صعود ارز از دایره 27 هزار تومان و سکه از مرز 13 میلیون تومان نشان از پیروزی اقتصاد سرمایه داری بر توان دولتی دارد
در واقع بازار آزاد کمر به قتل حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران بر اقتصاد کشور زده است؟
این ممکن نیست مگر با همکاری دولت و شخص روحانی رئیس جمهور منتخب غرب و سرمایه داران ایرانی که هزینه سنگین تبلیغات و انتخابات اورا به عهده گرفته بودند؟
در واقع روحانی خدمتی عظیم به ولی نعمتان خود و خیانتی عظیم به جمهوری اسلامی ایران و ملت کرد.
در واقع خواست ترامپ و استکبار جهانی با خواست سرمایه داران داخلی یک هماهنگی و همکاری تنکا تنگ دارد .
روحانی ماموریت داشت تا ملت ایران در سر سفره مذاکره بنشاند؟
اینک در راستای انجام وظایف خود دارد ریال زدایی از اقتصاد کشور می کند؟
هر چه جلو تر می رویم اهمیت رها کردن اقتصاد و تورم بیشتر و بیشتر نمایان می شود.
حاکمیت زدایی از ریال به مفهوم ساقط کردن کشور است ساقط کردن حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.
این حرکت به مفهوم باز گذاشتن دست سرمایه داری داخلی و خارجی در جنایت بر علیه کشور و انقلاب است یعنی مشروعیت زدایی یعنی فقر عمومی یعنی مقبولیت زدایی از حکومت یعنی نفی دولت و حکومت نفی حاکمیت اسلام بر کشور نفی قدرت مرکزی نفی توان تولیدی کشور نفی جامعه اسلامی تولیدی نفی مهندسی کشور نفی کارگران نفی توان داخلی نفی موجودیت و بسیاری دیگر؟
به معنایی حاکمیت زدایی از رهبری است به معنایی ساقط کردن دولت آینده است؟
این حرکت "قتل" اقتصاد مفهومی بسیار عمیق دارد متاسفانه جناح اصول گرایان نفهمید و درک نکرد که این حرکت کودتا قبل از بدست گرفتن سمت رئیس جمهوری اسلامی ایران است.
وقتی اقتصاد مرده باشد وقتی دولت آن قدر بدهکار باشد که تمام سرمایه های کشور تکافوی بدهی را نکند مفهومش اینست که موتور یک کشتی را از داخل منفجر کنیم بعد آن کشتی تحویل ناخدای بعدی بدهیم ؟
ناخدای بعدی کشتی هر که باشد هیچ کاری نمی تواند بکند کشتی بی موتور یا به گل خواهد نشست یا به صخره خواهد خورد و غرق شدن سرنوشت محتوم و حتمی اوست؟
آقای شریعتمداری مسئول محترم کیهان که از ادامه دولت روحانی با شمشیر مقاله خود حمایت جانانه کردید؟
نفهمیدید که روحانی برای سال 1400 تحویل ملت و جناح اصول گرا فقط جنازه و تابوتی را بیشتر تحویل نخواهد داد؟
این حاکمیت زدایی از اقتصاد توسط آمریکا و ترامپ شروع شد توسط آقای روحانی به سرانجام خواهد رسید؟
امروزه یکی از نمادهای پیشرفت اقتصادی کشورهای ایجاد تاسیسات عظیم دریایی خشکی و یا تونل های زیرزمینی بین دو جزیره یا دو قاره است.
اینک ایران با پیشرفت عظیم تکنولوژی و مهندسی مواد قادر است یکی از شگفت انگیز ترین شاهکار مهندسی ترافیکی و اقتصادی بر فراز خلیج فارس بین ایران و قطر به دنیا معرفی کند؟
بدیهی است هزینه سنگین اولین خوان اجرایی چنین پروژه است؟
اما باکی نیست این پروژه با توجه به توجیح اقتصادی و سیاسی عظیم خود به سرعت و کوتاه مدت می تواند این هزینه را جبران حتی درآمد زایی هم بکند>
با توجه به محاصره زمینی قطر توسط عربستان این پل می تواند راه عبور اتباع قطر و حتی شبه جزیره عربستان به اروپا و آسیا هموار کند .
و با توجه به عوارض بالا تردد در چنین بزرگراه های که بیش از 40 دلار برای هر سواری می توان امیدوار بود ظرف 5 سال تمام هزینه ناشی از سرمایه گذاری اولیه باز گردد.
همچنین عبور کامیونهای حامل مواد غذایی و صنعتی مورد نیاز قطر که قبل از محاصره به روزانه 500 دستگاه می رسید می تواند تضمین دوم درآمد چنین پل و بزرگراه اقتصادی باشد.
از لحاظ سیاسی هم این پل می تواند راه گشایی بسیاری در منطقه باشد تحت عنوان بزرگراه هوایی صلح و دوستی بر فراز خلیج فارس.
از لحاط اقتصادی این بزرگراه می تواند پلی باشد بین ایران و سایر کشورهای جنوب خلیج فارس برای صادرات انواع تولیدات کشاورزی و غذایی ایران همینطور ساخت پل هزاران ایرانی را مشغول کار خواهد کرد.
فقط مشکل ساخت چنین پل بزرگی با پایه های بزرگ بتنی متعدد اعتبار و سرمایه اولیه است؟
این مشکل هم با سرمایه گذاری کلان طرف قطری به نسبت هزینه مساوری بین ایران و قطر قابل تهیه است.
حداقل هزینه احداث چنین پلی 20 میلیارد دلار خواهد بود با توجه به مسافت 185 کیلومتری بین دو ساحل اگر چه در بین راه می توان چند جزیره ایرانی بین راه را هم به هم متصل کرد؟
هزینه بزرگترین پل مشابه در چین به مسافت 40 کیلومتر 2/3 میلیارد دلار بوده است.
اما با توجه به عمق بیشتر خلیج فارس در بعضی نقاط و همینطور ایجاد چند دهانه بزرگ 70 متر ارتفاع برای عبور کشتی های بزرگ هزینه کمتر از بیست میلیارد دلار نخواهد بود.
بدیهی است این پل طرف دو سال امکان افتتاح دارد به شرطی که طرف قطری تمام اعتبار پروژه را نقدا در اختیار شرکت های پیمانکاری قرار دهد و ایران سهم خود را بعد از پایان پروژه بصورت اقساط پرداخت نمایید یا از طریق عوارض عبوری وجه طرف ایرانی مستهلک شود؟
اما اصلی ترین شرط ایران باید ساخت پل توسط شرکت های ایرانی باشد اگرچه ناظر و مهندسین ناظر می توانند قطری یا اروپایی باشند.
این پل راه گشایی بسیاری از مشکلات قطر و ایران خواهد بود.
اندیشکده واشینگتن ( موسسه واشینگتن) اخیرا طی یک مقاله ای اذعان کرده ایران با تولید و استقرار تسلیحات پیشرفته می تواند توازن قوا در خاورمیانه را به هم بزند؟
البته این می تواند به هم بزند شعاری بیش نیست در واقع باید خواند ایران توازن قوا در خاورمیانه را بنفع خود به هم زده است.
این جمله درست تر است یک ضرب المثل قدیمی فارسی داریم "چوب را که برداری گربه ذزد فرار میکنه"
سخن گفتن با غرب ابزار می خواهد صرف تهدید صرف سخن گویی تنها نیست؟
آنچه در 7 سال گذشته دولت روحانی از آن غفلت کرده بود همین سخن گفتن با قدرت و ابزار است؟
مقصود از ابزار توانایی بروز داده شده است مانند نمایشگاه توانمندی های نظامی ایران است.
وقتی توانمندی کشور نمایش داده شود غرب را از تهدید از تحریم از فشار منصرف خواهد کرد.
همانطور که از حمله نظامی منصرف کرد.
پس دولتمردان ایرانی در این تحریم ( فشار حداکثری ) شریک جرم هستند؟
چون نفهمیدند غرب با چه زبانی سخن می گوید تا با همان زبان پاسخ تهدیدات اقتصادی غرب را بدهند؟
غرب تشخیص داد دولت مهجور مغرور و مغفول قادر به تجهیز و پاسخ گویی موثر نیست؟
به سه علت یک غرور بدون پشتوانه شخص روحانی ( مغرور هست برای چه نه اندیشه توانایی دارد نه قدرت رهبری عالی دولت دارد نه از دانش عملی و علمی اقتصاد بهره ای دارد)
دو دولت فاقد تخصص و لیبرال فاقد انگیزه تلاش و کوشش؟
سه مجموعه حکومتمداران فاسد؟ ( گزارش سازمان اطلاعات امنیت کشورهای همجوار و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سیا )
همگی به فساد بیش از بیش مجموعه دولتی ایران اذعان دارند همینطور وزارت اطلاعات ایران هم در گزارشی فساد را عامل تهدید امنیت کشور دانست.
اگر برای مقابله با تحریم فساد از مجموعه بخش خصوصی کنار می گذاشتیم و تمام بخش خصوصی را آزاد می گذاشتیم
نمایشگاهی از توانمندی بخش خصوصی در زمینه تولید و اقتصاد برگذار می کردیم و هیچ وجهی بابت غرفه داری جریمه عوارض و عواقب بعدی ان ( مراجعه مکرر دولتمردان و بانکها و همینطور تامین اجتماعی به شرکت کنندگان در نمایشگاه ها برای اخذ مالیات عوارض اضافی یا حق بیمه غیره )
تحمیل نمی کردیم؟
یک نمایشگاه بزرگ از همه توانایی بخش خصوصی به وسعت تهران تا قم می توانست برگذار شود .
بعد هم با تقاضای تولید هر متقاضی بدون تشریفات موافقت می شد ( منظور از تشریفات مدت رشوه فساد داخلی وزارتخانه ها و بهانه تراشی های مکرر برای گرفتن شیرینی زیر میزی و...........)
آن وقت با یک لشگر سرمایه گذار حداقل یکصد هزار نفری روبرو بودیم که بر سینه تحریم خنجر می زدند .
آیا با کوچک شدن 50 درصدی اقتصاد روبرو می شدیم؟
سخن گفتن با تحریم ابزار توسعه و توانایی کشور را می طلبد نه صحبت بی پشتوانه و گاه غیر واقع
روزی که کشور آلمان ویران شده از جنگ جهانی دوم شروع به بازسازی کشورش کرد .
تکیه وزیر و صدر اعظم آلمان بر بازوان جوانان آلمانی بود نه هیچ چیز دیگر؟
منتها آلمانها آنوقت اینقدر فساد نداشتند که اکنون در دولت ایران است؟
در هر حال سخن گفتن با تحریم نمایش واقعی قدرت اقتصادی می خواهد ( آزاد گذاری مطلق بخش خصوصی برای تولید ) چون دولت که تولیدش " نفت " اینک مرده است.
هنوز هم برای اینگونه سخن گفتن وقت هست اگرچه بسیار دیر شده است.
دولت روحانی که برای ساقط کردن دولت بعدی از هیچ کوششی دریغ نمی کند مانند بجای گذاشتن بدهی 900 میلیارد تومانی به اضافه اوراق قرضه معمولی و نفتی حتی بخشیدن پول آب و برق 30 میلیون نفر برای سال آتی 1400 همه و همه تلاش باری اسقاط دولت بعدی هست مانند خیانتی که احمدی نژاد کرد درست در روزهای پایانی دولت خود پانصد هزار نفر را در دولت استخدام کرد.
اینبار هم دولت روحانی مرتکب همان رویه شود و مالیات بخش تولید برای سالهای آتی یا صفر یا با تخفیف عظیم اعلام کند.
شاید که اقتصاد روز به روز تحلیل رفته کشور جانی دوباره بگیرد؟
این جان گرفتنی که تحریم را دفن خواهد کرد.
در هنگامه بلا و هجوم فتنه ها یک مغز سلیم و آرام می تواند شخص یا کشور را به ساحل نجات ببرد.
اینک در اوج فتنه ها تحریم ها فسادها و مشکلات عجیب اقتصادی ناشی از فشار حداکثری و بیماری کرونا دو مغز متفکر کشور دولت و مجلس دچار نوعی "فروماندگی" کامل شده اند.
با حرکات ناشیانه با تصمیمات عجولانه و سیاست زدگی مفرط و لجاجت وابستگی جناحی دارند کشور را به پرتگاه فروپاشی نزدیک تر و نزدیک می کنند.
دولت با حرکات نابخردانه برای جبران کسری بودجه و پول پاشی پوپولیسمی بازی با بورس بازی با اوراق نفتی و آینده فروشی مفرط؟
مجلس با هول و جنجال مالیات بگیری و طرح های غیر کارشناسی شده دارد ترس فشار اقتصادی بیشتر و بیشتر می کند نتیجه مصوبات 80 روزه مجلس فقط دامن زدن به خروج سرمایه ها و برجسته کردن مشکلات بوده و زورآزمایی با دولت ؟
این حرکات ناشی از نبود مغز متفکر و تاثیر گذار در هر دو است.
هردو به شکل حیرت انگیزی بیچاره درمانده بی نوا درمانده سرگشته سراسیمه متحیر عاجز بی جنبش بی حرکت هستند؟
تمام این حالات معنی درماندگی لغوی است.
اما اصطلاح "درماندگی" سیاسی و اقتصادی به معنی باز تولید ناکارآمدی و فساد است .
که اینک به شدیدترین وجه ممکن در جریان است مانند یک سیل ویرانگر دارد کشور و اقتصاد کشور نابود می کند؟
من نمی دانم این همه افراد تحصیل کرده و دانشگاه دیده در دولت و مجلس چرا اینک مانند عصر حجر دارند عمل می کنند کشور به قهقرا می برند؟
چه مسابقه شومی است که دو جناح اصلاح طلب و اصول گرای کشور بدان دچار شده اند؟
گروه اول با خشم و عصبانیت ناشی از خروج از قدرت و دولت و حتی رئیس دولت .
گروه دوم از خشم و عصبانیت جدا ماندن از قدرت هشت ساله و زدودن هر چه سریعتر رقیب .
چشم ها را بسته عقل ها را تعطیل کرده و بر هم می تازند؟
این دیگر در کشور به این شدت بی سابقه بوده است.
اکنون نیاز به آرامش سیاسی فکری و عملی نیاز است.
اما شدت کینه دشمنی رقابت قدرت طلبی عقل را قوه عاقله را در دو گروه تعطیل کرده است؟
چقدر شتابان همدیگر می کوبند محکوم می کنند. بر علیه مصالح کشور تصمیم می گیرند.
هر چقدر رهبری بر توسعه تولید و جهش تولید و اصالت تولید اصرار دارند.
این دو جناح بر آینده فروشی ( اوراق نفتی ) که فاجعه ای عظیم است
یا مالیات گیری بی ضابطه که آن هم خود فاجعه ای عظیم است تکیه می کنند؟
فقط فروش اوراق نفتی ظرف دوسال 200 درصد تورم منجر خواهد شد.
دقیقا فروش اوراق نفتی معدل فروش یک متر آپارتمان در تهران از 22 میلیون تومان به 44 میلیون تومان افزایش خواهد داد؟
اصلا افکار عمومی مردم اینک متوجه بورس است سرمایه ها به آن سمت کشیده شده استارت فروش اوراق نفتی سرمایه ها را از بورس خارج خواهد کرد ( فاجعه سقوط مرگبار بورس و اقتصاد کشور دامن خواهد زد) همینطور اثبات بی ثباتی دولت و خالی بودن جیب دولت را نمایان خواهد کرد.
فاجعه ای سهمگین برای ملت خواهد بود و برای دولت هم دردی دوا نخواهد کرد؟
فقط فاجعه کسری بودجه را به عقب تر خواهد انداخت.
این جنایت دولت روحانی باعث فرو ریزی کامل اقتصاد خواهد شد؟
دولت به جای حل مشکلات تولید کنندگان اینک فرار به جلو را در متن کار قرار داده است؟
همانطوری که احمدی نژاد در اواخر 8 سال خود می خواست یارانه نقدی را با افزایش قیمت بنزین به ده برابر تامین کند.
فاجعه ای که اگر اتفاق افتاده بود ملت را از درون متلاشی می کرد؟
دقیقا همین کار آقای روحانی است ناکارآمدی با فروش اوراق نفتی جبران کردن ؟
فروش سگ مرده به جای گوشت گوسفند قربانی به مردم.
حتی شروع فروش اوراق نفتی تورم 25 درصد افزایش خواهد داد درجا؟
اشتباهی که اگر کشور به آن تن در دهد طوفان شورش و تورم درو خواهد کرد.
در بحبوعه جنگ سنگین اقتصادی جنگ داخلی دو جناح هم مزید برعلت شده است هردو گروه کینه ورزانه به اقدام علیه یک دیگر مشغولند؟
در حالی همدیگر را دشمن خود می دانند که کشور دستخوش سنگین ترین تهاجم اقتصادی کرونایی و تحریم قرار دارد حتی بالاتر از زمان جنگ هشت ساله ایران عراق؟
امروز تلفات جنگ اقتصادی کرونایی به مراتب بیشتر از جنگ ایران و عراق است ؟
آماری که اعلام نمیشود یا در لفافه و اغماض با آن برخورد شده و تحت عنوان وفات عادی روزانه به یک هزار پانصد نفر تا دو هزار نفر هم بالغ می شود؟
در حالیکه آمار وفات سال های 96 و 95 روزانه بین 350 تا 500 نفر بیشتر نبوده است.
افزایش آمار 1500 نفری حاکی از کشتار روز افزون کرونا فقر و عدم درمان حکایت دارد.
آمار شش میلیون بیکار خوشبینانه ترین گزارش مرکز پژوهش های مجلس است؟
چرا که نزدیک به نیمی از شاغلان کشور در روستا ها و مراکز غیر رسمی مشغول به کار بودند و اینک درصد بالای بیکار شده و خانه نشین شده اند.
اکنون نه بیمه بیکاری دارند نه جایگزین درآمدی طبق گزارش سازمان یونیسف بیشترین خسارت کرونا در مناطق فقیر نشین و حاشیه شهرهای بزرگ نمود پیدا کرده است؟
در حالی دوجناح مشغول کوبیدن یک دیگر هستند که خط فقر تا مناطق شمالی شهرها رخنه پیدا کرده است.
عدم رای اعتماد مجلس به وزیر معرفی شده توسط روحانی نشان از عمق کینه جویی و نابخردی حکایت می کند دقیقا بغض و کینه ای شبیه به جاهلیت عرب؟
چون وزیر معرفی شده کمتر از یک سال باید در این مسند باقی می مانده و حضور او هم چندان کار ساز نخواهد بود تا بر صندلی بنشیند و معاونین خود را انتخاب کند باید وزراتخانه را ترک کند؟
عدم رای به وزیر مربوطه حاکی از عکس العمل نمایندگان عصبانی از عدم حضور شخص روحانی در مجلس حکایت می کند ( نه بخاطر لیاقت و یا ارزش شخص مدرس خیابانی )
مجلس یازده هم در حالی روی کار آمد که ادعای حل مشکلات اقتصادی را با خود یدک می کشید؟
ناتوانی ترسیم خط سیر اقتصادی کشور توسط دولت و مجلس حاکی از سیاسی کاری و عدم توانایی است ؟
نزاع و دامن زدن به آتش اختلافات ناشی از عدم توانایی و مطرح کردن پاسخ معروف "نگذاشتند " است؟
درنگی در پاسخ وزیر امور خارجه امارات به ایران در باب ارتباط رسمی با اسرائیل نشان از تضعیف حیثیت جهانی کشور با فقر داخلی دارد؟
یک کشور فقر زده و ناتوان اقتصادی جایگاهی در رده بندی جهانی نخواهد داشت؟
فقر نه تنها شخص را در شهر و فامیل خویش غریبه و تنها می کند که کشور فقیر را در جامعه جهانی هم به چنان بلای دچار خواهد کرد؟
کافی است از منظر یک آدم بیطرف به نزاعهای سیاسی امروز کشور نگاه کنید ؟
تا شدت ظلم و نادانی دو جناح مشغول به هم را بیشتر لمس کنید.
سیاستمدارانی فساد بی لیاقت بی اطلاع نادان و حتی احمق بر سر شاخی نشسته دارند آن را از بن می برند؟
این حرکات غیر منطقی غیر اسلامی غیر عاقلانه ملت را کلافه خواهد کرد.
زمینه را برای بروز دیکتاتوری و اقدامات غیر عادی در آینده هموار خواهد کرد.
کشور تحریم زده فقر زده دزد زده مدیر نالایق زده به کجا خواهد رفت؟
یا زمینه برای جنگ و دخالت خارجی آماده خواهد شد یا هرج و مرج داخلی و فروپاشی؟
سوالی بسیار مهم دارم یکبار دیگر مطرح می کنم؟
آیا وقت آن نرسیده است رهبری برای حل مشکلات اقدامی اساسی انجام دهد ( دخالت کند)
آیا قانون اساسی برای چنین مواقعی راه حل دارد یا ندارد؟
پاسخ بسیار روشن است هم قانون اساسی هم رهبری اجازه چنین دخالتی دارند.
پس چرا از این راه حل استفاده نمی شود؟