یک سرود کودکانه و این همه واکنش و غوغا هم در حیطه فرهنگ هم در اجتماع و سیاست فقط نشان از یک چیز دارد.
و آن اینکه تیر این سرود کودکانه و کوتاه به قلب پلید اهداف دشمن اصابت کرده و زخم بسیار بزرگ و خون ریزی شدیدی ایجاد کرده است.
اگر چه این سرود به منزله یک کار فرهنگی از پائینترین سطوح جامعه از نازلترین و حاشیه ترین اقشار بی ادعا به اهداف متعددی اصابت کرده که غیر قابل تصور بوده و هست.
اینان چند جوان شهرستانی بدون حمایت دولتی یک سرودی طراحی کردند که موفقیت های عظیمی را کسب کرده
اگرچه کارشان بدون نقص نیست اگر حمایت شده بودند اگر ساپورت لازم دریافت کرده بودند نتیجه کار چه می شد؟
یکبار دیگر باید گله کرده حدود 38 هزار میلیارد تومان بودجه فرهنگی کشور کجا هزینه می شود که یک گروه شهرستانی برای ساخت یک سرود کاسه گدایی بدست بگیرد .
اصلا اگر امکانات بزرگ مرکز و حتی ادارات شهرستانی ارشاد در اختیار این گروه ها قرار می گرفت برای ساخت برنامه های فرهنگی نتیجه چه می شد؟
دولت از ارکسترهای بزرگ از کارشناسان فرهنگی زیادی بهره دارد چرا نباید در کارهای مشابه مشارکت همکاری و راهنمایی را دریغ کند.
اما اهدافی که این سرود مورد اصابت قرار داد؟
این اهداف دو صورت متضاد و مخالف هم دارند.
اول اهداف اسلامی ایرانی فرهنگی که مورد هدف گیری و اصابت قرار گرفتند .
دوم اهداف استکباری ضد اسلامی لائیک که مورد اصابت قرار گرفتند.
در بعد اسلامی ایرانی این سرود توانست یک موج عظیم فرهنگی اسلامی انسانی شیعی اسلامی بین کودکان و جامعه دانش آموزی ایجاد کند که سابقه نداشته ؟
حماسه و عظمتی را خلق کند که دیگران و کارهای فرهنگی مشابه به یک دهم آن هم نتوانستند برسند؟
جبهه ای از عشق محبت عرفان و احساسات صادقانه کودکانه را بوجود آورد که نظیر نداشته اند.
این سرود آبشاری از عشق مهدوی و ایمان اسلامی بر جامعه ایرانی فرو ریخت چنان شور و عشق انسانی الهی بوجود آورد
که نظیر و وسعت آن در هیچ یک از آثار مشابه وجود نداشت و ندارد؟
آنچنان با طبیعت پاک و فطرت کودکان عجین شد که اشکهای بسیاری روان ساخت.
نه فقط اشک های کودکان که اشک های همه قلبهای پاک و سلیم حتی پیرمردها و پیرزنها را فرو ریخت؟
این حماسه را فقط در صدر اسلام و صدر انقلاب می توان دید.
این موج چنان شوری در سرتاسر کشور راه انداخت که مداحان بزرگ را به تمجید و عجز در مقابل آن واداشت.
این محبت الهی اسلامی را در کدام یک ازآثار سالهای اخیر می توان دید لمس کرد ؟
این ها اهداف بزرگی بودند که به آسانی مورد اصابت قرار گرفتند.
اما اهداف ضد انقلاب که مورد هدف گرفت اشاعه منکرات و سرودهای مبتذل بود؟
فرهنگ پلید و غرب گرایی بود که این وسط درست در قلبش تیری از این سرود فرود آمد .
چنان مجروح و مصدوم مضروب شد که صدایش اعتراضش به آسمان رفت با سیلی از بهتان اعتراض انکار سعی در فرار از واقعیت داشت دارد؟
این یک سرود جنگ طلبی است این یک دعوت به نظامی گری است این جشن است این خشونت طلبی است این تقدم امام خامنه ای به امام زمان است .
گاهی از رهبر مسلمان تر می شوند گاهی به آبرو و حیثیت سازندگان توهین می کنند گاهی مسئله جشن گرفتن در شب شهادت امام جعفر صادق ( ص) یا کشته شدگان برج دوقلو متروپل آبادان بهانه می کنند.
معلوم است خیلی دقیق به هدف خورده خیلی درد و خسارت داشته؟
متاسفانه بسیاری از اصلاح طلبان داخلی هم با رادیو اسرائیل سعودی و صدای آمریکا همنوا شدند؟
اصلا بسیاری از اصلاح طلبان داخلی به ظهور رسیدن بی حجابی ضد انقلابی را در راستای اهداف خویش تحلیل می کنند؟
بیاد بیاوریم جشن پیروزی آقای روحانی در همین استادیوم آزادی در سال 96 که چنان بی حجابی و بی نزاکتی را به حد اعلا رساندن که همکاران خود و تعدادی از اصلاح طلبان به آن اعتراض کردند؟
این سرود رسوا کرد مسلمان نماهای تقلبی عارضی مصلحتی این سرود رسوا کرد اسرائیل خشونت طلب تروریست کودک کش ؟
این سرود خیلی ها را رسوا کرد از جمله صدای آمریکا یورو نیوز ایرانشنال آقایانی که تحریم و خشونت ترور محکوم نمی کنند.
اما سرود کودکان در استادیوم آزادی نمی توانند تحمل کنند.
قلبشان سوخته دماغش سوخته بدتر از همه نا امید شدند؟
آقایان منتظر بودند تظاهرات غرب خواهانه شورش گرانه را ببینند اما شوق انقلابی اسلامی و سرود وفاداری دیدند؟
بله خوب این خیلی سوختن دارد؟
بخصوص آنکه از نسلی بروز و ظهور کرد که استکبار خیلی به انحراف و همنوایی با آن به خود امید بسته بود.
یکی از جهانگردان دوره قاجار که به ایران آمده بود در خاطرات خود می نویسد یکی از عجایب دنیا در این کشور ( ایران ) دیدم؟
اینجا هر کسی که از تحصیل در فرنگ باز می گردد با استقبال و بخت بلندی روبرو می شود می تواند هر شغل و کاری را بدست آورد؟
می تواند وزیر شود نویسنده یا هنرمند یا سیاستمدار پزشک یا استاندار مدیرکل حتی می تواند به دربار راه پیدا کند و القاب بزرگ و سمت های عجیبی بدست آورد مانند "سلطنه " " دوله" "مستوفی" الی غیر ذالک
در حالیکه در بسیاری مواقع بین تحصیل او و شغل بدست آورده یا منزلت اجتماعی کسب کرده فاصله بسیار زیادی وجود دارد.
اصلا تناسبی نیست ؟ گاهی یک لیسانس معمولی می شود رئیس وزراء یا گیاه شناس می شود رئیس پزشکی قانونی یا مترجم ادبی می شود رئیس مهندسی ارتش یا رئیس بلدیه ( شهردار)
مانند گماشتن سریداری به سمت وزیری یا وکیلی یا بدتر از همه رئیس قشون یا مالیه یا اطباء یا بلاد اقوام .........
بدتر از همه اینکه چون اینان لیاقت و سواد نداشتند و بیشتر مدارکشان به زبانهای خارجی بود و مردم به زبانهای خارجی تسلط نداشتند در محل کا خود فاجعه درست می کردند افراد بی لیاقت دستمال زن را بر گرده همه سوار می کردند.به مردم ظلم و اجحاف می کردند افراد با هوش به کارهای پست یا اخراج محکوم می کردند...............
در حالیکه این شخص اگر در غرب می ماند حداکثر می شد کارمند کفن و دفن شهرداری باشد ؟
باید اذعان کرد که متاسفانه داستان امروز هم همچنان ادامه دارد؟
اما با یک تغییر کوچک و آن اینکه اشخاص امروز با پول با التماس با پارتی با سهمیه مدارک مورد نیاز با نمرات ناپلئونی در دانشگاههای داخل تهیه می کنند.
فاجعه نزدیک به 3000 عدد دانشگاه و دانشکده عالی کوچک و بزرگ که بیش از 90 درصد آنها پولی هستند بیشتر از این نخواهد بود؟
حالا آقایان مدارک تهیه کردند شما چرا سرنوشت یک ملت را می دهید دست آقایان؟
بدتر اینکه آقایان خود را مدیر جامعه اسلامی مدیر شیعه مدیر انقلابی مدیر جهادی قلمداد می کنند؟
یک جای در زیارت عاشورا می خوانیم لعنت خدا برکسانیکه ظلم کردند در حق محمد (ص) و آل محمد.
آیا اینان از جمله ظلم کنندگان به حق محمد (ص ) و آل محمد نیستند بنام آنان مدیریت می کنند
ما بخواهیم نخواهیم تمام حرکات و تصمیمات ما بنام اسلام بنام شیعه و بنام محمد و آل محمد تمام می شود نوشته می شود اما ؟
بیشتر اینان که این مسیر طی می کنند افراد جاه طلبی هستند که با فقر و حقارت بیشتر دست پنجه نرم کرده اند .
نگاهی به خاطره ذیل چشم ما را باز تر می کند از ترکیب بیسوادی جهل جاه طلبی و فقر ؟ توضیح رخ داد ذیل در خارج کشور اتفاق افتاده .
در مقطع فوق لیسانس استادی داشتم که بسیار با سواد و البته بد اخلاق بود.
یکی از دانشجویان که بسیار کم سواد و دیر فهم و در عین حال جوان و جاه طلب ( به همه میگفت دکتر ! تا خودش را دکتر صدا کنند) بود، با یک نمره می توانست به معدل ١٤ برسد و برود برای پایان نامه.
استاد سالخورده ما به هیچ عنوان زیر بار نمی رفت.
من علیرغم میل باطنی به سراغ این استاد محترم رفتم و گفتم ایشان پسر خوبیست و فقیر است و اینجا اجاره منزل ندارد( دانشگاه در محله گرانی بود).
با همه احترامی که ایشان برای من قائل بود حرفی زدکه بعدها عمق انرا فهمیدم.
ایشان فرمود:
ترکیب بی سوادی و جاه طلبی و فقر
می تواند فاجعه به پا کند
تو از کجا میدانی که این ادم در اینده به پست و مقام مهمی نرسد؟
بگذار تو و من عامل این فاجعه نباشیم ...
حالا جمهوری اسلامی ایران متولی چنین ترکیبی شده است متاسفانه؟
آمار خیلی فاجعه انگیز تر است حدود هشتاد یک هزار نفر دکتر در دولت کار می کنند که نصف آنها در وزارت بهداشت هستند
بقیه در سایر ادارات بیشترین حقوق بیشترین سمت ها را از آن خود کرده اند؟
ولی در بحث کیفیت و تصمیم گیری ضعیف ترین نتیجه ها را روی میز گذاشته اند؟
اینان کمترین کیفیت کمترین سطح اطلاعات به روز و عملیاتی را به نمایش گذاشته اند؟
سطح سواد سطح عملکرد سطح دانش عمومی عملی و تغییر نه تنها بسیار نازل که حتی می شود تعبیر زیر صفر را به کار برد؟
ما اگر هیچ دانشگاهی در کشور نداشتیم مدارک تحصیلی نداشتیم از روی قیافه از روی عملکرد از روی دانش ظاهری اشخاص بر مسندها منصوب کرده بودیم نتیجه خیلی بهتر از این بود؟
چرا جای دور برویم در گذشته نه چندان دور در ایران یک نفر که مدتها در عملگی کارگر ساختمانی و بنایی کار کرده بود به تدریج به او اجازه کار بنایی و معماری می دادند.
به تدریج اجازه داشت زمین سنگ فرش کند بعد آهسته آهسته می توانست آجر چین و دیوار بچیند بعد می توانست اتاق و سقف بزند در گام آخر می شد بنا کامل وقتی از بیست تا سی سال سابقه پیدا می کرد می توانست معمار باشد؟
این سیستم تجربی عملی بندرت بنا و یا معمار تقلبی تحویل می داد یا اصلا نداشت یا حداکثر کمی مبالغه در آن دیده می شد که فاجعه بار نبود .
اما امروز این مدارک تحصیلی مجوز رانندگی شده اند برای رانندگی و سایل نقلیه ای که گاه یک ملت مسافر آن هستند ؟
خوب اگر این ماشین منحرف یا تصادف کند ( که هر دو اتفاق افتاده ) تلفات چقدر سنگین خواهد بود ؟
اگر کارشناسی این راننده با جان انسانها بازی کند نتیجه چه می شود.
اصلا بگذارید اعتراف کنم چرا امروز دوباره این مطلب پیش کشیدم من اعتقاد دارم فاجعه مدیران بیسواد از فاجعه جنگ تحمیلی و حتی از جنگ اقتصادی ما با استکبار و تحریم بیشتر ضرر زیان و فاجعه آفریده است؟
ریزش ساختمان ده طبقه متروپل آبادان علت و پایه نوشتن این مطلب است؟
عکس های چاپ شده در مطبوعات نشان می دهد سقفهای طبقات فاقد استحکام فاقد میلگرد کافی فاقد آرماتور بندی مهندسی بوده و بدتر از همه اتصال به ستونها نداشته اند ستونها سالم فلزی که سقفها از روی بدنه ستونها لیز خورده به پایین ریخته اند؟
چه کسی چنین اسکلتی برای چنین ساختمان سنگینی نقشه داده چه کسی تصویب کرده چه کسی اجراء کرده ستونهای آهنی سقف های تیرچه بلوک فاقد استحکام فاقد میلیگرد باعث ریزش و فاجعه حداقل صد نفر تلفات و زخمی و هزاران میلیارد تومان خسارت شده آن هم بنای نوساز
پایان کار سال 1398 است؟
نگاهی به به جواز نگاهی به نظارت ها نشان از امضاء تعداد زیادی مهندس دارد ( امضاء زیر مجوز قتل اعدام )
بدتر از همه تلفیق دو یا سه نوع ساختمان سازی با هم تلفیق اسکلت بتونی با تیرچه بلوک و اسکلت فلزی سقف وافل و عرشه فولادی اما بدون فولاد نام برد
اگر در قضییه ریزش ساختمان پلاسکو با یک ساختمان 60 ساله روبرو بودیم امروز با یک ساختمان نوساز روبرو هستیم که بدون آتش سوزی فرو ریخته؟
زبانم لال اگر یک روز جمهوری اسلامی ایران مثل این ساختمان فرو بریزد چه کنیم ؟
چه کسانی مقصر بدانیم حقوقهای کلانی که داده ایم مجوزهای ( بی اساسی ) که صادر کردیم مدیرانی که برای ساخت و اداره کشور منصوب کردیم همه و همه در این جنایت شریک هستند؟
اما می شود دوباره این ساختمان فرو ریخته و خسارات آن را به جای خود باز گرداند؟
فیلم سینمایی نیست که عقب گرد کنیم اصلا تمام عوامل و مسئولان اعدام کنیم ذره ای از خسارات و تلفات را نمی توان جبران کرد؟
از همه بدتر آبروی سازمانهای مهندسی ناظری حکومتی شهرداری فرمانداری بکلی رفته نابود شده است؟
حالا این خسارتها در فرو ریزی احتمالی جمهوری شیعی اسلامی ایران چقدر خواهد بود؟
قابل محاسبه هم نیست؟
این همه جنایت و ظلم در اداره کشور به عهده چه کسی است؟
اصلا این تلفیق سیستم اقتصادی ضد تراست بلوک شرق و سیستم غربی آزادی قیمتها و لیبرالی مطلق هم مانند همین ساختمان متروپل آبادان بی فایده بی استحکام بی سازش بی ریشه و من درآوری نا سازگار قوانین مزاحم مجوزهای بیخودی بخشنامه های مغایر هم مدیران مخالف هم
درک های گوشه ای کور کورانه لمسی حوزه ای متفاوت با هم چه بر سر کشور می آورند فقط خدا می داند؟
رئیس جمهور که خود را مهمان چهار ساله و رفتنی می داند باقی هم خود را مسئول جزء و کوچک می دانند؟
وقتی مشکل اتفاق می افتد همه بی تقصیرند دیگران مقصر؟
تمام پایه های جمهوری اسلامی اکنون متکی به مدیریت و تصمیمات این مدیران بی سواد بی تجربه بی پشتوانه علمی و عملی است؟
شاید زیر ده درصد کفایت علمی و عملی تقوایی داشته باشند ؟
زیر دو درصد کفایت شرعی .
نتیجه می شود تصمیمات خسارت بار غیر علمی غیر عملی غیر شرعی چرخ دو باره اختراع کردن و زیر سوال رفتن همه و حتی خون های ریخته شده
بد نیست نگاهی به داشتن سواد از نظر یونسکو هم بیندازیم
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب می شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
اضافه شدن یاد داشتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب می شوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
اضافه شدن 12 نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن 21، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت هایی اعلام شد که داشتن این توانایی ها و مهارت ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود 5 درصد با سواد است. این مهارت ها عبارت اند از :
1- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.
2- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.
3- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش های پس انداز و توازن دخل و خرج.
4- سواد رسانه ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
5- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.
6- سواد رایانه ای: دانستن مهارت های راهبری رایانه.
7- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری ها.
8- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
9- سواد بوم شناختی: دانستن راه های حفاظت از محیط زیست.
10-سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه های مختلف و ایجاد استدلال های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
11- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
12- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارت ها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارت ها تغییر رویه می داد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارت های فوق نکرده است.
علم با عمل معنا می شود
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است یعنی شخصی با سواد تلقی می شود که بتواند با استفاده از خوانده ها و آموخته های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارت ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می توان گفت این فرد انسانی با سواد است.
خوب با این حساب وضعیت ایران روشن است منهای وزارت بهداشت ( که من از اظهار نظر در مورد پزشکی معاف کنید آنجا خودم را بیسواد بیسواد می دانم ) تکلیف بقیه روشن شد .
کمتر از یک درصد کارکنان دولت چنین توانایی دارند هم عالم باشند هم عامل هم مرتب پیگیر سطح اطلاعات خود را بکنند بروز زسانی جهانی ؟
تازه اصلا این یک درصد گفته شده هم معلوم نیست نقشی در مدیریتها و تصمیم گیری ها داشته باشند.
واقعا وقتی معیار و سنگ توزین و مقیاس کاغذی غیر معتبر باشد چگونه می شود اشخاص شناخت اهمیت اعتبار علمی عملیشان را تشخیص و با هم مقایسه کرد؟
این سوالی جدی است سرنوشت خود را دست چه کسانی سپرده ایم؟
اصلا یک پیشنهادی دارم همه مدارک و درجات دانشگاهی تحصیلی شغلی بریزید توی کوزه
یک امتحان کتبی علمی عملی مانند آزمون از کارکنان دولت بگیرید دو باره اینان رتبه بندی سازمان بندی کنید خواهید دید چقدر دکترهای که یک صفحه مطلب فارسی بدون غلط املایی نمی توانند بنویسند؟
اینجا است که عمق فاجعه مشخص می شود؟
ستونهای جمهوری اسلامی ایران بر دوش متزلزلانی است که نوشتن فارسی نمی دانند؟
یکی از مشکلات اساسی کشور مشکلات آب و کمبود آن در فلات ایران است در سالهای اخیر با توجه به رشد تکنولوژی ساختمان سازی و سد سازی با پدیده عجیب آب دزدی کشورهای همسایه از سهم ایران مواجه هستیم؟
کشور افغانستان و ترکیه با توجه به ملاحظات سکوت نسبی ایران در مورد حقه آب رودخانه های مشترک و جاری اقدام به زدن سدهای مکرر و سرقت سهم حق آب ایران هستند.
متاسفانه دولتهای گذشته ایران با سکوت نسبی و عدم اتخاذ عکس العمل مناسب و به موقع موجبات گسترش و تداوم بیشتر این پدیده شده اند.
قواعد حقوق بین الملل در مورد رودخانه های بین المللی، «اصل حاکمیت سرزمینی محدود » بر رودخانه های بین المللی را پذیرفته است و طبق قواعد حقـوق بـین الملـل رودهایی که حوزه آبریزی آنها در کشور دیگری واقع است، کشور بالادسـتی نمـی توانـد مـسیر آن رود را تغییر، منحرف و یا با هر اقدام دیگری موجب زیان به کشورهای پاییندستی گردد.
مشکل حق آبه ایران از سال 1324 شمسی با ساخت سد های متعدد و رودخانه های فرعی بند کمال خان تشدید شد.
تا به امروز هم هیچ گشایشی نداشته است حتی با توجه به شکایت ایران به شورای امنیت و تعیین کارشناس و تصویب 22 متر مکعب در ثانیه توسط کمسیون دلتا در سال 1326 شمسی نگاهی به تاریخچه ذیل خالی از لطف نیست.
برمبنای گزارش پولستر، دولت ایالات متحده آمریکا کمیسیون بیطرفی به نام «کمیسیون دلتا» برای راه حل این معضل پیشنهاد کرد. در مارس ۱۹۵۰ سه کارشناس با نامهای فرانسیسکو دومین گوئز از شیلی، رابرت لوری از آمریکا و کریستوفر نی وب از کانادا برگزیده شدند. برآیند پژوهش این کمیسیون در ۱۹۵۱ (میلادی) گزینش ۶۴۰ میلیون متر مکعب در سال یا ۲۲ متر مکعب در ثانیه برای ایران بود. افغانستان نظر این کمیسیون را پذیرفت [۱۲]
این پیشنهاد کمسیون مبنای قراداد ایران و افغانستان در سال 1351 شد
هیئتی از طرف دولت به سیستان فرستاده شد و در نتیجه کوششهای دولت، آب هیرمند باز شد.[۱۴] سرانجام در ۲۲ اسفند ۱۳۵۱ گزارش کمیسیون دلتا میان امیرعباس هویدا، نخستوزیر آن هنگام ایران و موسی شفیق، نخستوزیر آن هنگام افغانستان در کابل به امضاء رسید و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون باشد [۲][۱۲][۱۶][۱۷] که جمع ۲۲ متر مکعب آب در ثانیه بر پایه گزارش کمیسیون دلتا و چهار متر مکعب آب در ثانیه به عنوان «حسن نیت و علایق برادرانه» بود.[۱۲]
از سالها پیش افغانستان از عمل به قرار داد مزبور خود داری می کند
لذا اینک زمان مذاکرات مجدد و طی مراحل بالا نیست فقط یک اولتیماتم لازم است و در صورت عدم اجرای قرار داد بالا توسط طالبان ایران باید اقدام موشکی تمام تاسیسات سد کمال خان و بندهای وابسته را تخریب کند.
شکی نیست امروز قدرت نظامی یکی از عناصر بنیادین در سیاست بین الملل شناخته شده است.
عامل قدرت ایران باید در اجرایی خواست ملی و منافع ملی کشور به کار گرفته شود؟
نیروهای نظامی در هر کشور بازوان قدرتمند دولتها بوده و در پشتیبانی از سیاست های ملی نقش حیاتی دارند
بسیاری از از تحلیلگران و استرا تژیست ها معتقدند توانایی نظامی معیار نهایی قدرت ملی است .
اگر چه قدرت نظامی عامل اصلی بازدارندگی تلقی می گردد اما در دنیای معاصر قدرت های بزرگ از این عامل به عنوان عنصر توسعه طلبی و تجاوز استفاده می کنند.
حال ایران نمی تواند از این قدرت خودش برای محافظت از منافع کشور استفاده کند؟
تعریف جهانی قدرت نظامی اینست قدرت نظامی به عنوان عناصر تشکیل دهنده قدرت ملی برای مقاصد الف پشتیبانی از سیاست خارجی
ب- پاسداری و دفاع از ارزشها و منافع ملی
در واقع قدرت نظامی مکمل قدرت سیاسی و دیپلماسی است.
بیش از 50 سال است ایران از افغانستان درخواست رعایت حقه آبه هیرمند و رودخانه های مرزی دارد؟
تا ابد که دیپلماسی ادامه نمی دهند خلاصه یک کلام تا آخر خرداد ماه سال جاری باید حق آبه ایران رها سازی شود در غیر اینصورت تمامی سدهای مربوطه تخریب خواهند شد.
اعمال " قدرت " زبان بین المللی است که متجاوزان به حق ملت آن را خوب می شناسند
نگاهی به نوشته مشهور Roshandel 2003 ( 86-104 )
پژوهندگان مسائل بین الملل همواره بر نقش و اهمیت نیروی نظامی در مناسبات بین المللی تاکید داشته اند و پیوسته این نظر رایج بود که در صورت حاد شدن مسائل مربوط به امنیت کشورها قدرت نظامی است که نیروی سرنوشت ساز محسوب می گردد.
پس از پنجاه سال دیپلماسی بی حاصل اینک کشور ترکیه هم تجاوز به حق آبه ایران را روش خود ساخته است
سد سازی گسترده بر روی روخانه های دجله و فرات و ارس مشکلات بسیار حادی برکشور تحمیل خواهد کرد ؟
هر چه سریعتر باید پرونده سد کمال خان افغانستان برای همیشه باید بسته شود؟
حل سریعتر پرونده کمال خان به حل سایر اختلافات آبی و مرزی ایران کمک بزرگی خواهد کرد.
اگر ایران نتواند حقوق خود را از کشورهای ضعیف تر منطقه بگیرد چگونه می خواهد حقوق خود را از کشورهای بزرگتر و حتی آمریکا بستاند؟
ضعف عمومی دولت در مسائل داخلی در مواجه با تحریم در مواجه با بلوکه کردن اموال ایران توسط کره جنوبی و ژاپن موجب تشدید مشکلات کشور در آینده خواهد شد .
این همه قدرت نظامی درست کرده و تدارک دیده ایم که در موقع مناسب از سود آن برخوردار گردیم اگر همچنان تزلزل و مردد بمانیم هرگز در مواجه با مشکلات موفق نخواهیم شد؟
نیروی نظامی کشور باید کسانیکه ملت از حق مالی و ملکیتی خود محروم کرده اند محروم کند از تردد در خلیج فارس باید قدرت نظامی به کمک دیپلماسی کشور عمق استراتژیک ببخشد؟
وگرنه هر دولت نیم کیلومتری هم مانند بحرین هزاران ادعا علیه ایران مطرح خواهد کرد؟
همانطور که می کند؟
باید کشورهای دنیا بفهمند درک کنند ایران در دفاع از مرزهای مالی اقتصادی و سیاسی خود لحظه ای درنگ نخواهد کرد؟
این تصویر با تصویری که اکنون در ذهن دوست و دشمن بوجود آمده زمین تا آسمان فاصله دارد.
سرکوب شدید آبی نظامی طالبان گام اول ایران در دیپلماسی آب حق تردد از گذرگاههای بین المللی و گذر از مشکلات اقتصادی است.
درنگ و ترحم بی فایده کشور به جای نخواهد رساند؟
امید است زبان نظامی ایران در افغانستان به تجدید نظر دیگران علی خصوص ترکیه منجر شود در غیر اینصورت باید تمامی سدهای ترکیه نیز برچیده شود؟
این هفتمین مطلبی است که راجع به کمبود گندم و تبعات آن در دنیا منتشر می کنم؟
اهمیت این مائده آسمانی بقدری شگفت انگیز هولناک و سرنوشت ساز شده است که قدرت های بزرگ اقتصادی مانند چین آمریکا و اتحادیه اروپا را به تلاش و تدابیر وسیع واداشته است متاسفانه طبق معمول در خاورمیانه افریقا و جهان اسلام آن طور که باید به آن پرداخته نشده است؟
متاسفانه هر 24 ساعتی که می گذرد صحنه تحولات و دگرگونی بازار خرید و فروش به شکل عجیبی دچار تغییرات اساسی می شود.
به گونه ای افسانه ای غیر قابل تصور هر روز وضع از روز قبل تهیه آن سختر و گرانتر می شود.
از یک سمت روز به روز به کشورهای نیازمند به علت خشک سالی افزوده می شود از سوی دیگر فرصت طلبان سود جویان بین المللی دست به خرید و احتکار میلیون تنی زده و می زنند ؟
چین ذخایر استراتژیک خود را به بالای 200 میلیون تن نزدیک کرده و هنوز بزرگترین خریدار گندم است مصرف سالانه گندم چین در سال حدود 130 میلیون تن است اکنون برای یک سال ونیم یا 18 ماه ذخیره دارد اما هنوز اشتهای سیری ناپذیری از خودش نشان می دهد.
اولین مشکل گندم اینست که حداقل اقدام برای تولید آن 6 ماه زمان می برد و خرید آن هم روز به روز سخت می گردد؟
در ایران آقای صفری معاون وزیر امورخارجه فرمودند ما با تهاتر نفت از کوبا گندم وارد می کنیم این بی پشتوانه ترین حرف غیر تخصصی ترین دروغ برای امنیت غذایی کشور است؟
اولا کوبا خود وارد کننده محصولات کشاورزی و غلات است از سال 1396تصمیم گرفت در ازای کاهش کشت نیشکر ذرت و گندم بیشتری بکارد هنوز به خودکفایی صد در صدی نرسیده ؟
دوم اینکه نه گندم نه ذرت تا کنون با هیچ کشوری نتوانسته ایم تهاتر کنیم؟
در واقع این حرف بسیار بی پایه است اصلا ایشان در جایگاه یک مقام کشاورزی یا بازرگانی نیستند این سخن فقط به خاطر موافقت کوبا برای شروع تهاتر زده شده است هنوز هم عملیاتی نیست؟
کوبا در بین 30 کشور بزرگ تولید کننده گندم و غلات قرار ندارد و جمع تولید آن به جدول جهانی و سازمان فائو نرسیده اصلا در جداول تولیدات جهانی نام کوبا نیست .
اما چرا وضع گندم دارد روز به روز بدتر می شود؟
عوامل زیادی در این قضیه دخیل هستند علاوه بر کرونا که استارت کمبود تولید مواد غذایی را زد و فقر یک میلیارد انسان بیشتر در دنیا رقم زد.
کرونا باعث گسترش فقر در کشورهای ضعیف و عدم سرمایه گذاری در تولیدات کشاورزی بود .
کرونا عامل مهاجرت ثروتمندان از کشورهای مختلف دنیا به غرب و آمریکا بود به خاطر خدمات بیمارستانی درمانی واکسنی برای ثروتمندان و فرار از اپیدمی در کشورهای فقیر ؟
نگاه کنید به جدول خروج هندیان ثروتمند از هند به خاطر کشتار کرونا ( آمار با تمام پنهان کاریها بسیار وحشتناک است )
جنگ روسیه و اوکراین ریختن نفت به این آتش شعله ور بود.
نقش شرکت های جهانی و سودجویی آنان از دمیدن در شیپور کمبود مواد غذایی و گندم روی دیگر این سکه است؟
در حالیکه آمریکا خود از فروش گندم و ذرت تولیدی خودش به شدت مراقبت می کند برای فروش بیشتر گندم به هند و برزیل آرژانتین فشار روز افزونی را دارد اعمال می کند.
چین به عنوان بزرگترین دارنده ذخیره ارزی بالای 3000 میلیارد دلار اکنون دارد نقش بانک مرکزی خرید اختصاصی گندم و غلات ایفا می کند.
اشتهای سیری ناپذیر چین برای خرید نشان از آینده شومی برای کشورهای فقیر و نیازمند واردات گندم دارد؟
تا جایی که گواترش مدیرکل سازمان ملل متحد اعلام اخطار "طوفان کرسنگی" و اخطار به کشورهای نیازمند می کند مبنی بر مدیریت مصرف و جلوگیری از احتکار و گران شدن مطرح می کند.
واقعا چه اتفاقی افتاده آنان که خواب هستند بیدار می شوند؟
30 کشور دنیا بیش از پنجاه درصد تولید داخلی باید گندم وارد کنند؟
در راس این کشورها مصر قرار دارد با 13 میلیون تن واردات در سال 2021 بعد ترکیه و رقم ششم یا هفتم متعلق به ایران است در جداول سالهای گذشته ؟
اما تخمین زده می شود ایران به علت فقر روز افزون و خشک سالی و گران شدن جهنمی دستمزد کارگر و تراکتور و کمباین آّب ( هم برای خرید هم برای کرایه ساعتی ) و افزایش جهنمی قیمت قطعات یدکی و تعمیر ماشین آلات کشاورزی و عدم به روز رسانی سال جاری به نفر دوم لیست خرید جهانی تغییر مکان کند؟
از هم اکنون بوی کمبود و گرانی گندم به شدت در اروپا آسیا افریقا طنین انداز شده است؟
السیسی رئیس جمهور مصر بیش از همه نگرانی خودش را اعلام کرده گفته است که 20 قرص نان به قیمت یک سیگار که نمی دهند؟
این گفته اقرار به ارزانی نان در مصر و نگرانی برای آینده باید تعبیر کرد؟
نه فراوان خواهد بود نه ارزان ؟
نیوزویک جمله طلایی را سرمقاله خود کرده دوران غذای ارزان پایان یافت ؟
مفهوم این جمله اینست " نان به قیمت جان در جهان سوم" بدون شک کمبود عظیم گندم در تولید و بخصوص در توزیع شرایط بسیار ناگواری را برای 30 کشور فقیر و ابتدای جدول نیاز رقم خواهد زد؟
اگر هر نفر در دنیا فقط 100 گرم نان ( یک لقمه ) در هر وعده غذایی صرفه جویی کند کمتر بخورد دنیا این بحران بدون تلفات بدون جنگ بدون نزاع سپری خواهد کرد ( البته شرط مفروض اینست که گرانتر هم نشود قیمت ثابت باشد)
چون مجموع تولید جهانی گندم 765 میلیون تن بوده که اکنون 30 درصد آن مختل شده یا در کشتی ها در منطقه جنگی گرفتار شده اند یا تولید نخواهند شد تا سال 2024 میلادی
اما هر نفر 300 گرم در روز صرفه جویی کند با احتساب جمعیت 9 میلیاردی این مقدار صرفه جویی بیش از کمبود خواهد بود
اما در عمل این گو نه نیست بوی کمبود گرک ها را هار تر و گرسنه ها را گرسنه تر خواهد کرد.
نقش بانک های بنکدار جهانی نقش سرمایه داران احتکاری در کمبودها بسیار پر رنگ و اثر گذار است متاسفانه دولتهای غربی همواره در این مشکلات دخالت های سهمگین و شرمگینی داشته اند همنطور که در جنگ جهانی دوم نان به قیمت طلا فروختند یا به قیمت تسلیم ؟
اینک نیز دارند دقیقا همان نقش را بازی می کنند؟
در روی پرده خود را بسیار خیر خواه و بزرگ منش و بخشنده نشان می دهند به هند می گویند گندم خود را عرضه کن به کشورهای دوست مقدار ناچیزی گندم مجانی هبه می کنند؟
اما در پشت پرده کشتی کشتی گندم در اسکله های خاص تخلیه و ذخیره می کنند؟
فروش روزانه کشورهای آمریکا جنوبی از روزی دو میلیون تن به روزی 9 میلیون تن افزایش پیدا کرده اما تعداد کشتی های روانه خاورمیانه و افریقا به شدت کاهش پیدا کرده است.
عراق اعلام کرده به علت خشک سالی فقط برای مصرف یک ماه گندم ذخیره دارد پاکستان برای خرید 9 میلیون تن گندم تقاضا ی خرید دارد افغانستان برای خرید 3 میلیون تن تقاضای خرید دارد ( فاقد وجه برای پرداخت )
سقوط ناگهانی تولید گندم بنگلادش این کشور به وارد کننده تبدیل کرده ترکیه برای خرید 9 میلیون تن دیگر تلاش می کند سومالی مصر لیبی عربستان کویت لبنان سوریه امارات یمن تونس اندونزی کنگو کامرون آلمان اتحادیه اروپا ژاپن همگی افزایش تقاضا برای واردات ثبت کرده اند.
سازمان فائو کمبود شدید برای آسیا پیش بینی کرده و از دولتها خواسته تا سال 2050 میلادی تولیدت خود را تا 75 درصد افزایش دهند؟
تولید گندم یک پروسه زمانبر و تدریجی است نیاز به سرمایه گذاری برای تسطیع زمین آبیاری مدرن و مصرف کود شیمیایی و نیروی انسانی ماهر است برای ماشین آلات کشاورزی دارد.
این امکانات برای همه کشورها امکان پذیر نیست اما در مقابل کسری مواد غذایی و کرسنگی و شورش مردم عاجز شده چاره ناپذیر است؟
حتی اگر شده کشورها دست از سایر تولیدات کشاورزی بکاهند و رو به کاشت گندم و غلات کنند امنیت بیشتری را کسب خواهند کرد.
گندم به علت نقش اساسی که در سیاست و اقتصاد کشورهای در حال توسعه دارد یک حالت تابو پیدا کرده از یک سمت قوت لایموت این کشورها وابسته به گندم است از سمت دیگر اساس و پایه حکومتها وابسته به تامین نیاز گندم دارد.
لذا گندم یک کالای استراتژِک و اساسی در دنیا تلقی می شود
به شکل پیچیده ای گندم به سیاست و قدرت آمیخته و لازم ملزوم یک دیگر شده اند.
کسری گندم در کشورهای در حال توسعه یک حالت ویژه و جنگ شورش به پا خواهد کرد از این درآمیختگی به قدرت از آن به عنوان شمشیر آویخته به مو بر سر سیاستمداران نام برده می شود. ( شمشیر داموکلس)
تاریخچه گندم در این فقره بسیار خونین و سیاه بوده است بر اساس شواهد تاریخی از 3 هزار سال قبل از میلاد مسیح تا به امروز " گندم " یک نقش محوری در شورش ها جنگها و حتی صلح و آرامش داشته است؟
این مقاله جای بحث در این تاریخچه خونین نیست و گرنه شواهد تاریخی هم در جهان هم در ایران نشانگر اهمیت بسیار حیاتی این کالا دارد.
این گندم تنها یک کالا نیست جعبه سیاه قدرت اقتصاد سیاست و امنیت است؟
در یکی از آخرین آنها نقش همین گندم در پاکستان و تهیه کسری از روسیه منجر به برکناری عمران خان از نخست وزیری پاکستان شد؟
اگرچه هنوز گندم یک بحران تمام عیار برای پاکستان است ؟
در تاریخ بیقی نشان از رد پای گندم بسیار دیده می شود هرجا گندم بود وفور نعمت بود هر جا گندم نبود قحطی و مریضی نا امنی کشتار می کرد؟
همین اثر در تاریخ آسیای خاوری و غربی میانه و حتی اروپا و آمریکا می توان دید.
نقش گندم در ثبات کشورهای آسیایی افریقا اروپایی بسیار اساسی اما متغیر است ؟
طبق نظر سازمان ملل یک میلیارد هفتصد میلیون نفر در دنیا از فقر غذایی و کمبود رنج می برند در بحران جاری پیش بینی تلفات 20 میلیون نفری خوش بینانه ترین گمانه فائو است.
اگرچه رسانه های بین المللی پیش بینی سقوط دولتهای فقیر بسیاری را پیش بینی کرده اند؟
همانطور که بحران 2008 در مصر باعث برکناری حسنی مبارک و بهار عربی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه شد.
این بحران کمبود گندم هم دنبال قربانی می گردد؟
اگرچه غرب قصد دارد این بحران کمبود گندم هدفمند و هدایت شده به اهداف خودش بزند؟
شکی نیست ایران یکی از اهداف اصلی این شرارت گندمی است.
این بحران برای غرب فرصتی برای تنبیه و تطمیع فراهم کرده نیاز 20 میلیون تنی ایران به غلات ما را در صدر این تنبیه قرار خواهد داد؟
شک نکنید قیمت نان برای ایران به قیمت عقب نشینی چهل ساله از پیروزی های جبهه مقاومت و نابود کردن تمام اندوخته انقلابی موشکی هسته ای سیاسی و حتی فرهنگی خواهد بود؟
متاسفانه درگیری های جناحی بحران آفرینی های داخلی مسئولان کشور از این مهم غافل کرده.
سخنانی گفته می شود اما درک واقعی وجود ندارد.
نوک این بحران به سمت قلب ایران نشانه رفته تا بعد از تحریم کار نیمه تمام تحریم تمام کند.
برای آمریکا و اروپا گندم دستاویزی برای تصفیه حسابهای گذشته است ؟
همانطور که در بحران کرونا دیدیم ماسک دزدی می کنند واکسن ها را تلمبار و انبار می کنند شبیخون اطلاعاتی دزدی دریایی می کنند حتی از همدیگر مصادره می کنند به افریقا و آسیا نمی دهند .
حالا که بحران کرونا فروکش کرده با تعداد عظیم ماسک های تاریخ گذشته و مصرف نشده که برای خمیر کاغذ راهی شدند.
یا واکسن های تاریخ گذشته عظیمی روبرو هستیم حول می زنند دزدی می کنند بحران کمبود درست می کنند برای دیگران اما خود را ........
نشان می دهند.
شک نکنید چند سال دیگر که بحران گندم پایان یافت با گندمهای انبار شده مصرف نشده عظیمی روبرو خواهیم شد که عرضه می شوند برای دام یا کود نگاه کنید به لیست امروز حراجی های غرب متمدن ؟
اما حالا شروع بحران گندم و غلات است و 2 میلیارد انسان جانش آبرویش دولتش سلامتش در خطر است؟
همانطور که در موضوع کرونا اعلام کردند رسما 58 میلیون تلفات دادیم ( کل آمار زیر 60 میلیون نفر اعلام شد)
اما واقعا بیش از 600 میلیون انسان تلفات بود ده برابر آمار رسمی سازمانهای بین المللی نشریات بیشماری این گزارش های کم و بیش نشر دادند؟
فردا هم می گویند 20 میلیون نفر از گرسنکی و کمبود گندم جان سپردند در حالیکه 200 میلیون نفرتلفات خواهیم داشت
حداقل هم ده کشور با تحولات سیاسی یا خونین دولتهای ساقط شده داشتند. یا خواهیم داشت؟
اکنون وقت داریم برای کشت دوم سال یا تهیه خارج از نوبت با سرمایه کمی تلاش کنیم فردا وقت نیست گوش شنوایی هست؟
هفته گذشته دولت سیزدهم با واریز یارانه 300 هزار و 400 هزار تومانی برای هر شخص اقدام به آزاد سازی قیمتهای مرغ تخم مرغ روغن لبنیات زد این اقدام پس از آزاد سازی نرخ آرد صنعتی برای نان باکت و ماکارونی و شیرینی بصورت توالی انجام گرفت .
هر دو نشان از یک شتابزدگی و سرعت عمل دارد.
پیام این حرکت در بازار سرمایه و بازار کشور یک تلقی قطعی از افزایش نرخها و تورم جدید را تلقین و تفهیم کرد.
این دو حرکت همزمان با افزایش دو هزار تومانی قیمت ارز موجی از افزایش نرخها را بصورت سونامی ایجاد کردند.
در واقع شاهد ریزش مقاومت دولت در مقابل تورم بودیم نوعی تسلیم گرایی و دست کشیدن از شنا کردن در خلاف جهت جریان آب را شاهد هستیم.
دولت سیزدهم یک خصوصیت نسبتا جوانتر و فعالتر نسبت به دولت روحانی داشت اما همین جوانی و ناپختگی و فقدان پیران تجربه دیده باران دیده کار دست دولت داد.
خود باعث و بانی شکل گیری تورمهای جدید شد؟
کیست که نداند افزایش قیمت مواد خوراکی فقط در چهار قلم باقی نمی ماند.تمام اقلام متاثر و حتی جایگزین با نرخهای افزایشی روبرو خواهند شد.
افزایش شدید نرخ سیب زمینی بادمجان کدو سبز ناشی از افزایش نرخ گوشت مرغ و ماکارونی است.
اولین آثار این گرانی ها در ساندویج فروشی ها و تهیه غذا رستورانها و هتل ها قابل رهگیری هست
این صنوف بعد از سه سال کرونا داشتند دوباره پا می گرفتند که آثار این گرانی مواد غذایی مجددا آنها را به قهقرا خواهد برد با توجه به تعداد صد هزار تایی هر کدام در واقع سیصد هزار واحد صنفی دچار مشکل و سرگردانی خواهند شد؟
با احتساب خانواده ها 3/5 نفر عضو هر واحد بیش از یک میلیون نفر صاحبان اماکن فروش غذا و ساندویچ و احتساب کارکنان حدود سه میلیون نفر دچار مشکلات در محل ارتزاق خواهند شد بلاشک مصرف کننده مواد غذایی آماده در کوتاه مدت تغییر روش خواهد داد یا اصلا قید ساندویچ و رستوران خواهد زد یا مقدار و دفعات رجوع کاهش خواهد داد کار باری که هم اکنون هم با مشکلات زیادی سرپا مانده است احتمالا شاهد تعطیلی مراکز بیشتری خواهیم بود بخصوص در نواحی جنوب شهر.
همینطور شیرینی پزی ها و سوهان فروشها کارخانه های مربوطه که مصرف روغن آرد و غذا را دارند
در واقع کل صنایع مواد غذایی شامل 3000 شرکت رسمی و همین تعداد کارگاه معادل 3500 واحد دچار مشکلات عدیده خواهند شد و اشتغال 500 هزار نفری این صنایع هم تجربه بیکاری بسته شدن یا کم کردن نیروی کار تجربه خواهند کرد.
اصلا ستون اصلی فروش ساندویچ در قلب ایران ثروتمند ترین شهر ایران برحول فلافل می چرخد بیش از 70 درصد فروش ساندویج و غذای بیرون بر همین فلافل تشکیل می دهد که روغن در قیمت آن نقش اساسی دارد و ارزانترین ساندویچ قابل عرضه بازار بود که با این اقدام از دور خارج می شود
همین افزایش به صورت پلکانی و تورم افسار گریخته در تمام بازارها شاهد هستیم.
نوعی شتابزدگی عمل زدگی و خودکامگی در دولت سیزدهم شکل گرفته که ناشی از سرزنش و فشار روانی جناح اصلاح طلب و فشار اقتصادی ناشی از تحریمها در تشدید آن است
در واقع مخالفان دولت لحظه ای از فشار رسانه ای روانی سیاسی دریغ نمی کنند .
اگرچه این هم از انفجار مین های کار گذاشته توسط دولت روحانی است که نصیب دولت سیزدهم می شود.
قسمت نان و آرد آن هم انفجار ترکش های جنگ اوکراین در تهران است.
دولت سیزدهم می توانست هر دو انفجار تخفیف یافته تر عاقلانه تر برگذار کند.
نباید از حق گذشت این دولت با دولت قبل بسیار متفاوت است هم در عملکرد هم در شیوه کار اما هرچه آنان مار خورده مکر و حیله داشتند اینان ساده شتابزده کم تجربه و تازه کار هستند.
این برای کشور می تواند گران تمام شود؟
دولت باید یک حالت پلکانی قیمت در این افزایش رعایت می کرد اعلام دو برابری قیمت مرغ چهار برابری قیمت روغن اصلا خلاف عرف و توان بازار است.
لذا شاهد فرو ریزی مصرف به شکل ناگهانی و افت کیفیت غذایی خواهیم بود .
آثار کمبود پروتئین و تغذیه مکفی می تواند بسیار سنگین و کمر شکن باشد .
هزینه سنگین هم بر شخص و خانواده هم بر دولت جهت درمان و دارو و از کار افتادگی زود هنگام نیروی فعال و فقیر کشور مشکلات دوچندان کند؟
دولت می بایست هرچه سریعتر ستادبسیج اقتصادی و توزیع کالا را سر و سامان بدهد.
بدون این ستاد تمام اوامر و تصمیمات توسط بخش سودا گر بی اثر و ابتر خواهد شد.
دولت در این هنگامه فشار سنگین تورم و انتظار تورمی نمی تواند روی همکاری بخش خصوصی ( بخصوص ثروتمندان ) حساب کند؟
سود جویی نوعی اپیدمی خطرناک و مسری همگانی در کشور حاکم کرده که هر گونه ابزار نظارتی خنثی و بی اثر می کند.
لذا فقط بخش مطمعن همکاری و توزیع برای کشور یک ستاد داوطلب و بسیجی باقی می ماند؟
اکنون به ضرس قاطع می توان گفت عامل تمام واگرایی تصمیمات اقتصادی همین عدم وجود روحیه همکاری قناعت و امانت داری بخش عمومی و خصوصی کشور است؟
بگذریم که خود دولت عامل این همه سهم خواهی ولخرجی اشرافی گری بوده است؟
وقتی شما نمی توانید یک کالا را دست توزیع کننده بدهید که با کمال امانت داری با قیمت مصوب توزیع کند چگونه می خواهید 85 میلیون نفر اداره کنید بدون ابزار سیاستی و عاملیت اجرایی نمی شود توزیع و قیمت فرجام بخشید؟
اگرچه ابزار اتحادیه ها و تعاونی توزیع ها هنوز قابل اطمینان هستند اما نیاز به ستاد اجرایی و تسویه مرتب دارند.
حتی اصناف هم می توانند کمک بزرگی باشند اولا خوشنامها دوم با گرفتن تضمین و اسناد کتبی و مالی .
از فقدان این ستاد بگذریم دولت دست به کاری زد که خود اولین ضرر کننده آن خواهد بود.
در واقع تمام سیاستهای ضد تورمی خود را نقش بر آب کرد ثانیا یک باد تورمی کاشت که با طوفان آن باید مقابله کند.
بدون شک این اقدام موجبات تورم 50 درصدی در کوتاه مدت فراهم خواهد کرد.
50 درصد تورم یعنی کسری مجدد بودجه یعنی متمم لایحه بودجه یعنی ناتوانی مالی بیشتر دولت یعنی قربانی شدن بودجه عمرانی و نا کافی بودن بودجه فعلی و یک تسلسل تورم و رکود آتی آنی برای دولت.
اما برای بخش خصوصی ناتوانی مالی و کاری برای بخش عظیمی از حقوق بگیران و خرده فروشان دستفروشان و افزایش آسیب های اجتماعی
و نا امنی بیشتر حتی در شهرهای بزرگ و پایتخت خواهیم بود افزایش سرقتها و خفت گیری ها طلاق ها مجرمها اختلاس ها معتادها بیکارها.
در واقع شاهد ناتوانی بخش عظیمی از بخش خصوصی کوچکتر و کم توانتر خواهیم بود اما بخش خصوصی ثروتمندتر شاهد سودهای کلانتر و افزایش سرمایه خواهد بود ؟
بزودی با تعداد متنابعی نوکیسه های چند ده میلیون دلاری و چند صد میلیونی جدید روبرو خواهیم بود؟
دولت در حالی دست به اینکار زد که خود از عواقب نتایج اطلاعات کاملی ندارد؟
منتظر صرفه جویی در هزینه ها و افزایش درآمد بودجه ای هست اما آنچه درو می کند مغایر این انتظار است.
متاسفانه در سالهای اخیر شاهد افت شدید اعتبار و اعتماد به دولت هستیم.
دولت رئیسی هم وارث همین بی اعتمادی و بد گمانی هم هست.
در واقع من این عمل خود زنی می دانم از ترس دشمن ؟
بدون شک اولین آثار این افزایش شدید نرخ باعث توقف تولید در مرغ و تخم مرغ حتی روغن خواهیم بود.
بسیاری از فعالان این بخش ها بیکار یا ورشکست خواهند شد.
مغازه های مرغ فروشی هم با کسادی و حتی تغییر شغل مواجه خواهند شد.
عدم درایت دولتمردان در گذشته ریشه تولید و کشاورزی در کشور خشک کرده بود اینک سنگ تابوت هم بر قبر تعداد دیگری نصب خواهد شد .
بزودی شاهد آگهی های بسیار فروش مرغداریها خواهیم بود.
دور بعدی که ملت به مرغ نیاز پیدا کند باید رفت سراغ واردات؟
اصلا این نرخ بسیار بالاتر از قیمت جهانی این محصول است در حالیکه مرغ در بازار جهانی کیلویی 1/7 دلار دارد فروش 60 هزار تومانی آن مفهوم بالاتر از نرخ جهانی دارد.
در حالیکه در ایران قیمت سوخت کارگر و سایر اقلام تولید پائینتر از نرخ کشورهای دیگر است.
اگر آزاد سازی قیمت ها تدریجی و برنامه ریزی شده باشد می تواندبه نفع کشور تمام شود در غیر اینصورت جز هزینه های سیاسی مالی تولیدی و اعتمادی چیزی برای دولت و ملت ندارد؟
شاید گزافه نباشد بگویم ما انتظار ارزانی داشتیم از دولت آقای رئیسی نه گرانی آنهم اینچنین افسار گریخته 200 تا چهارصد درصدی؟
متاسفانه چرخه افراط و تفریط هنوز غالب بر سیاست و اقتصاد کشور است