بیش از چهل سال است شاه از تخت سلطنت سرنگون شده است اما اخلاق سلطنتی هنوز دارد بیداد می کند؟
سلطنت شخص بر کشور علاوه بر آثار شوم سیاسی اجتماعی اقتصادی و فسادی عقب ماندگی یک خصیصه مهم داشت و آن دامن زدن به اخلاق زشت خودخواهی ( انتظار مکرر برای تعریف و تمجید اطرافیان ) طمع بیکران برای تصاحب اموال انفاس احترامات و اجرایی تصمیمات شخصی و تصمیمات غیر منطقی غیر عادی و انتصابات مکرر چابلوسان که کشور به انحطاط اختلاس و فقر عمومی سوق می دهند؟
چابلوسان طایفه ای هستند که بجای کسب ملکات معرفتی دانشی اخلاقی راه میان بر انتخاب می کنند.
برای رسیدن به مقصود مطلوب ؟
و چه خسارت بار است انتصاب و انتخاب این گروه که کشور در راه و مسیر نابودی قرار می دهند.
متاسفانه پس از انقلاب هم این اخلاق سلطنتی هنوز بر سیاستمداران کشور غلبه و تسلط دارد؟
این خانواده سلطنتی جای خود را به خانواده جناحی داده است؟
هنوز خود خواهی غرور تکبر خود بزرگ دانستن خود عقل کل دانستن دارد بیداد می کند.
هنوز جمهوریت فرع بر بقیه قضایا است برای بدست آوردن رای هم کافی است نمایش خوبی نمایش
اندیشیدن نمایش دانایی بدهی و با دروغ دغل مردم و جمعی را بفریبی؟
نیم نگاهی به اخلاق دو رئیس جمهور نهم دهم و یازدهم دوازدهم بیاندازید در خواهید یافت اخلاق های غیر اسلامی کودکانه تصمیمات فردی اشتباه چه زیانهای هنگفتی به کشور وارد آوردند.
یکی از بزرگترین خسارت ها نادانی مطلق در حوزه حکمرانی و قوانین و عواقب ادعا های دروغ بود؟
رئیس جمهوری که آمده بود تا پول نفت را به سر سفره مردم بیاورد؟
چنان فقر و فلاکتی به کشور تحمل کرد که بیش از نصف کشور با سفره خالی روبرو کرد؟
رئیس جمهوری که آمده بود قفل اقتصاد و تعامل با غرب را باز کند قفل فقر بر دستان نیمی دیگر ( نابودی مطلق قشر متوسط ) و حالت نزاع و تحریم مطلق کشور رقم زد؟
داشتن دکترای راه ساختمان یا دکترای حقوق ( اگر واقعیت داشته باشد )هیچ کمکی به کشور نکرد؟
احمقانه است داشتن این مدرک ها برای رئیس جمهور؟
مگر می خواهیم جاده یا خانه درست کنیم مگر می خواهیم وکیل در دادگاه داشته باشیم؟
این حماقت مشمول کسانیکه که فکر می کنند با مدرک ( دکترا پرستی ) می شود کشور اداره کرد و قانون انتخابات با درج مدرک پیگیری می کنند؟و الزام آن را قانون می کنند هم می شود.
تازه این مشکلات قسمت پیدای کوه یخ مشکلات بوجود آمده توسط دو رئیس جمهور است قسمت اعظم زیر آب و ناپیدا هستند که بعدا رو می شوند مانند ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی و ...
گاهی وقتها پیش خودم توجیح می کنم مردم خود مقصرند؟
شما خود به دروغ تزویر ریا و وعده وعید خوش رای دادید پس حالا بچشید آثار آنرا؟
شما رای به نفاق دوریی و خود پسندی دادید باعث این عواقب شدید
اگر چه بر مردم نمی شود خرده گرفت اما می شود آگاهشان کرد؟
پیامبر در مورد ترک نهی از منکر و امر به معروف می گویید آثار این رفتار به شکل زوال نعمتها و دگرگونی ارزشها دخالت و سلطه بیگانان گوشه نشینی خوبان و تسلط اشرار بر مردم منجرخواهد شد.
لذا انتخاب اشرار به ریاست جمهوری دور از دسترس نیست اگر عالمان خاموشی گزینند؟
اگر وعده های رنگین ( پوپولیست ها ) مردم را خام کند؟
اگر قیافه زاهدانه ( شیاطین در لباس روحانیت یا ریا در لباس خدمت ) مردم را فریب دهد؟
اگر قیافه های قشنگ صحبتهای زیبا تشریفات پرخرج ملت را به یک نفر و گروه او متمایل کند که جز طمع ریاست جمهوری هنر دیگری نداشته باشد باید ملت چهار سال یا هشت سال دیگر انگشت پشیمانی و حسرت در زیر دندان بفشارد؟
آیا جامعه تاب تحمل چنین هزینه ای را دارد ؟
پاسخ قطعا منفی است.
پس چه باید کرد؟
امروز بیش از هر انتخاباتی خطر پوپلیسم بیشتر و بیشتر کشور را تهدید می کند؟
امروز لشگر کاسه به دستان محتاج بزرگتر و بزرگتر از گذشته است؟
این همان قشر متوسط دیروز است که امروز در فقر دست و پا می زند.
آماده است تا با یک یارانه ماهی یک میلیونی یا کمتر وبیشتر نتیجه انتخابات واگذار کند.
متاسفانه جناحهای سیاسی هم با توپخانه رسانه های همگروه در خدمت به این تنش اقتصادی امنیتی دارند بیش از بیش دامن می زنند؟
هم جناح مقابل هم سلامت انتخابات و کشور هدف قرار می دهند.
بیش از هر دوره ای اکنون شایعات و حواشی بر متن غلبه دارند.
کشور سخت در آماج دخالت و تقاضای نامشروع قرار دارد.
وظیفه صدا و سیما است که اکنون روشنگری و بی طرفی منش و اصول خود قرار دهد؟
متاسفانه رسانه ملی بکلی طرف و حمایت یک جانبه از اصول گرایان را پیشه خود ساخته.
این طرفداری کور کورانه می تواند لجاجت عمومی را در کشورنهادینه کند.
هرچه رسانه می گوید باید عکس آن را عمل کرد.
در واقع تلاش رسانه ملی برای قبضه قدرت می تواند نتایج کاملا برعکسی را به وجود بیاورد.
بخصوص آنکه صدا سیما اصولا بسیار محافظه کار و اصول گرا بوده است ودر سالهای اخیر از طرف بودجه سخت در فشار دولت روحانی قرار داشته است؟
مغز متفکر صدا سیما گریپاژ و دچار مشکل است مدیریت علی عسگری این روزها سخت بوسیله مدیریت های داخلی نظیر شبکه افق و شبکه های استانی به بازی گرفته شده است.
حتی علنی این شبکه ها را در اختیار داوطلبان اصول گرا قرار داده است.
اگرچه اصلاح طلبان بیکار نیستند و با شدت هرچه تمام تر مشغول کوبیدن مواضع و اشخاص اصول گرا هستند.
متاسفانه این وسط منافع ملی قربانی هوس بازی و مطامع شخصی و جناحی قرار گرفته است.
اصولا هر دو جناح و کاندیدا های مطرح فاقد برنامه فاقد شناخت فاقد لیاقت لازم برای تصدی این سمت مهم در کشور هستند؟
در این بین هم طرح سابقه وزرات سابقه مدیر کلی سابقه مدیرتی چوبی برای راندن بیش از بیش افراد صالح و در حاشیه شده است.
روز سه شنبه ۳۱ فروردین هزار چهارصد ژنرال مک کنزی فرمانده سنتکام آمریکا در خاورمیانه و آسیای جنوبی در گزارش به گنکره و مجلس نمایندگان کتبا اعلام کرد (اذعان به شکست ) برای اولین بار بعد از جنگ کره ما در حال دفاع هستیم بدون برتری کامل هوایی تا وقتی ایران و هم پیمانان ایران با استفاده گسترده از پهپاد های کوچک برای حمله و جاسوسی ادامه داشته باشد وضع به همین منوال خواهد بود؟
این چند جمله کارشناسی ترین اعترافات به شکست کامل ارتش آمریکا در مقابل جبهه مقاومت است؟
این اعتراف اولا مشخص کرد طرف شکست خورده عربستان نیست بلکه خود آمریکا است؟
عربستان خیلی وقت است شکست خورده و تغییر لحن داده است؟
در واقع این فرمانده آمریکایی با اذعان به ناتوانی هوایی با توجه به داشتن عظیم ترین تسلیحات یک پیام مهم برای سیاستمداران آمریکایی داد؟
ما در منطقه در معرض حملات و شناسایی دشمن قرار داریم ؟ قادر به دفاع موثر نیستیم ؟
نظامیان آمریکایی بعد از ۷۰ سال اینک در معرض شدید ترین خطرات و مرگ قرار دارند ( بدون دفاع هستند )
تازه فقط این نیست اعتراف به ادامه داشتن این وضعیت در آینده هم یک جمله دیگر این اعتراف است؟
این جملات نتیجه گزارش در میدان جنگ هزاران کارشناس و متخصص جنگهای پهپادی و سیستم های ضد هوایی است اذعان کامل به درماندگی؟
بعد از شکست در فشار حداکثری و شکست در تحریم اقتصادی و همینطور بعد از شکست دیپلماتیک در استفاده از سیستم ماشه بر علیه ایران در برجام ؟
اینک بالاترین مقام نظامی آمریکا در منطقه به شکست نظامی ( و احتمال شکست بیشتر در آینده ) و نداشتن سلاح موثر برای مقابله اعتراف می کند.
مفهوم کلی این گزارش اینست که سیاستمداران آمریکایی کمتر شعار و تهدید جنگ بکنند و با واقعیات میدان جنگ و منطقه خطر آشنا شوند.
اگرچه من بعید می دانم پیرپاتیل های گنکره و سناتورهای مسن که عمری در رویای آمریکا بزرگ و شکست ناپذیر زندگی کرده اند این واقعیت ها را آنطور که باید درک کنند؟
همانطور که ترامپ مغرور بعد از سیلی عین الاسد درس نگرفت؟
بعد فرو ریختن چهار چوب تحریمها در قرار داد ۲۵ ساله با چین و شکست تحریمها اکنون حضور آمریکا در وین غیر قابل توجیح است؟
در هر حال پیشنهاد من به مذاکره کنندگان وین و دولت روحانی پیشنهاد می کنم که با زیاده خواهی بیشتر ظاهر شوند و تسلیم امتیازات کوچک نشوند
این برنده جنگ است که شرایط صلح را تعیین می کند؟
متاسفانه در اینجا این شکست خورده است ( آمریکا ) دارد شرایط صلح را دیکته می کند؟
این دیگر از عجایب دولت مستعجل روحانی است.
قرار داد ۲۵ ساله ایران و چین علاوه بر اینکه یک دستاورد بزرگ سیاسی و امنیتی اقتصادی است
این خاصیت را دارد که چهار چوب تحریم ها را هدف قرار داده و آنرا فرو خواهد ریخت ؟
این قرار داد اگر چه با تاخیر یک ساله امضاء شد اما علاوه بر خاصیت ضد تحریمی خود خاصیت تهاجمی به هژمونی آمریکا را هم در بطن خود دارد.
این قرار داد نشان داد چقدر تحریم ها کم اثر و بی رونق خواهند شد در آینده نزدیک؟
چین از یک سمت یک قدرت بزرگ اقتصادی است از سمت دیگر عضو دائم شورای امنیت و صاحب امتیاز حق وتو.
لذا آمریکا در برخورد با چین بسیار دست بسته و دست به عصا خواهد بود.
از سمت دیگر ایران یک قدرت بلامنازع در خاورمیانه است نه عربستان نه اسرائیل قادر به مقابله با آن نیستند حتی با همکاری هم محلی از اعراب ندارند.
لذا این قرار داد یک تضمین حیاتی برای چین است تا در مواقع بحرانی به سوخت و نفت خاورمیانه دسترسی داشته باشد.
ایران هرگز شیرهای نفت را به روی چین متحد خود نخواهد بست .
نفت برای چین به مثابه سوخت برای راه انداختن ماشین اقتصاد ۲۰ تریلیون دلاری تولید این کشور است؟
بدون نفت تضمین شده این اقتصاد در معرض هجوم طرفداران منطقه ای آمریکا خواهد بود ،
اگر چه این تهدید بالفعل نیست اما بسیار ممکن است در یک برخورد همه جانبه با چین آمریکا عربستان و امارات و حتی عراق را از عرضه سوخت به چین منع خواهد کرد؟
این تهدید می تواند پیروزی نبرد آتی دو ابر قدرت را تعیین کند؟
چین بدون نفت در مقابل آمریکایی تولید کننده نفت قادر به مقابله نیست.
لذا اکنون چین دارد خود را برای جنگ های اقتصادی آینده آماده می کند جنگهای که زیاد دور نیستند حتی جاری هستند.
اما جنگهای نظامی شاید هرگز به وقوع نپیودند اما محتمل هم هستند؟
اینک آمریکا می داند با تحریم فرو ریخته روبرو است لذا سعی دارد این روغن ریخته را در وین به گرانترین قیمت به ایران بفروشد؟
اگر چه این تن به تغییر دادن بایدن تنها به خاطر چین نیست بلکه الزامات تغییرات قدرت در منطقه خلیج فارس و انتخابات ریاست جمهور پیش روی ایران و ضعیف شدن قدرت آمریکا در پسا درگیری کنگره واشنگتن هم هست؟
زمین بازی قدرت عوض شد آمریکا رو به اشعه آفتاب بازی می کند
ایران در سایه اما باید مراقب بود دولت روحانی گل به خودی نزند؟
با توجه به اینکه روحانی تمام بازی را باخته است نه تنها سرمایه سیاسی خویش که آبروی اصلاح طلبان را هم بر باد داده لذا سخت نیازمند یک پیروزی ولو بسیار کوچک است؟
متاسفانه جناحهای سیاسی ایران مفهوم ریاست جمهوری اسلامی ایران را تغییرات ماهوی و شکلی عظیمی داده اند و تا آنجا پیش رفته اند ( هم در عمل هم در حرف و بیان اندیشه ) که تلقی خواص و عام از ریاست جمهوری به سلطنت ( حتی نه مشروطه بلکه مطلق ) تغییر پیدا کرده است ؟
وقتی از کمبود اختیارات صحبت می کنند مقصود اینست که این خرده مشکلات عدم اجرای هوس رانی ها را هم از سر راه بردارند؟
متاسفانه شورای نگهبان هم در این مسیر گاهی کمک کننده هموار کننده و نادیده نگاری کرده است؟
وقتی شما از متن بعضی از مباحث تایید صلاحیت اخلاقی و علمی کاندیدا ها ( که سری و غیر قابل چاپ هم هست اطلاع پیدا کنید می فهمید چقدر در این موضوع ساده پنداری و ساده اندیشی وجود داشته و دارد)
در چند جلسه تایید صلاحیت فرض کنیم گفته می شود فلانی آدم خوبی است مدیر خوبی هم هست فقط کمی خودخواهی و تکبر دارد؟
یا فلانی آدم خوبی است فقط کمی تکروی و لجاجت دارد؟
خوب نتیجه چی می شود وقتی این کمی انحراف با ۱۶ میلیون ۲۴ میلیون رای مردم عجین می شود؟
یک انحراف عظیم یک تبختر عظیم و خودخواهی عظیم به وجود می آورد که پیش پای آن باید رفت دست شاه ( محمد رضا ) بوسید؟
یا آن انحراف تکروی با جمع شدن با آراء مردم تبدیل به یک حماقت تمام خواهد شد که نه قوانین مصوب را قبول و اجرا خواهد کرد نه پیشنهاد های رهبری محلی از اعراب خواهد داشت و نه قوانین قبلی و انتظارات مردمی و پیشنهادات کارشناسان مورد تایید خواهد بود؟
این نشان می دهد ما نه جمهوریت را شناخته ایم نه اسلامیت را؟
در واقع روح جمهوریت با حکومت جمعی و عقل جمعی و حکومت نخبگان عمل کننده عجین است که در ایران خبری از آن نیست؟
و روح حکومت اسلامی هم با انتخاب یا انتصاب انسان کامل عقل کامل به اضافه امرهم شورا بینهم عجین شده است .
وقتی انسان کامل می شود عقل کامل می شود که خود را از تمام شهوات طمع ها و خود بزرگ بینی ها و غرائض دور کند بر همه اشان سیطره پیدا کند.
تازه این انسان بالاتر از خود پیامبر که معصوم از گناه است و علم غیب هم دارد نیست که به پیامبر دستور داده شده امر شده امرهم شورا بینهم ؟
باتوجه به اینکه پیامبر معصوم از اشتباه هم بود.
خوب با این توصیفات کجای این جمهوری اسلامی به جمهوریت یا اسلامیت نزدیک است؟
کجای آقای روحانی و کجای آقای احمدی نژاد به رئیس جمهوری اینچنینی می خورند؟
اصلا این آقایان منتخب شورای نگهبان کدام یک به جمهوریت یا اسلامیت ( هر کدام حتی به تنهایی ) اعتقاد دارند یا عمل می کنند؟
شاید مبالغه باشد اما من محمد رضا شاه را نسبت به این دو نفر عادی تر و عاقل تر و نرمال تر می دانم؟
با این توصیفات که از جمهوریت و اسلامیت موجود است و مورد قبول تمام علمای دانشگاهی و حوزه است مرد میدان ریاست جمهوری اسلامی ایران چه تفکر و چه شخصی باید باشد؟
آیا این شخص در بین سیاسیون فعلی دو جناح وجود دارد یا خیر ؟
این سوال بسیار مشکلی است در واقع با قریب نزدیک به یقین می توان گفت دو جناح سیاسی کشور فاقد چنین شخص مشهور و مومن و متقی مطلع به جمهوریت و اسلامیت کشور است؟
حداقل بین اشخاص شناخته شده دو جناح و مطرح برای کاندیدا توری ریاست جمهوری چنین شخصی وجود ندارد؟
ممکن است بین اشخاص ناشناس و نامطرح چنین اشخاصی باشند که قطعا وجود دارند.
اما شانس کاندید شدن و شانس رای آوردن و شانس تایید شدن را قطعا ندارند؟
پس چکار باید کرد؟
اگر می شد دست به اکتشاف زد در گنجینه ذخایر ملت کار بزرگی انجام شده بود.
واقعا امکان کشف چنین مرد یا چنین زنی وجود دارد؟
امکانش هست اما موانع فکری و وابستگی جناحی مانع چنین کاری است؟
یک مقاومت و اکراه عجیب در دو جناح وجود دارد برای جلوگیری از ظهور و شرکت تفکر غیر جناحی و حتی ملی در انتخابات قبلا هم پیشبینی کرده بودم هر دو جناح آماده ترور شخصیت هر تازه وارد به لیست کاندیدا ها ریاست جمهری هستند.
در واقع دو جناح بخصوص جناح اصول گرا ملک ریاست جمهوری را از آن خود می داند و برای دستیابی به سمت حاضر به انجام هر کاری هست حتی انجام اعمال غیر عادی و اتهامهای سنگین برای تازه واردین؟
با این حساب باید هر تازه واردی به میدان قید آبرو و حتی جان خویش را هم بزند؟
داستان وقتی غم انگیز تر می شود که نهاد های رسمی هم با این نگرش به نوعی هماهنگی و همکاری نانوشته دارند؟
در واقع راضی هستند یک رئیس جمهور ضعیف و کوتوله سیاسی داشته باشند اما اختیار او کامل بدست آنها باشد یا حرف شنو باشد.
از هم اکنون تمام دنیا بخصوص آمریکا و غرب منتظرند تا رئیس جمهور بعدی ایران هدایت شده داشته باشند؟
در واقع مایل هستند به زبان بی زبانی بگویند ما با یک غرب گرایی مایل به صلح و سازش بیشتر کنار خواهیم آمد تا یک اصول گرای دو آتشه؟
خطی که از سالها قبل دنبال می کرده و می کنند.
تاثیر گذاری بر انتخابات ایران یکی از اساسی ترین دخالت ها غرب و صهیونیست ها و ارتجاع عرب در تاریخ کشورمان است در حالی که دو جناح ساز خویش را می زنند غرب سودای تسلط و کنترل ایران را به شدت دنبال می کند؟
این دخالت از طریق صلح و سازش با روحانی و ختی نشان دادن در باغ سبز به سیاسیون ایران یک تغییر مسیر حتمی است که غرب برای مدت کوتاهی آن را اجرایی خواهد کرد ؟
در حالیکه در هفت سال گذشته غرب به دولت روحانی روی خوشی نشان نداد و در تمام مدت سخت ترین تحریم اجراء کرد.
اینک برای تغییر مسیر انتخابات حاضر به هر نرمش و عقب نشینی مصلحتی هم هست؟
متاسفانه افکار عمومی ایران از دولت و مسئولان حکومت به شدت ناراضی و زمینه برای القاء درخواستهای غیر منطقی غرب ولو از طریق انتخابات مهیا است؟
تا آنجا که ولی نصر محقق ایرانی و تحلیل گر سیاسی مقیم آمریکا معتقد به بسته شدن امکان سازش از طریق انتخاب یک اصول گرا شده است .
اگر چه این ادعا بی پشتوانه هم نیست چون اصول گرایان همواره برجام را خسارت محض میدانستند؟
اما من چنین پیش داوری را قبول ندارم چون در مرحله عمل گاهی اصول گرایان چنان صوتی بر باد دادند ( آزادی گروکانهای آمریکایی سفارت اسبق آمریکا ) که تاریخ نمونه اش را کمتر تجربه کرده است.
در هر حال تمام دنیا منتظر است تا نتیجه انتخابات ایران را مشاهده کند و در این راه انواع خدعه و فریب هم رواج کامل دارد؟
اما مرد میدان کیست هنوز این سوال بی پاسخ است؟
ببینید تعیین شرایط برای رئیس جمهور آینده کمک زیادی به ما نخواهد کرد چون در عمل مردم نشان دادند که در وقت مقتضی بر اساس احساس خود رای خواهند داد نه بر اساس معیارهای تعیین شده لذا بهتر است این پاسخ که بهترین گزینه های مرد میدان ریاست جمهوری به جمع و بسیج عده ای از دانشمندان و عالمان کشور واگذار کنیم تا تنها به شورای نگهبان قانون اساسی چون این شورا هم معذوراتی دارد که زیاد هم قابل مطرح کردن نیست؟
اگر بتوانیم حداقل هزار استاد دانشگاه و استاد حوزه را گرد هم آورد تا یک امتحان کتبی و شفاهی از متقاضیان بگیرند و ده نفر اول این آزمون برای مردم اعلام کنند کار اساسی انجام شده بود و حتی وقت هست اگر انجام شود؟
انتخاب یا حتی پیشنهاد مردان مورد وثق کاری سخت و دشوار است هم از جهت شمول هم از جهت اجرای کار و شناخت روحیات داوطلبان تا آنجا که حتی رهبری هم در این مورد دغدغه خاطر و پیشنهاد دارند؟
این انتخاب دغدغه خاطر بزرگی برای ایران است خرج و بسیج تمام امکانات برای موفق شدن در آن ارزش هر کاری را دارد اگر چه بدخواهان و رنگ کنندگان گنجشک به جای قناری از قبول و گردن به آزمون دادن آن فراری و مخالف باشند. بازهم از اهمیت موضوع نخواهد کاست؟
در واقع اکنون همه آینده همه سرنوشت کشور و انقلاب منوط به این انتخاب و نتیجه این انتخاب است.
امروز به خاطر شرایط حساس کشور یک انتخاب متوسط و یک انتخاب ضعیف می تواند کشور در سلسه حوادث و حتی شورش ها و ناکامی ها بکشاند که نتیجه آن غیر نیستی و تکه تکه شدن کشور نخواهد بود.
و یک انتخاب درست و یک شخص متقی می تواند کشور تا هفتاد برابر قوی تر منسجم تر و اقتصاد محکم تر را ببار بیاورد؟
پس این مرد میدان ریاست جمهوری اسلامی ایران چه کسی باید باشد؟
آقایان دانشگاهی حوزوی و دانشمندان دلسوخته امروز به کمک شما نیازمندیم در واقع تاریخ ایران به کمک شما نیازمند است آیا همت این تلاش بزرگ دارید؟
در تاریخ دوهزار ساله مسیحیت و ۱۴۰۰ ساله اسلام کمتر از انگشتان یک دست ملاقات بین رهبران دو دین الهی داشته ایم؟
شاید بشود گفت بسیار نادر چنین دیدار انجام شده است؟ ( یا اصلا در چنین سطحی دیدار نداشته ایم )
اگر چه بین مقامات درجه دوم و سوم ادیان الهی بیشتر دیدار و مذاکراتی داشته ایم ؟
در گذشته ها این دیدارها یا امکان پذیر نبود یا حالت جدال و عدم پذیرش و تکفیر جبهه غالب ادیان بودند؟
اگرچه حضرت محمد (ص) پیامبر همیشه داعی تمام ادیان پیش از خود هم بوده است ؟
اما مسیحیت و یهودیت جبهه حکومتی و دولتی و رسمی به خود گرفته بودند و از پذیرش اسلام به عنوان دین الهی سر باز می زدند .
اگرچه روحانیون درجه یک و واقعی در بسیاری از مواقع سردمدار دشمنی ها نبودند بیشتر روحانیون درباری دولتی و مریدان افراطی مسبب جنگهای گذشته بخصوص جنگهای بین یهودیان و مسیحیان و حتی جنگهای صلیبی بودند.
جنگهای بین یهودیان و مسیحیان بین سال ۷۰ میلادی تا ۱۳۶ میلادی به غلبه کامل مسیحیت و پراکندگی یهودیان ختم شد و سبب جدایی پیروان دو دین الهی شد
جنگهای صلیبی که بیشتر با انگیزه رقابت استعماری و فتوحات رنگ و بوی مذهبی به آن داده شد تا توجیح گر حمله و غارت مسلمین باشد؟
تاریخ صلیبیون نشان از بازیچه شدن روحانیون مسیحی دارد تا روحیه دینی آنان؟
اگرچه این جنگها نتوانست انتظارات مالی و استعماری اروپائیان را بر آورده کند اما به فرهنگ غنی و کتب ارزشمند (تمدن غنی اسلامی ) مسلمانان دست یافتند و همین منابع باعث رنسانس و تغییرات شگرفی شد.
در واقع می شود گفت اشتباه بزرگ روحانیون کاتولیک و پاپ در این جنگها عامل از دست دادن قدرت آنها شد و بعد از رنسانس کلیسا مرکزیت و اقتدار خود را از دست رفته یافت؟
در تاریخ جهان نقش روحانیون بزرگ در همزیستی ادیان الهی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
اگر چه کمتر سابقه دارد که شاهد چنین رفتاری از جانب مسیحیان باشیم.
در گذشته بیشتر شاهد تحقیر تکذیب تحمیق مسیحیان بر سایر ادیان بوده ایم؟
سابقه استکباری مسیحیان چه در باره یهودیان و چه درباره مسلمان بسیار سیاه و مملو از کشتار بدرفتاری است؟
اگرچه در قرون اخیر نوعی همکاری و هم پوشانی بین مسیحیت و یهودیت دیده می شود اما بیشتر در مقابله با اسلام است تا همگرایی واقعی بین مسیحیت رسمی واتیکان و کنیسه ها و روحانیون یهودی که اینک متفرق و فرقه فرقه هستند.
با همه این گذشته خونبار در سالهای اخیر این مسلمانان بودند که تقاضای تقریب مذاهب اسلامی و حتی مسیحی و یهودی تحت عنوان ادیان الهی رقم زدند.
آیت الله بروجردی با ارسال نمایندگان متعدد به واتیکان و مصر الازهر و لبیک شیخ شلتوت و محمد عبده پیش قراولان این عرصه بودند.
همینطور کار عظیم امام موسی صدر در لبنان در همگرایی با کلیسا و روحانیت جرقه و بارقه امید را روشن کرد؟
اگر چه حرکت امروزه پاپ فرانسیس در بازدید از خانه محقر و استیجاری آیت الله سیستانی نباید بی سابقه بررسی کرد؟
او دوسال قبل هم به دیدار علمای الازهر رفته بود این گام نیز بسیار قابل تحسین بود.
اما ملاقات او با آیت الله سیستانی یک موهبت بزرگ زمینی بود کاری بسیار عظیم و قابل تقدیر؟
ملاقاتی بدور از سیاسیون و بدور از تشریفات ساده و خودمانی نشان از آینده خوب و همکاری ادیان الهی می دهد .
اگر چه همین ملاقات ۵۴ دقیقه ای برای ۱۴۰۰ سال دوام مشترک دو دین الهی یک نقطه عطف تاریخی و یک رنسانس دینی علمی انسانی اخلاقی عاطفی به حساب می آید.
دو رهبر دینی بدون تکلف بدون تبختر بدون اجبار بدون برتری جویی بر همدیگر متواضعانه روبروی هم بنشینند در باره صلاح انسانها و رفع رنج و جنگ و تبعیض با هم رایزنی کنند؟
در حالیکه هر کدام برای فخر فروشی کم محالی و نادیده گرفتن طرف مقابل انگیزه های فراوانی و دلایل طویلی دارند؟
اما اینگونه نشد؟
همانند دو ابر پر باران دستان هم را در آرامش و بارش رحمت الهی در هم فشردند ( در اوج کرونا و جنگ رسانه ها طرفدار هر کدام؟) مانند دو پیامبر کوچک؟ ( محمد صلوات الله و مسیح سلام الله)
دو ابر پر باران وقتی به هم می رسند چنان غرش و رعد برق خروش دارند که آسمان بارها شاهدش بوده است.
از این رویداد تاریخی آرامش بخش چقدر حرف و حدیث جدل تکفیر و تکذیب صادر شد ؟
شاید اغراق نباشد بگویم به اندازه ۱۴۰۰ سال جدایی و سکوت سر و صدا به پا شده است.
باز خورد وقایع بزرگ تاریخی اینگونه اند.
هر کسی در برخورد با این وقایع درون خود را بیرون می ریزد؟
بعضی دلهای صاف و رحمانی را بیرون می ریزند بعضی بغض ها و کینه های تلمبار شده را بیرون می زیزند بعضی نگاه آسمانی خود را بعضی نگاه سیاسی دنیوی خود را بعضی فتنه های به واقعیت نه پیوسته را مطرح می کنند بعضی حیله های نهفته در اینگونه رخدادها را بعضی هم سو استفاده های امکانی را؟
من همه را می بینم اما این دو بزرگوار در برخورد با هم دیگر صادق یافتم هیچ انگیزه غیر دینی و غیر خدایی در ملاقات بین ادیانی حس نکردم.
امیدوارم بزودی امت عیسی و امت اسلامی از بارش رحمت این ملاقات سیراب شود؟
و جو همکاری هم افزایی و رحمانی بیش از بیش آشکار شود.
همگونه که برخورد مستکبران خشم نفرت و جنگ می زاید .
برخورد صادقانه کریمانه دوستانه رحمت صلح و عزت بزاید؟