روز پنجم آذر ماه دقیقا دو هفته بعد از انتخابات آمریکا و شکست ترامپ و فرو ریختن قیمت ارز را طی می کنیم اما هنوز موتور افزایش قیمت لحظه به لحضه تورم اقلام خوراکی و مواد غذایی در داخل کشور نه تنها خاموش نشده بلکه روز به روز تورم بیشتر و افزایش قیمت سنگین تری را تجربه می کنیم؟
در حالیکه لحظه به لحظه فرو ریزی ارزش دلار و سکه و طلا را داریم تورم داخلی بخصوص تورم مواد غذایی ادامه دارد؟
با وجودیکه تورم مسکن و هم متوقف و حتی با ریزش قیمت سنگین در بعضی مناطق و مدلها روبرو هستیم افزایش قیمت مواد خوراکی نشان از یک توطئه و بحران مصنوعی دارد.
درست است قیمتها از یک چسبندگی و تاثیر گذاری بر روی همدیگر تبعیت می کنند اما در حالیکه قیمت مواد خوراکی موجود در مغازه ها نرخ پاینتری دارند اقلام جدید رسیده از کارخانه و عمده فروشی نرخ بالاتری دارند
حتی گاهی رقم افزایش نرخ بیش از بیست درصد نسبت به دو روز قبل یا هفته قبل دیده می شود.
متاسفانه بسیاری از قیمتها در خرده فروشی یا فروشگاه های زنجیره ای یا پاک شده اند یا بدون پاک شدن به نرخ بالا تر به فروش می رسند؟
این درحالی است که نرخ مواد غذایی حتی با دلار ۳۰ هزار تومانی در بازار جهانی بسیار پاینتر از نرخهای موجود در فروشگاه ها است.
نرخ حبوبات بین ۳۳۰ دلار تا ۶۳۰ دلار بابت هر تن در بازار جهانی یا فوب خلیج فارس است در واقع حدود نیم دلار به ازای هر کیلو یعنی خرید گرانترین حبوبات بیشتر از ۱۵ هزار تومان نیست.
این در حالی است که بسیاری از حبوبات در کشور تولید می شود.
هنوز بسیاری از کشاورزان و عمده فروشان کرمانشاه از عدم فروش و قیمت نازل نخود تولید خرداد ماه شکایت می کنند هنوز به ده هزار تومان در یک کیلو نرسیده است.
شرکتهای بسته بندی کننده و فروشگاه های زنجیره ای و خرده فروشی در سطح بازار از قیمت ۳ برابری و نزدیک به سی هزار تومان دارند استفاده می کنند؟
این نشان از یک توطئه بسیار شوم در زیر بی توجهی کامل دولت حکایت دارد؟
مردمی که ظرف سه سال گذشته بیش از ۶۰ درصد قدرت خرید خود را از دست داده اند چگونه می توانند حبوبات با ۲۰۰ درصد سود برای توزیع کننده گان و فروشندگان تهیه کنند.
این وسط نقش سازمانهای نظارتی و بازرسی کجا رفته است.
نفش حمایت از مصرف کننده توسط دولت نه تنها فراموش شده بلکه درست عکس آن عمل می شود؟
فروشگاه های وابسته به دولت و حتی سهامی عام هم در این وسط آتش بیار معرکه شده و مرتب با افزایش نرخها به سطح بازار مشکوک بیرون به این افزایش ها مشروعیت می دهند.
دولت نیز با اهمال و سستی با رمز گران شدن ارز به این بازار غارتی دامن زده و باعث تشویق بازیگران صحنه گرانی شده است؟
متاسفانه حبوبات و مواد خوراکی عرضه شده در بازار علاوه بر گرانی از سه مشکل دیگر هم تهدید آمیز و مشکل ساز شده اند
۱- مقدار بسته بندی شده روز به روز از یک کیلو کمتر و کمتر شده و بیشتر با یک برچسب کاغذی و غیر اصلی بسیار ریز نوشته شده وزن جدید به ۹۰۰ یا ۸۰۰ و حتی ۷۰۰ گرم هم تنزل پیدا کرده اند.
۲-وزن نوشته شده روی لیبل با وزن واقعی خوانایی ندارند و به مراتب کمتر هستند وزن بسته ۷۰۰ گرمی حتی با خود پاکت بسته بندی به ۶۵۰ گرم نمی رسد
۳-کیفیت ادعایی بسیار کمتر و کمتر می شود روز به روز و تازه داخل بسته بندی متاسفانه مقداری ناخالصی شامل سنگ ریزه یا گل و خاک و پوشال هم دیده می شود
این موضوع تنها شامل حبوبات نیست در آرد و خشکبار و جو گندم حتی ماکارونی نان بسته بندی شده و حتی شکلات و بیسکویت کنسرو کمپوت آب میوه ادویه هم دیده می شود
هم مشکلات وزنی هم مشکلات کیفیتی هم مشکلات عدم خلوص ؟
گویی دوره آخر زمان شده هیچ کسی بر قول و پیمان خود استوار نیست ؟
کلیه کارخانه های بسته بندی مواد غذایی در موقع گرفتن جواز و نشان تجاری و حتی اداره بهداشت فرمی را جهت تضمین و قبول شرایط سالم و تعهدات مختلف امضاء می کند.
حالا بحث خلط نشود
موضوع اصلی فشار شدید غذایی اقتصادی به ملت ایران است که در سکوت و کم تحرکی و سستی مدیران دولتی دارد بیداد می کند؟
این فشار در واقع نشانی از آن طرف مرز دارد؟
خرید گرانتر اقلام خوراکی ایرانی توسط کشورهای مرتجع عرب بر هیچ کس پوشیده نیست.
حتی ترس مفرط امارات و عربستان باعث شده این قاچاق از طریق عمان و کویت اجام شود؟
دلایلی اثبات شده موجود است که گاها اقلام خوراکی ایرانی پس از خرید نابود شده و یا حتی به دریا ریخته شده است.
همه این اقدامات نشان از نیتی شوم حکایت دارد دقیقا مانند خرید های گندم ایرانی توسط انگلیس و روسیه در جنگ جهانی دوم برای ایجاد تورم کمر شکن و حتی قحطی برنامه ریزی شده
و جای خالی دولت مجلس و قوه قضایه در این بین هم مشکل چند برابر دامن زده و این نقشه را عملی تر ساخته است.
اما راه حل :
سازمان تعزیرات باید چند قانون بسیار شفاف و علنی از رسانه های گروهی برای شرکتهای داخلی و حتی خارجی مستقر در ایران رسما اعلام کند با مجازاتهای بسیار سنگین و باز دارنده.
۱-وزن بسته بندی حبوبات و اقلام غذایی باید یک کیلو و یا نیم کیلو باشد
۲-وزن خالص مورد استناد است نه وزن کارتن و لفاف و غیره تداخل این دو جرم محسوب شود
۳-قیمت اقلام خوراکی که به بهانه ارز دارند گرانتر عرضه می شوند نباید از قیمت فوب خلیج فارس به اضافه یک درصد معقول مثلا حداکثر بیست درصد بیشتر باشد.
۴-وجود ناخالصی در بسته بندی جرم سنگینی دارد
۵-مسئولیت پاسخ گویی هر شرکتی با مدیرعامل و صاحبان شرکت ( در صورت جدا بودن مدیریت و مالک )است و مشترکا هردو مجازات و محاکمه خواهند شد؟
6- قاچاق مواد خوراکی و دامی مجازات اعدام و مصادره اموال به دنبال دشته باشد.
معمول است در هر کشوری در زمان جنگ یا شرایط تحریمی مانند ایران باید مجازات ها تشدید شوند.
باید جریمه ها به چند برابر افزایش پیدا کنند؟
تا بازدارندگی کامل ایجاد شود.
بدیهی است شفافیت قوانین اعلام عمومی بسیاری را از شرکت در این ظلم منصرف خواهد کرد.
و اقلیت هم مورد بازخواست قرار خواهند گرفت؟
غیر از دخالت فعال دولت مجلس قوه قضاییه این بساط جمع نخواهد شد.
به احتمال بسیار نزدیک به یقین دولت دخالت نخواهد کرد؟
اما بر مجلس واجب است با قوانین تشدید شده و با کمک قوه قضاییه و سازمان بازرسی و اتحادیه های اصناف بسیار سریع این بازار جمع شود .
وگرنه شک نکنید قیمتهای بالاتر از این یعنی شورش یعنی غارت یعنی چپاول اموال مردم که ضرر و زیان آن به مراتب بالاتر از جریمه یا پلمب چند شخص یا شرکت است؟
در این برخورد نباید سراغ مغازه دار یا خرده فروشان رفت این برخورد نیاز به برخورد با دانه درشت ها و شرکت های پخش و عمده فروشان دارد نیاز به برخورد با کارخانه های بسته بندی دارد.
مطابق اصل ۳۱ قانون اساسی داشتن سرپناه و خانه یکی از حقوق اساسی مردم ایران شمرده شده است.
اما در سالهای اخیر دولتمردان ایرانی با تمسک به قوانین بعضا شاهنشاهی ( مصوب سال ۱۳۳۴ )
دست به تخریب گسترده خانه های آحاد ضعیف کشور بخصوص حاشیه نشینان زده اند ؟
متاسفانه ما یاد گرفته ایم همیشه گره با دندان باز کنیم .
می شود این گره ها را با دست باز کرد حتما باید یک شورش شهری چندین کشته و زخمی داشته باشیم تا بفکر حل مشکلات از طریق عقل جمعی و تعویض قانون داشته باشیم ؟
بخصوص اینکه اکنون مردم به شدت تحت فشار هستند و جمع زیادی از درآمد محروم شده اند و کشور در یک حالت خاص و فقر عمومی به سر می برد.
و تشنج عجیبی در حاشیه شهرهای بزرگ به چشم می خورد هر بی احتیاطی می رود که به یک شورش شهری بعد استانی و حتی کشوری منجر شود؟
لذا این به عهده وزیر کشور و حتی دولت روحانی است که با یک اخطار قانونی به تمام استانداران فرمانداران و بخشداران شهرداران تذکر دهد تا از هر گونه تخریب تحریک و بی احتیاطی در برخورد با دست فروشان خانه های غیر مجاز و حتی برخورد خشونت آمیز خود داری کنند.
متاسفانه جمع کارکنان دولت بخصوص مدیران کشور بسیار خود خواه و طلب کارانه با مردم برخورد می کنند بنوعی دچار غرور کاذب و فساد اخلاق جمعی شده اند؟
قبل از هر چیزی بیاد داشته باشیم قوانین بشری وحی نازل شده نیستند بخصوص قوانین ایران اشتباهات و تناقضات مکرر دارند.
که ناشی از فشار مافیا های مختلف بیسوادی قانونگذار و حتی غفلت حوزه های علمیه و دانشگاه های کشور است؟
چرا مافیا چون رد پای بسیاری از قوانین جدید ( ده سال اخیر ) جمهوری اسلامی ایران از خواست گروه های ذی نفع نشات می گیرد؟
بیسوادی قانون گذار چون تقریبا ۹۹ درصد نمایندگان مجلس دوره دانشگاهی و واحدهای مربوط به چگونگی قانون گذاری صحیح را پاس نکرده اند؟
حتی روسای کمسیونها هم در این مورد بی سواد هستند ( با وجودی که بسیاری مدرک دکترا یدک می کشند)
حتی مجلس هیچ واحد خبره و مرکز خاصی برای نوشتار قوانین ندارد ؟
اما چرا غفلت حوزه علمیه چون حوزه در این باب از اجتهاد خود داری کرده ؟
فقه اسلامی شیعی بسیار نسبت به اموال مسلمین حساس و سخت گیر است قوانینی که استفاده از یک خلال دندان غصبی حرام و موجب کیفر می داند چگونه می تواند نسبت به تخریب یک خانه که از اموال یک عمر شخص تهیه شده بی تفاوت باشد؟
کدام مرجع و حتی نیمه مرجع سراغ دارید که بگوید تخریب خانه مردم ( به هر شکلی ولو زمین غصبی ولو زمین دولتی ولو بدون مجوز ساخت ) حرام است.
تخریب های که با لودر و بولدزر انجام می شود و موجبات از بین رفتن تمام اموال یک خانواده می شود. تکلیف این اموال تلف شده چیست آیا حکومت ضامن این اموال نیست ؟
چرا در زمینه زراعت قانون شرع به صراحت اعلام می کند کشت و حاصل آن متعلق به زارع است حتی اگر زمین غصبی باشد .
اصلا خراب کردن خانه یک سیاست اسرائیلی است که در ایران رسم شده و بسیار می تواند خطرناک باشد چه بسا که قبلا هم خطرناک بوده است
شورش مشهد و شورش اسلام آباد تهران و شورش گرمک کرج از تخریب چند خانه غیر مجاز بوجود آمد.
اما تقصیر دانشگاه؟
در ۲۵۰۰ دانشگاه ایران هر سال بیش از یک میلیون پایان نامه و رساله تحقیقی نوشته می شود.
حتی یک در هزار و شاید هم هیچ پایان نامه ای راجع به تخریب خانه های غیر مجاز و عواقب آن نوشته نشده است بعد از انقلاب بیش از بیست میلیون پایان نامه درایران منتشر و از آن دفاع شده چرا هیچ کدام به این معظل رسیدگی نکرده اند مورد بحث قرار نداده اند؟
چرا هیچ پایان نامه ای در مورد نقص قانون و دستور تخریب خانه مردم اعتراض نکرده و قواعد یک قانون خوب را روی میز نگذاشته است؟
چون دانشگاه این موضوع را سیاسی می داند و از اعتراض سیاسیون و اتهام ضد انقلاب و غیره خود را کنار کشیده است.
پایان نامه های که منتظر تشویق منتظر نمره و احتمالا منتظر استخدام دولتی است یا منتظر ترفیع تحصیلی است ( به کارشناسی ارشد یا به مرحله دکترا و تایید صلاحیت ) هرگز به این سمت نخواهد رفت؟
حالا رئیس جمهور وزیران هم که شان خود را بالاتر از این می دانند مشکلات این چنینی مطرح و تقاضای حل آن را بکنند یا خود لایحه و طرحی برای مجلس عرضه کنند؟
مانند امراض تناسلی همه گریزان هستند از مطرح کردن درمان کردن مراجعه به پزشک حتی اگر منجر به مرگ شود.
این قانون باید عوض شود
قبل از هر چیز تخریب خانه باید ممنوع باید گردد ؟
بیشتر ساخت خانه های غیر مجاز جهت استفاده و سود جویی ساخته می شوند.
لذا درج جریمه های پلکانی و دو برابری ( دو برابر ارزش خانه و بنا در همان منطقه ) می تواند بسیار موثر واقع شود.
همینطور عدم صدور سند عدم اتصال آب و برق دولتی و حتی گاز تلفن خود یک روش جلوگیری به حساب می آید.
اما اگر موردی با همه این مجازات ها خودش نسبت به رفع بنا اقدام نکرد
(فرق است بین تخریب و خراب کردن بوسیله خود شخص چون معمولا تخریب قهری و فوری اقدام می شود و تمام مصالح از بین می رود اما در شیوه خراب کردن شخصی زمان طولانی است و صاحب کار می تواند درب پنجره و بسیاری از مصالح سالم از روی بنا باز کند تا مجددا استفاده یا فروخته شود.)
حتما مشکلی دارد شاید این خانه این سرپناه آخرین مکان و تنها خانه او باشد لذا باید قانون گذار بعد از ۵ تا ۷ سال نسبت به صدور مجوز قانونی برای حداکثر صد متر با شرایطی خاص اقدام کند؟
این به حل موضوع کمک شایانی خواهد کرد.
خود این قانون دست سواستفاده را کوتاه تر و امید بی خانمانها را بیشتر خواهد کرد؟
حتی پیشنهاد خود تخریبی برای دریافت زمین به نرخ دولتی در مناطق حاشیه شهرها خود تسهیل کننده خواهد بود.
چاره ۲۵۰ هزار خانه منتظر تخریب با قانون ماده صد ۱۰۰ شهرداری ها که حداقل مشمول یک میلیون نفر می شود نه خشونت که عقل و اندیشه و خرد جمعی است ؟
به شرطی که حکومت باور کند که عقل هم دارد ؟
فقط به زور نیندیشد.
پس از شکست دولت روحانی در برجام و دولت سازی اینک شکست در مقابله با کرونا هم به شکست اقتصادی هولناک اضافه شد.
اینک دولت دارد خرمن های متعدد از شکست را یک به یک درو می کند.
۱-شکست در مقابله دیپلماسی و قرار دادهای خارجی از جمله برجام و یا قرار داد های خارجی و حتی قرار دادهای آینده و همکاری با چین .
۲- شکست سیاسی در داخل و چینش صحیح نیرو در وزراتخانه ها و استانداری ها
۳-شکست سنگین اقتصادی و شکست در احیا صنعت و کشاورزی
۴-شکست سنگین در بورس و بانک داری و سیاستهای مالی بانکی
۵-شکست سنگین در گران کردن بنزین و شورش های بعدی و خسارت سنگین مالی حیثیتی
۶-شکست سنگین در مقابله با افزایش ارز و همین طور افزایش مرتب نرخ اقلام غذایی و کالاهای اساسی
۷- شکست سنگین در مقابله با ترامپ آمریکا و سیاست عدم فروش نفت؟
۸- شکست سنگین در مقابله با کرونا و سیاستهای حمایتی مالی و سیاسی
۹- شکست سنگین در داخل از دست دادن کامل پایگاه اجتماعی و اعتماد عمومی مردم و همینطور از دست دادن اعتماد هم پیمانان و خواص کسانی که در انتخابات رئیس جمهوری حامی روحانی بودند
۱۰- اضافه کنید به این شکست های متعدد شکست پشتوانه مردمی و اعتماد عمومی و حتی مقابله جویی مردمی که زمینه شکست های بعدی را فراهم خواهد کرد
در واقع اکنون دولت در وضعیتی اسفناک به سر می برد که سرمایه اجتماعی دولت روحانی به صفر رسیده است.
هیچ پایگاه اجتماعی در بین ملت و حتی خواص ندارد نه پشتوانه اصلاح طلبان دارد نه پشتوانه اصول گرایان مبغوض هر دو جریان سیاسی کشور است؟
آنچنان فقدان سرمایه اجتماعی دولت روحانی را فقیر بی چیز و بی آبرو کرده که حتی اعضاء اسبق دولت از او تبرا می جویند در حالیکه هنوز بر مسند قدرت است؟
اولین خصوصه دولت روحانی این بود که مغز متفکر نداشت ؟
شخص خود روحانی فاقد تفکرات فرهنگی سیاسی و حتی اجتماعی و اقتصادی بود.
تنها یک عضو امنیتی به حساب می آمد.
برای سمت معاونین و مشاورین و حتی معاون اول هم از انتخاب چهره های متفکر و عمیق خودداری کرد.
مغز متفکر سیاسی یا اقتصادی نداشت یا اگر هم داشت بیشتر پشت پرده ناهماهنگ و کوتاه مدت ظاهر شدند.
مانند دکتر مسعود نیلی که ترجیح داد خارج از کشور باشد و کمتر در مقابل چشمها ظاهر شود و اگرچه طراح اصلی اقتصاد دولت روحانی بود اما مسئولیت شکست را نپذیرفت؟
مورد بعدی پشت کردن روحانی به پایه های قدرت خودش مانند هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان.
دروغ گویی های مکرر روحانی کار او را به اینجا کشانده مانند درخت شکسته ای که سر خم کرده با تکیه به پایه درخت مجاور ( رهبری ) روی پا ایستاده است؟
این درخت سرنگون شدنی است و نگه داشتن آن برای کشور هزینه سنگین و خسارت عظیم دارد؟
درختی که آمده بود ملت به او تکیه و اقتدا کنند اینک خود برای بقا نیاز به شمع و پایه دارد؟
تا از امام رهبری و نظام اسلامی آبرو به عاریت بگیرد .
این دولت فاقد قوه عاقله و مغز متفکر است.
و به هم پیمانان خودش نارو زده و خیانت کرده اکنون حامی ندارد.
لذا باید منتظر شکست های متعدد بعدی باشید؟
پس از شکست دولت روحانی در برجام و دولت سازی اینک شکست در مقابله با کرونا هم به شکست اقتصادی هولناک اضافه شد.
اینک دولت دارد خرمن های متعدد از شکست را یک به یک درو می کند.
۱-شکست در مقابله دیپلماسی و قرار دادهای خارجی از جمله برجام و یا قرار داد های خارجی و حتی قرار دادهای آینده و همکاری با چین .
۲- شکست سیاسی در داخل و چینش صحیح نیرو در وزراتخانه ها و استانداری ها
۳-شکست سنگین اقتصادی و شکست در احیا صنعت و کشاورزی
۴-شکست سنگین در بورس و بانک داری و سیاستهای مالی بانکی
۵-شکست سنگین در گران کردن بنزین و شورش های بعدی و خسارت سنگین مالی حیثیتی
۶-شکست سنگین در مقابله با افزایش ارز و همین طور افزایش مرتب نرخ اقلام غذایی و کالاهای اساسی
۷- شکست سنگین در مقابله با ترامپ آمریکا و سیاست عدم فروش نفت؟
۸- شکست سنگین در مقابله با کرونا و سیاستهای حمایتی مالی و سیاسی
۹- شکست سنگین در داخل از دست دادن کامل پایگاه اجتماعی و اعتماد عمومی مردم و همینطور از دست دادن اعتماد هم پیمانان و خواص کسانی که در انتخابات رئیس جمهوری حامی روحانی بودند
۱۰- اضافه کنید به این شکست های متعدد شکست پشتوانه مردمی و اعتماد عمومی و حتی مقابله جویی مردمی که زمینه شکست های بعدی را فراهم خواهد کرد
در واقع اکنون دولت در وضعیتی اسفناک به سر می برد که سرمایه اجتماعی دولت روحانی به صفر رسیده است.
هیچ پایگاه اجتماعی در بین ملت و حتی خواص ندارد نه پشتوانه اصلاح طلبان دارد نه پشتوانه اصول گرایان مبغوض هر دو جریان سیاسی کشور است؟
آنچنان فقدان سرمایه اجتماعی دولت روحانی را فقیر بی چیز و بی آبرو کرده که حتی اعضاء اسبق دولت از او تبرا می جویند در حالیکه هنوز بر مسند قدرت است؟
اولین خصوصه دولت روحانی این بود که مغز متفکر نداشت ؟
شخص خود روحانی فاقد تفکرات فرهنگی سیاسی و حتی اجتماعی و اقتصادی بود.
تنها یک عضو امنیتی به حساب می آمد.
برای سمت معاونین و مشاورین و حتی معاون اول هم از انتخاب چهره های متفکر و عمیق خودداری کرد.
مغز متفکر سیاسی یا اقتصادی نداشت یا اگر هم داشت بیشتر پشت پرده ناهماهنگ و کوتاه مدت ظاهر شدند.
مانند دکتر مسعود نیلی که ترجیح داد خارج از کشور باشد و کمتر در مقابل چشمها ظاهر شود و اگرچه طراح اصلی اقتصاد دولت روحانی بود اما مسئولیت شکست را نپذیرفت؟
مورد بعدی پشت کردن روحانی به پایه های قدرت خودش مانند هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان.
دروغ گویی های مکرر روحانی کار او را به اینجا کشانده مانند درخت شکسته ای که سر خم کرده با تکیه به پایه درخت مجاور ( رهبری ) روی پا ایستاده است؟
این درخت سرنگون شدنی است و نگه داشتن آن برای کشور هزینه سنگین و خسارت عظیم دارد؟
درختی که آمده بود ملت به او تکیه و اقتدا کنند اینک خود برای بقا نیاز به شمع و پایه دارد؟
تا از امام رهبری و نظام اسلامی آبرو به عاریت بگیرد .
این دولت فاقد قوه عاقله و مغز متفکر است.
و به هم پیمانان خودش نارو زده و خیانت کرده اکنون حامی ندارد.
لذا باید منتظر شکست های متعدد بعدی باشید؟
مردم اکنون بسیار تحت فشار اقتصادی و کرونا هستند روزهای آخر ترامپ هم مردم را بی تاب و متشنج کرده است.
از یک سمت منتظر گشایش های اقتصادی دولتی از یک سمت منتظر ریزش قیمت ها و دلار بودند؟
اما دولت روحانی عملا مخالف پایین آمدن دلار است در واقع اصرار دارد کالای خود را به گرانترین وجه ممکن بفروشد اما از ملت تقاضای ارزانی تحمیلی را دارد،
التهاب دو هفته ای انتخابات آمریکا و پیروزی بایدن شرایط اقتصادی ایران بیشتر از گذشته شرطی کرده است ؟
مردم منتظر گشایش دولت منتظر خیانت ( مذاکره ) بازار منتظر فرو ریزی قیمت ها شرایط عجیبی را فراهم کرده است .
در واقع از یک ماه قبل از انتخابات آمریکا بازار ایران دچار رکود خرید فروش و توقف داد ستد بود ؟
رکودی عمیق و بی سابقه با توجه به انتشار اطلاعاتی مربوط به جلو بودن بایدن در نظر سنجی ها این انتظار بوجود آمد که با انتخاب بایدن قیمتها فروکش خواهند کرد.
لذا روز به روز شاهد توقف بیشتر و بیشتر بازار بودیم بعد از انتخابات آمریکا هم امتناع ترامپ از پذیرش شکست این رکود طولانی تر هم شد.
اینک بازار ایران در شرایط بسیار عجیبی از انتظار و رکود به سر می برد معاملات بزرگ انجام نمی شود معاملات کوچک هم قادر به راه انداختن کسب کار نیست.
باید توجه داشته باشیم نزدیک سه سال است کشور تحت سخت ترین شرایط تحریم قرار دارد.
دولت هم نه تنها کمکی به ملت نکرد بلکه سعی کرده جنازه مخارج خودش را هم روی دوش ملت بیندازد.
نتیجه فشار مضاعف تحریم بی انظباطی دولت یک گرانی سنگین هزار در صدی به ملت تحمیل کرد .
اما ملت مقاومت کرد.
اینک به نظر می رسد ماههای آخر این فشار باشد اما عده ای نمی خواهند این مقاومت به سرانجام برسد؟
بستن بازار در دو هفته آینده با این پیشینه می تواند بسیار سنگین گران و خونبار برای کشور تمام شود.
تعطیلی تهران به منزله تعطیلی کل کشور است چون مرکز اقتصادی انباری عمده فروشی ها در تهران است و تعطیلی کل کشور بسیار خطرناک است؟
اولا دولت مسئولیت های خود را انجام نداده و در کمک به ملت فقط یک یارانه ناچیز روی میز گذاشته که مخارج چند روز هم را نمی تواند تکافو کند؟
از آن سمت کاستی های مراقبت از تردد میلیونی مردم در تابستان اکنون می خواهد با تعطیلی اجباری جبران کند.
اولا این تعطیلات تاثیر آنچنانی در کرونا ندارد؟
چرا چون بیش از پنجاه درصد ابتلا کرونا در ایران در دید و بازدیدهای فامیلی و عروسی عزا داری خانوادگی و مسافرتها اتفاق افتاده نه در بازار؟
بیشترین سهم ابتلا مراکز فروش و بازار زیر ده درصد است.
دومین عامل ابتلا عدم بستری و قرنطینه کردن افراد مبتلا بوده حالا یا شرایط شخص به گونه ای بوده که نمی توانسته در زمان ابتلا در خانه یا جای خودش را محصور کند یا مجبور بوده کار کند رفت آمد کند
و حتی مریضی خودش را پنهان کند؟ بیشتر به خاطر مشکلات اقتصادی؟
سومین عامل شلوغی بیش از حد وسایل رفت آمد عمومی عامل ابتلا بوده ؟
چهارمین عامل ابتلا عدم رعایت فاصله در ادارات در مکان های عمومی پر مراجعه مانند نانوایی داروخانه بیمارستان ها و مراکز درمانی بوده است.
پنجمین عامل عدم وجود دارو بروشور راهنمایی بیمارستانی دارویی و آموزش درمان بوده است که موجب شده یا بیماران بهبودی کامل پیدا نکنند یا طول مدت درمان دیگران مبتلا کرده است؟
پس سهم تعطیلی بازار در این وسط بسیار ناچیز است تازه مردم بیکار نمی مانند یا به مسافرت می روند یا به خانه فامیل یا به خیابان گردی پارک کردی و ..... بعد تعطیلی با موج بیشتری از ابتلا روبرو خواهیم شد؟
رفتار ایرانیان با رفتار مردم سایر کشورها متفاوت است تعطیلی هرگز باعث خانه نشینی مردم نخواهد شد؟
تعطیلی دو هفته ای در ایران منجر به رکود وحشتناک تر اقتصادی و حتی شورش و سرپیچی مردم خواهد شد اصلا نتیجه مورد انتظار بدست نخواهد آمد؟
دولت و شخص روحانی همانند زن ملا نصرالدین است که می گویند شب بیرون نرو برای تو خطر دارد می گویید من دنبال همان خطر هستم؟
روحانی منتظر شورش است منتظر چیدن گل از فشار و تظاهرات مردم است تا به فکر درمان مشکلات باشد؟
بارها گفته ام این شخص صلاحیت ندارد مسئول کشور مسئول ستاد اقتصادی مسئول ستاد کرونا باشد؟
او می تواند خسارت بسیار سنگین کشته های فراوان و آبرو ریزی های بزرگ برای کشور به بار بیاورد؟
شورش آبان ۹۸ نشان داد او از نتیجه شورش نه تنها ناراحت نخواهد شد بلکه استدلال به نفع خود خواهد کرد؟
لذا این یک هشدار بسیار جدی است برای جلوگیری از تعطیلی دو هفته ای شاید هم تعطیلات خونبار کرونبار شورش بار؟
این روزهای آخر که صبوری مردم در حال تمام شدن است بسیار حساس خطرناک و متشنج خواهد بود لذا پیشنهاد مراقبت خاص دارم حتی مراقبت از دولت که کار به دست ملت ندهند؟
اما چاره کار اول افزایش شدید سطح حفاظت های شخصی و جمعی مانند
الزام کسبه به کشیدن پلاستیک بین مشتری و فروشنده
الزام مواد ضد عفونی آماده در محل کسب برای مشتری و فروشنده
الزام عدم ورود مشتری به داخل مغازه های کوچک و حتی انداختن فاصله در مغازه های بزرگ بین خریدار و فروشنده و محدودیت تعداد ورودی و خروجی با رعایت فاصله یک متر ونیمی
الزام رعایت ساعات کار متفاوت ادارات و کسبه و حتی صنوف ساعات ۷ صبح تا ۱۲ برای ادارات ۹ صبح تا ۷ بعد از ظهر برای صنوف خدماتی فنی تخصصی
ساعت ۱۱ صبح تا ۱۰ شب برای صنوف لباس اقلام لوازم خانگی و غیره
تا بتوان با رفت آمد غیر همزمان از ترافیک مردم در وسایل نقلیه عمومی جلو گیری کرد
آخرین پیشنهاد من آزاد کردن کامل فروش واردات داروهای موثر در مبارزه با کرونا است به صورت عمومی
بسیاری از مردم قادرند داروهای خارجی وارد در مکان های خود بفروشند
این کار آزاد شود اولا نرخ های نجومی داروهای خارجی فروکش می کند مقدار زیادی دارو در دسترس همگان قرار خواهد گرفت ؟
این پیشنهاد بسیار حیاتی است اگر همه خواربار فروشی ها سوپر مارکت ها و مغازه ها دارو ضد کرونا بفروشند به طبع اینقدر تلفات نخواهیم داشت.
اگر افزایش مرگ ومیر به روزی چند هزار نفر برسد دولت نه توانایی مالی نه توانایی فکری نه توانایی پرسنلی دارد که مانع شود بهتر است همه سد ها را برداریم خود مردم به کمک هم بیایند.