند .
به همین خاطر دارند سهم افسانه ای از خیانت به بک کشور می برند چرا باید مسند و صندلی خود را رها کنند.
به همین خاطر است که می بینیم چقدر حلقه های مفقوده در تولید کشور وجود دارد هزاران مرغداری داریم ده عدد تولید دانه های صنعتی دام مرغ نداریم هزاران مصرف کننده نیاز به دان خارجی دارند در حالیکه قسمت اعظم مواد کشاورزی زائد و تفله های صنایع تبدیلی بسیاری قابل تبدیل به دان هست نداریم .
هزاران معدن و موافقت استخراج بدون چرخه کامل تولید مجوز داده شده است .
هزاران صنعت مفقوده در چرخه کامل تولیدات کشاورزی فلزی پتروشیمی پلاستیکی خودرویی و معدنی به وضوح و عمدی وجود دارد. تا چرخه پازل تحریم تداوم ببخشد.
حتی در آهن فولاد و مس روی ؟
این کاریکاتور صنعتی تولیدی کشاورزی فقط حاصل خدمت اینان است.
وجود حفره های عمیق و غیر قابل پرشدنی که سالها استمرار داشته دارند.
تا وقتی قدرت تصمیم گیری در دستان اینان است کشور راه تولید را نخواهد دید.
وقتی شما در سلسله فرماندهی تولید کشور خائن و سر سپرده غرب را دارید نمی توانید با غرب درگیری و جنگ پیروز داشته باشید.
تولید با اینان هرگز به ثمر نخواهد نشست؟