روزهای اول آبانماه هزار چهارصد دو در حالی آغاز شد که بازار از یک رکود بسیار عمیق و فرو ریزی معاملات دارد رنج می برد.
از یک سمت بحران و جنگ غزه در این جریان تاثیر گذار بوده اما حتی دو هفته قبل در ابتدای مهرماه هم هیچ خبری از تحرک بازار برای شروع مدارس وجود نداشت.
قدرت خرید مردم به شکل باور نکردنی سقوط هولناکی را دارد تجربه می کند.
از یک سمت تنزل شدید فروش مواد پروتئینی از سمت دیگر فروش مواد غذایی و میوه حتی لوازم تحریر با رکود 40 تا 50 درصدی مواجه شده اند؟
از سمت دیگر معاملات مسکن به یک سوم روزهای اول سال 1401 رسیده است؟
همه این عوامل دست به دست هم داده تا شاهد رکود عمیقی در فصل کار و کوشش را شاهد باشیم بطور کلی فصل پائیز و زمستان برای بسیاری از مشاغل آغاز پیک فروش و رونق اقتصادی هستند .
اما امسال وضعیت به گونه دیگری رقم خورده افت فروش حتی افت قیمت میوه و تره بار افت قیمت پوشاک رقم خورده است؟
همه این مشکلات که رسانه های کشور هم از آن انتقادمی کنند در حالی اتفاق افتاده که دولت معتقد است رشد اقتصادی بالای چهار درصد را دارد تجربه می کند و وضع رو به بهبود است؟
اما آمارها نشان از فرو ریزی اقتصاد مردمی بومی و محلی دارد.
خوب فروش در بعضی صنایع از جمله نفت و معادن بهبود داشته اند اما این رشد ربطی به درآمد مردم ندارد؟
هنوز هم موتور تورم با قدرت جهنمی خود دارد درامدهای مردمی را می بلعد؟
قدرت خرید خانوارها روز به روز در حال کمتر شدن است.
از سمت دیگر روز به روز شاهد افزایش دست فروشی و تکدی گری هستیم؟
هنوز هم تورم مواد غذایی بالاترین رتبه را در انهدام اقتصاد خانوار به عهده دارد.
هیچ یک از اهداف اعلامی دولت برای رونق و ارزانی محقق نشده یا بسیار کم اثر و مقطعی بوده است؟
اما دلایل همه شکستها بالا خلاصه می شود در دو پدیده بی تجربه گی و کپی برداری ناشیانه از دست دیگران بوسیله مسئولین اقتصادی دولت رئیسی ؟
هنوز هم اعتقاد دارم مردان اقتصادی دولت مار خورده افعی شده نیستند نه برای منفعت شخصی ( موضوع فساد شخصی نیست ) نه برای منفعت عامه مردم؟
هنوز هم دولت نیاز به تعویض اساسی نیروهای کم تجربه و ناموفق خویش دارد؟
اگر همین امروز انتخابات ریاست جمهوری ایران دوباره برگذار شود آقای رئیسی اولین رئیس جمهور تک دوره ای کشور خواهد بود بدون شک فاقد آرا مردمی بوده حتی در مقابل ضعیف ترین کاندیدای ممکن شکست خواهد خورد؟
اما کالبد شکافی این شکست:
دو تصمیم دولت رئیسی عامل بوجود آمدن این شکست خود کرده هستند
اول تصمیم به افزایش مالیاتهای گوناگون و تعریف پایه های جدید مالیاتی سهم سنگین را در شکست به عهده دارند .
دوم اتخاذسیاست انقباضی مالی بخصوص در مورد وام های خرد و متوسط عامل دیگر این شکست هستند.
هر دو تصمیم موجب فقیر تر شدن بیشتر مردم و رکود فلج کننده برای اقشار ضعیف تر گردید.
در دراز مدت هر دو این تصمیم موجب خود زنی دولت خواهد شد سال جاری و سال بعد با افت درآمد مالیاتی و تقاضای بیشتر برای یارانه و سوخت ارزان و نان ارزان روبرو خواهیم بود ؟
در این اوج بحران اقتصادی و رکود افزایش مالیاتها یک خود زنی نابخردانه بود که تیم اقتصادی مجلس و دولت آن را روی میز گذاشتند؟
همانطور که قبلا هم گفته بودم اداره مالیاتی کشور فاقد اطلاعات کامل از گردش مالی و جغرافیایی اقتصادی کشور است .
اگر چه اخیرا بانک ها گزارش گردش مالی اشخاص به اداره دارایی ارسال کرده اند (آن هم غیر کامل انتخابی و غیر اصولی بوده تازه شامل همه بانک های کشور نمی باشد؟)
ولی در فقدان اطلاعات کامل عملکرد اداره دارایی خلاصه شد به افزایش همگانی پایه های مالیاتی و افزایش غیر عقلانی کلیه کسانی که صاحب پرونده مالیاتی بودند.
این عملکرد باعث ایجاد بحران در بسیاری از بنگاه های اقتصادی شد.
از سمت دیگر سیاست انقباضی موجبات افت فروش هنگفت در مناطق متوسط و جنوب شهرها گردید؟
بگونه ای که بسیاری از مغازه های مناطق محروم اقدام به بستن محل تجاری خود کردند حتی شواهد نشان می دهد صاحبان بعضی از مغازه های خرده فروشی در حالی محل کسب خود را بسته اند که فاقد شغل بوده و حتی دست فروشی می کنند؟
این نشان عمیقی از فشار هزینه های دولتی اعم از مالیات بیمه عوارض و فشار سیستم اداری به بازار کار دارد.
همه این عوارض در حالی است که اینک پنج ماه تا آخر سال باقی است مطمعنا امسال هم کشور تجربه یک تورم 40 تا 50 درصدی را تجربه خواهد کرد.
و دولت با کسری منابع همچنان با ناترازی بانک ها ( ناترازی به اضافه خیانت به اضافه زیاده طلبی به اضافه بنگاه داری به اضافه بانک خواص و خویشان بودن ) ناترازی انرژی و نا ترازی صندوقهای بازنشستگی و ناترازی بیمه های تامین اجتماعی و بحران در شرکت های دولتی ( ضرر ده و حقوق پاداش کلان ده سهم خواه ) روبرو هست؟
بانک مرکزی هم مشغول میخ زدن بر تابوت اقتصاد ایران بوده به گمان خویش دارد خدمت می کند؟
بر مردم دست بر گلو ایستاده تا خفه کند اما با خطا کاران بانکی ارزی مماشت دوستی می کند.
با این توصیف باید منتظر اعتراضات مردمی بود یا استیضاح دولت؟
این روند در حالی بود که دولت شعار می داد سرمایه های مرده را به تولید خواهد برد و رونق اقتصادی رقم خواهد زد؟
قبل از شروع بحث لازم است یک تعریف مختصر و مفید از برنامه و مدیریت استراتژیک داشته باشیم تا چهار چوب مطلب مشخص شده باشد.
استراتژی برنامه ای عملی است که برای دستیابی به هدفی بلند مدت یا کلی طراحی می شود .
مدیریت استراتژیک یک روند مستمر از ایجاد استراتژی ارزیابی استراتژی و کنترل آن است که برای نائل شدن به اهداف مورد نظر تهیه تنظیم و اجرایی می گردد.
یک روند مدیریتی اصولی برای بررسی احتمالات گوناگون از جمله فرصتها و تهدیدها و آماده شدن برای آنها است.
تعاریف مختلفی وجود دارد من سعی کردم ساده ترین و کاملترین انتخاب کنم لذا چند جمله بالا را مناسب دیدم.
اما برنامه استراتژیک برای ایران یعنی اینکه تعین کنیم ایران باید یک کشور کشاورزی یا صنعتی یا تجاری باید باشد یا مخلوطی از هر کدام بر چه اساسی از مزیت های منابع موجود ( انسانی مالی جغرافیایی معدنی تاریخی ) می توان بهترین استفاده را کرد تا کشور به یک درجه عالی از رشد و توسعه بالندگی نائل آید.
قبل از بررسی کامل موضوع به سابقه تاریخ برنامه ریزی در ایران باز می گردیم این برنامه از زمان رضا شاه شروع شد و متاسفانه تا سال 1334 مجادلات نتیجه ندا د و در این سال با مدیریت ابتهاج اولین برنامه مدون ایران شروع شد .
اما برنامه کلی وجود نداشت نه دولت نه بخش خصوصی نمی دانست چه می خواهد بکند و چه برنامه ای دارد؟
از تعین اهداف خبری نبود از مسیر حرکت از برنامه زمانی از نیروی انسانی مورد نیاز ؟
کشور باید صنعتی شود یا کشاورزی چقدر نیروی انسانی متخصص برای هر کدام مورد نیاز است چند دانشجوی مهندسی باید تربیت کنیم چقدر دانشجوی کشاورزی مالی بانکی بازرگانی و غیره متاسفانه سرگردانی که تا امروز ادامه دارد؟
همچیز باری به هر جهت بود یا به خواست از ما بهتران ( خارجیها ) انگلیس آمریکا و حتی در بعضی مواقع روسها؟
در فقدان چنین برنامه های این انگلیسی ها بودند که برای ایران برنامه تعیین کردند از زمان قاجار و آمریکا هم همین برنامه را برای ایران با یک تغییراتی پذیرفت و ادامه داد و جای تعجب اینجاست که در فقدان برنامه ملی در ایران هنوز همان برنامه دارد بصورت غیر مستقیم با هدایت آمریکا و انگلیس در ایران اجرایی می گردد؟
این موضوع غیر قابل انکار است حتی جرج بال یکی از معاونین پیشین وزارت امور خارجه آمریکا می گوید ما به شاه نظارت کامل داشتیم این ما بودیم می گفتیم شما به فلان برنامه و فلان راه در زمینه اقتصاد یا نظامی نیاز دارید یا نه ( گازیوروسگی 1371-43)
اینچنین بود که به ایران دستور دادند برنامه اصلاحات ارضی شروع کند برنامه ای که فقط در سال اول محصولات کشاورزی ایران به نصف کاهش داد تا جای که مجله اکونومیست در سال 1977 گزارش داد ایران قبل از انقلاب سفید قسمتی از محصولات کشاورزی صادر میکرد در امسال 2/6 میلیارد دلار واردات محصولات کشاورزی از آمریکا را رقم زده است؟
حاصل پنج برنامه عمرانی پنج ساله زمان شاه منجر شد به رشد صنایع مونتاژی و کالاهای مصرفی با دوام و بی دوام زیر پوشش جایگزینی واردات با تکیه بر نفت و فرار سرمایه از کشاورزی به بخش خدمات واردات و صنعت شهری
رها کردن کشاورزی نابود شدن معیشت 27 میلیون روستایی مهاجرت به حاشیه شهرهای بزرگ افزایش باور نکردنی واردات ایجاد اختلاف طبقاتی عظیم ( نگاه کنید به تحقیق جامع آقای مرتضی حیدر پور و آقای رجب ایزدی 1391)
خلاصه پنج برنامه عمرانی با بودجه بسیار کلان ( 50 میلیارد دلار ) شد تخریب اقتصاد بومی و بیکاری فقر بیخانمانی یک سوم جمعیت کشور و هجوم به شهرهای بزرگ برای دریافت یک نان بخور نمیر ؟
اما آن برنامه چه بود ؟
برنامه ای مدون و اعلام نشده برای دستیابی به اهداف ذیل:
1- اقتصاد بومی( مبتنی بر کشاورزی صنایع دستی ) ایران باید نابود شود و ایران کشوری وابسته تک محصولی و شکننده باقی بماند تا نفت ارزان با انحصار انگلیسی و یا آمریکایی ( کنسرسیوم ) ادامه پیدا کند؟
2-ایران باید ژاندارم منطقه باشد با سیل فروش اسلحه و دژ محکمی در مقابل کمونیسم باشد و هر کس که به شوروی سابق گرایش پیدا کند باید اعذام گردد نمونه ( تیمورتاش )
3- ضعیف نگهداشتن دولت ایران سرگرم کردن ایران در مرزها تحریک عشایر و همسایگان بر علیه دولت مرکزی؟
4-جلوگیری از شکل گرفتن استقلال مالی مالیاتی دولت ایران به نحوی که دولت همواره با کسری و نیاز مالی مواجه باشد؟ ( آنچه که امروز دولت دارد انجام می دهد تحت عنوان افزایش درآمد مالیاتی چیزی نیست غیر از چاقو کشی ایجاد نا امنی اقتصادی چون افزایش درآمد مالیاتی مانند جراحی می ماند که یک جراح حاذق بدون صدمه زدن به شاهرگ های خونی و عصبی غده چرکین خارج کند صرف اینکه یک چاقو بدهیم دست آدم ناشی بگوییم غده را بیرون بیاور نتیجه اش از قبل مشخص است تخریب گسترده نسوج و رگ های حیاتی و ایجاد هول هراس و خروج سرمایه )
5-جلوگیری از شکل گیری ارتش منظم ملی و مقتدر و جلوگیری از اعمال قدرت نظامی دریایی قوی موثر و دور برد؟
6-عدم توازن نظامی در مقابل بیگانکان به گونه ای که بتوان با یک ضربه آن را متلاشی کرد ( انتصاب افسران فساد ترسو دستمال زن چابلوس )
7-حمایت از عناصر خود فروخته بی سواد و فراماسون در دربار و وزراتخانه ها و حتی انتصاب نخست وزیر مورد اطمینان خودشان؟
8-فقیر کردن و فقیر نگهداشتن قسمت اعظم مردم ایران و عدم رشد نیروی انسانی و سرمایه های داخلی ؟
9-جدا سازی قسمتهای مهمی از خاک ایران مانند افغانستان قفقاز بحرین و این آخری برای تسلط بر خلیج فارس ؟
10- الزام ایران به واگذاری منابع درآمدی مانند گمرک نفت تجارت امتیازات تنباکو و جزایر به دیگران ( خودشان )
11- عدم بکار گیری افراد شایسته در حکومت وزرات دانشگاه وزرات دفاع ( جنگ ) و حذف فیزیکی مانند فرمان قتل امیرکبیر و .....
12- جلوگیری از تحصیل ایرانیان در رشته های اساسی مانند ( مدیریت استراتژیک صنایع هسته ای صنایع دقیق و تکنولوژی های جدید)
13-تربیت عده زیادی فارغ تحصیل بی محل شغل و معمولی در ایران به گونه ای که سالی تا چهارصد هزار لیسانس علوم انسانی بازرگانی اقتصادی تاریخی غیر موثر ( سال 1395 تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی رقم 9 میلیون ششصد هزار نفر پشت سر گذاشت امروز رقم حداقل یک و نیم میلیون نفر افزایش داشته است )
موارد بیشتری وجود دارد اما کماکان این اهداف به وقوع پیوسته و ادامه دارد.
تمام موارد بال با شواهد تاریخی متعددی قابل توضیح هستند.
متاسفانه این اسب هنوز هم بدون سوار است یعنی هیچکدام از دولتهای بعد از انقلاب نه قادر به برنامه ریزی بودند نه قادر به اجراء
حتی قادر نبودند روند تخریب ملی برنامه های بیگانگان متوقف کنند؟
امروز حدود نصف جمعیت کشور جمع شده اند حول و حوش استان تهران دقیقا 45 میلیون نفر و بیکاری دارد بیداد می کند؟
هر روز فقط حدود یک میلیون نفر از حومه 80 کیلومتری هجوم می آورند به مرکز شهر تهران و خیابانهای تجاری بدون اینکه شغلی داشته باشند یا حتی دست فروش باشند؟
کنار خیابانها می چرخند برای درآمد شد کارگری شد دلالی شد پیکی اگر نشد حتی دزدی ؟
متاسفانه همین داستان در شهرهای بزرگ دیگر کشور هم به وقوع پیوسته یک پنجم جمعیت کشور هجوم آورده به اطراف مشهد یک ششم جمعیت کشور هجوم آورده به حومه شهر تبریز یک هفتم کشور هجوم آورده حول حوش زاهدان ؟
با این مقدار حاشیه نشینی 25 میلیون نفر کسی نیست از خود سوال کند مگر ما هنوز داریم برنامه های عمرانی زمان شاه را ادامه می دهیم؟
مگر هنوز ما کشور بر اساس واردات و فروش کالاهای مصرفی غربی چینی داریم اداره می کنیم
بر اساس فروش نفت و واردات کالا جغرافیای کشور تنظیم کرده ایم ( جریان دلالی واسطه گری انحصار گمرگی صنایع مونتاژی زد و بند اقتصادی سیاسی و بانکی سرمایه داری وابسته فساد { درآمد در ایران هزینه و تفریح سرمایه گذاری در خارج } تنظیم کرده ایم )
باید گفت متاسفانه بله انقلاب اسلامی ایران دارد سیستم طراحی شده غربی برای سرکوب کشاورزی اقتصاد بومی خواسته یا ناخواسته هنوز دارد ادامه می دهد؟
با این تفاوت که شاه قدرت مالی نفت را در پشتوانه داشت و ما امروز بر نفت خود تسلط مالکیت نداریم ؟ ( معلوم نیست بتوانیم استخراج و فروش داشته باشیم )
اکنون شواهد غیر قابل انکاری وجود دارد که غرب به طرق غیر مستقیم هنوز دارد این برنامه های بالا را در ایران اجرایی می کند؟
در فقدان شناخت دولتهای قبل همین بس که هریک براساس علائق خود راهی را پیش گرفتند که در کانال از پیش کنده شده استعمار به پیش تاختند؟
نمی خواهم دست به افشاگرهای حماقت بار گذشته بپردازم اما لازم است با شواهد تاریخی مزبور بیشتر آشنا شویم؟
احمدی نژاد کشور با 700 میلیارد دلار فروش نفت ورشکسته تحویل دولت بعدی داد ؟
اصلا او برنامه و برنامه ریزی قبول نداشت هرچه می پسندید انجام می داد هرچه قبول نداشت حتی اگر قانون بود و یا سازمان هم بود طومار ش را در گوشه ای می پیچید لوله میکرد نابود می کرد ؟
از خود بیش از پانصد هزار پروژه نیمه تمام روی دست ملت باقی گذاشت که هنوز دارد خاک می خورد.
در واقع رئیس جمهور ارشد ترین مدیر کشور است که باید در مقام اجراء مصوبات استراتژیک ترین اهداف دانشمندان کشور باشد؟
در حالیکه بعضی مواقع رئیس جمهور کشور نادان ترین عضو دولت بوده است و هرچه توانایی مالی تخصصی کشور بوده نابود کرده است.
در فقدان برنامه و فقدان مدیران راهبردی و استراتژیک برای کشور هنوز هم غرب به وسیله های ذیل دارد برنامه خود را به ملت ایران تحمیل می کند.
1-با اثر گذاری روی تصمیم مدیران اقتصادی بوسیله رشوه تهدید و سندهای توسعه جعلی مانند صندوق بین المللی پول و سازمان جهانی تجارت و برگذاری همایش های جهانی منطقه ای اعزام کارشناس و استاد مدعو و غیره روشهای پنهان وعده وعید ؟
2-اثر گذاری بر روی رسانه ها و تحمیل نظرات غیر واقعی کارشناسی با رپرتاژ های مکرر و مختلف ایجاد شک و تردید برای مردم و مسئولان
3-اثر گذاری از طریق تحریم امتناع طرفهای تجاری و تهدید شرکای تجاری همینطور با پیشنهادهای بهتر و بالاتر تجاری ( مانند رشوه های کلان عربستان و پیشنهادهای جایگزین اعراب )
4-اثر گذاری روی سرمایه گذاران داخلی صاحبان کارخانه جات و سرمایه داران ملی و خرید های مشکوک بازرگانان ایرانی با دامپینگ ( قیمت شکنی )
5-اثر گذاری روی مدیران متخصص صنعتی کشاورزی با پیشنهاد شغل تابعیت خروج مجانی در نیوزلند آمریکا استرالیا لندن کانادا به منظور خارج کردن تکنولوژی های حساس یا از کار اندازی بخصوص در زمینه های تخصصی پزشکی صنعتی هسته ای
6- اثر گذاری از طریق تحریک و شورش تخریب اختلاس ( پیشنهاد حمایت از پناهندگان ) حتی از پناهندگان اختلاس گر نظیر خاوری
7-اثر گذاری از طریق فریفتن آلوده به فساد و فحشا کردن بازی با احساسات شهوانی جوانی ( زوم کردن روی نیازهای روانی جسمی فکری 14 میلیون مجرد و یا مطلقه ) و ترویچ بی حجابی بی دینی بی عقایدی
8-اثر از تحریک مرتب طوایف عشایر اقلیتها کرد و بلوچ عرب
9-اثر گذاری از طریق همسایگان شمالی و جنوبی
10-اثر گذاری از طریق دستکاری در سیستم آب و هوا ( هارپ )و جلوگیری از حقه آبه از کشورهای همسایه
11- تخلیه ظرفیت های ژئو پلتیک ایران از طریق دور زدن ایران ( ایجاد کریدور های جانبی جعلی )
12-تخلیه امید و تخریب آینده دانش آموزان و دانشجویان با هجوم رسانه ای ( سیاه نمایی تحقیر سازی غیر قابل حل نشان دان مشکلات پروژه نا امید سازی )
13-رو دست زدن سیاسی نظامی اقتصادی به ایران از طریق برنامه صلح دوستی با اعراب عربستان امارات بحرین
14-تحریک مکرر افکار عمومی بر علیه ایران اسلام و اتهام ترویستی با پروپاگاندا تبلیغی نظیر تصرف جزایر سه گانه امارات و غیره
اینها بخشی از حرکات دنبال کردن برنامه های تهیه شده بر علیه کشور هستند؟
اما چکار باید کرد؟
قبل هر کاری باید بسیار سریع اهداف و برنامه های 25 ساله و پنجاه ساله استراتژیک ایران مشخص و با کمک دانشگاهیان و صنعت کاران
تصویب شود .
این برنامه باید کشاورزی ایران مبنای توسعه صنعتی قرار دهد باید صنایع دستی ( آنچه که غرب نمی خواهد ابقاء گردد )
اکنون یکصد بیست میلیون تن محصولات کشاورزی با کمک صنعت و برنامه ریزی ملی می توان به دو تا سه برابر در کوتاه مدت افزایش داد.
اگرچه بسیاری از مناطق ایران خشک و بیابانی است لذا لازم است یک برنامه استانی با آمایش جمعیتی برای توسعه ملی تدوین گردد.
وجه غالب مناطق خشک توسعه صنعتی با تکنولوژی غیر آب بر پیشنهاد شود.
این مهم میسر نخواهد شد مگر با همکاری برگزیدگان شهرستانی استانی باید برای هر شهر و استان برنامه مناسب آب و هوایی منطقه ای مبتنی بر معادن محلی و تاریخ گذشته همان ناحیه برنامه مدون شود .
این تدوین برنامه کار سختی نیست اما رضایت همگانی در آن مشکل است؟
هر چه مسئولان تهیه برنامه دموکرات تر باشند امکان توافق همگانی نزدیک تر و ممکن تر خواهد شد اینجا نیاز به سعه صدر و تمرکز بر وحدت دانشمندان فراخوان داده شده با گرایش ملی کارگشا خواهد بود فقط و فقط منافع ملی فعلی و آینده کشور مد نظر باشد.
تسریع در این مهم از هرز رفتن سرمایه های عظیم کشور جلوگیری خواهد کرد.
بر اساس این برنامه برایمان مشخص خواهد شد که چقدر در سال فارغ التحصیل معلمی پزشکی مهندسی کشاورزی حتی با درج گرایش مربوطه مورد نیاز خواهد بود
این برنامه نشان خواهد داد که کیفیت و کمیت برنامه های توسعه عمرانی پنج ساله بر چه مداری باید حرکت کند؟ ( در واقع پیش نیاز برنامه عمرانی هفتم تهیه نقشه راه جامع توسعه کشور است و برنامه هفتم در قالب چنین برنامه ای مفهوم و معنا پیدا خواهد کرد)
جگونه کشور باید از تک محصولی نجات پیدا کند؟
این موضوع خیلی مهم و اساسی است . یکی از اصلی ترین دلایل انعقاد برجام همین احتمال گریز ایران از دام نفت بود دقیقا به سخنرانی اوباما مرتبت با اقناع گنگره در موافقت با برجام اشاره ایشان به همین موضوع بود ( دقیقا تحریم ها دارند بی اثر می شوند ایران هم به تحریم دارد واکنش دفاعی نشان می دهد)
حتی توافق فعلی دولت بایدن با آزاد سازی 6 میلیارد دلار وجوه ایران در کره جنوبی و آزادی زندانیان در همین اثر نهفته است فروش نفت ایران بلامانع باشد ( ترس بسیار شدیدی غرب دارد از اینکه اقتصاد ایران بدون نفت ادامه پیدا کند)
ما نباید نفت را کنار بگذاریم اما باید ناف آن را از بودجه قطع کنیم فروش نفت فقط برای صندوق توسعه ملی محافظت شده باید باشد.
اصلا امروز قدرت صنعتی ایران اجازه تبدیل تمام نفت استخراجی به محصولات مرتبط می دهد.
یک مشکل اساسی کشور نبود فارغ التحصیلان مدیریت و برنامه ریزی کلان و استراتژیک کشور است؟
با وجود یازده میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی ما ده نفر فارغ التحصیل برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک جامع نداریم؟
یک سرفصل های در تحصیلات رشته های مشابه در دانشگاههای کشور وجود دارد اما متاسفانه بیشتر آنها در رابطه با شرکتهای تجاری هستند .
تنها دانشگاه تربیت مدرس تعداد شش نفر در سال دانشجوی دکترا می گیرد که تکافوی کشور نمی کند تازه گرایش های آنان خود مسئله دارد؟
فقدان برنامه ملی فقدان برنامه ریزان اصولی فقدان مدیران کلان کشوری سبب شده تا دولتها مثل اسب عصاری دور خود بگردند
تازه بعد از هشت سال ببینیم هنوز در نقطه صفر هستیم از این همه حماقت به کجا شکایت باید ببریم؟
شدت تغییرات اقتصادی و تبعات آن چنان سریع و کمر شکن است که حتی وزراء جوان هم از قافله عقب مانده اند؟
آقای بذر پاش از همه انتظار داشتیم از شما نه جمله :مسکن 25 متری نیاز بازار پاسخ نمی دهد؟
برایم باور کردنش سخت بود.
بگذارید همان ابتدا خواهش کنم مسئله مسکن 25 متری جناحی نکنید بگذارید سیاست گذار بدون فشار روانی عاقلانه تصمیم بگیرد؟
این مسئله از اول هم جناحی نبود تا آنجا که یک روزنامه اصلاح طلب برای تکذیب کنندگان مسکن 25 متری مقاله توهین آمیزی را چاپ کرد.
هم نمایندگان مجلس هم جناح اصول گرا و هم دولت خواهشمندم مسئله از روی نیاز مردم بررسی کنند نه به علت موافقت یا مخالفت جناحی ؟
از سال 1397 مسکن به شدت نرخ صعودی پیدا کرد و کار را به جایی رساند که عملا خرید و فروش متوقف شد.
یک آپارتمان زیر صد متر در مرکز و جنوب شهر تهران نزدیک به ده میلیارد تومان نرخ می خورد کدام کارگر یا حتی کارمندی قادر است چنین پولی را تهیه کند؟
نه وام نه پس انداز هیچکدام قادر به تهیه چنین سرمایه ای نبودند و نیستند ؟ ار آنجا که بیشترین تقاضای مسکن متعلق به جوانانی است که تازه به عرصه کار و تلاش رسیده اند نوعا"
این قشر نه تنها از خرید بلکه از اجاره واحد مسکونی هم عاجز شدند؟
به همان اندازه که نرخ مسکن افزایش پیدا کرد تا ده برابر سال 1397 اجاره بها هم نرخ رجومی و میلیاردی به خود گرفت تا جای که یک آپارتمان 50 متری با 250 میلیون پول پیش و ماهی پنج تا هشت میلیون به بازار اجاره عرضه می کنند.
تازه این نرخ بسیار متزلزل و ناپایدار است هر سال هم افزایش غیر معقول تری به خود می گیرد؟
چون در پنج سال گذشته مسکن جدیدی ساخته نشده و عرصه برای گران کردن بسیار هموار است یک آپارتمان بیش از چند متقاضی دارد؟
با این نرخها تقریبا تمامی کارگران و کارمندان بی مسکن از تهران رانده شدند بسیاری به حومه تهران نظیر پردیس پرند کرج فردیس حصارک و حتی هشتگرد و دورتر هجوم بردند نه تنها برای خرید که قسمت اعظم مستاجران هم آواره حومه شدند.
در حومه هم اجاره ها شدیدا افزایش داشته اند اما رفت آمد هم بلای جان مردم شده گاهی افراد در روز بیش از هفت ساعت در راه هستند سه ساعت نیم برای آمدن و سه ساعت نیم برای بازگشت
نبود وسیله نقلیه عمومی کافی کار را بسیار سخت کرده است بعضی هرگز روز را در محل سکونت خود نمی بینند مگر روزهای تعطیل وقتی از سکونت گاه حرکت می کنند که آفتاب نزده وقتی به محل باز می گردند که چند ساعت از غروب آفتاب گذشته است و این فرسایش جان مال است تازه این افراد خیلی خوشبخت هستند که توانستند با شرایط جدید خود وفق دهند.
بسیاری نتوانستند به همین شرایط هم برسند بسیاری از خانواده ها از هم فرو پاشیدند؟
عده ای طلاق گرفتند عده ای هم زندگی هیبریدی انتخاب کردند.
زندگی هبیریدی یعنی زن در خانه پدر زن ( مثلا شمال کشور ) سکونت کند بچه در خانه خواهر شوهر یا خاله مرد هم آواره یک شب خانه دوست یک شب در نگهبانی محل کار یک شب در اتوبوس یک شب دزدکی در مترو اموال هم در خانه این و آن امانت می گذارند.
اینکه نوشتم افسانه نیست عین واقعیت است ؟
بگذارید برویم جامعه کارگری کارمندی یک رسانه معروف در قلب تهران بازبینی کنیم البته اسم این رسانه را ذکر نمی کنم چون تبعات دارد؟
این رسانه تا همین دو سال پیش بیش از 280 کارمند و کارگر داشت اکنون کمتر از 180 نفر ؟
خوشبختانه امروز صد نفر کم شده بیشتر ترک کار بوده تا اخراج از محل کار طرف آمده صادقانه گفته با این حقوق هفت و هشت میلیون شما امورات من نمی گذرد استعفا داده رفته است؟
از آن 280 نفر حدود بیست نه نفر مجرد هستند ( به علت مشکلات اقتصادی طلاق گرفته اند حدود ده درصد ) حدود بیش از 70 درصد در حومه زندگی می کنند و حدود پنج در صد هم زندگی هبیریدی دارند امروز ؟
از باقی مانده ها حدود صد نفر شغل دوم و سوم هم دارند بعد از ساعت 4 بعد از ظهر جای دیگری کار یا دست فروشی می کنند؟
بقیه هم یک زندگی ناقص و نیمه دارند ادامه می دهند نه مسافرتی نه دید بازدیدی نه هیچ و ...؟
این تصویر کلی جامعه کارگری کارمندی کشور است.
حالا اگر یک واحد 25 متری بتواند این خانواده هیبریدی نجات دهد یا آن پناه برده به حصار خروان ( یکصد بیست کیلومتری تهران قزوین )
یا مانع از طلاق زوجهای جوان شود آبروی اشخاص حفظ کند ؟
مانع آوارگی روزانه هفت ساعت اشخاص شود ( شوخی نیست ماهانه نزدیک 200 ساعت بین مسیر بودن).
این جامعه 280 نفری یک واحد کوچک از کل ایران است و جدا در صدهای طلاق بی خانمانی آن با کل کشور شباهت عجیبی دارد.
درست مانند همان آمار رسمی مرکز آمار که اعلام کرد طی سال 1400 و 1401 حدود یک میلیون سیصد هزار نفر کارگران واحدهای صنعتی ترک کار کرده اند؟
دقیقا ده در صد شاغلین صنعت کشور؟
بدون پرده پوشی حالا که دولت از ساختن مسکن ناتوان شده تغییر شرایط کوچک کردن واحدها صنعتی کردن واحدهای 25 متری می تواند انقلابی در کشور به پا کند؟
بگذارید آنان که از واقعیات بدور هستند هر چطور می خواهند داد سخن برانند؟
بعضی خود در رفاه کامل زندگی می کنند برخی این 25 متر در شان جامعه ایرانی نمی دانند برخی فقط به دهان دیگران نگاه می کنند؟
بیاید همین 25 متر را هم از مردم دریغ نکنیم.
بله فقرا در ایران بازار ندارند اما نیاز دارند؟
آقا پول نمی خواهد بدهید سرمایه ها هدایت کنید از مقرارت بخل نکنید بسیاری در شهرهای بزرگ صاحب خانه می شوند؟
صاحب قصر نه خانه ملکی نه فقط 25 متر جای اجاره؟
این آپارتمانها یک چهارم آپارتمانهای دیگر پول رهن می خواهند و شاید یک دوم آپارتمانهای بزرگ تر اجاره اما نگرانی بزرگی را از مردم دور خواهند کرد مسکن یک معضل بزرگ شده است 25 متر در این سالهای بدور از تدبیر تعقل یک مرکز سکنا خواهند شد؟
یک آرامش روانی برای جوانهای تازه به عرصه کار یا فعالیت رسیده رقم خواهند زد گسترش فرهنگ 25 متری حقوقهای نازل را امکان پذیر تر خواهند کرد.
ازدواج را سهل تر خواهند کرد خانمهای سرپرست خانوار را از سرگردانی نجات خواهند داد ( متاسفانه بسیاری از فرزندان طلاق با مادرانشان زندگی می کنند نوعا هم بی مسکن )
جوانها را به خانه دار شدن امید وارتر خواهند کرد
با توجه به قیمت ساخت متری 10 میلیون تا 15 میلیون تومان با حقوق کارگری هم خوان تر هستند نزدیک ترند با 25 ماه تا 30 ماه حقوق کامل خرج نکرده قابل ابتیاع هستند. ( نرخ متوسط 2 تا 3 میلیارد )
نان شب اگر نباشد گرسنه می شود تا صبح به سر کرد اما بی خانه نه . ( بی خانه از دغدغه نگرانی شاید تا صبح زنده نماند سکته کند؟)
واقعا وجدان خود را قاضی کنید غیر از اینکه می گوییم نیست؟
بخشش زمین پیش کش خانه قسطی پیش کش حیاط بزرگ پیش کش یک خانه کمی بزرگتر از قبر سیاسی نکنید جناحی نکنید دعوا نکنید آبرو ریزی نکنید ؟
بگذارید در کنار دیوار مسکن 25 متری کمی پایمان را دراز کنیم؟
یکی از بزرگترین تحریم های که بر علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد و مرتبا ابقاء شد همین فروش هواپیمایی مسافربری و حتی نظامی بود.
استکبار دو خط موازی تحریم تحقیر و تضعیف جمهوری اسلامی ایران در این زمینه در مرکز دستور خود قرار داده بود و هنوز هم دارد در این شیپور از دهانه گشادش می دمد؟
اما دولت مردان ایرانی نوعا در این زمینه مردد و نامطمعن ظاهر شدند؟
این موضوع علل تاریخی دارد سقوط مکرر هواپیماهای ایرانی در طی سالهای بعد از انقلاب یکی از علل این مرددی و عدم تصمیم گیری به شمار می آید.
هواپیماهای سقوط کرده را می توان در دودسته سقوط فنی و سیاسی دسته بندی کرد.
بعضی از هواپیماها واقعا دچار حادثه شدند بعضی هم با دخالت استکبار دچار هکر ها و چالش های مغناطیسی شدند.
اگر چه رسانه های خارجی در زمان وقوع هر یک سعی می کردند تسویه حسابهای داخل حکومت ایران را منشاء آنها قلمداد کنند؟
بطور کلی آمار سقوط هواپیما در ایران در سالهای گذشته بیشتر از نرم جهانی بوده و همین موضوع دستاویز غرب شده تا یک پروژه " عقیم سازی " همینطور " یاس سازی" و حقیر سازی " " خنثی سازی "
ملی و صنعتی ایران را دنبال کنند متاسفانه مدیران نصب شده در سازمان هواپیما سازی ایران ( هسا ) هم در همین دام افتادند.
غرب دو پروژه نا امید سازی در ساخت و یاس در کنار گذاشتن غرب و محصولات خود را در این زمینه پیگیری کرده و می کند.
برای غرب خیلی سنگین تمام خواهد شد اگر ایران هواپیمای ملی مسافری بزرگ و مطمئن تولید کند؟
لذا بسیار تلاش خواهد کرد تا از ریشه این درخت خشک کند.
آنان می دانند که استعداد ایرانی ها قادر است به سادگی با مهندسی معکوس به این صنعت راهبردی دست پیدا کند؟
اما متاسفانه دولت مردان ما به اندازه آنان اطمینان ندارند؟
خلاصه یک گزارش CIA حاکی از نگرانی عمیق پنتاگون از مهندسی معکوس سلاحهای بدست روسیه افتاده در جنگ اوکراین نشان می دهد آنان از مهندسی معکوس ایرانی ها بسیار بیشتر نگران هستند تا مهندسی معکوس روسها؟
درست پس از سقوط مکرر هواپیماهای توپولف 154 در ایران و سقوط هواپیمای 140 آنتونوف در نزدیکی اصفهان نشانه های بارزی از خوشحالی و تحقیر را بروز دادند که طبیعی نبود انگار سقوط های مکرر بدست خودشان انجام گرفته است.
مصاحبه یک متخصص اروپایی هم نشان از همین نگرانی دارد.
اگر چه هواپیمای توپولف 154 شاهکار نبود اما سقوطهای مکرر آن در ایران نیز بیشتر از سقوط های آن در کشورهای بلوک شرق بود؟
هیچگاه از خود پرسیده ایم چرا اینقدر در این موضوع غرب فشار می آورد ؟
پاسخ روشن است فشار مضاعف بیش از حد لازم نشان می دهد آنان با تحقیر و تکذیب و تخریب ایران و صنعت ایران سعی دارند برتری نژادی صنعتی و تکنولوژی حود را به رخ ما بکشند بار دیگر ما را تسلیم و تطمیع کنند.
این صنعت در دنیا یک حالت اختصاصی و انحصاری پیدا کرده است حتی شرکت بزرگ هواپیما سازی برزیل Embrar امپرائر نتوانست از دسیسه های این انحصار خارج شود در خاتمه به همکاری با شرکت بوئینگ رضایت داد؟
اما چرا این صنعت انحصاری و راهبردی است؟
بوئینگ با فروش سالانه حدود هفتصد میلیارد دلار و ایراباس با فروش هشتصد میلیارد دلار نبض جهانی این صنعت در دست دارند تازه این گردش مالی فقط منجصر به هواپیمای مسافربری است هر دو در صنعت نظامی سرمایه گذاری های کلان و تولیدات زیادی دارند که آمار فروش آنها معمولا سری است؟
بوئینگ در سال2022 تعداد 480 هواپیما و ایرباس با تحویل 661 عدد هواپیما به کار خود ادامه دادند.
هر دو شرکت سعی دارند تا با بازی با قیمت ها و سیاسی کاری بازار بیشتری را بدست آورند و همینطور شرکتهای رقیب وادار به شکست یا قبول همکاری کنند همینکار با امپرائر برزیل هم انجام دادند؟
حتی شرکتهای بزرگ چینی و روسی قادر به رقابت با این دو غول بررگ نظامی سیاسی جاسوسی اقتصادی نیستند؟
شرکت های شرقی بلوک شوروی قبل هم با دسیسه اینان بسته شد؟
اگرچه من اعتقاد دارم روسیه اهمیت استراتژیک این صنعت بخوبی درک نکرد و در سالهای فروپاشی تمام شرکت های بزرگ هواپیما سازی خود را از دست داد بسیاری از متخصیصن این شرکت ها هم به غرب مهاجرت کردند در صنایع هواپیمایی غربی مشغول به کار شدند ؟
اخیرا شرکت هواپیما سازی سوخو برای بخش مسافری خود دست به تدارکات زیادی زده اما به نظرم خیلی دیر و ضعیف بوده این تلاشها؟
اگرچه در هواپیمای نظامی پیشرفت خوبی داشته اند.
تنها شرکت بزرگ چینی هواپیما سازی کوماک هم با وجود حمایت کامل دولت چین مجبور شد همکاری با دو شرکت قبول کند تا ظرف چند سال نزدیک به 500 فروند پیش فروش داشته باشد؟
هواپیما سازی بسیار بیشتر از ساخت اتومبیل سود به همراه انحصار احتکار و شکوفایی صنعتی بدنبال دارد.
این صنعت با بیش از 280 صنعت موازی همکاری و زنجیره تولید ایجاد می کند .
حتی تولید در مقیاس کم هم تجاری و امکان پذیر است نسبت قیمت یک هواپیما به وزن آن از یک ارزش افزوده بسیار بالا حکایت دارد؟
تولید کنندگان هواپیما های کوچک تجاری تفریحی مسافرتی غربی حتی با تولید 20 تا 100 عدد در سال هم از درآمد هنگفت و حقوقهای کلان بهره مند هستند؟
هواپیما سازی آر تی آر ایتالیایی فرانسوی هواپیما سازی گلف استریم هواپیما سازی ساب هواپیما سازی آئرواسپیشیال و هواپیما سازی MRJ میتسوبیشی از این جمله هستند.
حتی می شود شرکت های بسیار کوچک اروپایی و آمریکایی نام برد که هواپیمای چند نفره تولید می کنند و هنوز هم موفق هستند؟
اما الزامات ساخت هواپیما در ایران .
اولین گام جلو آمدن دولت برای فراخوان دادن تمام شرکت ها و اشخاص علاقه مند در این زمینه است اصولا کارهای بزرگ بدون دخالت دولتها شکل نمی گیرد امکان تاسیس ندارند یا بسیار با تاخیر راه می افتند ؟
دولت به عنوان کاتالیزور می تواند این امر جلو راه اندازی کند بعد به تدریچ از دخالت خود کم کرده و در آخر کاملا به بخش خصوصی واگذار کند .
دولت مالزی در سال 1983 با همراهی و مدیریت ماهاتیرمحمد شرکت پروتون اتومبیل سازی تاسیس کرد ظرف دوسال اولین تولید خود با کپی برداری از یک مدل ژاپنی به بازار داد امروز با بزرکترین کمپانی سازی های دنیا رقابت می کند و اکثر سهام آن واگذار شده است و حرفی برای گفتن دارد بعضی از مدلهای تولیدی این شرکت در نوع خود از بهترین های دنیا هستند بخصوص آخرین وانت دوکابین آنها که به ایران هم آمده و ایران خودرو مشغول مونتاژ آن هست.
شروع کار هواپیما سازی می تواند با کپی کاری از یک مدل بزرگ و تجاری شروع شود حتی من پیشنهاد می کنم با بوئینگ 747 یا ایرباس 340 شروع شود هر کجا مشکل خورد دولت چک سفید امضاء وسط بگذارد که کمک خواهد کرد حتی وامهای بسیار کلان بدون بهره را روی میز بگذارد حتی 5000 میلیارد تومان و بیشتر؟
این نکته شروع از بزرگتر و بهتر غفلتی بود که در هواپیمای نظامی هم مرتکب شدیم بجای کپی برداری از F-14 از مدل کوچک شروع کردیم؟
ممکن است کسی مرا سرزنش کند که اطلاعات نداشتی بیراه رفتی ؟
خیر می دانم سوخت رسانی F-14 بصورت خطی و سوزنی بود این تکنولوژی در ایران احصاء نشده بود
اشکالی نداشت اف 14 ایرانی سوخت رسانی معمولی داشت آسمان به زمین نمی آمد این همه انرژی و سرمایه که برای اف 5 گذاشته بودیم برای اف 14 گذاشته بودیم اکنون یک برگ برنده بزرکتری در اختیار داشتیم؟
اگر چه تا همین جا هم باید ممنون همت و فداکاریی پرسنل تولید کننده کوثر باشیم این هواپیما در غربت و با کمترین امکانات ساخته شد و دولت بعنوان حامی توانا در کنار این عزیزان ظاهر نشد با فقر کمبود بودجه چنین شاهکاری خود عظمتی غیر قابل انکار است.
اگر دولت با چک سفید امضاء در این جهاد خودکفایی شرکت کرده بود ( دولت یازدهم و دوازدهم ) اکنون چند صد هواپیمای جنگی پیشرفته ایرانی داشتیم و این روسیه بود از ما تقاضای F-14 ایرانی می کرد نه ما برای دوجین هواپیما متقاضی باشیم؟ ( نگویید دولت بودجه نداشت دولت روحانی فقط در یک سال بابت مسافرت تفریحی به کیش 500 میلیارد تومان از بودجه بیت المال حیف میل کرد فقط یک صورتحساب ؟ ) خوشبختانه چنین اسراف و تبذیری در دولت سیزدهم دیده نمی شود.
در زمان دولت هاشمی رفسنجانی شرکت فوکر که ورشکسته شد تصیمیم به فروش شرکت داشتند ایران می توانست این شرکت بخرد اما دولت وقت که در پایان هشت سال خود بود توجهی نکرد و فرصت عظیمی از دست رفت یک شرکت آماده با قیمت نازل ؟
حالا چرا این صنعت استراتژیک است بخصوص برای ما اگر ما بخواهیم در دنیا حرفی برای قدرت نمایی بزنیم نیاز است که بتوانیم به سرعت در هر کجایی جهان حضور داشته باشیم ( به همین جهت هواپیمایی را برای شروع باید انتخاب کنیم که بسیار دور برد باشد و بتواند سوخت زیادی با خود حمل کند تا تمام توطئه ها را خنثی کند)
اگر اعتقاد داریم که ایران یکی از چند قطب قدرت در دنیای آینده است ( ما آینده ایم رئیس جمهور در سازمان ملل متحد ) یک ضلع این قدرت همین صنعت ساخت هواپیمای بزرگ و اقتصادی است.
نکته ناگفته اینست که اینکار باید با شرکتهای دانش بنیان شروع شود و سهامی عام باشد خداقل 500 شرکت و شخص در آن دخیل باشند؟
به شخص واگذار نشود من قول می دهم زیر سه سال اولین نمونه قابل پرواز داشته باشیم.
باید در این زمینه آینده نگری داشت ما اکنون 500 هواپیمای مسافربری بزرگ کمبود داریم ظرف 20 سال آینده به 2000 هواپیما نیاز داریم از نوع تجاری و باری هزینه 2500 هواپیما برای ایران نزدیک به 900 میلیارد دلار تمام خواهد شد؟
اصلا پرداخت و تهیه چنین هزینه ای امکان پذیر نیست اما ساخت ایران میسر است.
اصلا شرکت بوئینگ که در سال 1916 تاسیس شد اولش هواپیمای تخته ای تولید کرد بعد هم فقط 900 پا می توانست ارتفاع بگیرد و برای حمل محصولات پستی ساخته شده بود که موفق هم نبود بعد هم اولین هواپیمای تجاری 100 نفره خود را بعد از 21 سال در سال 1937 به بازار داد تازه تا پس از جنگ جهانی دوم بود به سود کلان دست یافت و هواپییمای دور پرواز بی 17 فروش خوبی داشت.
اما فروش جهانی با 737 و 727 آغاز شد.
خوب ما حالا می توانیم این راه طولانی میانبر بزنیم فقط حمایت شدید بخصوص حمایت معنوی و اطلاعاتی دولت می طلبد ؟
دشمن در حملات مکرر به یکی از صنایع مستقر در اصفهان ( بخصوص اسرائیل ) نشان داد که چقدر به این صنعت حساس است؟
لذا سعی تمام خواهد کرد این تلاش به شکست بکشاند.
باید باور کنیم بسیاری از سدها شکسته شده ما سد ساخت موتور هواپیما را با اوج پشت سر گذاشتیم
ما سد ساخت بدنه هواپیما را با ساخت کوثر طی کرده ایم
ما ساخت رادار را پشت سر گذاشته ایم حتی رادار چشم مرکب تولید می کنیم.
چه عیبی دارد سر ریز تجربیات نظامی را در ساخت هواپیمایی تجاری داشته باشیم.
این صنعت می تواند بتدریچ تا 100 هزار نفر در کشور بکار گیرد و حداقل آورده مالی نزدیک به یکصد میلیارد دلار در سال برای کشور داشته باشد؟
نکته نگفته اینجاست که دولت با چند کارمند حقوق بگیر که از ساعت یازده آستینش را بالا می زند یعنی می خواهم بروم وضو بگیرم و تا ساعت 4 بعد ازظهر که از اداره می خواهد خارج شود هیچ کار دیگری نمی کند حتی آستینش را پائین نمی زند و فقط تزویر و نمایش چیزی که ندارد ( ایمان )
هرگز نمی تواند یک هواپیمای پنجاه نفره هم بسازد تا چه رسد به هواپیمای 500 نفره ؟
اما هر مدل ساخته شده باید مدت سه سال به عنوان کارگو ( باربری ) خدمت کند تا بتواند جواز حمل مسافر بدست بیاورد تا ایمنی آن کاملا تضمین شده باشد.
اصلا هدف ما از تولید هواپیما دست یابی به تکنولوژی قدیمی 20 تا 30 سال قبل این صنعت است حالا باید از یک هدف شدنی و قدیمی تر شروع کرد من قول می دهم ما بقیه را را کمتر از هفت سال طی خواهیم کرد ما قادر خواهیم شد ظرف چند سال به تکنولوژی روز دست یابیم
فراموش نکنید ایرانیان هجرت کرده و مشغول در این صنعت برگ های بسیار برنده ای هستند که ایران می تواند روی میز بگذارد؟
چه عیبی دارد دولت به چند متخصص کلیدی این صنعت ( اعم از ایرانی یا خارجی ) پیشنهاد چند ده میلیون پاداش و حتی خانه و بازنشستگی تضمین شده مکفی بدهد؟ ( این کار در دنیای صنعتی امروز بسیار معمول و پذیرفتنی است نگاه کنید که شرکت ورشکسته نیسان چگونه از فروپاشی حتمی گریخت)
ممکن است در ابتدا لازم باشد دولت وقت و هزینه هم برای اینکار بدهد اما در سالهای آتی از این صنعت بهره های عظیمی را خواهد برد ؟
اولین سود دولت عدم پرداخت 1000 میلیارد دلار هزینه خرید و نگهداری 2500 هواپیما ظرف بیست سال آتی خواهد بود.
دومین برد دولت دست دراز او در 17 ساعت برای هر نقطه در روی کره زمین خواهد بود
سومین برد دولت نرخ کمتر حمل مسافر و بار در کشور خواهد بود.
اکنون حمل هر کیلو کالا از چین به ایران از 4 تا 6 دلار است؟
در حالیکه هر کیلو بار تا آمریکا از 3 تا یک دلار بستگی به وزن و زمان حمل هزینه دارد.
چهارمین برد دولت فروش هواپیما و ارتقاء شدید دیپلماسی اقتصادی خواهد بود ؟ ( همین چهار تا برای شروع کافی است بقیه فعلا فاکتور می گیریم)
یکبار دیگر به مسئولین ضعیف مردد و نا امید هواپیما سازی گوشزد باید کرد اگر کاری نمی توانید بکنید بهتر زخم زبان نزنید و سکوت پیشه کنید استعفا پیش کش؟
ایران از دیر باز یک کشور کشاورزی و دامی بوده است حتی طبق متون تاریخی کشور انبار غله کشورهای همجوار هم بوده است؟
طبق تحقیقات دانشگاه توبینگن همراه محققان ایرانی مشخص شد کشت گندم در فلات ایران و کوههای زاگرس نشان داد که 12000 سال پیش کشت گندم و کشاورزی در ایران نظام مند بوده و تمدنهای ایلام حکومت ماد هخامنشایان سلوکیان اشکانیان و ساسانیان پایه اصلی اجتماعی اقتصادی کشور را بر اساس کشاورزی قرار داده بودند.
و حتی صادرات گندم پنبه در راس تجارت بازرگانان ایران قرار داشته است.( 1 )
در سالهای اخیر درست پس از شروع کرونا و جنگ روسیه و اوکراین اهمیت خودکفایی در تولید مواد غذایی و کشاورزی بار دیگر در راس اهداف بسیاری از کشورهای دنیا قرار گرفت ؟
جنگ اوکراین نشان داد کشورهای غربی بخصوص آمریکا هیچ اصولی را در صورت لزوم رعایت نخواهند کرد و برای غلبه و از دست ندان هژمونی خود حاضرند هر کشور هر حکومتی را فدا کنند.
کمبود و گرانی مواد غذایی ظرف 4 سال اخیر بیش از یک میلیون تلفات فقط در افریقا بجا گذاشته است اخباری که غرب به راحتی از کنار آن گذر کرد و حتی موضوع را پوشش خبری هم نداد همانطور که راهپیمایی عظیم اربعین سانسور کرد.
در چهار سال گذشته گرانی مواد غذایی بیش از چهارده کشور در معرض سقوط اقتصادی قرار داده است و باعث رنج فراوان انسانی اجتماعی و ناامنی گسترده در کشورهای فقیر شده است.
طبق گواهی آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد، در اواسط ماه مارس درباره عواقب جهانی جنگ هشدار داد. او گفت که "طوفان گرسنگی" در حال وقوع است. با توجه به اهمیت فراوان اوکراین به عنوان صادرکننده مواد غذایی، این تهاجم "همچنین حمله ای به آسیب پذیرترین مردم و کشورهای جهان" خواهد بود.
این گواهی بالاترین مقام سازمان ملل بود برای اعتراف به اینکه مواد غذایی یک سلاح شده اند همانند مسلسل می کشند آسیب می زنند
حتی کودتا سقوط جنگ حاصل سیاسی شدن مواد غذایی است.
نمی فروشند به قیمت گزاف مگر به بهای "تمکین سیاسی و تسلیم" به همین خاطر
حتی احتمال سقوط حکومتهای ضعیف تر در تهیه مواد غذایی وجود دارد سقوطی همراه با ورشکستگی شورش و غارت ؟
حکومتهای صدمه دیده مانند ماداگاسکار . تونس . لیبی.مصر لبنان . اتیوپی . سومالی . سودان . کنیا. و بسیاری دیگر که هنوز از تبعات شروع جنگ اوکراین و روسیه رها نشده اند؟
ایران هم یکی از کشورهای هدف برای جنگ "جهانی غذایی " بود که با اقدام به موقع دولت رئیسی توانست از این دام خطرناک عبور کند.
مشکلاتی که بخاطر مسائل امنیتی افشاء نشد و پوشیده مانده اگر چه کوتاهی دولت اسبق هم آسیب پذیری ایران به شدت افزایش داده بود.
بهر حال جا دارد از آن تلاش صمیمانه تشکر کنم اگر به دولت اشکال وارد می کنیم دلیل نمی شود خوبی های و عملکردها ی عالی را تمجید نکنیم
دولت روحانی با اعلام قیمت بسیار پائین گندم برای سال1399و 1400 زمینه عدم خرید و عدم کشت را فراهم کرده بود تا جایی که کل خرید گندم به نصف کاهش پیدا کرده بود.
در همان تاریخ من طی چند مقاله در راهبرد 525 تا 529 به تفصیل در این مورد نوشتم اگرچه بسیار مورد توجه قرار گرفت حتی رسانه های خارجی هم مطلب منعکس کردند اما در داخل فقط سایت الف یک قسمت منتشر کرد که بلافاصله با درخواست دولتی ها از سایت حذف شد؟
اگر چه من اعتراضی به این عمل نداشتم و ندارم کالبد شکافی من از مشکلات نه برای کوبیدن و سرپیچی کردن و گردنکشی است.
بلکه برای نشان دادن راه و حل کردن موضوع است .
درست مانند یک چاقوی جراحی بدن می شکافم تا به زخم برسم بعد ابعاد موضوع را بررسی و شیوه ای برای درمان تشریح می کنم خواه مقبول افتد خواه مبغوض گردد هرجی نیست این هم بگذرد .
هفت سال است مسلسل وار می نویسیم به گواهی تاریخ انتشار هر یک اگر مورد توجه کامل قرار گرفته بود بسیاری از معضلات کشور به راحتی حل شده بود اگر چه یکی دو مورد هم اشتباه داشته ام اما 98 درصد درست بوده به موقع بوده مناسب بوده؟
اما امروز می خواهیم بررسی کنیم با همه مشکلات کشور اعم از بی پولی دولت خشک سالی نبود سرمایه و وام بانکی آیا خودکفایی کامل کشاورزی در ایران وجود دارد؟ یا نه.
امروز دولت نزدیک به 25 میلیارد دلار مستقیما" برای واردات مواد غذایی و نهاده های دامی ارز پرداخت می کند و در پایان مبلغ بسیار ناچیزی از این مبلغ به صورت ریالی دریافت می کند تقریبا یک پنجم مبلغ دلاری؟
تازه هر سال این مبلغ افزایش هم پیدا می کند ظرف پنج سال آینده این مبلغ به 50 میلیارد دلار خواهد رسید .
افزایش جمعیت کشور به 100 میلیون نفر افزایش فقر افزایش مهاجرت به شهر ها نان خوران دولت را به شدت هزینه بر خواهد کرد.
همانطور که در بنزین گاز و سوخت به ناترازی رسیدیم به زودی در این موضوع هم به ناترازی خواهیم رسید؟
مبلغ تخصیص داده شده به واردات مواد غذایی دو رویکرد تخریبی دارد یک تولید کشاورزی داخلی را بی صرفه خواهد کرد اختصاص دلار 28500 تومانی به نان و مواد نهاده های دامی کشاورز از تولید منصرف خواهد کرد کشاورز باید کار خود را با مواد تکمیلی کشاورزی نظیر کود ماشین آلات کشاورزی زمان و سرمایه دلار 50 هزار تومانی به کار ببندد و در آخر وجه دلار کمتر به عنوان حاصل کار با تاخیر جند ماهه دریافت کند.
در حالیکه کشت سایر محصولات غیر استراتژیک با دلار 50 هزار تومانی ( تازه اگر نرخ دلار ثابت بماند ) می تواند بفروشد.
تازه آن کشت هم در مقابل افزایش نرخها و زندگی شهری چنگی به دل نخواهد زد.
در هر حال تمام شواهد حاکی از اینست که دولت در چند سال آینده از ادامه اینکار ناتوان خواهد شد.
اما سوال اساسی اینجاست که با شبه افکنی مدیران مشکوک آیا ایران قادر است در عین خشک سالی و کمبود اعتبار به خودکفایی کامل کشاورزی دست پیدا کند حتی نهاده های دامی را داخل تولید کند یا خیر؟
پاسخ اینجاست با مطالعه تمام پارامترهای دخیل در قضیه ایران می تواند خودکفایی کامل در تولیدات کشاورزی پیدا کند حتی می تواند مقدار متنابعی را هم صادر کند.
چگونه امروز تکنولوژی کشاورزی بسیار رشد کرده اینک هلند با نیم لیتر آب یک کیلو گوجه فرنگی تولید می کند در حالیکه در کشورهای مشابه حتی در گلخانه با چهار لیتر آب یک کیلو گوجه فرنگی تولید می کنند.
امروز هلند با 2500 هکتار گلخانه برابر یکصد میلیارد دلار صادرات مواد کشاورزی دارد.
بعد از آمریکا دومین صادر کننده مواد غذایی دنیا است .
ببینید مساحت شهر تهران 370 هکتار است یک هفتم زیر کشت هلند؟
یک گلخانه معمولی ده برابر یک زمین کشاورزی در سال تولید دارد یک هکتار گندم در سال پنج تن محصول می دهد اما یک هکتار گندم در سال چهار بار کشت هر بار تا 15 تن محصول می دهد.
حالا اگر گلخانه های ایران یک پنجم جهانی هم محصول بدهند کشت گلخانه ای در ایران می تواند تولیدات کشاورزی به دو برابر افزایش دهد طبق گزارش خبرگزاری فارس کل گلخانه های ایران از 23000 هکتار در سال 1401 به 27000 هکتار در سال 1402 افزایش یافته است.
این در حالی است که کل گلخانه های کشور هلند از 2500 هکتار بیشتر نیست؟
ایران اینک با همین خشکسالی موجود می تواند محصولات کشاورزی خود را از 120 میلیون تن به دو برابر ظرف چهار سال افزایش دهد؟
اشتباه نکنید این افزایش نه نیاز به سرمایه گذاری دولت دارد نه نیاز به کار غیر ممکن دارد بلکه دو مشکل اساسی دارد یک واردات مواد غذایی ذینفعانی دارد که به هیچ وجه حاضر نیستند این امتیاز وارداتی از دست بدهند و مرتب لابی گری می کنند ؟
آن اقای که نصف مبلغ 25 میلیارد دلار شخصا بابت واردات نهاده های دامی دارد دریافت می کند کجا حاضر است این تجارت بسیار سود آور رها کند؟
دوم اینکه اقایان وابسته مرتب در گوش دولت ایه یاس می خوانند آب نداریم امکان خودکفایی وجود ندارد قیمت تمام شده گندم جو ذرت در ایران بالاتر از خارج در می آید الا غیر ذالک؟
متاسفانه مجلس هم در میان کارنامه موفقی نداشته همیشه مایل به واردات بوده ؟ پیدا کنید توزیع کننده رانت؟
ببینید ما داریم 25 میلیارد دلار به خارج می دهیم با آن موادی می خریم که کشاورزی داخلی با آن سرکوب می کنیم؟
شما همین مبلغ 25 میلیارد دلار با نرخ آزاد در داخل خرید کنید همان گندم ذرت کنجاله سویا را ببینید از زمین آسمان گندم ذرت سویا خواهد روید یا نه شما گندم سال گذشته به نرخ تنی 550 دلاز خرید کردید به نرخ هر کیلو نیم دلار یا به نرخ آزاد ارز در ایران کیلیویی 25 هزار تومان تازه هر کیلو پنج سنت هم هزینه حمل با کشتی دادید و از بندر تا سیلو هم هر کیلو حداقل هزار تومان هزینه کامیون دادید.
پنج سنت می شود 2500 تومان با 1000 تومان داخلی می شود کیلوی 3500 تومان با 25000 تومان هر کیلو می شود 28500 بیست هشت هزار پانصد تومان تازه این وجه بدون تاخیر کشتی دموراژ و وجوه بیمه تخلیه و بار گیری است هزینه هر کیلو گندم کف نانوایی برای دولت 40 هزار تومان تمام می شود؟
تازه این کمترین مبلغ تمام شده است چرا ؟ چون کسر وزن در حمل وجود دارد هم تبخیر رطوبت هم ریزش هم آفات زدگی هم دزدی ؟
خوب این چهل هزار تومان با کیلوی ده هزار تومان تخفیف به دولت کیلوی 30 هزار تومان در گندم و جو 23 هزار تومان در ذرت و سویا خرید کنید در داخل من قول می دهم تمام ایران برای کشت گندم مردم گلخانه بزنند.
اصلا ارز هم هزینه نکنید نگهدارید برای واردات ضروری فقط ریال پرداخت کنید.
آن وقت دیگر تولید روی چرخ توانایی و گسترش قرار خواهد گرفت ؟
کم کم می شود کل تولید پخت نان و سیلو کردن به تدریج به عهده مردم و بخش خصوصی گذاشت.
اگرچه این میدان و گردش کار تا ابد باید با نظارت تشویق و هدایت دولت همراه باشد فقط دولت باید بزرگی تشویق تقسیم کار و هدایت سرمایه ها را داشته باشد.
یک مشکل اساسی در بخش کشاورزی وجود دارد و آن نقص در آموزش روشهای صحیح است اصلا جهاد کشاورزی مفقود شده آموزش است؟
یک آموزش های وجود دارد اما در کشور بزرگ ایران مانند با قاشق چای آب دادن به فلات بزرگ ایران است.
وجود یک کانال تلویزیونی کشاورزی همراه با سایت اختصاصی آموزش موبایلی مفقوده ایران است امید است مورد دقت نظر و عملی شدن قرار گیرد؟
چه عیبی دارد ما در تلویزیون نحوه کامل گلخانه سازی کشت و کشاورزی در ابعاد کشوری آموزش دهیم قابل توجه صدا سیمای کشور و آقای جبلی.
1-دکتر مسعودی فر ( در مقاله: سرآغاز کشاورزی نظامند در ایران )